آنتوان برمن، تحلیل‌گر منفی ترجمه

آنتوان برمن، تحلیل‌گر منفی ترجمه

کتاب نظری و بنیادین آنتوان برمن که به زبان انگلیسی به: Experience of the Foreign Cultur and translation in Romantic Germany (1992) ترجمه شد، از اثر ونوتی پیشی می‌گیرد و او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

خود وی به تازگی مقاله مهمی از برمن را ترجمه نمود. مقاله مذکور، در انگلیسی به “Translation and the trials of the foreign” (ونوتی، 2000) نامیده شده است.

آنتوان برمن

تغییر لغت experience در عنوان کتاب یاد شده به trials در مقاله مذکور گویای آن است که ونوتی می‌خواهد با آشکار ساختن چالش و سنجشی که ترجمه در متن مبداء نشان می‌دهد، خواننده را به مبارزه بطلبد.

توصیف آنتوان برمن از trials

1- سنجش (trial) فرهنگ مقصد، هنگامی که غرابت لغت و متن بیگانه را تجربه می‌کنیم.

2- سنجش متن بیگانه که از بافت زبان اصلی جدا می‌گردد.

برمن این جهت‌گیری کلی را محکوم می‌کند تا از طریق راهبرد «بومی سازی» ترجمه که معادل اصطلاح اخیر «غرابت زدایی» ونوتی است، بیگانگی را در ترجمه بی‌اثر سازد.

برمن می‌گوید: هدف دقیقا اخلاقی از کار ترجمه آن است که بیگانه را به همان صورت بیگانه بپذیریم، که این مطلب ظاهرا بر راهبرد «آشنایی زدایی» ترجمه ونوتی تأثیر گذارده است.

با این همه، برمن می‌پندارد که به طور کلی «نظامی از شکل‌شکنی متنی» در متون مقصد وجود دارد که از آشکار شدن متن بیگانه جلوگیری می‌کند.

اقسام شکل‌شکنی و تحلیل‌گر منفی

آزمایش آنتوان برمن از اقسام شکل شکنی، تحلیل‌گر منفی نامیده می‌شود:

«تحلیل‌گری منفی اصولا مربوط به ترجمه‌های پیوست‌گرا (annexationist) و قوم مدار و ترجمه‌های مافوق متنی (hypertextual) (مانند سبک‌های التقاطی، تقلیدی، اقتباسی و نوشتة آزاد) است که در آن‌ها، نمایش نیروهای شکل شکن بی‌هیچ محدودیتی به کار گرفته می‌شوند.»

برمن که فلسفه آلمان و داستان‌های آمریکای لاتین را ترجمه می‌کرد، هر مترجم را الزاما و ذاتاً در معرض این نیروهای قوم‌مدار می‌داند که نیروهای مذکور «گرایش به ترجمه» و همچنین شکل متن مقصد را تعیین می‌کنند.

او متوجه می شود که تنها از طریق تحلیل روانکاوانه اثر مترجم و آگاه ساختن مترجم از وجود نیروهای یاد شده می‌توان گرایش‌های مذکور را خنثی و بی‌اثر نمود.

توجه اصلی او به ترجمه داستان‌ها معطوف است.

«مشکل عمده در ترجمه کردن رمان آن است که به «چند منطقی بودن خام» آن توجه کنیم و از همگن سازی خودسرانه بپرهیزیم.»

معرفی 12 گرایش شکل‌شکن آنتوان برمن

بدین ترتیب،‌ بر من به تنوع و آفرینندگی زبانی داستان و نیز به روشی که ترجمه این تنوع را کاهش می‌دهد، اشاره می‌کند. او دوازده «گرایش شکل شکن» را برمی‌شمارد:

1- توجیه (rationalization):

اساسا بر ساختارهای نحوی، شامل سجاوندی و ترتیب و ساختار جمله، تأثیر می‌گذارد. بر من همچنین به انتزاعی بودن توجیه، ترجمة افعال به اقسام اسم، و گرایش به کلی‌گویی اشاره می‌کند.

2- روشن سازی (clarification):

مشتمل بر تصریحی است که «در نظر دارد آن چیزی را آشکار» سازد که نمی‌خواهد در متن اصلی آشکار باشد.

3- بسط (expansion):

آنتوان برمن، مانند سایر نظریه پردازان می‌گوید متون مقصد معمولا از متون مبداء طولانی‌تر هستند. این امر ناشی از ترجمه اضافی و هموارسازی (flattening) و نیز ناشی از تصریح بی‌محتوا (empty) است که ضرب آهنگ (rhythm) ترجمه را بی‌شکل و ناموزون می‌کند. این ضمائم فقط وضوح بیان اثر را کاهش می‌دهد.

4- منزه‌سازی در تعاریف آنتوان برمن (ennoblement):

این مورد اشاره به بعضی مترجمان دارد که با بازنویسی متن اصلی به سبکی آراسته‌تر می‌خواهند آن را «اصلاح» کنند. به گفتة برمن، نتیجه این کار نبودی بلاغت گفتار و چند منطقی بودن بی‌شکل متن مبداء خواهد بود. متن مقصد نیز زمانی منفی و غیرسازنده خواهد بود که زبان محاوره در آن بیش از حد «عامه پسند» باشد.

5- ضعف کیفی:

عبارت است از تعویض لغات و عبارت متن مبداء با معادل‌های متن مقصد «که از غنای رساویا، به همان نسبت، از مشخصه‌های دلالت کننده یا «تجسمی» (iconic) بی‌بهره‌اند.» مقصود برمن از تجسمی یا مجسم‌سازی، اصطلاحاتی هستند که شکل و آوایشان تا اندازه‌ای با مفهوم آن‌ها پیوند دارد. نمونة‌ او در این باره، لغت butterfly و اصطلاحات متناظر آن در سایر زبان‌هاست.

6- ضعف کمی:

این مورد شامل فقدان تنوع واژگانی در ترجمه می‌باشد. برمن مثالی از یک متن مبداء اسپانیایی را ذکر می‌کند که در آن از سه مترادف به جای face (یعنی semblante و rostro و cara) استفاده شده و ترجمة همة آن‌ها به یک لغت face مستلزم فقدان یاد شده است.

7- تباهی ضرب آهنگ‌ها:

ضرب آهنگ اگرچه در شعر متداول است، در داستان و رمان نیز اهمیت دارد و بر اثر آشفتگی آرایش کلمات و سجاوندی می‌تواند «تباه» شود.

8- تباهی شبکه زیربنایی فحوا (signification):

مترجم باید از شبکه لغاتی که در سرتاسر متن وجود دارند،‌ اطلاع داشته باشد. این لغات به تنهایی ممکن است اهمیت نداشته باشند، اما نوعی انسجام و مفهوم به متن می‌افزایند. نمونه‌های قابل ذکر در این مورد پسوند‌های افزایشی در متنی از آمریکای لاتین (jaulon ، porton و غیره) هستند.

9- تباهی طرح‌بندی‌های زبانی از دید آنتوان برمن:

در عین حال که جملات متن مبداء ممکن است طرح بندی‌ها و ساخت‌های نظام‌مندی داشته باشند، ترجمه گرایش به «نظام‌مندی» دارد. مترجم احتمالا فنون متعددی نظیر توجیه، روشن سازی، و بسط را می‌پذیرد. این فنون گرچه متن را از نظر زبانی، همگن می‌سازد، اما موجب بی‌انسجام‌تر شدن آن می‌شود، زیرا نظام مندی متن اصلی تباه گردیده است.

10- تباهی شبکه‌های زبان مادری (vernacular) یا نابومی سازی (exoticization) آن‌ها:‌

این مورد خصوصا به طرح‌های زبان و گفتار بومی مربوط می‌شود که نقش مهمی در تثبیت و جا افتادن یک رمان در یک فرهنگ ایفا می‌کند. اگر این طرح‌ها از بین بروند، افتثی شدید به وجود می‌آید، با این وصف راه حل سنتی نابومی‌سازی این اصطلاحات، مانند استفاده از حروف کج (ایتالیک)، آن است که آن‌ها را از متن جدا می‌سازد. در عوض، استفاده از زبان عامیانه یا زبان بومی مقصد به طور مضحکی متن بیگانه را عجیب و غریب می‌سازد.

11- تباهی عبارات و اصطلاحات به توصیف آنتوان برمن:

برمن تصور می‌کند که برداشتن اصطلاح یا ضرب‌المثل و جایگزین ساختن «معادل» آن در زبان مقصد نوعی «قوم‌گرایی» است. به گفته او، «بازی با تعادل، در واقع یورش به گفتمان اثر بیگانه است.» بنابراین، عبارتی انگلیسی از کنراد که حاوی نام بِدلَدم، دیوانه معروف است نباید به نام «شارنتون، دیوانة فرانسوی، ترجمه شود زیرا منجر به متن مقصدی می‌گردد که شبکه‌ای از منابع فرهنگی فرانسوی را تولید می‌نماید.

12- انطباق زدایی زبان‌ها بر هم:

مقصود بر من از این مطلب آن نوع روش ترجمه است که می‌خواهد ردپای شکل‌های گوناگون از یک زبان را که در متن مبداء وجود دارند، از بین ببرد. این شکل‌ها ممکن است مخلوطی از زبان‌های اسپانیایی اصلی و اسپانیایی آمریکای لاتین در اثری از وال اینکلان باشند، یا تعدد عوامل مؤثر زبانی در کتاب مجلس سوگواری فینگان اثر جیمز جویس، یا لهجه‌های فردی و لهجه‌های اجتماعی و غیره باشند. برمن این مورد را معضل اصلی ترجمه رمان می‌داند.

«تحلیل‌گر مثبت» آنتوان برمن در واقع «جهانی‌های» این تحلیل‌گر منفی را متعادل می‌سازد که این پیشنهاد او برای نوع ترجمه‌ای است که مستلزم برگرداندن مطالب بیگانه در متن مقصد می‌باشد. وی مورد اخیر را «ترجمه تحت‌اللفظی» می‌نامد.

«در اینجا تحت‌اللفظی» یعنی به لفظ (آثار) وابسته بودن. شرح و بسط دادن لفظ در ترجمه، از سویی فرآیند بیان خاص آثار را (که مهمتر از معنی آنهاست) دوباره احیا می‌کند، و از سوی دیگر، زبان ترجمه را دگرگون می‌سازد.»

تفاوت شرح اصطلاح تحت‌اللفظی از آنتوان برمن و ونوتی

اصطلاح «تحت‌اللفظی» برمن در مقایسه با کاربرد متداول ترجمه تحت‌اللفظی که در فصل 2 شرح داده شد، مشخصا متفاوت‌تر و خاصتر است، استفاده او از «تحت‌اللفظی» و «لفظ و اشاره‌اش» به «فرآیند بیان» دلالت بر دیدگاه سوسوری و تبدیل زبان مقصد دارد.

اصطلاح «‌تحت‌اللفظی» را ونوتی (7- 156: 1995) نیز شرح داده و «لفظ» را دامنه امکانات بیانی در زبان مقصد تفسیر می‌کند.

اثر برمن از آن جهت مهم است که با نمونه‌های فراوانی که از ترجمه‌های موجود برگرفته، آراء و عقاید فلسفی را به راهبرد‌های ترجمه مرتبط می‌سازد.

بحث او درباره اخلاقیات ترجمه که در «شکن‌شکن» ساختن زبان متون مقصد شاهد آن بودیم، با نوشته‌های پیشینه در باب ترجمة تحت‌اللفظی ارتباطی ویژه و نکات متضاد چشمگیری دارد. با وجود این، به رغم علاقه برمن به مواد بیگانه در ترجمه، نوشته ونوتی توجه بیشتر و واکنشی پرخاشگرانه را متوجه خود ساخته است .

 

جدیدترین ها

مطالب مرتبط