تاریخچه مختصر مطالعات ترجمه:
مطالعات ترجمه چه تاریخی دارد؟
آثار مربوط به موضوع ترجمه و مطالعات ترجمه به گذشتههای بسیار دور تاریخی باز میگردند. مثلا، سیسرو هوراس (در سدة اول پیش از میلاد) و سنت جروم (در سدة چهارم میلادی) به بحث راجع به کار ترجمه پرداختهاند، و چنان که در فصل دوم خواهیم دید، آثار آنان تا سدة بیستم تأثیر مهمی بر جای گذاشته بود. در مورد سنت جروم باید گفت که رویکرد وی در ترجمة یونانی هفتادگانی تورات (Septuagint Bible (= نخستین ترجمه تورات به زبان یونانی باستان به دست 70 یا 72 تن از علمای یهود- م.)) به زبان لاتینی، ترجمههای بعدی کتاب مقدس را تحت تأثیر قرار داد. در حقیقت، ترجمه کتاب مقدس به مدت بیش از یک هزار سال و خصوصاً در نهضت اصلاح دین در سده شانزده میلادی، به عرصة پیکار ایدئولوژی های مخالف در اروپای غربی تبدیل شد.

مطالعات ترجمه و تبدیل آن به رشتهی دانشگاهی
با این همه، اگرچه مطالعات ترجمه کاری دیرینه است، مطالعه این رشته صرفاً در نیمه دوم سدة بیستم به صورت رشتهای دانشگاهی پا گرفت. پیش از آن، ترجمه به طور معمول صرفاً جزئی از یادگیری زبان در دورههای آموزش زبان نوین محسوب می شد. در حقیقت، از اواخر سدة نوزده میلادی تا دهة 1960، در دبیرستانهای بسیاری زا کشورها زبان با روش دستور- ترجمه، تدریس میشد. این روش که شامل زبانهای یونانی و لاتینی کلاسیک، و بعد شامل زبانهای خارجی نوین بود، عمدتاً بر مطالعه قوانین دستوری و ساختارهای (structures) زبان خارجی تأکید داشت.
کتاب دوره اسپانیایی پیشرفته
با توجه به تاریخ مطالعات ترجمه؛ قوانین مذکور را با ترجمة شماری جملات معمولاً تصنعی و بیارتباط با هم، تمرین و کار میکردند که ساختهای مورد مطالعه را مثال میآورد و این رویکرد حتی این روزها در برخی کشورها و متون هنوز دیده میشود. نمونهای از مورد یاد شده، جملات کمابیش عجیب و غریب و بافتزدایی شده (decontextualizad) زیر هستند که برای تمرین جملات اسپانیایی باید به این زبان ترجمه میشدند. جملات مذکور از کتاب «دورة اپانیایی پیشرفته» اثر ک. میسون استخراج شدهاند که هنوز هم در برخی دروس دبیرستانی بریتانیا مشاهده میشوند:
- The castle stood out against the cloudless sky.
- The peasants enjoyed their weekly visits to the market.
- She usually dusted the bedroom after breakfast.
- Mrs. Evans taught French at the local grammer school.
(میسون، 92، 74/ 1949)
چرا دانشگاه ترجمه را در درجه دوم اهمیت قرار میدهد
در مطالعات ترجمه مشخص میشود که انطباق ترجمه با آموزش و فراگیری زبان ممکن است تا حدی معلوم کند که چرا دانشگاه، ترجمه را در درجه دوم اهمیت قلمداد میکرد. تمرین ترجمه، وسیله فراگیری زبان جدید یا قرائت متن زبان خارجی محسوب میشد تا آنکه شخص به چنان توانایی زبانی دست مییافت که میتوانست متن اصلی خارجی را بخواند. تا زمانی که دانشجو به مهارتهای مورد لزوم قرائت متن اصلی دست نمییافت، مطالعه تمرین ترجمه به طور کلی مورد تأیید قرار نمیگرفت.
با این همه،با ظهور «روش مستقیم» (direct mehod) یا رویکرد ارتباطی در آموزش زبان انگلیسی در دهههای 1960 و 1970 روش دستور- ترجمه به بیاعتباری فزایندهای، خاصه در بسیاری کشورهای انگلیسی زبان، دچار شد.
زبان آموزان و برحذری از زبان مادری!
این رویکرد بر ظرفیت طبیعی دانش آموزان و دانشجویان در آموختن زبان تأکید دارد و هدفش آن است که شرایط آموزش زبان را به شکل «طبیعی» عینا در کلاس درس بازسازی کند. روش مذکور بدواً امتیاز بیشتری برای شکلهای گفتاری نسبت به شکلهای نوشتاری قابل است و زبان آموزان را از به کارگیری زبان مادریشان بر حذر میدارد. نتیجه چنین توجهی آن بود که ترجمه را از بحث فراگیری زبان کنار گذاشتند.
تا جایی که به آموزش مربوط بود، ترجمه از آن پس به سطح بالاتر و دورههای زبان دانشگاهها و تربیت مترجمان حرفهای انتقال یافت، آنچنان که اینک دانشجویان سال اول دانشگاههای بریتانیا در زمینة این فن حقیقتاً کاری عملی انجام نمیدهند.
کارگاه ترجمه
در آمریکا، ترجمه– خصوصاً ترجمه ادبی– از طریق «کارگاه ترجمه» (translation workshop) در دهة 1960 در دانشگاهها رواج یافت. این کارگاههای ترجمه او بار در دانشگاههای ایووا (lowa) و پرینستون (Princeton) دایر شدند که مبتنی بودند بر کارگاههای قرائت و رویکرد نقد عملی ی. ا. ریچاردز در دهة 1920 و نیز بر اساس کارگاههای نگارش خلاق قرار داشتند که بعدها به وجود آمدند. کارگاههای یاد شده به عنوان جایگاهی برای ترویج ترجمههای مختلف در فرهنگ مقصد (target culture) و نیز مطرح ساختن اصول دقیقتر فرآیند ترجمه، فهمیدن و درک متن در نظر گرفته شدند (برای اطلاع از مباحث بیشتر در این زمینه به کتاب گنتزلر، 18- 7: 1993 مراجعه کنید).
به موازات رویکرد مذکور، رویکرد «ادبیات تطبیقی» وجود داشت که در ان، ادبیات از جنبة فراملی (transnationally) و فرافرهنگی (transculturally) مورد مقایسه قرار میگیرد و مستلزم قرائت ادبیات در ترجمه میباشد. رویکرد اخیر بعدها به رشد دورههای نوع (type) مطالعات فرهنگی پیوست (این مورد در زیر توصیف گردیده است).
مطالعات ترجمه به عنوان یک موضوع پژوهشی
عرصة دیگری که در آن، ترجمه به موضوعی پژوهشی تبدیل گردید، «تحلیل تقابلی» (contrastive analysis) بود. تحلیل تقابلی در واقع مطالعه دو زبان در مقایسه با هم است تا تفاوتهای عام و خاص میان آنها معلوم و مشخص شوند. این عرصه از دهة 1930 به بعد در آمریکا به یک عرصه نظاممند (systematic) پژوهشی تبدل شد و در دهههای 1960 و 1970 مورد توجه قرار گرفت. ترجمهها و متون ترجمه شده، دادههای فراوانی در این مطالعات فراهم آوردند (مثل، دی پییترو 1971، و جیمز 1980) رویکرد تقابلی، سایر مطالعات از جمله مطالعات وینه و داربلنه (1958) و مطالعات کتفورد (1965) را کاملا تحت تأثیر قرارداد که هدف آنان را از مساعدت به پژوهش ترجمه آشکارا بیان مینمود.
این کار اگرچه سودمند است، اما تحلیل تقابلی نه در عوامل اجتماعی- فرهنگی (soclocultural) و کاربردی (pragmatic) دخالت میکند و نه نقش ترجمه را به منزله عملی ارتباطی (communicative) ایفا مینماید. با وجود این، کاربرد مستمر رویکرد زبانی به طور کلی، و کاربرد الگوهای زبانی خاص همچون دستور زایشی (generative) یا دستور نقشمند (functionl) (فصول 3، 5 و 6) ارتباطی ذاتی را با ترجمه آشکار ساختهاند.
رشته مطالعات ترجمه
همچنان که ترجمه در برخی دانشگاهها به صورت واحدی درسی در دورههای زبان شناسی کاربردی مورد مطالعه قرار میگیرد، رشته رو به توسعة مطالعات ترجمه میتواند الگوهای نظاممند خاص خود را نشان دهد که در سایر الگوهای زبانی ادغام گردیده و آنها را در جهت اهدافی که دارد، گسترش داده است. در عین حال، طرح این رشتة جدید مستلزم آن بوده به مبحث ترجمه که اساساً مرتبط با فراگیری و آموزش زبان بود. توجه و تأکید نکند در عوض، توجه تازه بر مطالعه خاص همان چیزی معطوف است که درباره یا در برگرداندن یک متن و ترجمه آن اتفاق میافتد. رویکرد نظاممندتر و اساساً زبانمدار (lingulstic- oriented)، بر مطالعه ترجمه در دهههای 1950 و 1960 به وجود آمد. در اینجا چند نمونه را که اکنون قدیمی شدهاند، ذکر کردهایم:
- ژان پل وینه و ژان داربلنه، کتابشان «مقایسة سبکی زبانهای فرانسوی و انگلیسی» (1958) را منتشر ساختند که رویکردی تقابلی داشت و در آن، مواردی طبقهبندی شده بود که این دو نویسنده در تمرین ترجمه میان زبانهای فرانسوی و انگلیسی مشاهده کرده بودند.
- آلفرد مالبلان (1993) همان کار فوق را در ترجمه میان زبانهای فرانسوی و آلمانی انجام داد.
- ژرژ مونن در کتابش، «مشکلات نظری در ترجمه» (1963) مسائل زبانی ترجمه را آزمود.
- یوجین نایدا (1964) اصول دستور زایشی متداول چامسکی را به عنوان اساس و شالوده نظری کتاب خود به کار گرفت که این اصول اساساً به منظور راهنمایی عملی برای مترجمان کتاب مقدس طرح شده بود.
ترجمه شناسی و مطالعات ترجمه
این رویکرد «علمی» و نظاممندتر به شیوههای مختلف، قلمرو بررسی علمی ترجمه را مشخص نمود. کلمه «علمی» را یوجین نایدا در عنوان کتابش در 1964 («به سوی علم ترجمه» 1964) به کار گرفت و معادل آلمانی این لغت، Ubersetzungswissenachaft را ولفرام ولیس در حین آموزش و پژوهش در دانشگاه سارلندس (Sanitarians) در شهر سار بروکن، و نیز کُلر در دانشگاه هایدلبرگ (Heidelberg) و مکتب لایپزیک (Leipzing School) که صاحبنظرانی مانند کید و نیوبرت در آن فعالیت مینمودند، مورد استفاده قرار دادند. در آن زمان، حتی نام این رشتة نوظهور که افراد یاد شده آن را در انحصار خود داشتند با واژگانی مانند translatology (ترجمه شناسی) در زبان انگلیسی- و همتاهایش، translatologie فرانسوی و traductologia اسپانیایی- تعیین میشدند.
میتوانید به فصل اول کتاب مطالعات ترجمه جرمی ماندی برگردید و بقیهی قسمتهای این فصل را ببینید:
میتوانید به فهرست عناوین کتاب مطالعات ترجمه جرمی ماندی برگردید و بقیهی فصول کتاب را ببینید: