چارچوبی تحلیلی برای برقراری تعادل ترجمه

چارچوبی تحلیلی برای برقراری تعادل ترجمه

می‌توان فرض اصلی را چنین گرفت که متن اصلی و متن ترجمه شده باید تا آنجا که ممکن است نقش معادلی برای برقراری تعادل ترجمه داشته باشند. این نقش را می‌توان صرفا استفاده یا کاربردی تعریف کرد که یک متن در یک بافت موقعیتی خاص دارد. متن و بافت موقعیت در واقع جدا از هم هستند، ولی این دو با ارتباط تفکیک‌ناپذیری بین محیط اجتماعی و سازماندهی عملکردی زبان با هم تعامل دارند. وقتی یک متن اصلی را تحلیل می‌کنیم، آن را با ترجمه‌اش مقایسه می‌کنیم و چارچوب تعادلی را ایجاد می‌کنیم که کمک کار ترجمه می‌شود، و در این صورت هر دوی متن‌ها باید به موقعیت خاص اطرافشان اشاره داشته باشند. برای این کار، مفهوم گسترده بافت موقعیت، باید به واحد‌های تحلیلی قابل کنترل تقطیع شود.

مفاهیم زمینه بحث، فحوای متن و شیوه‌ی بیان در برقراری تعادل ترجمه

یک راه برای انجام این کار استفاده از مفاهیم زمینه بحث (field)، فحوای متن (tenor)، و شیوه بیان (mode) است یعنی سه بُعد زبان شناختی- اجتماعی بافت موقعیتی که با همدیگر یک سیاق سخن (register) خاص (یا قطعه کاربردی زبان) را می‌سازند.

برقراری تعادل ترجمه

زمینه‌ بحث در ترجمه

«زمینه بحث» دربر گیرنده موضوع بحث یا موضوع است. در اینجا چنین سوالاتی مطرح می‌شود: این متن درباره چیست؟ چه چیزهایی در متن وجود دارد؟ اگر تحلیل به این نتیجه برسد که زمینه بحث در متن اصلی و متن ترجمه شده یکسان است، می‌توان گفت که این دو متن به لحاظ محتوای گزاره‌ای (propositional content) (یعنی در آنچه مؤلف درباره‌اش صحبت می‌کند) با هم یکسان هستند.

فحوای متن در ترجمه

«فحوای متن» اشاره به ماهیت مشارکین، یعنی مؤلف و مخاطبش، ارتباط بین آن‌ها به لحاظ قدرت اجتماعی و آشناییت، نقطه نظر عقلایی و عاطفی مؤلف یعنی دیدگاه شخصی او دارد. در اینجا چنین سوالاتی مطرح می‌شود: چگونه مؤلف با خواننده و احتمالاً اشخاص توصیف شده در متن ارتباط برقرار می‌کند؟ چگونه مؤلف و خوانندگان از طریق متن با هم ارتباط برقرار می‌کند؟ چگونه مؤلف و خوانندگان از طریق متن با هم ارتباط برقرر می‌کنند؟ تعادل در «فحوای متن» به این معنی است که دو متن نمایاننده نوع یکسانی از تعامل بین فردی است.

شیوه بیان در ترجمه و برقرای تعادل ترجمه

«شیوه بیان» عطف به مجرای ارتباطی،‌ یعنی وسیله ارتباطی گفتاری یا نوشتاری دارد که احتمالات بسیاری در بین این دو وجود دارد، برای مثال، «نوشته شده برای خواندن»، «نوشته شده برای گفتار». در اینجا این سؤالات مطرح می‌شود: متن در واقع چگونه بیان می‌شود؟ از کدام وسیله ارتباطی استفاده می‌شود و چگونه؟ برقرای تعادل ترجمه در بُعد «شیوه بیان» مرتبط است با وسیله ارتباطی در امر ارتباط نتیجه تحلیل بر حسب این طرح، یک پروفایل متنی است که در کلیتش ویژگی سیاق سخن یک متن خاص (یعنی نحوه ارتباط متن با عوامل بافتی خاص) را می‌سازد.

اهمیت ارائه مفهوم ژانر در ترجمه

ولی تحلیل کردن یک متن به لحاظ این ویژگی‌های سیاق سخن، به خودی خود نشان نمی‌دهد که چگونه آن متن به لحاظ کاربرد شناختی به منزله گفتمان عمل می‌کند، همچنین نیت آن و چگونگی تفسیر آن به عنوان یک رویداد ارتباطی را آشکار نمی‌سازد. ما نیاز داریم تا این طرح را با ارائه مفهوم ژانر (genre) تکمیل کنیم.

ژانر یک متن ترجمه شده

ژانرها؛ برای مثال،‌ یک گزارش بازاریابی، یک موعظه، یک مقاله علمی،‌نامه‌ای به سهامداران؛ به لحاظ فرهنگی تعیین کننده رویدادهای ارتباطی هستند که توسط آرایش و ترکیب خاص واحد‌های واژگانی و دستوری در متن تحقق می‌یابند. ژانر، متن را به فرهنگ مرتبط می‌سازد، البته به نحوی که یک نمونه متنی خاص مرتبط است با دانش مشترک درباره ماهیت متن‌های مشابه دیگر که با آن، این متن یک مقصود ارتباطی را در اشتراک دارد. سیاق سخن ارتباط‌های بین یک متن و بافت بلافصل آن را دربر می‌گیرد، در صورتی که ژانر یک متن را با بافت فرهنگی بزرگتر زبان شناختی و فرهنگی جامعه‌ای که در آن این متن قرار دارد، مرتبط می‌کند.

به عبارت دیگر، می‌توان گفت در جایی که سیاق سخن را می‌توان مرتبط با یک نوع از متن محسوب کرد که به واسطه ویژگی‌های زبان شناختی‌اش تعریف می‌شود، ژانر را می‌توان نوعی از گفتمان محسوب کرد که با نقش ارتباطی‌اش در جامعة‌ زبانی- اجتماعی تعریف می‌گردد، پس ژانر را می‌توان به منزلة تحقق یک ترکیب خاص از این سه بُعد سیاق سخن دانست.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط