مطالعه موردی 2: مقدمه مترجم:
مقدمههای مترجمان منبع اطلاعاتی جامعی در رویکرد ترجمه به شمار میآیند که در سدههای گذشته پذیرفته شده بودند. با وجود این، مقدمههای مذکور در کتب منتشر شده بسیار نادر و کمیاب است و هم اکنون گاهی منوط به چاپ بعدی هستند تا ترجمه جدی از آن اثر اصیل صورت گیرد. در این جا مورد مربوط به ترجمة اصلاح شده کتاب «در جستجوی زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست به زبان انگلیسی را میآوریم. اثر مذکور که در ابتدا به دست مترجم نامی،اسکات مانکریف، در دهة 1920، از فرانسوی به انگلیسی ترجمه شده بود، بار دیگر در 1981 به دست ترنس کیلمارتین، در 1992 به دست د. ج. انرایت ترجمه گردید.
کیلمارتین در مقدمة ترجمة کتاب یاد شده در 1981 علت اصلاح برخی مطالب را از آن رو ضروری میداند که چاپهای بعدی نسخة اصل فرانسوی مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفتهاند، بنابراین «اشتباهات و تعبیرات غلط» باید در ترجمه اصلاح شوند.
این کتاب حاوی چهار صفحه «توضیح در مورد ترجمه» است که کیلمارتین نوشته. یکی از چالبترین نکات در این اظهارنظرهای مارتین واژگانی است که او برای توضیح اصلاحاتی که انجام داده، به کار گرفته است:
«من از دخالت بیجا [در ترجمه] محض خاطر خود ترجمه، احتراز کردهام، اما مترجم باید به نویسنده وفادار باشد و من کوشیدهام به معنی و لحن پروست وفادار باشم، لذا در جای جای ترجمه به ناچار دست به تغییراتی وسیع زدهام.»
(ص 9)
مفهوم «وفاداری» (loyalty) به نویسنده و «امین» بودن در معنی را مارتین از اثار متعلق به سدة هفده میلادی برگرفته است. تقسیم بندی میان «معنی» و «لحن» را نیز میتوان چنین پنداشت که از بحث و جدل میان صورت در برابر محتوا برخاسته است. به کارگیری اصطلاحات عام همچون «لحن» در این دیباچه نیز ابهام نوشتة پیشین را منعکس میسازد.
ترجمه «تحتاللفظی» در متن مبداء مورد انتقاد قرار گرفته است. کیلمارتین با اشاره به ترجمة کتاب پروست در دهة 1920، شرح میدهد که اسکات مانکریف «مایل بود اصطلاحات فرانسوی سبک بیان نوشته را به طور تحتاللفظی ترجمه کند که بدین ترتیب» غیرعادی به نظر میرسیدند و او سپس از «پیروی تنگاتنگ» مانکریف از نحو زبان اصلی اثر، خاصّه در جملات طولانی آکنده از بندهای تبعی سخن میگوید که ظاهراّ ترجمهای «ناانگلیسی» در متن مقصد است. به ادعای کیلمارتین «رگهای از فرانسوی گویی در برخی جلمات مرکب طولانی به چشم میخورند که مفهوم رامبهم و لحن نویسنده را مخدوش مینماید.» معنی منفی نهان در عبارت «رگهای از فرانسوی گویی» در این سیاقق کلام بسیار شگفتانگیز مینماید. کیلمارتین، بیگانگی واضح ساختار ترجمة یکی از نویسندگان نامدار فرانسوی را مورد انتقاد قرار میدهد و سبک انگلیسی کاملا بومی (اصطلاح اشلایرماخر) را ارجح میداند.
بحث راجع به مطالعات موردی:
این دو مطالعة موردی مختصر نشان میدهند که واژگان نظریة قدیمی ترجمه به طرز گستردهای تا به امروز ادامه دارد. «تحتاللفظی»، «آزاد»، «وفاداری»، «امانت»، «درستی»، «معنی»،«سبک» «لحن»، همگی لغاتی هستند که حتی در عرصههایی (مانند معیارهای سنجش) که از زمینة نظری نظاممندتر استفاده میکنند، به کرات ظاهر میشوند. در اکثر مباحثی که پیش از این اشاره شد،گرایش به برتری متن مقصد «طبیعی» وجود دارد و آن متنی است که وقتی خوانده شود به نظر میرسد از همان ابتدا به زبان مقصد نوشته شده است. در این صورت، میتوان گفت که ترجمة «تحتاللفظی» شکست خورده است و ترجمههای نخبه گرایانه بک ویکتوریایی را که ماتیو آرنولد پیشنهاد نمود، دیگر نمیتوان پذیرفت. روش «بیگانه سازی» را که اشلایرماخر بنا نهاد، دیگر مورد استفاده قرار نمیگیرد. بنابراین، آنچه باقی میماند سبک گفتار «طبیعی» و تقریباً «روزمره» است که لوتر پیشنهاد کرد. با وجود این، پیش زمینة اصلاحات اصطلاح «تحتاللفظی» در متون متعلق به «مؤسسة زبان شناسان» حکایت از دگرگونی کاربرد این اصطلاح طی سدههای متمادی دارد. «تحتاللفظی» اکنون به معنی «چسبیدن تنگاتنگ به متن اصلی»است. مترجمانی که پا را از این محدوده فراتر میگذارند، خود را در معرض انتقاد قرار میدهند. ترجمة «خلاق» و «اصطلاحی» هنوز بر سایر انواع ترجمه رجحان دارند. با این همه، متونی که در مطالعات موردی این فصل مورد بررسی قرار گرفتند، اساساً برای خوانندة عام یا مترجم تازه کار نوشته شدهاند. چنان که در فصل بعد خواهید دید،مسیر نظریة ترجمه در نیمة دوم سدة بیستم یکسره به سوی نظاممندسازی ارکان مختلف فرآیند ترجمه رفته است.
میتوانید به فصل دوم کتاب مقدمات ترجمه برگردید و بقیه قسمتهای این فصل را ببینید و مطالعه کنید:
کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی
میتوانید به فهرست اصلی کتاب برگردید و بقیه ی فصول کتاب را ببینید و در صورت تمایل آن را مطالعه کنید:
کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی