تأکید بر روی متن اصلی

تأکید بر روی متن اصلی

تأکید بر روی متن اصلی در ترجمه

تاکید بر روی کارکرد یک زبان خاص

در این رویکرد، توجه خاص به متن اصلی به منزلۀ نمونه ای از چگونگی کارکرد‌های یک زبان خاص شده است، البته با عنایت به اینکه چگونه این زبان خاص با زبانی که می‌خواهند متن را به آن ترجمه کنند، مقابله می‌شود. ترجمه از این دیدگاه، مرتبط به زبان شناسی مقابله‌ای (vontrastive linguistics) است. ولی چند تفاوت اصلی نیز وجود دارد. جایی که زبان‌شناسان مقابله‌ای علاقمند به یافتن معادل برای مقولات زبانی در درون و در بین زبان‌ها هستند، متخصصین ترجمه توجه خود را معطوف یافتن معادل در متن، کاربرد واقعی زبان‌ها و بخش‌های سازندۀ آنها در موقعیت‌های ارتباطی می‌کنند. در اینجا مشکل مرتبط با ترجمه این است که چه مقدار از معنای یک متن تولید شده در زبان الف را می‌توان در متنی در زبان بیان کرد.

بافته‌های زبان‌شناسی مقابله‌ای در ترجمه

با وجود این، ترجمه از یافته‌های زبان شناسی مقابله‌ای کمک می‌گیرد: یعنی بسیاری از مشکلات ترجمه‌ای را می‌توان بر اساس تفاوت‌های بین نظام‌های زبانی مختلف، توصیف کرد. برای مثال، توصیفات مربوط به اینکه چگونه مفاهیمی مانند زمان در نظام‌های زبانی مختلف بیان می‌شوند، می‌تواند بر روی استراتژی‌های ترجمه‌ای مورد استفاده برای حل توصیفات وقایع در زبان دیگر تأثیر بگذارد. جایگاه زبان شناسی مقابله‌ای زمانی (در ترجمه) مرتبط‌تر می‌شود که دامنۀ آن نه تنها مربوط به صورت‌های زبانی می‌شود بلکه همچنین نحوۀ استفادۀ این صورت‌های زبانی در زبان‌های گوناگون برای سازماندهی اطلاعات، اجرای کنش‌های ارتباطی، یا بیان نگرشها را دربر می‌گیرد. این که چقدر زبان‌ها به طور عام در این سطوح گوناگون با هم متناظر هستند یا نیستنأ، مسلماً کمک اصلیبه مترجمی می‌کند که می‌خواهد تناظرهایی در بین متن‌های خاص در زبان‌های گوناگون ایجاد کند.

رویکردهای زبان‌شناسی که بیشتر به ترجمه ربط دارند

برخی رویکرد‌ها به توصیف زبان در مقایسه با برخی دیگر بیشتر به ترجمه ربط دارند. رویکرد‌های صوری کهنمونه‌های آن دستور زبان زایشی یا شناختی هستند عموما برای ترجمه خیلی مفید نیستند چون آن‌ها عمدتاً معطوف به معنای معناشناختی یا رمزگذاری شده جملات هستند؛ ولی کاربرد زبان شامل متن می‌شود و نه جمله و متن نیز فقط رشته‌ای از جملات نیست. پس چگونه می‌توان متنی را تفسیر کرد، متنی که معنای آن فقط از رمز گشایی جملات سازنده‌اش حاصل نمی‌شود، البته باید گفت که معنا گرفتن از جملات می‌تواند نقطۀ شروع محسوب شود. به عبارت دیگر، درست است که این مدل‌های صوریِ توصیف زبانی به ترجمه ربط پیدا می‌کننأ، ولی این ربط محدود است.

نظریه نقش‌گرای زبان بهترین رویکرد زبان شناسی به ترجمه است

در مورد ترجمه بهترین رویکرد‌ها در توصیف زبان همان نظریه‌های نقش گرای زبان (functional theories of languaege) است. این نظریه‌ها اولویت را به کاربرد زبان در موقعیت‌های ارتباطی اجتماعی می‌دهند و این مسئله را مدنظر دارند که چگونه زبان، موقعیت، و فرهنگ با هم آمیخته‌اند. رویکردِ به ویژه تأثیرگذار در ترجمه، همان زبان‌شناسی نقش گرای هالیدی (Halliday) است که در آن تأکید بر روی ارتباط نظاممند بین صورت‌های زبانی و نقش‌های آنها است. از نظر هالیدی، ورت‌های زبانی، رمزگذاری‌های معنایی نقش‌های اجتماعی هستند که یک زبان باید آن را برآورده سازد. دستور زبان نظاممند نقش گرای (Systemic- functional grammar) هالیدی، بُعد دیگری نیز به معنای معناشناختی اضافه می‌کند و در نتیجه می‌توان چنین استدلال کرد که بینش‌های بیشتری برای مترجم ارائه می‌کند.

تأکید در ترجمه، بر جمله به منزله‌ی تبادل یا بازنمایی

 در اینجا تأکید فقط بر روی جملات به منزلۀ موضوعات صوری نیست، بلکه تأکید بر روی جمله به منزلۀ تبادل یا بازنمایی نیز هست. ولی این نقش‌ها هنوز معناشناختی بوده و در داخل جمله توجیه‌پذیر هستند. آن‌ها توجیه گر چگونگی نقش‌های زبان از لحاظ کاربرد شناختی در متن نیستند. ولی، متن در ترجمه از اهمیت اولایی برخوردار است و در داخل بافت قرار دارد، و در نتیجه می‌توان آن را از لحاظ کاربرد یا سیاق مدنظر قرار داد. ما به طور مفصل‌تر در فصل سه این کتاب به مفهوم مهم سیاق خواهیم پرداخت.

مشخص‌ترین رویکرد متن‌مدار در ترجمه

تا به حال ربط ترجمه را با تأکید بر روی متن با استفاده از تحلیل‌های معتبر زبان شناختی مورد بررسی قرار دادیم. شاید مشخص‌ترین نمونه‌ها از رویکرد‌های متن مدار به ترجمه، متعلق به کتفورد (Catford) و نایدا (Nida) باشند. هر دوی این رویکرد‌ها در نظر دارند تا متن‌های مبدأ و مقصد را به لحاظ معنایی تا حد ممکن معادل هم نمایند: اگر چه دلایل آن‌ها با هم مختلف است و پیشینه‌های نظری متفاوتی هم دارند.

کتفورد: نظریه‌ زبانی ترجمه

یک ویژگی مهم کتاب کلاسیک ج.سی. کتفورد تحت عنوان یک نظریۀ زبانی ترجمه، همان نظرش نسبت به معنا است: چنین مفروض نیست که معنا از متن اصلی به ترجمه‌اش «منتقل» شود، بلکه تنها می‌توان آن را جایگزین کرد، پس آن به طور قابل قیاسی در محیط بافتی و متنی جدیدش، عمل می‌کند. این بینش از این لحاظ در ترجمه مهم است که تلویحاً این دیدگاه را در خود دارد که معنا به طرز تفکیک‌ناپذیری در بافت کاربردی یک واحد زبانی درگیر است. پس فقط از طریق ارجاع واحد‌های زبانی به بافت موقعیتی آن‌ها است که جایگزینی معنا امکان‌پذیر می‌شود. و ترجمه بدین دلیل امکان پذیر است چون هر دوی متن مبدأ و متن ترجمه شده را می‌توان به مختصه‌های مشخص نقش گرایانۀ موقعیت اجتماعی- اقتصادی متن‌ها مرتبط کرد. ایدۀ انتقال (transference) چنین القا می‌کند که معنایی در داخل متن اصلی وجود دارد که بیرون آورده می‌شود و در عبارت کلامی دیگری گنجانده می‌شود، و ایدۀ جایگزینی (replacement) چنین القا می‌کند که معنا، کارکرد ارتباط بین متن و بافت است و در نتیجه فقط می‌توان توسط همانند سازی این ارتباط آن را جایگزین کرد.

تمایز بین «تناظر صوری» و «تعادل متنی» در ترجمه 

کتفورد تمایزی اساسی بین تناظر صوری (formal correspondence) و تعادل متنی (textual equivalence) در ترجمه ایجاد می‌کند. تناظر صوری مربوط به نظام زبان (langue) و تعادل متنی مربوط به تحقق یافتن آن زبان (parole) است. تناظر صوری بین مقوله‌ها در متن اصلی و ترجمۀ آن زمانی موجود است که یک مقوله در زبان مقصد تقریباً همان حالت را در نظام زبانی در مقام مقولۀ متناظر در زبان مبدأ داشته باشد. برای نمونه، حروف ربط همپایه ‘and’ در زبان انگلیسی و und در زبان آلمانی عملکردی اساساً مشابه در این دو زبان داند، و بنابراین مترجم می‌تواند به راحتی ‘and’ انگلیسی را به und آلمانی ترجمه کند و به تعادل متنی برسد. ولی موارد بسیار دیگری هستند که در آن‌ها مترجم باید به طور مرتب به تبدیل‌های ترجمه‌ای (translation shifts) دست بزند. این موارد شامل دور شدن از تناظر صوری در فرآیند حرکت از یک زبان به زبان دیگر با استفاده از تغییر دادن دستور زبان به واژگان و بر عکس می‌شود. برای مثال، ترجمۀ جنبه‌های فعلی انگلیسی به زبان آلمانی، غالباً منجر به تغییر از دستور زبان به واژگان است. برای نمونه، جملۀ

‘He was hanging up his coat when the bell rang’

در زبان انگلیسی به صورت

Er hing gerade sinen Mantel auf. Alsees klingelte

آلمانی ترجمه می‌شود، یعنی موردی که صورت وجهی فعل توسط واژۀ gerade در آلمانی بیان شده است.

نظریه اجتماعی زبان ناید در ترجمه

اثر کاسیک دیگر در راستای ایجاد رویکرد مجزای زبانی به ترجمه، همان نظریۀ اجتماعی زبان نایدا در ترجمه است. علاقۀ نایدا به ترجمه از ترجمۀ انجیل نشئت می‌گیرد، یعنی کاری که او شخصاً مدت زبان زیادی انجام می‌داد. از نظر نایدا، ترجمه در وهلۀ اول و اصلاً جهت مخاطبین صورت می‌گیرد. در نتیجه او تفاوت‌های بین مخاطبین متن مبدأ و متن مقصد را از لحاظ هنجارهای توقعیشان و دانش آن‌ها از دنیا، مدنظر دارد. نایدا ترجمه را اساساً اقتباسی (adaptation) از متن اصلی (انجیل مقدس) برای مجامع زبانی فرهنگی کاملاً گوناگون می‌داند. چنین اقتباسی همواره ضروری است: یعنی فقط زمانی که ترجمه با نیازهای مخاطبین جدیدش سازگار شده باشد، می‌تواند دارای تأثیر مورد نظر باشد (در مورد انجیل همان حالت میسیونری). ولی به رغم ضروریت سازگار کردن پیام اصلی با نیازهای گوناگون مخاطبین مختلف، «واقعیت» مقدس پیام انجیل در متن اصلی اهمیت دارد و باید [در ترجمه] باقی بماند. برای حل کردن این دوراهی، نایدا دو ملاک مختلف برای ترجمه را مشخص می‌کند، که آن‌ها را تعادل صوری (formal equivalence) و تعادل پویا (dynamic equivalence) می‌نامد. تعاد وری اشاره به جهت‌گیری صوری دارد یعنی اینکه پیام در زبان گیرنده باید تا حد ممکن در تطابق با صورت‌های زبانی متناظر در زبان مقصد باشد، و تعادل پویا عطف به «طبیعی بودن (naturalness)» کامل زبان مقصد دارد. این تمایز همانند تمایزی نیست که کتفورد بین تناظر صوری و تعادل متنی ایجاد می‌کند.

روش ترجمۀ پیشنهادی توسط نایدا، روشی است که بر اساس دستور زبان گشتاری- زایشی در حالت اولیه‌اش بسط یافت. چنین مفروض است که ترجمه شامل سه مرحله باشد: تحلیل، انتقال، و بازسازی. در مورد ترجمه، مفهوم تأویل به منزلۀ «تفسیر یا بازگویی»، دوباره مفهومی شده است. جملات موجود در روساخت توسط مترجم تحلیل می‌شود (از طریق تفسیر) تا جملات «زیر بنایی یا هسته» حاصل شوند و سپس به ساخت‌های زبانی مشابه در زبان مقصد منتقل می‌شوند که این‌ها نیز به نوبۀ خود به متن زبان مقصد بازسازی می‌گردند. برای مثال، جملۀ:

‘John preached a baptism of repentance for the forgiveness of sins’

را می‌توان به پنج هستۀ اصلی زیر تقطیع کرد:

John preached

[[John baptizes the people]a

[The people repent] a

[God forgives

[The people sin]]].

پیام ذهن مترجم

به عبارت دیگر، پیام موجود در زبان الف، اول بر حسب ارتباط‌های دستوری و معنای کلمات و ترکیب کلمات، تحلیل می‌شوند؛ دوم، این موارد تحلیل شده، در ذهن مترجم از زبان الف به زبان ب منتقل می‌شود؛ و سوم این مطالب منتقل شده چنان بازسازی می‌شود تا آن پیام در زبان ب که گیرنده است، کاملاً مورد قبول باشد.

در ترجمه تأکید بر روی متن اصلی با تحیلی مقابله‌ای متفاوت است.

به طور خلاصه، تأکید بر روی متن اصلی در ترجمه متفاوت از تحلیل مقابله‌ای است. ترجمه حتی اگر تحلیل مقابله‌ای متن را مورد نظر داشته باشد، در این صورت هم از متن اساساً برای توضیح مقولات انتزاعی نظام زبانی بهره می‌برد. در حالی که تحلیل مقابله‌ای از اطلاعات نظام زبانی برای روشن شدن متن‌ها و اینکه بخش‌های خاص نظام زبانی چه معنایی از لحاظ معناشناسی دارند، استفاده می‌کند، ترجمه دربارۀ این است که منظور مردم از زبان به لحاظ کاربردشناسی چیست. در چارچوب ترجمه، تأکید بر روی متن (اصلی) به معنای تحلیل ان، و ارتباط دادن نظاممند صورت ها و عملکرد‌ها برای آشکار شدن انتخاب‌های انجام شده توسط نویسندۀ اصلی است. در اینجا هدف 

تواناسازی مترجم برای انجام انتخاب‌های خودش است.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط