سخن مترجم دربارهی سیر ترجمه در ایران
ترجمه و انتشار یک اثر تحقیقی شاید هیچ نیازی به توضیح و توجیه نداشته باشد اما با توجه به آنکه پرداختن به افتخارات و موفقیتهای واقعی یا جعلی ًگذشتهً در بسیاری از موارد نوعی مکانیسم روانی برای نادیده انگاشتن و سرپوش گذاشتن بر شکستها و ناکامیهای ًحال است، مترجم ذکر یک مقدمه کوتاه را ضروری میشمارد.
ترجمه در ایران از دید شرقشناس غربی
قبل از هر چیز باید از این امر اظهار تأسف کرد که دیگران در کار تحقیق و شناخت میراث ما بهعنوان ملتی که در ایجاد تمدن و فرهنگ اسلامی نقشی اساسی، اگر نگوییم نقش اصلی، داشتهایم از ما پرکارتر و جدیترند. شاید چندان نتوان در این امر مناقشه کرد که نگاه بخش اعظمی از دنیا (و حتی بخش قابل توجهی از خود ما) به ما سالهاست که از دریچه چشم شرقشناسی غربی صورت میگیرد و ما امروزه (چه برای مقابله، یا برای اصلاح این وضعت و یا ارتقاء شناخت خودمان) مجبوریم (و تا زمانی که نتوانیم یا نخواهیم خودمان بهطور جدی دست بهکار تحقیقات شویم، مجبور خواهیم بود) از آنچه که (درست یا غلط) در مورد ما گفته و نوشته میشود از طریق ترجمه مطلع شویم.
کمکاری نهادهای ایرانی در تحقیقات مربوط به ترجمه
اگر آثار ًتحقیقیً یا ًتألیفیً فارسی مونتاژ (سرهمبندی) شده از ترجمه تحقیقات و تألیفات همان متخصصان و شرقشناسان رادر زمره آثار ترجمهشده قرار دهیم در آن صورت از یک سو به اهمیت کار ترجمه در این زمینه و از سوی دیگر به کمکاری و بیتوجهی وسیع نهادها و مراکز علمی و فرهنگی داخلی (جدید و قدیمی هر دو) به انجام تحقیقات اصیل در این زمینه بیشتر پی میبریم.
مطلب دیگر و مهمتر از نقطه نظر یک ایرانی (بهعنوان ملتی باستانی با تمدنی کهن و خاص خود) مسلمان (بهعنوان عضوی از یک جامعه دینی تمدنساز با تاریخ و فرهنگ گسترده مشتمل بر اقوام و ملل مختلف در اقصی نقاط جهان) شیعه (که قرائت خود از اسلام را قرائت بر حق اسلام میداند و ائمه خود (ع) را جانشینان بر حق پیامبر (ص) میشمارد و همه حکومتها را در زمان غیبت مهدی موعود خود (ع)- جز به نیابت از آن حضرت- غاصب و جانر میشمارد) آناستکه امروز با برپا شدن حکومت جمهوری اسلامی ایران و عملکرد متولیان آن با دوستیها و دشمنیهایی مواجه است که در اکثریت موارد ناچار به مذاکره یا مقابله است و برای هر دو کار نیازمند شناخت خود، شناخت طرف مقابل، و شناخت تصویر خود در نظر طرف مقابل است. مسائلی چون جهانی شدن، گفتگوی تمدنها، احیای فرهنگ اسلامی، تهاجم فرهنگی و… ضرورت و فوریت تحصیل چنین شناختی را دو چندان میکند. ما (مای ایرانی، مسلمان و شیعه و حتی مای شرقی بهطور کلی) لااقل برای تحصیل دو شناخت آخر (شناخت طرف مقابل و شناخت تصویر خود در نظر طرف مقابل) نیازمندیم از آنچه درباره ما میگویند مطلع باشیم (همانطور که طرف مقابل نیز سالهاست با جدیت و سرمایهگذاری هنگفت به تحصیل چنین شناختی از ما و شناخت تصویر خود در نظر ما مشغول بوده و هست و بر اساس همین شناخت روابط خود را با ما تنظیم میکند).
تحقیقات تاریخی و زبانشناختی درباره ترجمه آثار غیردینی یونانی به عربی
کتاب فکر یونانی، فرهنگ عربی ضمن آن که مؤلف در پیشگفتار خود اظهار میدارد ً به سلسله طویل و ممتازی از تحقیقات تاریخی و زبان شناختی درباره آثار یونانی- عربی یا تحقیقات انجام شده درباره آثار ترجمهشده غیردینی یونانی به عربی در قرون وسطی وابسته استً (یعنی آثار افرادی چون فلوگل، ونریچ، استاین اشنایدر، اولمان، سزگین، اندرس، روزنتال، وان اس، پینگری و…) از یک نظر از همه آنها متمایز است.
اولین کتابی که به نهضت ترجمه آثار یونانی در ایران میپردازد
این کتاب شاید اولین کتابی باشد که ًبه بررسی عوامل عمده اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیکیً نهضت ترجمه آثار یونانی به عربی در اوایل خلافت عباسیان میپردازد و به این اعتبار میتواند نقطه عطفی در این تحقیقات از حیث وارد کردن آن به تحلیل اجتماعی تاریخی موضوع مورد مطالعه خود شمرده شود.
توضیح دربارهی عنوان کتاب نهضت ترجمه عربی
توضیح یک نکته درباره عنوان کتاب نیز ضروری است. صفات یونانی و عربی در عنوان و متن کتاب صرفاً به اقوام یونانی و عرب اطلاق نمیشود بلکه منظور همه آرایی است که به زبان یونانی بیان شده و سپس به زبان عربی ترجمه شدهاند. بهعبارت دیگر در این کتاب واژه یونانی معادل «به زبان یونانی» و صفت عربی معادل «به زبان عربی» است.
روش ترجمه ی این کتاب
کتاب بدون کم و کاست ترجمه شده و فقط در برخی موارد توضیحاتی در پانوشت بهعنوان توضیح مترجم در قلاّب [ ] قرار داده شده که با علامت [. . . .م] مشخص شدهاند. علائمی مثل (ع) یا (ص) توسط مترجم به متن افزوده شده اما سایر مطالب نوشتاری که در متن کتاب در درون قلاّب [ ] قرا داده شده، عیناً بههمان صورت در متن اصلی آمدهاند. بهمنظور پرهیز از بروز هرگونه اشتباه و رعایت یکنواختی در ترجمه، برخی اسامی کاملاً رایج در زبان فارسی (مثل رازی و خوارزمی) همانند سایر اسامی به همان صوتی که در متن اصلی آمدهاند یا ال عربی (مثل الرازی و الخوارزمی) نوشته شدهاند اما در تنظیم فهرست عام انتهای کتاب ال عربی نادیده انگاشته شده است (بنابراین الرازی ذیل حرف ر و الخوارزمی ذیل حرف خ فهرست شده است).
برای سهولت کار خواننده بهویژه در بخش یادداشتها از برخی اختصارات استفاده شده است: ر.ک. بهجای رجوع کنید، نک. بهجای نگاه کنید، ص. بهجای صفحه و صص. بهجای صفحات.
در ترجمه کتاب از نظرات دوستان و سروران متعددی در زمینههای مختلف استفاده کردهام که ذکر اسامی همه آنها ممکن نیست اما از همه آنها سپاسگزارم. از خوانندگان محترم و صاحبنظران بزرگوار نیز تقاضا دارم نظرات اصلاحی، انتقادی و نقدهای مکتوب خود را جهت استفاده در چاپهای بعدی به انتشارات کتاب روز ارسال نمایند.
فرهاد مشتاق صفت فروردین 1380
https://tehrantarjomeh.com/?page_id=1072
https://tehrantarjomeh.com/?p=2452
https://tehrantarjomeh.com/?p=2453
https://tehrantarjomeh.com/?p=2459
https://tehrantarjomeh.com/?p=2566
https://tehrantarjomeh.com/?p=2739
https://tehrantarjomeh.com/?p=3067
https://tehrantarjomeh.com/?p=3090
https://tehrantarjomeh.com/?p=3089
https://tehrantarjomeh.com/?p=3207
https://tehrantarjomeh.com/?p=3209