مقدمه فصل دهم
مفاهیم کلیدی
تفسیرشناسی (hermeneutics) (نظریة تفسیر معنی) که با مکتب رومانتیک آلمان ارتباط دارد.
· جنبش تفسیری (hermeneutic motlon) استاینر، چهار جنبش در ترجمه.
· پاوند: نیروی زبان از کهنهگرایی استفاده میکند تا نظریه ادبی زمانه را که یک بیگانهسازی قدیمی است، دگرگون سازد.
· بنجامین زبان «سره» ترجمة میان سطری (Interlinear)
جنبش تفسیری استاینر
نگاهی به رویکردهای فلسفی در ترجمه
جنبش تفسیری پیدایش خود را به مکتب رومانتیک آلمان و کسانی مانند اشلایر ماخر (فصل 2)، و در سدة بیستم به هایدگر مدیون است. با وجود این، کتاب بینهایت تأثیرگذار «پس از بابل» اثر جورج استاینر کلید پیشرفت تفسیرشناسی ترجمه محسوب میگردد. استاینر در این کتاب (249: 98/ 1975) رویکرد تفسیری را بررسی آن چیزی که در فهم سخنی شفاهی یا مکتوب معنی میدهد، و تلاش برای تشخیص این فرآیند در چارچوب الگوی کلی معنی تعریف میکند.
ازراپاوند و انرژی زبان
استاینر به پاوند و بنجامین اشاره میکند که به دوران «تعریف و نظریة فلسفی- شعری» تعلق دارند و در تکوین نظریههای ارتباط زبانها سهمی مهم داشتهاند. ازراپاوند، شاعر مدرنیست آمریکایی در سدة بیستم، سهم خود را از طریق کار ترجمه و نقد آن ارائه نمود.
اگرچه توجه پاوند طی سالیان طولانی فعالیتش ممکن است تغییر کرده باشد، او همواره به صورت تجربی کار میکرد و به کیفیتهای عاطفی زبان نظر داشت و بر آن بود به زبان نه با مفهوم، بلکه با فصاحت کلمه و ضرب آهنگ و صدا و صورت، انرژی بدهد.
والتر بنجامین و وظیفهی مترجم
مقاله والتر بنجامین Die Aufgabe des Ubersetzers در 1923 (بنجامین، 2000/ 1923) که هری زون در 1969 (بنجامین، 2000/ 1969) آن را با عنوان «وظیفه مترجم» به انگلیسی ترجمه کرد،نیز دیدگاه تجربی ترجمه را میپذیرد. متن مذکور در اصل مقدمهای بود بر ترجمة خود بنجامین از کتاب «تابلوهای پاریسی» اثر بودلر که یکی از متون فلسفی سرنوشت ساز در ترجمه ادبی تبدیل شد.
ساختشکنی
کریستوفر نوریس در کتاب مقدماتیاش نظریه و عمل ساخت شکنی (1991) ساخت شکنی را به طریق زیر شرح میدهد:
«ساخت شکنی در… محدودهای بیثبات عمل میکند و همة آن چیزهایی را که ما دربارة زبان، تجربه، و امکانات «بهنجار» ارتباطات بشری مسلّم فرض میکردیم، مسکوت میگذارد.»
(نوریس، xi: 1991)
«ساخت شکنی بر آن است تا هم ترکیب معینی از اولویتها و هم خود آن نظام تقابل مفهومی را بر هم بزند که ترتیب مذکور را امکانپذیر میسازد… ساخت شکنی… کار قرائت متن است و با متونی که مورد سوال و تردید قرار میدهد، به طور تنگاتنگی رابطه برقرار میکند.»
(نوریس، 31: 1991)
ساخت شکنی، هم پیمان با جنبشهای پست مدرن و پسا ساختگرا، زبان و همان اصطلاحات، نظامها و مفاهیمی را که زبان ساخته است،
مطالعات موردی
نخستین مورد در پی آن است معلوم کند که راهبرد ترجمة یک مترجم و یک شاعر نامدار را تا چه حد میتوان با الگوی فرایند تفسیری استاینر توضیح داد. متن مورد بحث، شع نویی از شیموس هَنَی، شاعر ایرلندی است که برگردانی از شعر حماسی آنگلوساکسونی بیوولف میباشد. چاپ این کتاب در 1999 با استقبال چشمگیری روبرو شد و چندی نگذشت که «جایزة معتبر وایت برو» را به خود اختصاص داد. بخش مهم کتاب، مقدمه هَنَی است که وی در آن، فرآیند ترجمه و ایجاد زبان نوینی را برای شعری کهن متعلق به یک هزار سال قبل را به هم ربط میدهد. هَنَی به شرح رابطة عجیبی میپردازد که این شعر با انگلیسی
خلاصه فصل دهم
فصل حاضر شماری از نظریه پردازان را مورد توجه قرار داد که آثارشان ماهیتی فلسفی دارد. استاینر در پس از بابل (1975) که توصیف ماندنی وی از ترجمهای ادبی است، از سنت تفسیری آلمان کمک میگیرد که در آن زمان، ترجمه را مورد توجه بسیاری از غیر متخصصان قرار داد. حرکت تفسیری استاینر در واقع به بررسی تفسیر معنی میپردازد. ترجمهها و نقدهای ازرا پاوند بر روشی تأکید دارند که طی آن، زبان میتواند در ترجمه، به متن انرژی بدهد، در حالی که وظیفه مترجم اثر والتر بنجامین به شدت و به صورتی شاعرانه در مورد رهایی زبان سره در ترجمه تحتاللفظی سخن میگوید و سرانجام، دریدا برخی امور مسلم قدیمی ترجمه، مانند تضاد میان زبانهای مبداء و مقصد و ثبات نشانةزبانی، را ساخت شکنی میکند. همین زیر سوال بردن اصول نظریة ترجمة زبانی، موضوعات دستور کار تازهای را برای مطالعات ترجمه مطرح میسازد.