درونمای ترجمه
پیچیدگی ترجمه
در فصل یک نگاهی اجمالی به این موضوع انداختیم که ترجمه چقدر پیچیده است. این پیچیدگی نه تنها به علت مشکلات مربوط به مشخص کردن دقیق معنای متن اصلی ایجاد میشود، بلکه همچنین دلیل آن نیاز به بیان مجدد همان معنا در متن دیگر هم هست. دورنماهای مختلف در باب ترجمه توجه خود را معطوف وجوه گوناگون این فرایند کردهاند و این تفاوتها همان مواردی است که در این فصل کتاب به آنها پرداخته میشود.
تأکید بر روی متن اصلی در ترجمه
تاکید بر روی کارکرد یک زبان خاص
در این رویکرد، توجه خاص به متن اصلی به منزلۀ نمونه ای از چگونگی کارکردهای یک زبان خاص شده است، البته با عنایت به اینکه چگونه این زبان خاص با زبانی که میخواهند متن را به آن ترجمه کنند، مقابله میشود. ترجمه از این دیدگاه، مرتبط به زبان شناسی مقابلهای (vontrastive linguistics) است. ولی چند تفاوت اصلی نیز وجود دارد. جایی که زبانشناسان مقابلهای علاقمند به یافتن معادل برای مقولات زبانی در درون و در بین زبانها هستند، متخصصین ترجمه توجه خود را معطوف یافتن معادل در متن، کاربرد واقعی زبانها و بخشهای سازندۀ آنها در موقعیتهای ارتباطی میکنند. در اینجا مشکل مرتبط با ترجمه این است که چه مقدار از معنای یک متن تولید شده در زبان الف را میتوان در متنی در زبان بیان کرد.
تأکید بر روی تفسیر (درک)
با تأکید بر روی متن مبدأ که در بالا ذکر شد، این مفهوم تلویحی حاصل میشود که معنا در درون خود زبان است. ولی اگر تأکید بر روی فرایند تفسیر متن باشد، تأکید از روی خودِ متن برداشته شده و تأکید بر فرایندی میشود که انسان در آن دخیل است و همچنین تأکید بر روی خواننده و فعالیت شناختی و عاطفی خود میشود. این بدان معنی است که در اینجا تغییری از معناشناسی متن به کاربردشناسی تفسیر متن وجود دارد. ایدۀ اصلی در این مورد این است که وقتی خوانندهای متنی را میفهمد، فهم ذهنی، پیشنۀ شخصی، و دانش بافتی خود را در فهمیدن آن متن دخیل میکنأ، و به صورت فعال و کامل از آن متن، معنی میگیرد.
تأکید بر روی تفسیرهای متغیر در ترجمه: فرهنگی یا ایدئولوژیک یا ادبی
تفسیرهای فردی ترجمه و تفسیرهای متغیر در ترجمه
نظر به این که تأکید بر روی تفسیر فردی منوط به این ایده است که شرایط دریافت یک متن توسط فرد تعیین میکند چگونه متن فهمیده و ترجمه شود، همچنین میتوان بر روی تفسیرهای متغیر یک متن نیز تأکید کرد. این موارد با عوامل فرهنگی تعیین میشوند و بستگی به پیش فرضهای فرهنگی دارند…
عدم ربط متن اصلی در ترجمه و دوبارهسازی آن
دستورالعملی آزاردهنده برای مترجمان
ناراحت کنندهترین دستور عمل این دیدگاه این است که مترجم در واقع متن اصلی را خلق کند. این مطلب در مورد «ساخت شکنی» مفاهیم نویسندگی و همچنین اعتبار متن اصلی صدق میکند. چنین مفروض است که متن اصلی با هر ترجمۀ جدید (هر «خوانش» جدید) مستمراً «دوباره نویسی خلاقی» دخیل شود، به ویژه در مواردی که هم مؤلف و هم متن، جایگاهی دیرینه در فرهنگ مبدأ دارند؟ آیا مترجم مسئولیت اخلاقی نسبت به مؤلف و متن اصلی ندارد؟ و اگر متن اصلی بی ربط است، میتوان پرسید چرا مترجم متن خودش را برای شروع کار نمینویسد؟
تأکید بر هدف ترجمه
رویکردی از ترجمه مربوط به دههی هفتاد و هشتاد
خلاصه فصل دوم – برخی از دورنماهای ترجمه
جمع بندی آنچه در این فصل آمده است
ترجمه با عنایت به پیچیدگیاش، میتوان (و در واقع باید) از دیدگاههای گوناگونی مورد نظر قرار گیرد- یعنی دیدگاههای زبان شناختی، فرهنگی، اجتماعی- اقتصادی، ادبی، هدف مدار، دیدگاههای زبان شناختی در ترجمه که تأکید بر روی متن اصلی دارند، اخیراً به طور قابل توجهی دامنۀ خود را گسترش دادهاند- از توجه به معنای واژگانی و معناشناختی گرفته تا دربر گرفتن دیدگاههای نقشگرا و کاربردگرای زبان. صاحب نظرانی که تأکید بر روی دیدگاههای بیشتر روان شناختی- اجتماعی و عینیتر در ترجمه دارند بعضی اوقات ربط متن اصلی را نادیده میگیرند و تأکید بر اهمیت ربط و تأثیر متن مقصد دارند. تأکید بر روی تفاسیر متغیر و تقیّد به فرهن متنها، و تأکید بر روی هدف ترجمه، جدیدترین دیدگاهها میباشند، یعنی دیدگاههایی که در اواخر قرن بیستم در این رشته ظهور یافتند.
شما در حال مطالعه فصل دوم از بخش اول این کتاب هستید. میتوانید به کتاب اصلی «مقدمهآی بر مطالعات ترجمه» برگردید و بقیهی بخشها و فصول آن را ببینید:
برخی از دورنماهای ترجمه
همچنین میتوانید بخش اول و فصولی که در آن هست را ببینید و بقیهی قسمتها را هم بخوانید:
کتاب مقدمهای بر مطالعات زبان و ترجمه
فصل دوم از بخش اول کتاب به نام «برخی از دورنماهای ترجمه» غیر از این سرتیتر قسمتهای دیگری هم دارد میتوانید آن را ببینید:
برخی از دورنماهای ترجمه