فصل سوم

فصل سوم

تعادل ورای سطح کلمه

هرگز هیچ کتابی بدون انتقال و رساندن چیزی از زبان مادری، از زبانی به زبان دیگر ترجمه نشده است؛ … كلمات جدید می‌توانند به میزان هزاران كلمه وارد زبان شوند، و ساختمان زبان هنوز همان باشد، ولی نحوه بیان یک‌باره بیشتر تغییر می‌کند: این نحوه بیان نه‌تنها آجرهای یک ساختمان بلکه ترتیب ستون‌ها را نیز تغییر می‌دهد.

  (ساموئل جانسون، مقدمه «فرهنگ لغت xii: 1755)

اكثر آنچه به زبان خود می‌گوییم و می‌نویسیم، هم کاری روزمره و هم قابل پیش‌بینی است. دلیل آن‌هم این است که قبلاً آن را گفته یا نوشته‌ایم. ولی روزمره بودن چیز بدی نیست، چون این روزمره بودن ما را قادر می‌سازد تا کاربرد خلاق زبان را تشخیص دهیم.

(کنی 515: 1998)

در فصل قبل در مورد مشکلات برخاسته از عدم وجود تعادل در سطح کلمه بحث کردیم و شماری از استراتژی‌های مربوط را برای رفع چنین مشکلاتی بیان نمودیم. در این فصل یک گام جلوتر می‌نهیم و در نظر می‌گیریم که هنگامی‌که کلمات با کلمات دیگر ترکیب می‌شوند و قطعات زبان را می‌سازند چه اتفاقی می‌افتد.

کاملاً واضح است که کلمات ندرت به‌تنهایی و به‌صورت مجزا [در متن] می‌آیند. به‌عبارت‌دیگر، کلمات همواره به همراه کلمات دیگری می‌آیند. ولی کلمات در هر زیسانی به‌صورت تصادفی و بدون ترتیب کنار هم نمی‌نشینند. همیشه محدودیت‌هایی در مورد اینکه چگونه کلمات باهم ترکیب شوند تا معنایی را مستقل سازنده وجود دارد. محدودیت‌هایی که هیچ استثنایی را نمی‌پذیرند و محدودیت‌هایی که به طبقه‌های کلمات (در مقایسه با کلمات مجزا) اعمال می‌شوند، معمولاً به‌قاعده نوشته می‌شوند. 

برای مثال، یکی از قواعد زبان انگلیسی این است که وابسته اسم نمی‌تواند اسم (determiner) بیاید. بنابراین توالی کلمات به‌صورت bealtutiful girl the * در زبان انگلیسی غیرقابل است. بعضی از محدودیت‌ها این توانایی رادارند که استثناپذیر باشند و در مورد کلمات مجزا و من مقایسه با طبقه و گروه‌های کلمات اعمال شوند. 

این‌گونه از محدودیت‌ها را نمی‌توان به‌صورت قواعد بیان کرد، ولی می‌توان آن‌ها را به‌عنوان الگوهای تکراری در زمان مشخص کرد. در بخش‌های بعدی توجه خود را معطوف این نوع از الگوبندی واژگانی خواهیم کرد. برای مثال، ما در مورد «احتمال» آن كلمات خاصی با کلمات دیگر و همچنین طبیعی بودن یا عادی بودن ترکیبات منت جه بحث خواهی ما به‌خصوص درباره مشکلاتی که مترجم به علت تفاوت در الگوبندی واژگانی زبان‌های مبدأ و من آن‌ها روبرو خواهد شد، صحبت خواهیم کرد.

الگوبندی واژگانی را تحت دو عنوان اصلی موردبحث قرار می‌دهیم [کلمات] هم آینده (collocations) اصطلاح‌ها و عبارات تابت. (idioms and fixed expressions)

 

کلمات هم آیند

چرا سازندگان ساختمان، ساختمانی را prochurce نمی‌کنند یا چرا مؤلفين زمانی را invent نمی‌کنند، درصورتی‌که درواقع کاری که انجام می‌دهند همان invent كردن داستان است. تا آنجا که تعاریف فرهنگ لغت از کلمات مدنظر باشد، هیچ دلیلی نمی‌توان یافت. دلیل این است که ما كلمات  produce و invent را در موارد فوق به کار نمی‌بریم و همین به کار نبردن، علت آن است.

(بولینگر و سیرز 55: 1968)

درواقع هیچ کلمه هم‌آیند غیرممکنی وجود ندارد، ولی احتمال وجود برخی نسبت به دیگران بیشتر است.

(سینکلر 411: 1966

گستره هم آیندی و نشان داری هم آیندی

می‌توان گفت هر کلمه در یک‌زبان دارای یک گستره از کلماتی است که- به میزان کم یا زیاد با آن کلمه سازگار و هماهنگ است. در اینجا گستره دلالت بر مجموعه‌ای از کلمات دیگر دارد که با آن کلمه می‌آیند و به عبارتی به‌ویژه با آن کلمه خاص مرتبط هستند. بعضی از کلمات در مقایسه با کلمات دیگر، دارای گستره هم‌آیندی وسیع‌تری هستند. برای نمونه فعل انگلیسی shrug دارای گستره هم‌آیندی نسبتاً محدودی است. این فعل معمولاً با کلمه shoulders هم‌آیی دارد و رابطه قوی خاصی با هیچ کلمه دیگری در زبان انگلیسی ندارد. در مقام مقایسه، فعل run گستره هم‌آیندی

هم آیند و سیاق سخن

الگوهای هم‌آیندی در رابطه با نظام زبان به‌عنوان یک کل، همیشه متعارف/ غیرمتعارف نیستند. احتمالاً توجه کرده‌اید که همه مثال‌های ارائه‌شده تابه‌حال، از متداول‌ترین و روزمره‌ترین کلمات هم‌آیندی بودند که کم‌وبیش برای همه ما (بدون در نظر گرفتن شغل، علایق و سرگرمی) آشنا بوده‌اند. ولی برخی از کلمات هم‌آیند ممکن است در زبان روزمره غیرمتعارف به نظر برسند، ولی در سیاق‌های dull highlights و vigorous depressions ممکن است در زبان انگلیسی روزمره عجیب به نظر برسند، ولی این‌ها ترکیب‌های متداولی به ترتیب در زمینه‌های عکاسی و هواشناسی هستند. در آمار،

معنای هم آیندی

در فصل دوم معنا به نحوی موردبحث قرار گرفت که در آن معنا به‌صورت خاصیتی در نظر گرفته شد که هر لغت اصالتاً دارا بود. بااین‌وجود، این موضوع قابل‌بحث است که یک کلمه اصالتاً بتواند به «معنی» چیزی باشد. وقتی از ما خواسته می‌شود تا معنای یک کلمه را در انزوا (و نه در متن) بگوییم، کاری که می‌کنیم این است که آن کلمه را در متعارف‌ترین و متداول‌ترین- و نه در نادرترین- یافت هم‌اندیش می‌گذاریم. اگر از ما خواسته شود که معنای کلمه dry را توضیح دهیم، احتمالاً به کلمات هم‌آیندی از قبیل dry river, dry clothes و dry weather می‌اندیشیم و تعریف «خشک» را ارائه

برخی از دشواری‌ها و مشکلات مربوط به هم‌آیند‌ها در ترجمه

تفاوت‌های مربوط به الگوبندی هم‌آیندی در زبان‌های مبدأ و مقصد می‌تواند دشواری‌ها و مشکلات بالقوه‌ای را در ترجمه ایجاد نماید. حل‌وفصل برخی از مشکلات سخت‌تر از بعضی دیگر است. موارد ذکرشده در زیر برخی از دشواری‌ها و مشکلات متداول است که اغلب در ترجمه کردن متون غیرادبی با آن‌ها مواجه می‌شویم. در مواردی که قابل‌اعمال باشد، مثال‌ها از استراتژی‌هایی داده شده‌اند که مترجمان حرفه‌ای برای غلبه بر این‌گونه مشکلات از آن‌ها استفاده کرده‌اند. زیر آن هم‌آیند زبان انگلیسی که در ترجمه کردن باعث مشکل شده خط کشیده شده است و هم‌آیند یا عبارتی که در متن

تأثیر جالب الگوبندی متن مبدأ

فرض این موضوع آسان است که به خاطر آن‌که در مواردی می‌توان هم‌آیندی را در زبان مقصد یافت که معنای یکسان یا مشابهی را با هم‌آیند زبان مبدأ منتقل می‌کند، مترجم در آن مورد با تفاوت‌هایی که در الگوبندی ظاهری بین دو زبان وجود دارد، گیج نخواهد شد [و اشتباه ترجمه نخواهد کرد]. برای مثال، معنی تحت‌اللفظی هم‌آیند انگلیسی strong tea (= چای غلیظ)، در زبان ژاپنی ‘dense tea’ است: break the law (= شکستن قانون) در زبان انگلیسی، هم‌آیندی غیرقابل‌قبول در زبان عربی است و متداول‌ترین هم‌آیند برای این ترکیب در زبان عربی contradict the law (= نقض قانون)

برداشت غلط از معنای یک ترکیب هم‌آیند در زبان مبدأ

مترجم ممکن است یک هم‌آیند را که در متن زبان مبدأ است، به‌آسانی غلط برداشت کند و علت آن‌هم تداخل زبان مادری او است. این موضوع در مواردی اتفاق می‌افتد که هم‌آیندهای زبان مبدأ به نظر آشنا برسند و دلیل نیز آن است که ازنظر صورت و ساخت با یک هم‌آیند متداول در زبان مقصد تطابق می‌کنند. من در اینجا چنین فرض می‌کنم که مترجمان حرفه‌ای بسیاری معمولاً از یک‌زبان خارجی به زبان خود ترجمه می‌کند؛ ولی برای خواندن مروری مفصل از این موضوع مناقشه برانگیز به کتاب نوشته‌شده توسط بیبی لونساله (2009) و برای دفاعی از ترجمه کردن به زبان خارجی به کتاب

تنش بین درست بودن و طبیعی بودن

مترجم در ترجمه کردن هم‌آیندهای زبان مبدأ که بی‌نشان هستند به زبان مقصد (که همان زبان خودش است)، معمولاً سعی دارد تا هم‌ایندی را خلق نماید که در زبان مقصد طبیعی و رایج است و هم‌زمان نیز معنای مربوط به هم‌آیند مبدأ را حفظ نماید. ولی همیشه نمی‌توان به این ایده آل دست‌یافت. فرآیند ترجمه اغلب شامل تنش است؛ یعنی انتخابی مشکل بین آنچه طبیعی است و آنچه درست می‌باشد.

هم‌آیندهای مختص به فرهنگ

بعضی از هم‌آیند‌ها بازتابی از محیط فرهنگی‌ای هستند که در آن فرهنگ وجود دارند. اگر در محیط‌های فرهنگی زبان‌های مبدأ و مقصد تفاوت مهمی وجود داشته باشد، در آن صورت مواردی وجود خواهد داشت که متن مبدأ شامل هم‌آیند‌هایی خواهد بود که آن معانی را انتقال خواهد داد که خواننده زبان مقصد با تداعی آن ایده‌ها آشنا نخواهد بود. چنین هم‌آیندهای مختص به فرهنگ ان ایده‌هایی را بیان می‌کند که قبلاً در زبان مقصد بیان نشده‌اند. این هم‌آیندها، همانند کلمات وابسته به فرهنگ خاص، اشاره به مفاهیمی دارند که به‌آسانی برای خواننده زبان مقصد قابل‌فهم نیست.

هم‌آیند‌های نشان‌دار در متن مبدأ

بعضی‌اوقات هم‌آیند‌های غیرمعمول در متن مبدأ به‌کاربرده می‌شود تا ایماژ‌های جدیدی خلق گردد (به بخش 3.1.1 در بالا رجوع کنید). ایده آل این است که ترجمه یک هم‌آیند نشان‌دار، در زبان مقصد نیز نشان‌دار. ولی، در این مورد همواره محدودیت‌هایی در زبان مقصد و هدف از ترجمه کردن وجود دارد.

اصطلاح‌ها و عبارات ثابت

به‌طور کل، هم‌آیند‌ها دارای الگوهای نسبتاً انعطاف‌پذیری در زبان هستند که باعث گوناگونی و تنوع آن‌ها می‌شود. برای مثال، a letter has been delivered, delivey of a letter, deliver a letter و having delivered a letter همگی هم‌آیند‌های قابل قبولی هستند. افزون بر این، اگرچه معنای یک کلمه اغلب بستگی به این دارد که چه کلماتی همراه آن کلمه می‌آیند، بااین‌حال می‌توان گفت که آن کلمه دارای معنای مستقل در یک هم‌آیند است. بنابراین، dry cow به معنای گاوی است که شیرش خشک‌شده است. ما هنوز هم‌معنای خاصی را که با کلمه dry در این هم‌آیند مربوط است،

اصطلاح‌ها، عبارات ثابت، و جهت ترجمه

اگرچه اکثر اصطلاح‌ها در مقابل تغییر صورت و ساخت مقاومت می‌کنند، ولی در این مورد برخی از آن‌ها در مقایسه با بقیه، انعطاف‌پذیرتر هستند، برای مثال، گزارشگر رادیوی بی‌بی‌سی یک‌بار از طرف سخنگوی همایشی چنین نقل‌قول کرد: ‘There was too much buck passing’ (بیکرو مک کارتی 1988). صورت متداول این اصطلاح pass the buck (به معنی «عدم قبول مسئولیت چیزی») است. و ما انتظار نداریم که مورد There was too much way giving for give way (به معنی «اجازه دادن به کسی که کاری را انجام دهد که شما خوشتان نمی‌آید») را بشنویم.

تفسیر اصطلاح‌ها

تا آنجایی که به‌اصطلاح مربوط می‌شود اولین مشکلی که مترجم با آن روبرو می‌شود، توانایی شناخت و درک این موضوع است که او با یک عبارت اصطلاحی مواجه شده است. شناختن اصطلاح‌ها همیشه راحت و آسان نیست، انواع مختلفی از اصطلاح وجود دارد که شناخت برخی از آن‌ها راحت‌تر از بقیه است. اصطلاح‌هایی که به‌راحتی قابل شناخت هستند شامل عباراتی می‌شوند که شرایط صدق (truth conditions) را نقض می‌کنند. برای مثال، throw caution to the wind, It’s raining cats and dogs jump down someone’s throat, storm in a tea cup و food for thought

ترجمه اصطلاح: معضلات

زمانی که اصطلاح یا عبارت ثابتی شناخته و به‌درستی معنی و تفسیر شد، قدم بعدی این است که چگونه آن را به زبان مقصد ترجمه کنیم. معضلات دخیل در ترجمه یک اصطلاح کاملاً متفاوت از مشکلات موجود در تفسیر آن است. در این مقطع مشکل این نیست که آیا آن اصطلاح، شفاف، مبهم، یا گمراه‌کننده است. ممکن است یک عبارت مبهم را در مقایسه با یک عبارت شفاف، راحت‌تر بتوان ترجمه کرد. معضلات عمده دخیل در ترجمه اصطلاح‌ها و عبارات ثابت را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

ترجمه‌ کردن اصطلاح: استراتژی‌ها

روش ترجمه یک اصطلاح یا عبارت ثابت به زبان دیگری، بستگی به عوامل بسیاری دارد. موضوع فقط این نیست که یک اصطلاح بامعنای مشابه در زبان مقصد وجود دارد یا نه. برای مثال، عوامل دیگری شامل: اهمیت مقولات خاص واژگانی که آن اصطلاح را می‌سازند، یعنی این‌که آیا آن‌ها درجایی دیگر چه به‌صورت کلامی یا تصویری در متن مبدأ به‌کاررفته‌اند یا نه؛ همچنین مناسب بودن/ نبودن کاربرد زبان اصطلاحی در یک سیاق سخن خاص در زبان مقصد، می‌باشند. بنابراین، پذیرش یا عدم پذیرش استفاده از هر یک از استراتژی‌های ارائه‌شده در زیر، بستگی به بافتی دارد که اصطلاح موردنظر در آن

تمرینات

1- یک کلمه انگلیسی را انتخاب کنید و معادل اول فرهنگ لغتی آن را در زبان خودتان (زبان مقصد) پیدا کنید. فهرستی از بعضی از متداول‌ترین هم‌آیندهای آن کلمه انگلیسی را بنویسید. سپس فهرستی دیگر از متداول‌ترین هم‌آیندها را برای معادل آن کلمه در زبان مقصد، تهیه کنید این دو فهرست را باهم مقایسه کنید و در مورد تفاوت‌ها و شباهت‌های موجود در مورد الگوبندی هم‌آیندی این دو کلمه بحث کنید.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط