درآمد

درآمد

تا زمانی که انسان‌ها به زبان‌های گوناگون تکلم می‌کنند، ترجمه نیز به

منزلۀ تلاشی برای رفع موانع زبانی،‌ ضرورتی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

رادگوندیس اشتولتسه

ترجمه به‌عنوان تلاش و فعالیتی هدفمند جهت رفع موانع زبانی و فرهنگی و زمینه‌ای برای برقراری و گسترش روابط در سطوح مختلف، از دیرباز موردتوجه بشر قرار داشته است. اگرچه ترجمه گاه از روی علاقه و به‌عنوان مشغولیتی فردی از سوی مترجمان صورت می‌گرفته است، اما در مواردی نیز خود را به‌عنوان ضرورت و نیاز جوامع بشری مطرح کرده است. نیاز به ترجمه در ادوار مختلف و در بین اقوام و ملل گوناگون به صورت‌های متفاوتی نمود یافته است. گاه کسب علم و دانش از اقوام دیگر و گاه تمایل به آشنایی بافرهنگ و ادبیات سایر ملل، نیاز به ترجمه را تشکیل داده‌اند. در مواردی نیز غنا بخشیدن به زبان و ادبیات بومی، انگیزه‌ای برای ترجمه از دیگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها را به دست داده است. بر این اساس، ((ترجمه یک ضرورت گریزناپذیر بشری است، چون هر ملتی – هرچقدر هم به ابزارهای پیشرفت و فرهنگ دست‌یافته باشد، نمی‌تواند با استفاده از میراث خاص خودش، از میراث عام بشری بی‌نیاز شود)). (عبدالغنی حسن، 1376، ص 96) ازآنجاکه در ادوار گذشته کسب علم و دانش در انحصار طبقه‌ای خاص از جوامع قرار داشته است، ترجمه کردن نیز تقریباً مختص به فرهیختگان و تحصیل‌کردگان یک جامعه بوده است. ازاین‌رو، ادبا، علما، فلاسفه و دانشمندان را می‌توان به‌عنوان اولین مترجمان کتبی در تاریخ ترجمه محسوب نمود. (اشاعه علم و دانش، ‌اغنای زبان بومی و اختراع الفبا در زمرۀ مهم‌ترین نقش‌های مترجمان در طول تاریخ محسوب می‌شوند. خط گوتیک (Gotik) ازجمله مواردی است که ابداع آن به مترجمی به نام ولفیلا (Wulfila) و یا اولفیلا (Ulfila) نسبت داده شده است. وی این خط را با استفاده از زبان‌های لاتین و یونانی جهت انتقال مفاهیم تورات به گوت‌ها (Goten) در قرن چهارم میلادی ابداع کرده بود (رک :‌ اسداللهی تجرق، 1378، صص 32-40). طبعاً در ادوار گذشته، مترجمانی نیز به ترجمه شفاهی – به‌خصوص در دربار پادشاهان و حاکمان – اشتغال داشته‌اند که به دلیل ویژگی خاص این‌گونه از ترجمه و درنتیجه عدم وجود اثری مکتوب از آن‌ها غالباً در تاریخ ترجمه‌شناسی موردبحث قرار نمی‌گیرند.

وجود واژه‌ها و تعاریف مختلف برای ترجمه (کردن)،‌ گویای دیدگا‌ه‌های متنوعی است که در زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون نسبت به ترجمه وجود داشته است. به‌عنوان‌مثال در زبان آلمانی واژه‌های ((Übersetzung)) ،‌ ((Übertragung))، ((Translation))، ((Wiedergabe))، ((Nachdichtung)) و ((Form der Kommunikation)) با توجه به دیدگاه‌های مختلف صاحب‌نظران، برای ترجمه (کردن) ابداع و یا از زبان‌های دیگر اخذ شده‌اند. ((Übersetzung)) در زبان آلمانی از فعل ((Übersetzen)) به معنای بازگرداندن تحت‌اللفظی از یک‌زبان به زبان دیگر به‌صورت کتبی و یا شفاهی مشتق شده است. (ریشه فعل ((übersetzen)) احتمالاً‌ به قرن 17 میلادی برمی‌گردد و معادل افعال لاتینی ((traducere)) و ((transferre)) محسوب می‌شود (فرهنگ زبان آلمانی Duden، ذیل ((übersetzen))). واژۀ ((Übertragung))، که از فعل ((Übertragen)) مشتق شده است در زبان ادبی، یعنی زبان مورداستفاده از سوی تحصیل‌کردگان جامعه، به شیوه‌ای از ترجمه متن ]ادبی[ اطلاق می‌شود که منجر به تولید متنی در زبان مقصد می‌گردد که ازنظر صورت و قالب زبانی همچون متن اصلی از اعتبار برخوردار باشد. از دیگر معانی این فعل در حوزۀ ادبیات، تغییر صورت و قالب زبانی یک متن است. (فعل ((übertragen)) در حوزۀ پردازش داده‌ها و همچنین ارتباطات و روزنامه‌نگاری (Nachrichtentechnik) به معنای انتقال داده، سیگنال و با اطلاعات از یک دستگاه به دستگاهی دیگر است (همان، ذیل، ((übertragen))). ((Translation)) در حوزۀ علوم انسانی عموماً با ((Übertragung)) و ((Übersetzung)) به یک معنا مورداستفاده است. (ریشه واژه ((Traslation)) در اصل به کلمه لاتینی ((translatio)) برمی‌گردد که به معنای تغییر و یا انتقال چیزی به مکان و یا موقعیتی جدید است. واژۀ مذکور در حوزۀ فیزیک به معنای انتقال خطی یک جسم از نقطه‌ای به نقطه دیگر است، به‌طوری‌که تمام اجزای آن بتوانند به‌موازات هم عیناً به مکان دیگر انتقال یابند (همان، ذیل ((Traslation))). ((Nachdichtung)) در زبان آلمانی هم به فعالیت ترجمه و هم به محصول آن اطلاق می‌شود. بر این اساس، معانی این واژه به ترتیب ((ترجمۀ آزاد یک اثر ادبی و پردازش آن ]در زبان مقصد[)) و ((متن ادبی حاصل از ترجمه و پردازش)) است. (همان، ذیل ((Nachdichtung))) واژه ((Wiedergabe)) به فعل ((Wiedergeben)) به معنای تعریف، توصیف، بیان و نقل کردن برمی‌گردد. (همان، ذیل ((wiedergeben))) به‌علاوه، در زبان فارسی نیز برای توصیف انتقال متن از یک‌زبان به زبان دیگر، کلمات متنوعی مورداستفاده قرار می‌گیرند، ازجمله ترجمه، انتقال، برگردان و برداشت. می‌توان گفت واژه‌های ترجمه، انتقال و برگردان به ترتیب معادل‌های واژه‌های آلمانی ((Übersetzung)) و ((Übertragung)) و ((Wiedergabe)) به‌حساب می‌آیند. معمولاً واژۀ ترجمه (با پیش جیم) مأخوذ از واژه عربی ترجمه (با زیر جیم) تلقی می‌شود. اما برخی فرهنگ‌نویسان و مستشرقان واژه ترجمه را فارسی و مشتق از ترجمان و ترجمان (زبر و یا پیش جیم) که خود معرب ترزبان (با زبر ز) است، می‌دانند. ترجمان (زبر و یا پیش جیم

) در لغت به معنای فصیح، تیز زبان، خوش تقریر و کسی که دانندۀ دو زبان است، به کار می‌رود. ازاین‌رو، واژه ترجمه به معنای بیان کردن مطالب از یک‌زبان به زبانی دیگر است. (رک :‌ براون،‌ 1339، ص11، پانوشت 1. کزازی، 1374، صص 10-12) اگرچه از دیدگاه تاریخی سابقۀ ترجمه و ترجمه کردن به دوران باستان برمی‌گردد، اما علم ((ترجمه‌شناسی)) (Übersetzungswissenchaft. واژۀ ترجمه‌شناسی در واقع ترجمه‌ای از دو واژۀ ((Wissenschaft)) به معنای علم و ((Übersetzung)) به معنای ترجمه است. این حوزه در منابع آلمانی‌زبان، با عناوین دیگری از قبیل ((Traslationwisseschaft)) ((Translatologie)) و ((Traslatorik)) نیز نامیده می‌شود. عنوان ((Übersetzungswissenchaft)) در ترجمه‌شناسی آلمان، تا دهۀ 1980 هم برای ترجمۀ کتبی و هم برای ترجمۀ شفاهی مورداستفاده قرار می‌گرفت. از دهۀ 1980 به بعد، عنوان ((Übersetzungswissenchaft)) عمدتاً به آن دسته از مباحث نظری اطلاق می‌شود که ترجمه را از دیدگاه زبان‌شناسی موردبررسی قرار می‌دهند و برای مباحثی

که به مطالعۀ تأثیر عوامل فرازبانی بر ترجمه می‌پردازند از دیگر عناوین فوق‌ استفاده می‌شود (اسنل – هورن بی، 1998 ، صص 37-38) در قیاس با بسیاری از علوم نظیر فلسفه و ادبیات، علمی نو محسوب می‌شود که قدمت آن حتی به یک قرن هم ‌نمی‌رسد.

میتوانید فهرست کتاب نظرها و نظریه های ترجمه در اینجا ببینید.

کتاب نظریه های ترجمه

جدیدترین ها

مطالب مرتبط