کلمات هم آیند

کلمات هم آیند

چرا سازندگان ساختمان، ساختمانی را prochurce نمی‌کنند یا چرا مؤلفين زمانی را invent نمی‌کنند، درصورتی‌که درواقع کاری که انجام می‌دهند همان invent كردن داستان است. تا آنجا که تعاریف فرهنگ لغت از کلمات مدنظر باشد، هیچ دلیلی نمی‌توان یافت. دلیل این است که ما كلمات  produce و invent را در موارد فوق به کار نمی‌بریم و همین به کار نبردن، علت آن است.

(بولینگر و سیرز 55: 1968)

درواقع هیچ کلمه هم‌آیند غیرممکنی وجود ندارد، ولی احتمال وجود برخی نسبت به دیگران بیشتر است.

(سینکلر 411: 1966)

وقتی در مورد معنای واژگانی در فصل دوم بحث کردم، اشاره مختصری نیز به هم‌آیندها در مبحث معنای پیش انگاشته نمودم. و به‌صورت موقت آن را به‌عنوان محمد وال پست‌های قراردادی تعریف کردم که ازنظر معنایی از معنی منطقی یک کلمه پیروی نمی‌کنند.» شیوه دیگر نگرش به مقوله دارند، تعریف نماییم هم‌آیند این است که آن را برحسب تمایلی که کلمات خاصی برای ترکیب به‌صورت منظم در یک‌زبان دارند، تعریف نماییم.

از یک جنبه و تمایل با گرایش کلمات برای آمدن با یکدیگر مربوط به معنای منطقی آن‌ها است. برای مثال، کلمه cheque احتمال زیاد دارد که با کلمات write, money, pay, book, playground, butter, moon همچنان چه سینگلر بیان می‌کند (۲۲۰: الف ۱۹۸۷) «تا جدی ماهیت دنیای اطراف ما در سازمان‌دهی زبان منعکس می‌شود . آن چیزهایی که به‌طور مادی باهم می‌آیند. احتمال بیشتری دارد تا باهم بیان شوند. 

ولی معنا همیشه نمی‌تواند الگوبندی هم‌آیندی را توجیه کند. اگر چنین بود، انتظار داشتیم که undertake, acarry یا حتی perform با کلمهvisit  بیایند. ولی متکلمین انگلیسی‌زبان تقریباً همواره از pay a visit استفاده می‌کنند و کمتر از make a visit استفاده می‌‌کنند و هرگز perform a visir را به کار نمی‌برند. ما از grill کردن نان صحبت نمی‌کنیم حتی اگر آن را زیر گریل قرار دهیم (نیومان 1988). وقتی کره یا تخم‌مرغ فاسد می‌شود، در زبان انگلیسی به ترتیب از کلمات rancid و addled استفاده می‌کنیم.

 هر دو کلمه rancid و addled به معنی «کهنه/ فاسد» هستند، ولی هم‌آیندی addled butter و ancid eggs در زبان انگلیسی غیرقابل‌قبول یا حداقل غیرمحتمل است (پالمر ۱۹۷۶). افزون بر این، کلماتی را که ما غالباً مترادف با شبه مترادف می‌دانیم، غالباً دارای مجموعه‌های کاملاً متفاوتی از هم‌آیندها هستند. 

برای مثال، متکلمین انگلیسی‌زبان break rules (قانون را می‌شکنند) ولی مقررات را نمی‌شکنند (break regulations)؛ آن‌ها در مورد اتلاف وقت از wasting time بهره می‌جویند ولی هرگز نمی‌گویند squandering time هر دو عبارت deliver a verdict و pronounce a verdict در زبان انگلیسی ازنظر هم‌آیندی موردقبول هستند.

 به همین منوال pronounce a sentence ازنظر هم‌آیندی مقبول است و کم‌وبیش به معنای deliver/ pronounce a verdict است. ولی بااین‌حال، هم‌آیندی کلمات در deliver a sentence غیرمحتمل است. کروز (281: 1986) مثال مشابهی را ارائه می‌دهد: صفات immaculate, flawless, spotless, unblemished و impeccable را می‌توان مترادف یا شبه مترادف دانست ولی بااین‌حال نمی‌توان آن‌ها را آزادانه با مجموعه یکسانی از اسم‌ها به کار برد (به جدول 1 رجوع کنید).

وقتی دو کلمه باهم می‌آیند، این ارتباط را (در صورت ترکیب به هر ترتیب دستوری قابل‌قبول) می‌توان بین همه یا بعضی از اشکال مختلف آن‌ها نیز حفظ کرد. 

برای مثال، achievable aims, aims having been achieved, achieving aims the achievement of an aim همگی به‌صورت یکسانی در زبان انگلیسی قابل‌قبول و معمول هستند. ولی از طرف دیگر، غالباً مواردی وجود دارد که کلمات در برخی از صورت‌هایشان باهم می‌آیند ولی در بعضی از صورت‌های دیگر باهم نمی‌آیند. 

در زبان انگلیسی bend rules وجود دارد ولی احتمال اینکه rules را unbendable توصیف نماییم، وجود ندارد و به‌جای آن معمولاً می‌گوییم که rules, inflexible هستند.

جدول 1. غیرقابل‌پیش‌بینی بودن الگوهای هم‌آیندی

 

unblemished

spotless

flawless

immaculate

Impeccable

performance

+

+

+

argument

+

?

complexion

?

?

+

behavior

+

kitchen

+

+

record

+

+

?

+

reputation

?

+

?

?

taste

?

?

+

order

?

+

+

credentials

+

+ = هم‌آیندی متداول/ قابل‌قبول

– = هم‌آیندی غیرمحتمل/ غیرقابل‌قبول

؟ = هم‌آیندی مشکوک/ در بعضی از گویش‌ها می‌تواند مقبول باشد

پس چنین به نظر می‌رسد که الگوهای هم‌آیندی عمدتاً قراردادی و مستقل از معنا هستند. این موضوع هم در یک‌زبان و هم در بین زبان‌های متفاوت مصداق دارد. میزان مشابهی از عدم جور بودن که در هنگام مقایسه الگوهای هم‌آیندی کلمات مترادف و شبه مترادف در یک‌زبان مشاهده می‌شود، گواهی است بر الگوبندی هم‌آیندی معادل‌ها/ معادل‌های نزدیک قاموسی در دو زبان برای مثال، فعل انگلیسی deliver با شماری از اسم‌ها می‌آید، که برای هر یک از اسامی در عربی،‌فعل متفاوتی به کار می‌رود. «معادل قاموسی» (dietionary equivalent) کلمه deliver در عربی yusallim است.

 

زبان عربی

زبان انگلیسی

khitaaban/ tillighraafan

yusallimu

deliver a letter/ telegram

khubatan/ muhaadaratan

yulqi

deliver a speech/ lecture

akhbaaran

yanqilu

deliver news

darbatan

yuwajjihu

deliver a blow

hukman

yusdiru

deliver a verdict

imra’atan

yuwallidu

deliver a baby

عبارت عربی آخری یعنی yuwallidu imra’atan در معنای تحت‌اللفظی چیزی شبیه به «زایاندن یک زن» یا «کمک کردن به یک زن در زمان به دنیا آوردن طفل» می‌باشد. [چنانچه مشخص است] در فرایند تولد نوزاد، کانون توجه زبان عربی بر روی زن است، درصورتی‌که زبان انگلیسی ترجیح می‌دهد تا طفل کانون توجه باشد. 

بنابراین، تحت شرایط معمول، کاربرد عبارت delivering a woman در زبان انگلیسی جدید، غیرقابل‌قبول خواهد بود. این نکته تفاوت‌های الگوبندی هم‌آیندی را در بین زبان‌ها نشان می‌دهد و خاطرنشان می‌سازد که این موضوع فقط مربوط به کاربرد فعل متفاوت با اسم خاصی نیست، بلکه زبان‌ها می‌توانند روش‌های کاملاً متفاوتی را برای نشان دادن یک واقعه به کار برند.

 الگوهای هم‌آیندی بازتابی از برتری‌هایی است که جوامع زبانی برای حالات خاص بیانی و همچنین ترکیب‌های زبانی خاص، انتخاب می‌کنند. آن‌ها به‌ندرت ترتیب ذاتی در دنیای اطراف ما را منعکس می‌سازند. همچنان چه این نکته را سینکلر چنین اظهار می‌کند: «شیوه‌های بسیاری برای گفتن چیزها وجود دارد. بسیاری از گزینش‌های زبانی هیچ ربطی به دنیای خارج ندارد» (320: الف 1987) این گفته بدان معنی نیست که هم‌آیند‌ها اغلب بافت‌های فرهنگی را که در آن‌ها این ترکیب‌ها به کار می‌روند، نمی‌تابانند. بعضی از هم‌آیند‌ها در حقیقت از تاب مستقیمی از محیط و بافت مادی، اجتماعی، یا اخلاقی هستند که در آن محیط‌ها این ترکیب‌ها به کار می‌روند.

 این نکته تبیین می‌کند که چرا bread در زبان انگلیسی با butter می‌آیند ولی در زبان عربی چنین نیست. یک ترکیب متداول دیگر در زبان انگلیسی عبارت buy a house است، ولی در زبان آلمانی این ترکیب بسیار به‌ندرت به کار می‌رود، چراکه عمل خریدن خانه در این دو فرهنگ بسیار از هم متفاوت است (الکساندر 1987). 

عبارت law and order یک هم‌آیند متداول و رایج در زبان انگلیسی است؛ در زبان عربی یک هم‌آیند متداول به همین معنا alqanum wa altuqaalid (قانون و سنت/ عرف) است. هم‌آیند انگلیسی بازتابی از ارزش زیادی است که متکلمین انگلیسی‌زبان به نظم می‌دهند، ولی هم‌آیند زبان عربی نشان‌دهنده احترام زیادی است که اعراب به مفهوم سنت/ عرف می‌گذارند.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط