نظریه چند نظامی ایتامار اون زوهر و وام‌گیری از نظریه‌پردازان روس

نظریه چند نظامی ایتامار اون زوهر و وام‌گیری از نظریه‌پردازان روس

نظریه چند نظامی را ایتامار اون زوهر، صاحبنظر اسرائیلی، با عاریت گرفتن آراء صورت گرایان روسی دهه 1920 که درباره تاریخ نگاری ادبی کار کرده بودند، به منصه ظهور رساند. هر اثر ادبی که در اینجاست به طور جداگانه و تنها بررسی نمی‌شود، بلکه به عنوان بخشی از نظام ادبی بررسی می‌گردد که خود این نظام را نظامی از نقش‌های رده ادبی که با سایر رده‌ها مناسبات مشترک دائمی دارند تعریف می‌کند.

بدین ترتیب، ادبیات قسمتی از چارچوب تاریخی، ادبی، فرهنگی و اجتماعی است و مفهوم کلیدی همانا مفهوم این نظام است که در آن، پویایی رو به پیشرفت ابدال (mutation) وجود دارد و تلاش می‌کند جایگاهی عمده در آثار ادبی کسب کند.

ایتامار اون زوهر و صورت گرایان

اگرچه ایتامار اون زوهر بر کار صورت گرایان تکیه می‌کند، اما در برابر سفسطه‌های رویکرد زیبایی شناختی سنتی واکنش نشان می‌دهد که این رویکرد معطوف به ادبیات «متعالی» بوده و ادبیاتی همچون ادبیات کودکان، داستان‌های پرهیجان و کل نظام آثار ترجمه شده را سنخ‌ها یا نظام‌های ادبی بی‌اهمیتی قلمداد می‌کند. اون زوهر تأکید می‌کند که اثار ترجمه شده به شکل یک نظام.

ایتامار اون زوهر

1- به طریقی عمل می‌کند که زبان مقصد، آثاری را برای ترجمه برگزیند.

2- به طریقی عمل می‌کند که هنجارها، رفتار، و خط مشی ترجمه تحت تأثیر سایر نظام‌های کمکی قرار گیرد.

اون زوهر متوجه روابطی است که میان تمام این نظام‌ها در مفهومی فراگیر وجوددارد و اصطلاح جدید چند نظامی را به آن اختصاص می‌دهد که شاتل ورث و کاوئی آن را به صورت زیر تعریف می‌کنند:

«چند نظامی در واقع آمیزه‌ای (یا نظامی) نامتجانس و سلسله مراتبی از نظام‌های در نظر گرفته می‌شود که روابط متقابلی با هم دارند تا به طور کلی فرآیندی رو به پیشرفت و پویا از تحول درون چند نظام به وجود بیاورند».

پدیده چندنظامی

سلسله مراتاب مورد اشاره در واقع جایگیری و تأثیر متقابل لایه‌های مختلف چند نظامی در لحظه تاریخی خاصی می‌باشد. اگر بالاترین جایگاه را نوع ادبی ابداعانه اشغال کند، لایه‌های پایینتر را احتمالا انواع سنتی فزاینده اشغال می‌نمایند.

از سوی دیگر، اگر صورت‌های سنتی در بالا باشند، ابداع و نوسازی احتمالا از لایه‌های زیرین نشئت می‌گیرند در غیر این صورت، دوره‌ای از رکود و سکون پدید می‌اید. این فرایند پویای تحول امری حیاتی برای چند نظامی محسوب می‌شود و دلالت بر آن دارد که رابطه میان نظام‌های سنتی و ابداعی همواره رابطه‌ای رقابتی و متغیر است.

به دلیل همین تغییر دائم، جایگاه اثار ترجمه‌ای نیز ثابت نیست. آثار ترجمه‌ای ممکن است جایگاه اولیه یا ثانویه را در چند نظامی اشغال کند. اگر در جایگاه اولیه قرار بگیرد، فعالانه در شکل دهی هسته چند نظامی دخالت می‌کند.

جایگاه آثار ترجمه از دیدگاه ایتامار اون زوهر

احتمال دارد مورد مذکور، موردی ابداعی باشد و همچنان که رویداد‌ّای بزرگ تاریخی ادبی رخ می‌دهد، با آن‌ها ارتباط داشته باشد. نویسندگان پیشرو اغلب اوقات مهمترین ترجمه‌ها را پدید می‌اورند و همین ترجمه‌ها عامل اصلی شکل‌گیری الگوهای تازه برای فرهنگ مقصد به شمار می‌آیند که نظریه ادبی، فنون ادبی تازه و جزاینها را ارائه می‌کنند. وقتی آثار ترجمه‌ای جایگاه اولیه را اشغال کند، ایتاماراون زوهر سه مورد عمده برای آن‌ها ذکر می‌نماید:

  • هنگامی که ادبیاتی «جوان» پا می‌گیرد، برای کسب الگوهای حاضر و آماده اساسا به اثار کهن نظر دارد.
  • هنگامی که ادبیات «ضعیف» یا «جنبی» باشد آن انواع ادبی را که خود فاقد آن است، از دیگران کسب می‌کند. این مورد زمانی اتفاق می‌افتد که ملتی تحت سلطه فرهنگ ملت دیگری قرار دارد.

اون زوهر متوجه می‌شود که تمام اقسام آثار جنبی (perilpheral literature) می‌تواند در چنین مواردی شامل اثار ترجمه‌ای نیز باشد. این مسئله در سطوح مختلفی اتفاق می‌افتد.

مثلا، در اسپانیای امروز ترجمه‌های زیادی از شکل سلطه‌گرانه زبان اسپانیایی کاستیلی به مناطق کوچکی، نظیر گالیسیا، وارد می شوند،‌حال آن که خود کشور اسپانیا آثار مشروع (canonized)‌ و غیرمشروع (non- canonized) را از دنیای انگلیسی زبان  وارد می‌کند.

  • وقتی نقطه عطفی سرنوشت ساز در تاریخ ادبی وجود دارد که الگوهای تثبیت شده در آن دیگر مناسب و بسنده تلقی نمی شوند، یا در آثار کشور خلائی وجود دارد. آنجا که هیچ نوع (نوشته) پیشتاز و مؤثری وجود ندارد، ساده‌تر آن است که الگوهای خارجی در اولویت قرار دهیم.

نظام جنبی در درون نظریه چندنظامی ایتامار اون زوهر

چنانچه آثار ترجمه‌ای جایگاه ثانویه را اشغال کنند، نظامی جنبی درون چند نظامی به وجود می‌آورد. نظام مذکور هیچ تأثیر مهمی بر نظام مرکزی ندارد و حتی به عنصری محافظه کارانه (conservative) تبدیل می‌شود که از نظام‌های مرسوم حفاظت می‌کند و از هنجارهای ادبی نظام مقصد پیروی می‌نماید.

اون زوهر خاطرنشان می‌کند که این جایگاه ثانوی، جایگاهی «بهنجار» برای اثار ترجمه‌ای به شمار می‌‌آید. با این همه، خود این آثار ترجمه‌ای نیز طبقه‌بندی می‌شوند. آثار ترجمه‌ای ممکن است ثانوی باشند، حال آن که بقیه کارها که از روی آثار عمدة مبداء ترجمه شده‌اند، آثاری اولیه هستند.

مثالی که ایتامار اون زوهر به دست می‌دهد، آثار ادبی چند نظامی عبری هستند که میان دو جنگ جهانی ترجمه شدند، یعنی زمانی که ترجمه آثار روسی در جایگاه اولیه بودند، اما ترجمة آثار انگلیسی، آلمانی و لهستانی در جایگاه ثانویه قرار داشتند.

جایگاه آثار ترجمه در نظریه چندنظامی

اون زوهر بر این نظر است که جایگاهی که آثار ترجمه‌ای در چند نظامی اشغال می‌کنند در واقع راهبرد ترجمه را مشخص می‌نماید اگر این جایگاه از نوع اولیه باشد، مترجمان احساس می‌کنند که دیگر مجبور نیستند از الگوهای آثار مقصد پیروی نمایند و بیشتر تمایل پیدا می‌کنند تا عرف و سنت موجود را بشکنند.

بدین ترتیب، مترجمان متن مقصدی پدید می‌آورند که بر حسب بسندگیش، انطباق تنگاتنی با متن مبداء دارد و نیز آنان اغلب روابط متنی متن مبداء را (در متن مقصد) باز می‌آفرینند. این امر به نوبه خود منجر به الگوهای جدید زبان مبداء می‌گردد. از سوی دیگر، اگر آثار ترجمه‌ای از نوع ثانویه باشند، مترجمان مایلند از الگوهای فرهنگی متن مقصد استفاده کنند و ترجمه‌های «غیربسنده‌تری» پدید آورند. اصطلاح «بسنده» در بحث اقدام توری بسط بیشتری یافته است.

دیدگاه گنتزلر بر نظریه چندنظامی

گنتزلر بر روشی که نظریه چندنظامی برای پیشرفت مطالعات ترجمه در پیش می‌گیرد، تأکید می‌کند. مزایای روش مذکور به شرح زیر هستند:‌

  • خود آثار به موازات نیروهای اجتماعی، تاریخی، و فرهنگی مورد مطالعه قرار می‌گیرند.
  • اون زوهر از مطالعه منفرد متون خاص پرهیز می‌کند و به مطالعه ترجمه در نظام‌های ادبی و فرهنگی که این مطالعه در آن‌ها نقش آفرینی می‌کند، روی می‌آورد.
  • تعریف غیرتجویزی تعادل و بسندگی تغییری را براساس موقعیت فرهنگی و تاریخی متن در نظر می‌گیرد.

همین نکته آخر گریزگاهی برای نظریه ترجمه فراهم می‌آورد تا از بحث و جدل‌های تکراری زبان شناختی دور بماند. بحث‌هایی که آغاز شده بودند تا پیگیرانه مفهوم تعادل را در دهه‌های 60 و 70 میلادی دنبال کنند.

انتقادهای نظریه چندنظامی

با وجود این، گنتزلر نیز انتقاد‌های نظریه چندنظامی را برمی‌شمارد. این انتقاد‌ها به شرح زیر است:

  • تعمیم مفرط (overgeneralization) نظریه چند نظامی به «قوانین جهانی ترجمه» بر پایه دلایلی اندک استوار است.
  • اعتقاد و اتکای بیش از حد به الگوی صورت گرایی مبتنی بر تاریخ در دهه 1920 که به زعم الگوی گرایش‌های تحولی اون زوهر، ممکن است برای متون ترجمه‌ای در دهه 1970 مناسب و کافی نباشد.
  • توجه به الگوی انتزاعی و نه به محدودیت‌های «واقعی» که بر متون و مترجمان اعمال می‌شوند.
  • وجود این پرسش که این الگوی علمی مفروض تا چه اندازه حقیقتا عینی و واقعی است. به رغم ایراد‌های فوق، نظریه چند نظامی تأثیری ژرف بر مطالعات ترجمه داشته و آن را به جلو و به سوی اظهارنظرهای کم تجویزی‌تر ترجمه در بافت‌های گوناگونش، سوق داده است.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط