مطالعات موردی
مطالعات موردی 1
نخستین مورد در پی آن است معلوم کند که راهبرد ترجمة یک مترجم و یک شاعر نامدار را تا چه حد میتوان با الگوی فرایند تفسیری استاینر توضیح داد. متن مورد بحث، شع نویی از شیموس هَنَی، شاعر ایرلندی است که برگردانی از شعر حماسی آنگلوساکسونی بیوولف میباشد. چاپ این کتاب در 1999 با استقبال چشمگیری روبرو شد و چندی نگذشت که «جایزة معتبر وایت برو» را به خود اختصاص داد. بخش مهم کتاب، مقدمه هَنَی است که وی در آن، فرآیند ترجمه و ایجاد زبان نوینی را برای شعری کهن متعلق به یک هزار سال قبل را به هم ربط میدهد. هَنَی به شرح رابطة عجیبی میپردازد که این شعر با انگلیسی آموزان امروزی برقرار میکند. آنان سخت میکوشند تا معنی این شعر را بفهمند و آن شناخت کاملا مقدماتی از زبان آنگلوساکسونی و فرهنگ اسکاندیناویایی را که این کتاب به تصویر میکشد، کسب کنند. هَنَی جابجایی فرهنگی و زمانی را که خوانندة امروزی ترجمة مذکور احساس میکند، با الفاظی شرح داده که از غور در زبان آنگلو ساکسونی استنتاج نموده است:
«به رغم شور و هیجانی که میان «دیوار حائل» مصداقهای پیچیده و «گنجیدة لغتی» کهن و عیب احساس میشود، این خوانندگان نیز اجبارا» ضربه روحی تازهای را حس میکنند. علت این امر ان است که شعر مذکور قدرتی اسطورهای دارد. این قدرت همانند شیلد شیفسون (که در این ترجمه به scyld scefing مشهور است) از جایی فراتر از مرزهای شناختة تجربه فرود میآید و هدفش را (باز هم مانند شیلد) تحقق میبخشد و بار دیگر به ماوراء باز میگردد»
(هَنَی، xii: 1999)
اصطلاحات «دیوار حائل» و «گنجینه لغت» از زبان ترجمه برگرفته شده که خود این زبان از زبان آنگلوساکسونی، و نه لاتینی، الگوبرداری شده است. عبارت «قدرت اسطورهای» نیز میتواند مربوط به همان زبان باشد. اگرچه نام scyld Scefing روز آمده شده، اما بیگانگی زمان و مکان دیگر را حفظ کرده است. علاوه بر آن، تصور تمثیلی هَنَی از نیروی سیار شعر، یعنی عبارت فراتر از «مرزهای تجربه»، حکایت از آن دارد که شعر مذکور بسی فراتر از یک شعر سروده شده و کلمات روی کاغذ است.
با این حال، زبان هَنَی در قطعة فوق نشان میدهد که او مطمئن بوده در شعر معنایی وجود داشته و این، اولین مرحلة جنبش تفسیری استاینر میباشد. به رغم وجود جابجایی فرهنگی و زمانی این شعر، و به رغم آنکه شعر مذکور فراتر از «مرزهای تجربه» از راه میرسد، و به رغم «تفاوت مقاوم» آن، هَنَی را قدرت این شعر جذب میکند و او میکوشد ترجمهای از آن به دست دهد. شاید بگویید شور و اشتیاق هَنَی به متن آنگلو ساکسونی، وجود مشابهت انتخابی را به اثبات میرساند. اضطرابی که با تفاوت مقاوم به وجود میآید. به خلق ترجمهای ماندگار میانجامد.
بیگانگی شعر، یعنی تنش میان گذشتة بدوی و خواننده امروزی را استعارهای هَنَی مشخص میکنند تا بیگانگی را به امروز بیاورند. بدین ترتیب، او درباره آوردن این شعر از دورنمای تار و مبهم انگلیسی آنگلوساکسونی به «دهکدة جهانی هزارة سوم» سخن میگوید. در ضمن هَنَی داستان های مندرج در شعر را با تغییر کانال (channel- surfing= channel- hopping (us)) در تلویزیونهای امروزی، یکی میداند (شاید به نظر هَنَی، خوانندگان میتوانند داستانهای مطلوب نظر خود را مانندد کانال یابی در تلویزیونهای امروزی، پیدا کنند- م.). این استعارهها عمدتا برداشتهای متفاوت امروزی «معدن روباز» استاینر هستند، اما اندیشة استخراج و انتقال، در آنها به قوت خود باقی است. این مطلب را میتوان با عمل تعرض که دومین حرکت استاینر است، برابر دانست.
جابجایی زمانی و مکانی در مقدمه را جابجایی زبانی همتراز مینماید. هَنَی متوجه میشود در شعر اصلی، تضادی میان انگلیسی مسیحیت آن زمان و فرهنگ بومی بدوی وجود دارد، تضادی که جستجوی صدایی مناسب ترجمه را مشکل میکند. او در اینجا معنی را از متن استخراج کرده، اما درصدد است زبانی پیدا کند تا آن را با زبان مقصد ادغام نماید، و این کار در حقیقت سومین جنبش حرکت تفسیری است. با این وصف، هَنَی آن صدا را در گذشتة خویش مییابد، او در این باره میگوید: «من بیوولف را بخشی از صدای راستین خودم در نظر گرفتم» و بدین ترتیب اصطلاحی جدید ابداع میکند و گذشتهاش را به زبان و فرهنگ شعر یاد شده پیوند میزند. پیوند مذکور به صورت یک مسیحی کاتولیک ایرلند شمالی در پیشینة هَنَی قرار دارد آن هم با توجه به این مطلب که تأثیر زبان ایرلندی که هَنَی اجبارا آموخته بود بر زبان انگلیسی وی خط بطلان کشید. او در زمان دانشجویی فهمید لغت Lachtar که هنوز هم هم جزئی از اصطلاحات انگلیسی اقوام بزرگتر و کهنسالتر ایرلندیاش محسوب میشد، در حقیقت از زبان ایرلندی مشتق شده بود. مطلب مذکور، به گفتة هَنَی، بسان نیشتری بود بر خود آگاهیم که مرا به دلیل آگاه بودن از افت زبانی و خلع ید فرهنگی، عذاب میداد و به تأمل مضاعف دربارت زبان واداشت. این توصیف غصب و سرکوب زبان، ظاهرا شبیه به مباحث پسااستعمارگران است که ما در فصل 9 شرح دادیم، و در آنجا، مثلا کرونین تصویر خوبی از نزاع میان زبان و فرهنگ انگلیسی غالب و زبان ایرلندی مغلوب به دست میدهد. توصیف یاد شده از بسیاری جهات مطابق روایت استاینر از لغات و معانی متن مبداء است که به زبان جدید وارد، و موجب آشفتگی آن میشوند.
با این همه، هَنَی پا را از این فراتر میگذارد، ا نقل میکند که چگونه به کمک آنچه روشنگری از طریق فقه اللغه (philology) مینامد، از این جبر فرهنگی «گریخته است» این امر زمانی اتفاق افتاد که او دست به ترجمه زد و متوجه شد لغت انگلیسی باستانی polian (به معنی to suffer) که در بیوولف وجود دارد هنوز به شکل thole در ناحیهای روستایی در ایرلند زادگاهش، وجود دارد. این مطلب از نظر هَنَی، حق عبور وی به درون صدا و موسیقی متن مقصد محسوب میشد، یعنی او صدایی داشت که برایش آشنا بود و آن گفتار ثقیل کشاورزان فقیر مزارع زادگاهش بود که برای این داستان آنگلو ساکسونی بسیار مناسب بود. هَنَی به این نوع گفتار، لغات منسوخی نظیر bawn (به معنی fort) را میافزاید که در انگلیسی الیزابتی استفاده میشد و از bo- dhun ایرلندی به معنی a fort for cattle (دژ مخصوص گله گاو) مشتقل شده بود. نتیجة این کار، چالش انگیزی و انرژی دهی دوباره به ترجمة انگلیسی با عناصری از گذشته و از فرهنگی متفاوت است. این مطلب دقیقا به توصیف استاینر از جنبش چهارم، یعنی جبران، شباهت دارد. یعنی ترجمه را تأثیر زبان دیگری القا میکند تا متن آن زنده شود، و در زمان جدیدی مؤثر واقع شود و از طریق موفقیت و راهبردهایش بر ارزش شعر آنگلوساکسونی اولیه بیافزاید، و در فرآیند تفسیری آن توازن ایجاد کند.
راهبرد ترجمه نیازی شخصی را نیز برآورده میسازد، یعنی پی ریزی ترجمه، آن هم با زبان و شرح حال خود هَنَی در حقیقت راهی است برای شاعری ایرلندی تا به ناچار واقعیتهای تاریخ پیچیدة استیلا و مستعمره، دلبستگی و مقاومت، همبستگی و دشمنی را بپذیرد. بدین ترتیب، تنش میان مشابهت انتخابی که هَنَی در شعر به دنبال آن است و فاصلة زمانی مخالف به کمک عناصر مایههای فرهنگی و زبانی مترجم که فرهنگ مبداء را به فرهنگ مقصد پیوند میدهد، حل و فصل میگردد.
بحث راجع به مطالعه موردی 1
این مطالعه موردی را از آن جهت شرح دادیم تا ببینیم رویکردهای فلسفی به ترجمه را تا چه حد میتوان در کار ترجمة امروز پیدا نمود. مقدمه هَنَی قراین راه و رسمی را به ما نشان میدهد که طی آن، جستجوی زبان، و بنابراین زیر سوال بردن زبان ترجمههای قدیمیتر، در تشکیل و ساخت بیوولف امروزی دخالت دارد. سرشار بودن زبان این ترجمه از خودآگاهی مسئلهای است که هم با فرهنگ گذشته (یعنی فرهنگهای آنگلوساکسونی و اسکاندیناویایی) و هم با فرهنگ و زبان مورد تعارض (ایرلندی) که زبان مترجم است، ارتباط پیدا میکند و خود مترجم میان حال و گذشته گرفتار آمده و افسانهای را به زبانی سلطهگر انتقال میدهد که سپس با صدای گذشته خویش، زبان مذکور را مختلف میکند و رابطهای قوی با حرکت تفسیری استاینر برقرار میسازد و نیز پارهای استدلالهای نظریهپردازان پسامستعمراتی را که در فصل 8 ارائه شدند، بازگو مینماید. الگوی استاینر که متنی بر نظریة تفسیر است، میتواند تمرین عملی مترجم ادبی مورد تحسین امروزی را کامل و دقیق توضیح دهد.
مطالعه موردی 2
این مورد، متنی را با همان زبانی که ظاهرا برای مقاومت در برابر ترجمه طرحریزی شده بود، مورد بحث و بررسی قرار میدهد، متن مورد بررسی داستانی کوتاه به نام nineve اثر هکتور لیبرتلاّ، نویسنده و مترجم معاصر آرژانتینی است. این حکایت مبتنی است بر داستانی واقعی از سِر هنری راولینسون، باستان شناس انگلیسی، که من آن را در اصل برای مجموعه داستانهای ترجمهای آمریکای لاتین ترجمه کردهام. لیبرتلاّ از زبان استفاده میکهند تا تلاشهای باستان شناسان برای فهم کتیبهها را به تصویر بکشد، زیرا سوال ببرد و تضعیف کند. جالب اینجاست که میبینیم آن نوع رویکرد به ترجمه که دریدا و لوئیس در بخش 10:4 پذیرفتند، تا چه حد میتواند در توصیف چنین متنی مناسب و به جا باشد.
مضامین اصلی داستان یاد شده عبارتند از تو هم و نیرنگ که با آرایش بازی با کلمات و آشگفتگی لغات اسپانیایی- نظیر efectivo demente : (یعنی effective demented/ of mind) به جای efecivamente (یعنی effectively/ indeed)- بیان میشوند. وقتی این بازی با کلمات نقشی در زبان انگلیسی نداشته باشند، یک احتمال آن است که در نقاط دیگری در پی جبران باشیم و متن با مفهوم بازی با کلمات منطبق شود با جابجایی همان شکل لغات بر صفحة کاغذ همخوانی داشته باشد، نظر به این که سیر حوادث اصلی داستان، بازسازی متون کهن و رمزگشایی کتیبههای تصویثری باستانی میباشد، این امر پیشامدی غیرمعمول نیست. در قطعة زیر، سِر راولینسون- که در متون انگلیسی آن زمان به سِرهنری معروف است- با شتابزدگی یکی از این کتیبهها را مورد بررسی قرار میدهد:
Prolongando por estas lineas su mirada ser rawlinson las releyo mil veces. Hasta donde lo permitieron sus ojob distraidos. y por la pura epeticion acabo agotandolas y agotando un punto mas cuanto leia vez. Y otra ves.
extending his gaze over these lines, sir henry re read them a thous and times, as far as his dis tracted eyes allowed him, and by dint of pure re petition he eventually ex hausted the lines and ex hausted one letter more every time he re read them. And re red them.
طرح اصلی این قطعه حاوی تکرار و تفسیری دوباره است و در هر بار تفسیر، مفهوم متن اغوا کننده و تا حدی رمز گشوده، مشخص میشود. پسوند re یکی از پسوندّایی است که لیبرتلا در موقعیتهای دیگر جابجا کرده است (مانند re partimos و re pone) در قطعة بالا، من از شیوة مذکور حتی وقتی این پسوند در زبان اسپانیایی وجود نداشت، استفاده کردم تا re petition و re read و غیره را ارائه کنم. برای ان که بر این فرایند تکراری (re petitive) باز تأکید کنم (re emphasize)، بر صفحه کاغذ re petition petition را افزودم. ناپدید شدن هر punto (حرف- نقطه) را که سرهنری تشخیص داده نیز میتوان ظاهرا در متن انگلیسی ارائه کرد که punto به letter ترجمه میشود و عبارت re read them (زمان گذشته) یک حرف را از دست میدهد تا به re red them زمان دوم تبدیل شود که صدایش را حفظ میکند اما خواننده را به لحاظ بصری شگفت زده مینماید، درست همان طور که کتیبههای کلی، باستان شناسان را شگفتزده میکنند و میفریبند. در اینجا طرح داستان، جناس و استعاره (واقعی و مجازی) بر هم منطبق شدهاند.
بحث راجع به مطالعه موردی 2
در متن مبداء متعلق به لیبرتلا، نیرنگ و ترفند به وسیلة زبانی که تغییر و تحولاتی دارد و خود را جابجا میکند، برملا شده است. راهبرد ترجمهای من اندکی به وفاداری اجحاف آمیز لوئیس شباهت دارد. به عبارت دیگر، این راهبرد میکوشد به وسیلة آزمایش و تجربه، انرژی متن مبداء را بازآفرینی کند که البته تا حدی متضمن خطرپذیری و امتناع نیز هست تا کاربرد ارزشهای بهنجار زبان مقصد را بپذیرد (مثل جابجایی پیشوندهای re،بازنمود پیشوند کاهش punto در عبارت re red و جزاینها) مسئله مهم آن است که این راهبرد ترجمه نباید فقط نوعی بازی با کلمات صرفا سرگرم کننده و مضحک باشد، بلکه به گفتة لوئيس، بر عامل اصلی… یا بر معضلات تعیین کنندة در متن تأثیر داشته باشد. بنابراین، ترجمة من به شیوهای است که کتیبه از رمزگشایی رهایی مییابد، و به بی ثباتی معنی آن، و به مضامینی که در سراسر متن وجود دارند، توجه میکند. لیبرتلا موارد مذکور را از طریق حمله به کاربرد ارزشهای زبان اسپانیایی به نمایش میگذارد و مترجم باید در ساخت سازی یا ساخت شکنی حملهای مشابه در زبان انگلیسی، خلاقیت به خرج دهد. درست همان طور که دریدا ضمن قرائت کتاب بنجامین تمایز میان متن مبداء و مقصد را کم رنگ میکند، عناصری نیز در متون لیبرتلا وجود دارند که رفته رفته در هم میآمیزند. حتی اسم باستان شناس در دو متن یاد شده یعنی سر راولینسون در زبان اسپانیایی و سرهنری در زبان انگلیسی نیز باید با هم منطبق شوند. بنابراین، نام او باید جایی میان این دو متن یا در یک طرف این متن قرار بگیرد، متونی که شاید وقتی در کنار هم بررسی شوند، نیرنگ زبانی را با شدت بیشتری نشان دهند. این ترجمه در حقیقت نوعی نیرنگ بازی را نشان میدهد، مثلا از وفاداری به متن اصلی در دگرگونی از read به red سوء استفاده میکند و همین جاست که خواننده با مشاهدة عنصر جدید رنگ که در متن اسپانیایی غایب است، اما مبین کتیبههای ماسهای قرمز میباشد، و نیز از درک چشمان خسته، قرمز، و در عین حال گرسنة سرهنری، شگفت زده میشود.
با این وصف، این راهبرد تجربی ترجمه نیاز به افزایش ناگهانی ایمان حتمی خواننده دارد تا تأیید کند که تجربة مترجم صرفا یک بازی سطحی با کلمات نیست. این مسئله هنگامی میتواند آسانتر باشد که متن مورد بحث از نوع فلسفی باشد، با وجود این، من در مورد Nineve لیبرتلا با دلیل و برهان اذعان میکنم که نمیتوان امیدوار بود راهبردهای متداول بتوانند انرژی متن اصلی را بازآفرینی کنند و سرانجام، نکته قابل تأمل آن که ترجمة nineve به طور دقیق در مجموعة نهایی یاد شده منظور نشد، زیرا ناشر تصور میکرد ترجمة آن برای خوانندة مقصد، غیرقابل فهم از کار در میآید. این هم نمونة دیگری از اوج قدرت ناشر است که در فصل 9 آن را دیدیم.
میتوانید دوباره به ابتدای فصل هشتم برگردید و قسمتهای مختلف آن را مشاهده کنید و دوباره تصمیم بگیرید که کدام قسمت را مطالعه کنید:
کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی
میتوانید به فهرست عناوین کتاب مطالعات ترجمه جرمی ماندی برگردید و بقیهی فصول کتاب را ببینید:
کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی