حوزۀ علمی همانگونه که از عنوان آن برمیآید، صرفاً به مباحث نظری ترجمه اختصاص دارد و به دو بخشِ ((نظریهای)) (Theoretical) و توصیفی (Descriptive) تفکیک میشود. بخش نظریهای از یکسو بهطور عام به نظرها و نظریات مطرحشده در حوزۀ ترجمه و خاستگاه آنها و نیز تأثیر مؤلفههایی که از قبیل نوع برقراری ارتباط زبانی در ترجمه اعم از ارتباط گفتاری یا ارتباط نوشتاری، نوع متن و زمان ترجمه میپردازد و از سوی دیگر، ترجمه را در قالب سه حوزۀ ((محصول – محور)) (Product oriented)، ((فرآیند – محور)) (Process oriented) و ((کارکرد – محور)) (Function oriented) موردبررسی قرار میدهد. حوزۀ کاربردی نیز به سه گرایش ((تربیت مترجم)) (Translator Training)، ((آموزش ترجمه)) (Translation Aids) (ارائه راهکار) و ((نقد ترجمه)) (Translation Criticism) تقسیم میشود. (رک : اشتولسته، 2001، ص 166) به اعتقاد هومز، هیچیک ازنظرها و نظریات مطرحشده در خصوص ترجمه، بهتنهایی قابلیت ارائه شدن بهعنوان یک نظریۀ عام ترجمه و نیز تعمیم یافتن بهتمامی ابعاد و حوزههای ترجمه را ندارد، چراکه هرکدام از آنها صرفاً قادر به پاسخگویی به بخشی از پرسشها و مشکلات مربوط به ترجمه است. این نظرها و نظریات درعینحال مکمل حوزۀ کاربردی نیز محسوب میشوند، بهگونهای که ارائۀ نظر و یا نظریات جدید در حوزۀ علمی، بر گرایشهای حوزۀ کاربردی نیز تأثیر خواهد گذاشت. بر این اساس، حضور حوزههای علمی و کاربردی در عرض یکدیگر، حوزۀ تحقیقات ترجمه را تشکیل میدهد. اگرچه نظرهای هومز در بدو امر مبتنی بر ترجمۀ ادبی و بررسی متون ترجمهشده در این حوزه قرار داشت، اما این نظرها در دهههای بعد به دیگر حوزههای ترجمه نیز تعمیم یافت. شایانذکر است، امروزه در کشورهای انگلیسیزبان، عنوان مطالعات ترجمه تا حد زیادی رواج یافته است، بهگونهای که نظرها و مطالعات صورت گرفته در باب ترجمه و فرآیندهای آن، غالباً تحت همین عنوان مطرح میشوند.
ترجمه در دنیای اسلام و بهخصوص ایران نیز از سابقۀ طولانی برخوردار است. طبق اسناد موجود، آغاز نهضت ترجمه در جهان اسلام به قرن اول هجری قمری برمیگردد. در این دوران به صورتی پراکنده، آثاری از زبان و فرهنگهای غنی آن دوران به زبان عربی ترجمه شد. از نیمۀ دوم قرن دوم تا قرن سوم هجری قمری، ترجمه با استقبال بیشتری در نزد مسلمانان برخوردار شد، بهطوریکه درطی این مدت، آثاری از ارسطو و افلاطون به زبان عربی ترجمه شد. در فاصلۀ قرن سوم تا قرن پنجم هجری قمری و به عبارتی دقیقتر، دوران نهضت طلایی ترجمه، آثار متعددی از زبانهای سُریانی، عبری، فارسی، لاتین، هندی و یونانی به عربی ترجمه شد. تأسیس بیتالحکمه (رک : کُرن، 1352، صص 35-25) شاهدی بر توجه مسلمانان به ترجمه به شمار میآید. نهضت ترجمه در دورۀ حکومت خلفای عباسی نیز ادامه یافت، بهگونهای که سه مرکز ترجمه در آن دوران یعنی اسکندریه، جندیشاپور و حران به ترجمۀ آثار مختلف پرداختند و بدین ترتیب زمینۀ آشنایی مسلمانان با اندیشمندان کشورهای دیگر را فراهم کردند. (رک : یعقوبی، 1384، صص 38-35)
در همین دوران اقلیت مسیحی ساکن در تولدو (طلیطله) (Toledo) که به اسپانیای اسلامی تعلق داشت، با ایجاد ((مکتب تولدو)) (Übersetzerschule von Toledo)آثار عربی را که خود درواقع ترجمهای از آثار یونانی بودند، به لاتینی ترجمه کردند و بدین ترتیب موجب آشنایی اروپائیان با فلسفه ارسطو و افلاطون شدند. مکتب تولدو و بعدها پس از تصرف شهر به دست آلفونس دهم به ترجمۀ آثار متعددی از دانشمندان اسلامی درزمینۀ شیمی، فیزیک، ریاضیات، ستارهشناسی و ادبیات مشرق زمین به زبان کاستیلی پرداخت و بدین ترتیب موجب گسترش لهجۀ درباری تولدو شد. (دایره المعارف ویکیپدیا، ذیل ((Übersetzerschule von Toledo)) از دیگر مکاتب قابلذکر ترجمه در دورۀ اسلامی، ((مکتب بغداد)) Bagdader Schule) است که در قرون 9 و 10 آثار علمی و فلسفی متعددی را از یونانی به عربی ترجمه کردند. چهره شاخص این مکتب، پزشکی به نام حنین ابن اسحاق است. (وودث ورث، 1998، ص 40)
در ایران نیز صرفنظر از دوران پیش از اسلام و بهخصوص ساسانیان، که ترجمههایی از زبانهای سانسکریت و دیگر زبانها به زبان پهلوی انجام شد، نهضت واقعی ترجمه به دورۀ قاجار برمیگردد. اگرچه نمایشنامۀ مردمگریز اثر مولیر (Jean-Baptiste Moliere)، ظاهراً نخستین اثر ادبی بود که از فرانسه به فارسی ترجمه شد، اما ترجمۀ کتابهای درسی دارالفنون را میتوان سرآغاز نهضت ترجمه در ایران نامید. محمد طاهر میرزا و محمدخان اعتمادالسلطنه، ازجمله مشهورترین مترجمان اواخر دورۀ قاجار محسوب میشوند. (یعقوبی، 1384، ص 38) نهضت ترجمۀ (ادبی) در ایران در طول بیش از یک قرن اخیر با دو گرایش عمده مواجه بوده است. گرایش اول که میتوان آن را نوعی ایرانی سازی تلقی نمود، تا حدود سال 1320 شمسی ادامه داشته است. در این دوران، سعی مترجم بر انجام ترجمهای کاملاً منطبق با زبان و فرهنگ ایرانی بوده است، بهگونهای که ((حفظ امانت در ترجمه به این معنی بود که عبارت زباناصلی هرچه بیشتر به کسوت زبان فارسی درآید، چنانکه عناوین کتابها را برحسب سلیقه تغییر میدادند و حتی اسامی فرنگی را نیز به اسامی ایرانی مبدل میکردند.)) (نجفی، 1375، ص 118) نهضت ترجمه از دهه 1320 شمسی، به سمت متن مبدأ و ترجمۀ تحتاللفظی گرایش یافت. تحت این تأثیر، هرچه که متن از انطباق بیشتری با متن اصلی برخوردار بود، از ارزش بیشتری نیز برخوردار میشد، در این راستا، ((ترجمۀ کمال مطلوب، ترجمهای بود که بتواند در برابر لفظ خارجی یکلفظ فارسی بگذارد.)) (همان،ص 119) شایانذکر است که ترجمۀ آثار مختلف در سدۀ اخیر، ورود واژگان خارجی را نیز به زبان فارسی به دنبال داشته است و اگرچه در مواردی موجب غنای واژگان زبان فارسی شده اما از سوی دیگر اصطلاحات و عبارات نامأنوس را نیز به زبان فارسی وارد نموده است.