مطالعة موردی 1: ملاکهای ارزیابی در ترجمه
عرصة ملاکهای ارزیابی جایی است که در آن، نویسندهای کارآزمودهتر (یعنی تصحیح کنندة اوراق امتحانی ترجمه یا مصحح یک ترجمه حرفهای) خوانندهای کم تجربه (که معمولا داوطلبان آزمون ترجمه یا مترجمان حرفهای تازه کار هستند) را مخاطب قرار میدهد.
جالب اینجاست که میتوان دید چه مقدار واژگان مورد استفاده در حقیقت واژگان نسبتاً نامفهوم نظریة ترجمة کهن هستند.
گواهینامه موسسه زبان شناسان شرط مترجم شدن در بریتانیا
گواهینامة ترجمه متعلق به «مؤسسة زبان شناسان» (IOL) شناختهترین و نخستین شرط اصلی مترجم شدن در بریتانیاست. در «توضیحات مربوط به داوطلبان» که این مؤسسه منتشر ساخته، معیارهای ارزیابی ترجمه به شرح زیر میباشند که مربوط به نظریه ترجمه در عصر حاضر است:
1- درستی (accuracy): انتقال صحیح اطلاعات و نشانههایی از درک کامل متن اصلی؛
2- گزینش مناسب واژگان،گروه واژهها، اصطلاحات، و سیاق سخن
3- انسجام زبانی (cohesion)، انسجام کنشی (coherence)، و سازمان بندی (organization) متن.
4- درستی وجوه فنی سجاوندی (punctuation) و جز آن.
مورد «درستی» دوبار (در معیارهای 1 و 4) ظاهر میشود. «درستی» به تعبیری، معادل زبانی جدید برای «امانت»، «روح» و «صحت» محسوب میشود و در متن متعلق به «مؤسسة زبان شناسان» عی شده تعریفی که به «درستی» نزدیکتر باشد، به دست اید که شامل «انتقال صحیح اطلاعات» و نیز «درک کامل متن» است. چنانکه در فصل 3 شرح دادهایم، اصطلاحات یاد شده به وسیله اصطلاحات پیشنهادی یوجین نایدا در دهة 1960 تأثیر قرار گرفتند. «گزینش مناسب واژگان» در معیار شمارة 2 رویکرد بیشتری برای زبان مقصد مطرح میسازد، حال انکه معیار شماره 3 (انسجام زبانی و انسجام کنشی) ما را به عرصة تحلیل کلام (فصول 6) رهنمون میسازد.
بدین ترتیب، معیارهای پیش گفته کمک میکنند تا قوانینی واضح و صریح برای ترجمه تدوین شوند. با وجود این، گزارش آزمون گیرندگان در مورد عملکرد داوطلبان اگرچه حاوی نمونههای مشروحی از خطاها و ترجمههای خوب این داوطلبان است، اما ضمنا گرایش داوطلبان به استفاده از واژگان نامفهومتر و مناقشهآمیز نظریة کهن ترجمه را نشان میدهند. نمونةبارزی از گراش آزمون گیرندگان «موسسة زبانشناسان» (ترجمه فرانسوی به انگلیسی، برگه 1 نوامبر 1997) بسیاری از خطاهای دانشجویان را با جزئیات مفصل شرح میدهد، اما همواره بر معیار فصاحت و سلاست زبان مقصد تأکید میورزد. پس، «خام دستی» انتقادی است که متوجه چهار ترجمه شده است و داوطلبان به دلیل ان که ساختار جمله را تغییر دادهاند تا «به نتیجهای طبیعیتر در زبان انگلیسی نایل شوند»، مورد تحسین و تمجید واقع شدهاند. شاید جالبترین نکته همانا استفاده از اصطلاح «ترجمة تحتاللفظی» باشد. «تحتاللفظی» چهار مرتبه- و همیشه به عنوان انتقاد- مثلا در مورد ترجمههای تحتاللفظی واژههای فریبکار (false friend) به کار رفته است. با این همه، جالب اینجاست که «تحتاللفظی» به مثابه اصطلاحی نسبی استفاده میشود. مثلا،سبک ترجمه بیش از حد «تحتاللفظی»، عبارتی در متن مقصد نظیر: transmitting the budget to the Chamber (به جای delivering the budget) را به وجود آورده و «ترجمه به کلی تحتاللفظی debat dejeuner» فرانسوی نیز «انگلیسی بسیار نامتعارفی» به دست داده است. احتمالا ترجمه «به کلی تحتاللفظی» یاد شده چیزی شبیه lunch- debate به جای lunchtime talk بوده. با وجود این، توصیف صفت «تحتاللفظی» با قیود «بیش از حد» (too) و «بکلّی» (totally) حکایت از آن دارد که «تحتاللفظی» اکنون به تنهایی به صورتی اغراقآمیز تلقی نمیشود. به بیان دقیقتر، همان طور که در بخش 1.2 گفتیم، ترجمه «تحتاللفظی» از ان جهت مورد استفاده قرار میگیرد که ترجمة واژگانی نزدیکتر و صحیحتری را افاده کند و فقط زمانی از این راهبرد در حالتی اغراقآمیز (وقتی که ترجمه بیش از حد یا «بکلّی» تحتاللفظی است) استفاده میشود که باید «طبیعی بودن» زبان مقصد نقض شده باشد.
در کتاب «رهنمودهایی برای مترجمان» متعلق به سازمان یونسکو، معیارهایی مشابه آنچه پیش از این ذکر شد،تکرار گردیدهآند. «درستی» باز هم «همان اولین الزام» محسوب میشود. توصیف هدف ترجمه آن است که مترجم پس از درک و فهم آنچه نویسندة متن مبداء «کوشیده ابراز کند»، باید آن را به زبان انگلیسی (در این مورد خاص)، برگرداند تا «هر قدر امکان دارد همان تأثیری را بر خوانندة لانگلیسی زبان داشته باشد که متن اصلی بر خوانندة خود داشته است.» این مسئله کاملا به سخن اشلایرماخر در سوق دادن خواننده به سمت نویسنده، شباهت دارد. اما، روشی که یونسکو مطرح میسازد و برای نیل به این مقصود مناسب است، آن نیست که از راهبرد «بیگانه سازی» پیروی کنیم، بلکه باید در پی راهی بینابین باشیم میان آنچه مانند ترجمه «به نظر میآید» و چیزی که «مشخصة پرخاشگرانة لهجة فردی (idiolect) مترجم است که در نظر خواننده، متنی «غیرطبیعی» جلوه میکند.
ذیلا، چند نکته دیگر از موضوع ویژة معیارهای یونسکو ارائه شدهاند.
نخست، توازن (balance) میان دو قطب («مانند ترجمه به نظر رسیدن» و «مشخصه پرخاشگرانه» با استفاده از تصویر ذهنی (شاهکار همیشگی راه رفتن روی طناب) توصیف میشود که به تشبیه معروف دریدن از مترجم تحتاللفظی خام دست، یعنی کسی که با پاهای بسته روی طناب بندبازی میرقصد شباهت بسیار دارد.
دوم، مدرک یونسکو خوانندگان متن مقصد را که گاه گویشوران غیربومی زبان مقصد هستند، در نظر میگیرد.
سوم، راه حل پیشنهادی فوق بر حسب نوع متن، تغییر میکند، یعنی سبک مقالاتی که برای ماهنامهها ترجمه میوند، باید «خواندنی» باشند، حال آنکه سخنان حساس سیاسی نیازمند «ترجمه بسیار دقیق» هستند تا از سوء تعبیر اجتناب شود.
نکته اول به گسترهای اشاره دارد که استعارههای قدیمی ترجمه حتی در آثار معاصر را دربر میگیرد. نکته دوم اشاره به رویکرد خواننده مدارتر دارد، گو اینکه مدرک یاد شده وجود زبان «ویژه» ترجمه را مردود میداند. نکته سوم نشانگر این آگاهی است که رویکردهای مختلف ممکن است برای متون گوناگون معتبر باشند، و این نکته ای است که اشلایر ماخر در تقسیمبندی مقولات خود به متون تجاری و فلسفی به آن توجه میکند، اما همان طور که در فصل 5 خواهیم دید، نکته مذکور ارتباط بسیار زیادی با رویکرد نوع متن رایس دارد.
میتوانید به فصل دوم کتاب مقدمات ترجمه برگردید و بقیه قسمتهای این فصل را ببینید و مطالعه کنید:
کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی
میتوانید به فهرست اصلی کتاب برگردید و بقیه ی فصول کتاب را ببینید و در صورت تمایل آن را مطالعه کنید:
کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی