با جهانی شدن و بینالمللی شدن بیشتر مشخصههای زندگی امروز ما، تقاضا برای متنهایی که همزمان برای مخاطبان در جوامع مختلف تولید میشوند، بالا رفته است. به بیان دیگر، از این پس به متنهایی نیاز داریم که یا به صورت نهان یا بلافاصله به صورت «متنهای موازی» به زبانهای مختلف تولید شوند. تا همین اواخر، مترجمان و تولیدکنندگان متن تمایل داشتند به طور معمول از فیلتری فرهنگی استفاده کنند تا با آن به تفاوتهای هنجارهای مورد انتظار و سنتهای سبکی متأثر از فرهنگ توجه کنند. اما به دلیل تأثیر زبان انگلیسی، در مقام زبان میانجی جهانی، این موقعیت ممکن است که رو به تغییر باشد و منجر به نوعی تضاد در فرایندهای ترجمهای بین گرایش به مشخصههای فرهنگی و مشخصههای جهانی در سنتها و هنجارهای متنی شود که در اینجا مراد از «جهانی بودن» همان هنجارهای آنگلوساکسونی اروپای شمالی وآمریکای شمالی است. همین تغییر فرضی در هنجارهای جهانی ترجمه است که در حقیقت انگیزهای برای یک کار تحقیقاتی در دل یک پروژهی پژوهشی بزرگتر در هامبورگ شده است (زمینهی پژوهشی خاصی که بودجهی آن را انجمن پژوهشی آلمان تأمین میکند).
فرضیهی اصلی ما در این پژوهش این است که اکنون به جای استفاده از فیلتر فرهنگی در ترجمههای نهان یا تولید متنهای موازی، هر روز تعداد بیشتری از متنهایی که به لحاظ فرهنگی جهانی هستند (یا به بیان دیگر، ترجمههایی که به لحاظ فرهنگی خنثی هستند) تولید میشود. در نتیجه، گونهای از «متنهای دورگه» پدید میآید که در واقع حامل هنجارهای فرهنگی آنگلوساکسونی هستند که به دیگر جوامع زبانی و فرهنگی هجوم میآورند. مثلا باعث میشود ه متنهای آلمانی ـ اگر از ابعاد شفاهی ـ کتبی موردنظر بایبر (1988) در تولید متن استفاده کنیم ـ کمتر از گذشته محتوا دور باشند، مشخصهی بینافردی در آنها تقویت شود، مشارکت عاطفی در آنها افزایش یابد، بیش از پیش وابسته به موقعیت و عینیتر از گذشته شوند. اگرچه مدت زیادی است که بسیاری از سرهگرایان آلمانی و فرانسوی به تأثیر زبان انگلیسی در حوزهی واژگان اذعان داشتهاند از آنها شکوهها کردهاند، دربارهی تأثیر زبان انگلیسی در سطح نحو، کاربردشناسی و گفتمان تحقیق چندانی انجام نشده است. قوانین گفتمان، سنتهای متنپردازی و اولویتهای ارتباطی عموماً پنهان میمانند و در سطح عمیقتر آگاهی به طور پنهانی عمل میکنند و در نتیجه در ارزشیابی ترجمه منجر به دشواریهای خاصی میشوند.
در پروژهی هامبورگ که به بررسی تأثیر زبان انگلیسی به عنوان زبان میانجی در ترجمههای نهان به آلمانی (و بعدها به فرانسه و اسپانیایی) میپردازد، رویکردی چند روشی به ارزشیابی ترجمه به بوتهی آزمون گذاشته شده است. این رویکرد از روش پیشنهادی در مدل ارزشیابی هاوس (1997) فراتر میرود. همانطور که در بالا به تفصیل توضیح دادیم، این مدل ارزشیابی امکان ارزیابی کیفی و جزء به جزء کیفیت ترجمه در مورد پژوهیها را فراهم میآورد. درست همانقدر که مفهوم گمراهکنندهی تعادل نمیتواند خطوط راهنمای کلیای برای فرآیند ترجمه فراهم آورد، زیرا تعادل ازتعامل هر متن با بافت خاص آن حاصل میشود، به همان ترتیب رویکرد مطالعه موردی اعمال شده در مدل ارزشیابی کاربردشناسی نقشگرایی، هرگونه نتیجهگیری کلی سطحی را مجاز نمیداند. این امر صرفاً به دلیل وجود فرآیند دستیابی به معادل نقشی از ترجمهای به ترجمهی دیگر متفاوت است. برای مثال، در ترجمهی نهان، تعادل باید از طریق سنجش محیط ارتباطی خاص هر دو متن و وابستههای زبانی آنها حاصل شود. بنابراین، محیط ارتباطی متن اصلی و ترجمه باید در هر مورد مقایسه شود و تنها از طریق گردآوری شواهد نمونههای متنی مشابه است که میتوانیم به نتایج کلی تقریبی دست یابیم. برای اعتبار بخشیدن به ابعاد بینافرهنگی مفروض که فیلتر فرهنگی و نیز نتایج تحلیلهای زبانی را اثبات میکند، از روشهای درون نگرانه نیز میتوان استفاده کرد که با آنها میتوان راهی به درک فرآیند ترجمه یافت. اگرچه ارزشیابی ترجمه عمدتاً به صورت محصول ـ محور انجام میگیرد میتوان با اتکا به پژوهشهای فرآیند ـ محور این شیوهی ارزشیابی را تکمیل کرد. راههای دیگر برای تکمیل تحلیلهای اولیه، مصاحبههایی با سفارشدهندگان ترجمه، ویراستاران و بقیهی افراد مرتبط با تولید ترجمه میتواند باشد. به علاوه، گردآوری اسناد در مورد پیشینه و نیز مقایسهی ترجمههای یک متن در زبانهای مختلف و مقایسهی متنهای موازی و «یک زبانه» که در یک ژانر قرار دارند را نیز میتوان در نظر گرفت. حوزهی دیگری از رویکرد مطالعه مورد کیفی، استفاده از پیکرههای ترجمهای و موازی رایانهای است که برای تحلیلهای کمی مناسب هستند.
میتوانید به صفحه ی اصلی کتاب برگردید و به کل فهرست کتاب نگاهی بیاندازید.
فهرست کتاب نقد ترجمه کاترینا رایس