مفهوم تعادل در ترجمه و فرآیند آن

مفهوم تعادل در ترجمه و فرآیند آن

مفهوم تعادل در ترجمه: ترجمه فرایندی است از جایگزین کردن یک متن در یک زبان (زبان مبدأ) با متنی در زبان دیگر (زبان مقصد). متن اول، متن اصلی و مستقل است، ولی متن دوم به منزلۀ نسخه‌ای مشتق شده از متن اول موجودیت می‌یابد.

تعادل در ترجمه

نسخۀ دوم به جای نسخۀ اصلی می‌نشیند و گفته می‌شود که هر دو متن، معادل هستند. ولی این مفهوم تعادل (equivalence) به هیچ وجه مفهومی ساده نیست.

مقصود از تعادل چیست؟

وقتی می‌گوییم که دو چیز معادل هستند، منظورمان این نیست که این دو یکسان هستند، بلکه مقصود این است که موارد خاصی را در اشتراک دارند، و عملکرد آن‌ها مشابه است. پس فرد می‌تواند بگوید که لامپ معادل امروزی شمع است، اگرچه در وجوه زیادی هیچ شباهتی بین این دو اصلاً وجود ندارد.

به همین منوال، یک متن ترجمه شده مسلماً شباهت زبانی بسیار کمی با متن اصلی خواهد داشت، ولی هنوز هم معادل آن محسوب می‌شود؛ به بیان دیگر به لحاظ ارزش با آن مشابهت دارد، یعنی متن ترجمه شده پیام مشابهی را انتقال می‌دهد و نقش مشابهی را برآورده می‌سازد. ولی آنچه توجیه‌گر شباهت است.

بیشتر بخوانید: انواع مختلف تعادل در ترجمه

انتقاد به تعادل در ترجمه به عنوان محدودیت

انتقاد به استفاده از تعادل در ترجمه غالبا دیدگاهی نسبتا محدود از تعادل در مقام مفهومی اساسی برای ترجمه غالبا دیدگاهی نسبتا محدود از تعادل را مدنظر دارد که در آن تعادل فقط براساس تشابهات نحوی و واژگانی است.

ولی همچنان چه قبلا ذکر شد، اصطلاح «تعادل» اشاره به این دارد که دو یا بیش از دو چیز «ارزش یکسان»، «ارزش مساوی» دارند یا «دارای کاربرد یا نقش یکسانی به جای دیگری» هستند. بنابراین، در این مفهوم دو متن می‌توانند با هم معادل باشند حتی وقتی که تناظر صوری خیلی کمی بین آن‌ها وجود‌ داشته باشد.

نقش معادلی ترجمه

می‌توان فرض اصلی را چنین گرفت که متن اصلی و متن ترجمه شده باید تا آنجا که ممکن است نقش معادلی داشته باشند.

این نقش را می‌توان صرفا استفاده یا کاربردی تعریف کرد که یک متن در یک بافت موقعیتی خاص دارد. متن و بافت موقعیت در واقع جدا از هم هستند، ولی این دو با ارتباط تفکیک‌ناپذیری بین محیط اجتماعی و سازماندهی عملکردی زبان با هم تعامل دارند.

وقتی یک متن اصلی را تحلیل می‌کنیم، آن را با ترجمه‌اش مقایسه می‌کنیم و چارچوب تعادلی را ایجاد می‌کنیم که کمک کار ترجمه می‌شود.
ادامه مطلب

ترجمه آشکار و ترجمه نهان

ترجمه مستلزم جابجایی متون در طول زمان و مکان است، و هر زمان متنی جابجا می‌شود، آن متن از یک دنیای گفتمان به دنیای گفتمان دیگری تغییر می‌کند و در نتیجه با یک واقعیت اجتماعی فرهنگی متفاوتی مرتبط می‌شود.

با اعمال مفهوم دنیای گفتمان به انواع مختلف ترجمه، می‌توان گفت که در یک ترجمه آشکار، چهارچوب اجتماعی- فرهنگی متن اصلی با عنایت به لزوم بیان متن به زبان دیگر، تا حد امکان دست نخورده باقی می‌ماند.

بنابراین، ترجمه آشکار به صورت کاملاً مشهودی یک ترجمه است و دیگر یک متن اصلی دیگر نیست. با مرتبط کردن «ترجمه آشکار» به طرح تحلیلی سه سطحی ارائه شده در بالا، متن اصلی و ترجمه آشکار آن می‌تواند در سطح متن، سیاق سخن، و ژانر معادل باشد ولی این تعادل ماهیتاً متفاوت است: یعنی می‌توان آن را صرفاً دستیابی خواننده جدید با نقش متن اصلی توصیف کرد.

ادامه مطلب

مفهوم و نقش صافی فرهنگی 

Cultural Filters


ادامه مطلب

 محدودیت‌های مربوط به تعادل در ترجمه

چنین ذکر شد که مفهوم تعادل در ترجمه از طرف هواداران دیدگاه زبان شناختی بیشتر مدنظر است. ولی حتی در اینجا نیز اعتبار آن را می‌توان و در واقع بر اساس ضدیتش با حقایق نسبیت زبانی (یعنی ایده‌ای که عموماً تحت عنوان فرضیه ورف (Whorfian hypothesis) می‌شناسند) .

ادامه مطلب

کلام آخر:

جمع بندی‌ محدودیت‌های مربوط به تعادل در ترجمه

یک متن ترجمه شده هرگز نمی‌تواند با متن اصلی‌اش یکسان باشد؛ فقط می‌تواند در وجوه خاصی معادل آن باشد. این تعادل را می‌توان به صورت نظام‌مند به شکل چارچوبی از پنج گونه تعادل نشان داد که البته نمی‌توان به تمامی آن‌ها به صورت همزمان دست یافت.

انتخابی که مترجم مجبور است در هر مورد بین کلمات معادل گوناگون انجام دهد بستگی به سلسله مراتب تعادل مورد نیازی دارد که خودش انتخاب می‌کند یا از او خواسته می‌شود این انتخاب را انجام دهد ترجمه فقط زمانی با عطف به مفهوم تعادل امکان پذیر است که به دلیل اینکه انتقال دقیق معنا بین متن‌ها در زبان‌های مختلف نمی‌تواند وجود داشته باشد، شباهت متناسب با هدف به دست آید. ولی اینکه تا چه حدی می‌توان به ان هدف دست یافت نیز بستگی به محدودیت‌های ترجمه‌پذیری دارد. فقط زمانی که مفهوم اصلی تعادل تعریف و توضیح داده شود، می‌توان راجع به کیفیت ترجمه داوری کرد.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط