مقولات دستوری در برابر مقولات واژگانی

مقولات دستوری در برابر مقولات واژگانی

الگوی دستوری یک‌زبان (در مقابل ذخيره واژگانی آن زبان) آن جنبه‌هایی از هر تجربه را که باید در یک‌زبان خاص بیان شود، تعیین می‌کند.

(ياكوبسون 236- 235: 1959)

دستور زبان در امتداد دو بعد احتسلی سازمان یافته است: ساخت‌واژه (morphology) و نحو (syntax). ساخت‌واژه، ساخت كلمات، و نحوه تغییر کلمه برای نشان دادن تقابل‌های خاص در یک نظام دستوری را شامل می‌شود. 

برای مثال، بسیاری از اسم‌ها در زبان انگلیسی دارای دو صورت (یک صورت مفرد و یک صورت جمع)هستند: car/ cars, chid/ children, mam/ men بنابراین، می‌توان گفت که زبان انگلیسی دارای یک مقوله دستوری است که به آن شمار می‌گویند، ساختار ساخت‌واژی یک‌زبان، آن اطلاعات اساسی و بنیادین را که باید در آن زبان بیان شود، تعیین می‌کند.

 نحوه شامل ساخت دستوری شامل ساخت گروه‌ها، بندها و جملات است: یعنی توالی‌های خطی طبقات کلمات از قبیل اسم، فعل، قید بن، و همچنین عناصر نقشی از قبیل نهاد، گزاره و مفعول که در یک‌زبان به کار می‌رود. ساخت نحوی یک‌زبان محدودیت‌های خاصی را بر روی نحوه سازمان‌دهی پیام‌ها در آن زمان اعمال می‌کند.

گزینش‌ها را می‌توان در یک‌زبان از طریق دستور یا واژگان بیان کرد و این موضوع بستگی به نوع و گستره منابع زبان‌شناختی موجود در آن زمان دارد. 

انتخاب‌هایی که از نظام‌های پسته، مثل نظام شمار مفرد جمع) با نظام ضمیر در زبان انگلیسی صورت می‌گیرند، همگی دستوری هسته و آن انتخاب‌هایی که از مجموعه‌های باز انجام می‌گیرد، واژگانی هستند. گزینش‌های دستوری معمولاً به لحاظ ساخت‌واژی بیان می‌شوند، همچنان چه در مورد تقابل مفرد جمع در زبان انگلیسی می‌بینیم. 

این گزینش‌های دستوری همچنین می‌توانند به لحاظ نحوی نیز بیان شوند، برای مثال با دست‌کاری ترتیب کلمات در یک جمله برای نشان دادن ارتباط خاص بین کلمات با نقش آن جمله، متفاوت بین ترتیب کلمات در یک جمله خبری و یک جمله سؤالی در زبان انگلیسی را باهم مقایسه کنید:

She had forgotten about the party./ Had she forgotten about the party?)

مهم‌ترین تفاوت بین گزینش‌های دستوری و واژگانی، البته تا جایی که به ترجمه مربوط می‌شود، این است که گزینش‌های دستوری عمدتاً اجباری هستند درصورتی‌که گزینش‌های واژگانی غالباً با اختیاری می‌باشند. آن زبان‌هایی که دارای منابع ساخت‌واژی برای بیان یک مقوله خاص (از قبيل شمار، زمان، با جنسیت دستوری) هستند، مجبورند که این مقولات را به‌صورت نظام‌مندی بیان کنند، و زبان‌هایی که و ساختواژی برای بیان این مقولات را ندارند، مجبور نیستند که آن‌ها را بیان‌کننده مگر اینکه بیان

این مقولات ضروری و مرتبط باشند. به علت اینکه یک گزینش دستوری برگرفته از یک مجموعه بسته‌ای  از انتخاب‌ها است، پس (الف) اجباری است، و (ب) گزینش‌های دیگر را از همان نظام طبق در کنار می‌گذارد. این حقیقت که شماره یک مقوله دستوری در زبان انگلیسی است.

 بدین معنی است که یک متکلم / نویسنده انگلیسی‌زبان که اسمی مانند student یا child را به کار می‌برد. مجبور را جمع انتخاب صورت دهد. به‌استثنای چند اسم معدود که بین مفرد و جمع تفکیک قائل نمی‌شود (برای مثال، The committee is/ are considering the question)، انتخاب مفرد در زبان انگلیسی امکان ارجاع جمع را طبق پیش‌فرض منتفی می‌سازد و برعکس.

 همین موضوع در مورد زبان‌های چینی یا ژاپنی صدق نمی‌کند. در این زبان‌ها، شمار یک مقوله واژگانی است تا یک مقوله دستوری (به 4.2.1 در زیر رجوع کنید). یک متکلم/ نویسنده چینی یا ژاپنی مجبور نیست بین مفرد و جمع گزینشی صورت دهد، مگر این‌که متن ایجاب کند که این اطلاعات تصریح شوند. البته زمانی که لزومی داشته باشد، شمار در این زبان‌ها به‌وسیله اضافه کردن یک کلمه مثل «چند» یا عددی مانند «یک» یا «پنج» به اسم، نشان داده می‌شود ولی صورت خود اسم تغییری نمی‌یابد.

همچنین ساخت دستوری به‌این‌علت از ساخت‌واژگانی متفاوت است که ساخت دستوری بسیار کمتر تغییر می‌کند. به عبارتی، بسیار راحت‌تر است که یک کلمه، عبارت، یا هم‌آیند جدید را وارد زبان کرد تا این‌که یک مقوله، نظام یا توالی دستوری جدید را البته ساخت دستوری زبان تغییر می‌یابد، ولی این کار یک‌شبه و سریع صورت نمی‌گیرد. تغییر دستوری نسبت به تغییر واژگانی در مقیاس زمانی طولانی‌تری حادث می‌شود.

 به‌طور کل، ساخت دستوری یک‌زبان در طول زندگی یک فرد نسبتاً ثابت و لایتغیر باقی می‌ماند، درصورتی‌که می‌توان کلمات، عبارات، و هم‌آیند‌های جدیدی را در یک روز مشاهده کرد. قواعد دستوری قواعد دستوری نیز نسبتاً به دست‌کاری متکلمین آن زبان مقاومت می‌کنند (= یعنی ثابت باقی می‌مانند م.) البته یک ساخت دستوری انحرافی را گاهی اوقات می‌توان در بافت‌های بسیار محدودی، مقبول دانست، برای مثال، برای حفظ قافیه یا وزن در شعر. شمار بسیار اندکی از انواع متون، مثل شعر، تبلیغات و آگهی‌ها، و لطیفه‌ها گاه‌گاهی قواعد دستوری زبان را نقض می‌کنند تا تأثیرات خاصی را خلق نمایند. 

شاعر مشهور، ای. ای. کامینگز دقیقاً این کار را می‌کند؛ او با استفاده از ترکیب‌های دستوری غیرمتعارف، تأثیرات ویژه‌ای را خلق می‌کند. این کاری است که او در شعر ‘a pretty a day’ که مطلع آن به شکل زیر است، انجام می‌دهد:

a pretty a day

(and every fades)

Is here and away

(but born are maids

To flower an hour

In all, all)

به همین منوال، آگهی زیر توسط «اکسس» (= یک شرکت سابق کارت اعتباری) که بر اساس الگوی آهنگ لوییس جردن به نام ‘Is you Is or Is you Ain’t My Baby’ (سال 1944) قرار دارد، نمونه‌ای از یک نوع دست‌کاری در بافت‌های غیرادبی است.

Does you does or does you don’t take access?

7 million outlets worldwide does.

بااین‌وجود و اگر به‌طور کل در نظر بگیریم، ترکیب‌های انحرافی دستوری در اکثر متون مقبول نیستند. این بدان معنی است که در ترجمه، دستور غالباً دارای اثر محدودکننده است و مترجم را وادار می‌سازد تا آنجایی که او مایل است از متن مبدأ تبعیت کند/ نکند


می خواهم فهرست کامل کتاب را ببینم و بعد ادامه بدم


می خواهم بخش بعدی کتاب یعنی گوناگونی و تفاوت مقولات دستوری در بین زبان‌ها را بخوانم

جدیدترین ها

مطالب مرتبط