توری در کتاب تأثیرگذارش، مطالعات ترجمه توصیفی و فراتر از آن تحول شاخه توصیفی نظاممند این رشته را پیگیری میکند تا آن را به جای مطالعات مستقل و انفرادی که پیش پا افتاده و عادی هستند، قرار دهد:
“مورد ناپیدا و نامحسوس، اقدامات فردی و خاصی نیستند که شمّ زبانی عالیای را منعکس، و بینشهایی دقیق ارائه میکنند (که بسیاری از مطالعات موجود یقیقنا مویّد این مسئله هستند» بلکه شاخهای نظاممند است که برخاسته از فرضهای مشخص و معلوم میباشد و به اسلوب شناسی و فنون تحقیقی مجهز است که تا حد امکان صریح بوده و در خود مطالعات ترجمه، موجّه قلمداد میشود.

فقط شاخهای از این دست میتواند تضمین کند که یافتههای منفرد به طور میان ذهنی (in) آزمودنی و قابل مقایسه است و خود این مطالعات تکرار کردنی خواهند بود.”
پیشنهاد اسلوب شناسی در شاخه مطالعات ترجمه توصیفی
هولمز توری این اسلوب شناسی را به شاخه مطالعات ترجمه توصیفی پیشنهاد میکند. ترجمهها به زعم توری، پیش از هر چیز جایگاهی در نظامهای ادبی و اجتماعی فرهنگ مقصد اشغال میکنند و همین جایگاه، راهبردهای مورد استفاده در ترجمه را تعیین مینمایند.
او با این رویکرد، بر کار چند نظامی اون زوهر و بر تفسیرهای اولیه کار خود تکیه میکند و آن را ادامه میدهد.
توری اسلوب شناسی سه مرحلهای زیر را برای مطالعات ترجمه توصیفی نظاممند پیشنهاد میکند که شامل شرحی از نقش گستردهتر و نقش نظام فرهنگی- اجتماعی هستند:
- موقعیت متن را در نظام فرهنگ مقصد تعیین کنید و اعتبار یا مقبولیت آن را ملاحظه نمایید.
- متن مبداء و مقصد را با هم مقایسه کنید تا دگرگونیهای موجود مشخص شوند و روابط میان «زوجهای به هم پیوسته» قطعات متن مبداء- مقصد شناسایی گردند و احکامی کلی در مورد مفاهیم زیربنایی ترجمه به دست آیند.
- استلزامهایی برای تصمیمگیری درباره ترجمه آتی توصیف کنید.
مرحله مهم دیگر همانا امکان تکرار مراحل 1 و 2 برای سایر متون مبداء- و مقصد است تا حیطه مجموعه مطالب بررسی شونده، گستردهتر شود و ضمنا بر اساس مسائلی نظیر سنخ، مدت زمانی، نویسنده و غیره، شرحی توصیفی از ترجمهها پدید آید. بدین طریق، هنجارهای هر نوع ترجمه را با هدف غایی (که مطالعات توصیفیتر به انجام رساندهاند) قوانین مقرر رفتار ترجمه به طور کلی میتوان شناسایی نمود.
مرحله دوم اسلوبشناسی
مرحله دوم اسلوب شناسی توری، یکی از بحثانگیزترین عرصههاست. توری خاطرنشان میکند که نظریه ترجمه باید احکامی در پیش روی ما قرار دهد تا براساس آنها قطعاتی از متن مبداء و مقصد را بیازماییم و رابط میان آنها را مشخص کنیم.
با وجود این، در نظریه ترجمه در مورد این که احکام مذکور چه باید باشند، اصلا اتفاق نظر وجود ندارد.
توری در نوشتههای اولیهاش به طرزی بسیار بحثانگیز همواره به استفاده از یک پایای میانجی یا فرضی یا حد واسط مشترک به عنوان «ترجمهای رضایتبخش» پایبند و معتقد است که دگرگونیهای ترجمه در برابر آن ارزیابی میشوند.
با وجود این، توری همچنین میپذیرد که هیچ ترجمهای تاکنون عملا به طور کامل «بسنده» نبوده، و به خاطر این تناقض و نیز به خاطر آن که پایای فرضی یاد شده را متمایل به جهانی بودن در نظر میگیرد، به شدت مورد انتقاد قرار میگیرد
ترسیم طرح متن مقصد روی متن مبدا
توری در 1995 مفهوم پایایی را از کتابش حذف میکند. آنچه در الگوی او باقی میماند «ترسیم طرح» متن مقصد روی متن مبداء است که «مجموعهای از زوجهای به هم پیوسته را به دست میدهد».
این، نوعی مقایسه است که توری میپذیرد. «ناقص و غیرمستقیم» است و درست در طی همان فرآیند تحلیلی دستخوش «اصلاح مستمر» میشود.
نتیجه حاصل، روش انعطاف پذیر و غیرتجویزی مقایسه متن مبداء با مقصد است، آن هم در صورتی که این روش نیز چندان دقیق و نظاممند نباشد.
همین انعطافپذیری منجر به جنبههای مختلف متونی شد که در مجموعه مطالعات موردی توری آزموده میشدند.
بدین ترتیب، مطلب اخیر در یک مطالعه موردی شامل افزایش کلمات هم قافیه و حذف قطعاتی در ترجمه یک قصه پریان المانی به زبان عبری است، و در مطالعه موردی دیگر شامل به هم پیوستن عبارات در اثری است که به عبری ترجمه شده است.