معنای هم‌آیندی

معنای هم‌آیندی

در فصل دوم معنا به نحوی موردبحث قرار گرفت که در آن معنا به‌صورت خاصیتی در نظر گرفته شد که هر لغت اصالتاً دارا بود. بااین‌وجود، این موضوع قابل‌بحث است که یک کلمه اصالتاً بتواند به «معنی» چیزی باشد. وقتی از ما خواسته می‌شود تا معنای یک کلمه را در انزوا (و نه در متن) بگوییم، کاری که می‌کنیم این است که آن کلمه را در متعارف‌ترین و متداول‌ترین- و نه در نادرترین- یافت هم‌اندیش می‌گذاریم. 

اگر از ما خواسته شود که معنای کلمه dry را توضیح دهیم، احتمالاً به کلمات هم‌آیندی از قبیل dry river, dry clothes و dry weather می‌اندیشیم و تعریف «خشک» را ارائه می‌دهیم. 

هر چه از هم‌آیند‌های متداول‌تری که با dry ساخته می‌شود، دورتر می‌شویم، مشخص می‌شود که معنای کلمه dry عمدتاً بستگی به الگوی هم‌آیندی دارد و بیشتر مشخص می‌شود که معنا چیزی نیست که کلمه به‌صورت منفرد و انزوا (خارج از متن) مالک آن باشد.

سعی کنید که معنای کلمه dry را در هر یک از ترکیب‌های زیر، تعبیر و بیان کنید.

dry cow                      dry sound                  dry book

dry bread                   dry voice                   dry humour

dry wine                     dry country               dry run

اگر نگوییم همه، اکثر کلمات هم‌آیندی فوق دارای معانی منحصربه‌فردی هستند، این نکته نشان می‌دهد که معنای یک کلمه اغلب بستگی به ارتباط آن کلمه با کلمات دیگری که با آن می‌آیند، دارد. وقتی در نقدی ترجمه یک کلمه یا گفتار در متنی خاص نادرست یا غلط خوانده می‌شود، 

احتمالاً این انتقاد به عدم توانایی مترجم در شناخت یک الگوی هم‌آیندی است که آن الگوی هم‌آیندی دارای معنای منحصربه‌فرد و متفاوت از جمع معنای کلمات مستقل و مجزای سازنده آن همایند دارد. همچنان چه هانستون و فرانسیس توضیح می‌دهند، حتی در مورد کلمات هم‌آیند سرراستی مانند start a family یعنی جایی که هم کلمه start و هم کلمه family دارای معنای قاموسی در مقام کلمات منفرد هستند، ولی «معنای کل این هم‌آیند… شامل چیزی بیشتر است: یعنی به دنیا آمدن اولین کودک.» (9: 2000). آن هم‌آیندهایی که یک یا هر دو کلمه‌اش در معنایی غیر از معنای ملموس و قاموسی خود به کار می‌روند نیز، مشکل مشابهی را ایجاد می‌کنند.

 مترجمی که dry voice را مثلاً به «صدایی که مرطوب نیست» ترجمه کرده باشد، در این بافت، کلمه dry را اشتباه ترجمه کرده و از عهده تشخیص این نکته بر نیامده است که وقتی dry یا voice هم‌آیی داشته باشد، به معنی «بی‌احساس، بی‌روح، سرد» است.

 به همین منوال، مترجمی که run a car را معنای «سریع راندن یک اتومبیل» ترجمه کند، run را در این بافت اشتباه ترجمه کرده است. بنابراین، توجه به معنای هم‌آیندی کلمات در مقایسه با جایگزین کردن کلمات مجزا با معادل‌های قاموسی موجود در زبان مقصد، در مرحله اول ترجمه کردن بسیار مهم و اساسی است. منظور از مرحله اول در ترجمه کردن همانا تعبیر و معنی کردن متن زبان مبدأ است.

توجه داشته باشید که حتی زمانی که به نظر می‌رسد برابری نزدیکی بین الگوهای هم‌آیندی در دو زبان وجود دارد، ممکن است این الگوهای هم‌آیندی به نظر برابر معنای یکسانی را محمول نباشند. 

برای مثال، در زبان انگلیسی ترکیب to run a car به معنی «صاحب بودن، استفاده کردن، و قادر به خریدن اتومبیل ازلحاظ مالی» است. در زبان یونانی معاصر، همین ترکیب به معنای رانندگی کردن با اتومبیل با سرعت زیاد است.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط