
سبک زبان و نحوه به کارگیری آن: عامل ایجاد معنای ضمنی
چنان که دربارهی دالهای معنای ضمنی نیز اشاره شد، سبک زبان و نحوهی به کارگیری زبان از عوامل ایجاد معنای ضمنی محسوب میشوند. از نظر
Home » ترجمه و زبانشناسی » صفحه 11

چنان که دربارهی دالهای معنای ضمنی نیز اشاره شد، سبک زبان و نحوهی به کارگیری زبان از عوامل ایجاد معنای ضمنی محسوب میشوند. از نظر

اورکیونی برای آنکه نظر جامع خود را درباره مدلولهای ضمنی ابراز کند، سعی در تجزیه و تحلیل نظریههای سایر زبان شناسان دارد. به عنوان مثال،

برای ایجاد معنای ضمنی میتوان سه روش مختلف را برشمرد. معانی ضمنی ایجاد شده توسط سبک نگارش، معانی ضمنی حاصل از گزارهگذاری و همینطور معانی

اورکیونی دربارهی نقش معنایی «نوای گفتار» خاطر نشان میکند که مطالعه و بررسی امور مربوط به نوای گفتار بیشتر در حیطهی شعر انجام میگیرد و

علاوه بر نقش آواها و اصوات در ایجاد معنا، اورکیونی از برخی دال و مدلول سخن میگوید که وجود آنها در بستر گفتمان، معنا- به

با تکیه بر نظریهی لئون دربارهی بحث مربوط به «سبک آوایی» در کاربرد واحدهای زبانی، اورکیونی ابتدا از واجهایی صحبت میکند که میتوانند دالهای معنای
Bednarcek, Monika A. (2005) ‘Frames Revisited- the coherence- including function of frames’, Journal of pragmaics 37; 685- 705. Blum- lkulka, shoshana (1986) ‘shifts of cohesion
1- قطعهی زیر یک جستار کوتاه از Delight نوشتهی ج. بی. پریستلی است، که یک مجموعهی کوچک از نوشتههای شخصی است: Giving advice Giving advice,
عامل آخری در فهرست «دادههای» گرایس که در آن «شنونده» با فهمیدن یک معنی ضمنی «پاسخ خواهد داد» به عبارت خود گرایس «این حقیقت (یا