غالباً در منابع مربوط به ترجمه و ترجمهشناسی، بخشی از مباحث نظری به نظریه ترجمه اختصاص مییابد.
در این راستا تلاش میشود تا ضمن بررسی انواع نظریه (های) ترجمه و همچنین خاستگاه تکوین آنها، تعریفی مشخص و جامع از نظریه ترجمه و نیز اهداف آن ارائه شود.
از دیدگاه تاریخی، تکوین زبانشناسی نوین در قرن بیستم از جمله عوامل مؤثر در شکلگیری و رواج اصطلاح ((نظریۀ ترجمه)) است.

تأثیرپذیری ترجمهشناسی از تحقیقات و مطالعات صورت گرفته در حوزه زبانشناسی موجب شد تا متخصصان و صاحب نظران این حوزه جهت تبیین علمی مباحث نظری خود از نظریهها و اصطلاحات رایج در زبانشناسی بهره گیرند.
تاثیر دوسوسور در نظریه ترجمه
در این راستا به خصوص در دهههای 1950 و 1960، مباحث مختلفی تحت عنوان نظریه ترجمه از سوی متخصصان مطرح شد که عموماً ریشه در نشانهشناسی فردینان دو سوسور (Ferdinand de Saussure) و دستور زایشی – گشتاری نوآم چامسکی (Noam Chomsky) داشتند.
اگرچه استفاده از واژه نظریه برای مباحث مربوط به ترجمه، ادعا و دلیلی برپشتوانۀ علمی و نظری حوزۀ ترجمهشناسی محسوب میشود، اما در واقع هر مطلب و دیدگاه مطرح شده در این حوزه را نمیتوان به معنای واقعی، نظریه ترجمه تلقی شود.
در حوزه علم، نظریه از تعریف خاص خود برخوردار است و به همین جهت، مباحث نظری صرفاً در صورت انطباق با این تعریف از ارزش و اعتبار به عنوان یک نظریه علمی برخوردار خواهند بود.
تعریفی کلی از نظریه
نظریه، ((مجموعهای است از تعریفها و پیشنهادها دربارۀ تعداید متغیر به هم پیوسته، که همۀ این تعریفها و پیشنهادها بُعد منظم و مدونی از وقایع و پدیدههایی را که در اثر همبستگیها و تداخل این متغیرها به وجود میآید، ارائه میدهد)). (نادری و دیگران، 1380، ص 32)
بنا به این تعریف، هر نظریهپرداز با طرح نظریۀ خود، سعی در ارائه تصویری از روابط دورنی بین متغیرها در یک پدیده دارد، وی از این طریق، به توصیف و توضیح در خصوص آن پدید میپردازد و گاه، ضمن پیشبینی وقوع پدیدهها، راهکار و دستورالعمل نیز ارائه میدهد.
تعریف نظریه ترجمه
چنانچه تعریف فوق در حوزۀ ترجمهشناسی مورد قبول باشد، نظریه ترجمه، به نظریهای اطلاق میشود که به توصیف نظاممند روابط بین متغیرهای ترجمه میپردازد و در این رهگذر تأثیر هریک از متغیرها را بر معلول یعنی متن ترجمه شده بررسی میکند.
اصطلاح نظریۀ ترجمه از تعریف مشخصی برخوردار نیست.
به عنوان مثال، عباس امام به نقل از نیومارک، ((نظریۀ ترجمه)) (Theory of Translation) را مجموعهای از اطلاعات در خصوص فرآیند ترجمه میداند که در زمان حال در اختیار متخصصان و علاقهمندان قرار دارد و یا در آینده از سوی متخصصان ارائه خواهد شد.
وی خود نیز اگرچه اصطلاح نظریۀ ترجمه را ((چیزی شبیه به رواج ناگزیر غلطهای مصطلح)) میداند، اما در عین حال نظریۀ ترجمه را مجموعهای از مطالب تعریف میکند که از یک هدف عمده و کلی یعنی بررسی و تبیین مسائل مختلف و متعدد در ترجمه برخوردار هستند.
متغیرهای قابل بررسی
مترجم، کیفیت ترجمه، هدف ترجمه و تأثیر ترجمه بر مخاطب از جمله متغیرهایی هستند که امکان بررسی و مطالعۀ روابط بین آنها در قالب یک نظریه ترجمه وجود دارد.
در بین متغیرهای مذکور، کیفیت ترجمه و تأثیر ترجمه، متغیرهایی وابسته قلمداد میشوند، چراکه هرگونه تغییر در دو متغیر دیگر، یعنی مترجم و هدف ترجمه، تغییر در کیفیت ترجمه و تأثیرگذاری آن بر مخاطب را به دنبال خواهد داشت. شایان ذکر است، مترجم به عنوان متغیر مستقل، خود وابسته به متغیرهای دیگری نظیر تسلط بر زبان و فرهنگ مبدأ و مقصد، توانایی درک متن مبدأ و خلاقیت در تولید متن مقصد است.
از جمله تفاوتهای مهم بین نظریۀ ترجمه و به طور کلی نظریههای مربوط به حوزه علوم انسانی با نظریههای مطرح شده در حوزههایی نظیر علوم تجربی، برخورداری ترجمهشناسی از مفاهیمی انتزاعی و باز است که امکان اندازهگیری آنها بر اساس مقیاسهای متداول وجود ندارد.
مثال متغیرها:
به عنوان مثال نمیتوان تسلط مترجم بر فرهنگ مبدأ و مقصد را بر اساس مقیاسهایی عینی نظیر زمان، حجم و یا وزن سنجید. این مشکلات در مورد درک متن و کیفیت ترجمه نیز صدق میکند، به گونهای که اندازهگیری کیفیت یک ترجمه بر اساس عدد امکانپذیرست و به همین جهت نیز غالباً نمیتوان نظریۀ ترجمه را همانند قوانین فیزیک در قالب قاعده و فرمول تبیین کرد.
سه رویکرد موجود در نظریه ترجمه
غالباً در بحث نظریههای ترجمه از سه رویکرد عمده تحت عناوین رویکرد ادبی، رویکرد روانشناسی زبان و شناختی، و رویکرد کنشگرا نام میبرند
و از اینرو، سه نوع نظریۀ ترجمه تحت عناوین ((نظریۀ ترجمۀ ادبی)) (Literarische Übersetzungstheorie)، ((نظریۀ ترجمۀ روانشناسی زبان و شناختی)) (Psycholinguistisch, kognitive Übersetzungstheorie) و ((نظریۀ ترجمۀ کنشگرا)) (Handlungsorientierte Theoric) مطرح است.
نظریۀ ترجمۀ ادبی
توجه خود را بر متن و عوامل فرازبانی حاکم بر آن از جمله موقعیت و بافتار متن معطوف میسازد. در این حالت متن ترجمه شده باید از نظر محتوا و یا تأثیری که بر مخاطب خود میگذارد، معادل متن اصلی باشد.
در نظریۀ ترجمۀ روانشناسی زبان و شناختی، مترجم و فرآیندهای ذهنی و شناختی وی در حین ترجمه مرکز ثقل قرار میگیرند.
در نظریۀ کنشگرا
نیز مترجم محوریت اصلی را تشکیل میدهد، با این تفاوت که به جای فرآیندهای ذهنی و شناختی، کلیۀ فعالیتهای وی از قبیل تجزیه و تحلیل متن مبدأ تحقیق در خصوص فرهنگ مبدأ و مقصد و پردازش متن مقصد که موجب تولید و آمادهسازی ترجمۀ متن میگردد، مورد بررسی قرار میگیرد.
اگرچه در مباحث مربوط به ترجمهشناسی – به خصوص در حوزۀ کشورهای انگلیسی زبان – گاه از نظریه ترجمه (Theory of Translation) صحبت میشود، اما در واقع این حوزه به جای یک نظریۀ ترجمه از نظرهای متنوعی برخوردار است.
(به عنوان مثال، ژان دُلیل، در مباحث نظری خود، ضمن اشاره به اظهارنظرهای کلی مترجمان و ادراکهای مستقیم تجریدی آنها در خصوص ترجمه از سه نظریۀ ترجمه تحت عناوین ((نظریۀ نشانه شناختی))، ((نظریۀ زبان شناختی)) و ((نظریۀ جامعه شناختی زبان)) که به ترتیب از سوی الکساندر لیود سکائِف، جان سی. کتفورد و یوجین اِی. نیدا ارائه شدهاند، نام میبرد.
هدف از نظریۀ نشانه شناختی که اساساً به ترجمۀ ماشینی گرایش دارد، صوریسازی فعالیتهای ذهنی مترجم در حین فرآیند ترجمه است.
کتفورد در مباحث خود در باب ارتباط بین ترجمه با زبانشناسی، نظریۀ ترجمه را اساساً نظریهای در زبانشناسی کاربردی میداند که به نوع خاصی از رابطۀ متقابل زبانها میپردازد و هدف اصلی آن، تعریف ترجمه بر اساس مقولههای موجود در نظریۀ همگانی زبان میباشد.
در نظریۀ جامعه شناختی، ترجمه فعالیتی است که در بافتار فرهنگی صورت میگیرد، از اینرو، اصول بنیادی آن باید از نوع جامعه شناختی زبان باشد.
برای مطالعه بیشتر: مفهوم ترجمه