3.5. تحولات بعدی مبحث تعادل
مفهوم تعادل طی دهة 70 و بعد از آن به مثابه موضوعی اساسی در ترجمه تأثیر داشته است. مثلا، چسترمن (99: 1989) در کتابش توضیح میدهد «بدیهی است که تعادل مفهومی بنیادین در نظریة ترجمه محسوب میشود»، در حالی که بسنت (1991) در کتابش، در فصلی با عنوان «موضوعات اساسی» مطالعات ترجمه، بخشی را به «مشکلات و مسائل تعادل» اختصاص میدهد. خانم مونا بیکر در کتابش، «به بیان دیگر» که «کتاب آموزشی» پرطرفدار ویژة مترجمان است، فصول را در مورد انواع مختلف تعادل، آن هم در سطح لغات، عبارات، دستور زبان متن، منظورشناسی و جز اینها تنظیم میکند (فصل 6)، اما با این شرط که تعادل را عوامل گوناگون فرهنگی و زبانی تحت تأثیر قرار میدهند و بنابراین همیشه مسئلهای نسبی است (بیکر، 6: 1992).
بنابراین، تعادل همچنان مفهومی بنیادین است، مگر آنکه مورد نقد قرار گیرد. کِنی (77: 1997) نقدی را خلاصه میکند که «دور باطل» تعاریف تعادل را هدف قرار داده است، یعنی «تعادل بناست که ترجمه را تعریف کند، و ترجمه نیز تعادل را تعریف نماید.» همان طور که احتمالا حدس زدهاید، صاحبنظرانی که در مطالعات ترجمه غیرزبانی کار میکنند، مخصوصا به مفهوم تعادل خرده میگیرند. بسنت مشکل عمده تعادل را به صورت زیر خلاصه میکند:
«ترجمه مستلزم چیزی بسیار فراتر از جابجایی واحدهای دستوری واژگانی میان زبانهاست. مترجم همین که از تعادل زبانی دقیق دور می شود، مشکلات تعیین ماهیت دقیق سطح تعادل مورد نظر ما خود را نشان میدهد.»
(بسنت، 25: 91/ 1980)
شاید حادترین موضوع مورد اختلاف در مقایسة متن مبداء با متن مقصد، «حد واسط مشترک» (tertium comparationis (= از دوست فاضل و عزیزم، آقای دکتر مجتبی منشیزاده بسیار سپاسگزارم که معادل فارسی این اصطلاح را پیشنهاد کردند- م.) کذایی باشد، و این مسئلهای ثابت است که دو بخش متن را میتوان در برابر آن سنجید تا میزان تغییر ارزیابی شود. بسیاری صاحبنظران با زمینههای نظری گوناگون، مشکل اجتناب ناپذیر ذهنیت گرایی را که ثبات متن موجب آن میگردد، حل کردهاند. در فصل 4 به بحث راجع به رویکردهای زبانی طبقهای میپردازیم که هدفشان تهیه الگویی جامع از دگرگونی (shift) ترجمه بوده است. فصل 7 به مطالعات ترجمة توصیفی نوین میپردازد که حامی اصلی آن، کیدئون توری است. وی از ارائه تعریف تجویزی تعادل پرهیز کرده و این نکته را میپذیرد که اگر متن مقصد «معادل» متن مبداء باشد، در عوض میکوشد شبکة ارتباطات میان متن مبداء و متن مقصد را معلوم کند. با این همه، هنوز هم اثار در خور توجهی پایبند به عمل در ترجمه وجود دارند که بحث تجویزی معادل را ادامه میدهند. دورههای تربیت مترجم نیز، شاید ضرورتا بر مطلب یاد شده تأکید داشته باشند، یعنی در دورههای مذکور مربیان به طور تجویزی و بر حسب مفهوم تعادل، خطاهای مترجمان کارآموز را اصلاح میکنند. به همین دلیل، تعادل موضوعی است که در کار ترجمه به صورت یک اصل باقی میماند، حتی اگر مطالعات ترجمه و نظریة ترجمه، دست کم در زمان حاضر، آن را کنار بزنند.
مطالعة موردی
مطالعة موردی زیر، دو مجموعه ترجمه را از دیدگاه تعادل صوری و تعادل پویای نایدا مورد توجه قرار میدهد. سه قطعة منتخب نخست در خانة 3.2 از ترجمههای عبری به انگلیسی در آغاز «سفر پیدایش»، کتاب اول عهد عتیق انجیل نوشته شدهاند.
عمدة بحث الهیات بر رابطة آیة دو با آیة یک متمرکز است، یعنی اینکه عبارت in the beginning (در آغاز) در واقع به آفرینش زمین در روز اول اشاره دارد، یا اینکه آیة اول خلاصة سوره و به معنی آن است که پیش از آفرینش نور در آیة سه، کره زمین، خالی و بی شکل وجود داشت. در اینجا، هم انجیل به زبان انگلیسی نوین و هم به زبان آمریکایی نوین با تفاسیری جامع، چاپ و منتشر شدند تا به درک و دریافت خواننده کمک کنند.
اگر از جنبة زبانی به موارد فوق به طور یکسان توجه کنیم، خاصه که این کار سودمند بودن شکل تحلیل معنی و معادل متعلق به نایدا را اثبات میکند، در ترجمههای آیه دو چندین تفاوت مشاهده میشوند. ترجمه لغات deep (نسخه کینگ جیمز) و watery deep (انجیل به زبان انگلیسی نوین و abyss (انجیل به زبان انگلیسی آمریکایی نوین) همگی به همان چیزی اشاره دارند که بنابر سنت اقیانوس شور بیحیات (به زبان عبری، thwm) تلقی میشود. در این مورد، انجیل به زبان انگلیسی نوین است که مفهوم یاد شده را بیش از بقیه توضیح میدهد، به نحوی که خواننده امروزی بیدرنگ متوجه میشود. به همین ترتیب، انجیل انگلیسی نوین، اصطلاح surface را به جای لغت استعارهای face متعلق به نسخة کینگ جیمز به کار میگیرد و این استعاره در نسخه اصلی عبری به صورت (pny-)() یافت میشود. انجیل آمریکایی نوین لغات face/ surface را به کلی حذف میکند و در عوض مفهوم یاد شده را به افعال covered و swept over وارد میکند. و سرانجام، ترجمة spirit of God (نسخه کینگ جیمز و انجیل انگلیسی نوین) در انجیل آمریکایی نوین به a mighty wind تبدیل میگردد. در این مورد، لغت عبری اولیه (rwh) به باد یا نفس، و به طور مجازی، به روح اشاره دارد. انجیل آمریکایی نوین، عنصر باد را حفظ میکند، اما God را صرفاً نشانه صفت عالی، و در نتیجه، تفسیر mighty تلقی مینماید. سایر ترجمههای
خانه 3.2.
| 1. King James version (KJV, originally published 1611) 1:1 In the beginning God created the heaven and the earth. 1:2 And the earth was without form. and void; and darkness Was upon the face Of deep. And the Spirit of God moved upon the face Of the Waters. 1:3 And God said. ‘Let there be light’: And there was light. 2 New EngliSh Bible (NEB, originally published 1970) 1:1 In the beginning God created the heavens and the earth. 1:2 Now the earth was without shape and empty. and darkness was over the surface of the watery deep, but the Spirit of God was moving over the surface of the water. 1:3 And God Said, ‘Let there be light’: And there was light. 3 New American Bible (NAB, originally published 1970) 1:1 In the beginning, when God created the heavens and the earth, 1:2 the earth was a formless wasteland, and darkness covered the abyss, while a mighty wind swept over the waters. 1:3 And God said, ‘Let there be light’: And there was light. |
معقول عبارتند از wind from God یا breath of God که هر دو عنصر را حفظ مینمایند.
عبارت spirit of God در نسخة کینگ جیمز به عنوان ترجمهای سنتی، قاطعانه تثبیت شده است. در برخی مواقع، مثلا در باب 3 انجیل یوحنا، متن مبداء (در این مورد، متن یونانی) بر لغت pneuma که در نسخه کینگ جیمز نخست به sprit و سپس به wind ترجمه شده، نوعی جناس میسازد.
با چنین سخنانی است که فنون تحلیل ساختار معنایی نایدا (شکل 3.1) میتواند به مترجم کمک کند تا در مورد اصطلاح مناسب زبان مقصد، تصمیم بگیرد. با این همه، تحلیل مختصر این مطالعه موردی حاکی از آن است که ترجمه هم بر اساس تفسیر مترجم تغییر میکند (مثلا، عبارت «در آغاز» دقیقا اشاره به چه چیزی دارد؟) و هم براساس سطحی که مترجم برای آن، احساس میکند پیام به اقتباس نیاز دارد تا خواننده متن مقصد آن را بفهمد (مثل deep/abyss/watery deep ، و face/surface ، و spirit of God/mighty wind). در حالی که همة ترجمههای مذکور در جستجوی تعادل توام با معنایی هستند که همان وااکنشی را که در خواننده مبداء ایجاد میکند، در خواننده مقصد نیز به وجود بیاورد، «طبیعی بودن» لفظ در طول زمان تغییر میکند، امروزه نسخة کینگ جیمز در زبان انگلیسی در واقع شکل کهن صوری و مشروع تلقی میشود، حال آنکه انجیل انگلیسی نوین حاوی زبان انگلیسی بریتانیایی نوین است و نسخه رواییتر انجیل آمریکایی نوین حاوی زبان انگلیسی آمریکایی نوین میباشد.
روشهایی که برای دست یافتن به تأثیرات معادل به کار گرفته شدهاند نیز با هم تفاوت دارند: نسخه انجیل به زبان انگلیسی بریتانیایی بیکم و کاست تمام پیوندها را بیان میکند، مثل انتخاب now در آغاز آیة دوم، و به توضیح لغات surface و watery deep و spirit God میپردازد.انجیل آمریکایی نوین با عبارات formless wasteland و mighty wind بر بیابان برهوت تأکید میکند، اگرچه عبارات با حروف ربطی مانند when و while به هم پیوند یافتهاند. نسخة کینگ جیمز همچنین حرف ربط and را در آیة دوم به طور تحتاللفظی سه بار تکرار میکند که یک عامل نحوی صوری است و در سرتاسر انجیل به زبانهای عبری و یونانی به کار رفتاه و نایدا (224: 1964) آن را برای پارهای «تعدیلهای به خصوص» لازم و ضروری میداند تا از انگلیسی «کودکانه» در چنین متونی اجتناب شود. این مسئله حاکی از آن است که نسخة کینگ جیمز حاوی بیشترین تعادل صوری نسبت به نسخة اصلی است، حال آنکه انجیلهای انگلیسی نوین و آمریکایی نوین بیشتر به تعادل پویا گرایش دارند و برای خوانندگان تعدیلهای مهمی ایجاد میکنند.
در اسناد حقوقی که فن ترجمه در انها ضرورتا به شکل تعادل صوری است، هیچ جایی برای تعدیلها یا تفسیرهای یاد شده وجود ندارد. یک نمونه از ترجمههای بند 1 شروط عام پیمان اتحادیة اروپا به زبانهای انگلیسی و پرتغالی در خانه 3.3 ارائه شده است تمام ترجمههای این پیمان قانوناً اعتبار یکسانی دارند. این قوانین به مثابه اسنادی حقوقی و قانونی، دارای تعادل صوری بسیار بالایی هستند. مثل:
By this Treaty, the HIGH CONTRACTING PARTIES
Pelo presente Tratado, as ATLAS PARTES CONTRATANTES
establish among themselves a EUROPEAN UNION, hereinafter
instituem entere si uma UNIÅO EUROPEIA, adiante
called ‘the Union’.
designada por “União”.
در مثال بالا، لغات به صورت نظاممند و در حداقل هستند، مثل presente پرتغالی به جای ضمیر اشاره this انگلیسی، و افزودن حرف اضافه “designada por” در متن پرتغالی و حرف معرفه انگلیسی the union اگرچه ساختارهای صوری در این نمونهها بسیار به هم نزدیک هستند، باز هم از توصیة نایدا در خصوص انتخاب «نزدیکترین معادل طبیعی» پیروی میکنند. در دو مورد مذکور،زبان مورد استفاده دارای اصطلاحات خاص حقوقی، و نحو آن «طبیعی» است.
هدف تأثیر تعادل در این متون حقوقی نیز بسیار حساس است. برای آنکه هر متن به طرز صحیحی نقش خود را ایفا کند، باید در هر زبانی بر همان اراء و اندیشههای اولیهاش در زبان مبداء دلالت نماید و همان واکنش خواننده مبداء را در خواننده مقصد ایجاد کند. در غیر این صورت، تفاسیر مختلف موجب اشتباه و آشفتگی و نیز راه گریزی بالقوه در متون حقوقی میشوند. در اینجا، شاید نکته شگفتآور این باشد که نسخة فرانسوی پیمان یاد شده دیدگاه اندک متفاوتتری دارد. در عین حال که نسخة انگلیسی پیمان مذکور مرحلهای جدید را در فرآیند ایجاد وحدتی بسیار مستحکم،مشخص میکند (فرآیندی در حال تکوین را پیش مینهد که با زبان پرتغالی همخوانی دارد)، قطعه متعلق به زبان فرانسوی چنین است:
Le present traite marque une nouvele etape creant une union sans cesse plus etroite.
در اینجا، وجه وصفی معلوم () creant (به معنی creating) حاکی از آن است که این معاهده، غیر از فرآیند نزدیکی مستمر، هدف دستیابی به اتحادی استوارتر را تأمین میکند. مقایسه قسمتهای طولانیتر متون مختلف از ان جهت جالب توجه است که ببینیم به رغم وجود ترجمهای دقیق، ایا هیچ قطعه دیگری از متن حاوی معنایی متفاوت خواهد بود.
خانه 3.3.
| 1 English By this Treaty. The HIGH CONTRACTING PARTIES establish among themselves a EUROPEAN UNION. Hereinafter called ‘the Union’. This Treaty marks a new stage in the prosess are taken as openly as possible and as closely as possible to the citizen. 2 Portuguese Pelo presente Tratado, as ALTAS PARTES CONTRATANTES instituem entre si uma Uniao europeia, adiante designada por <Uniao>. O presente Tratado assinala uma nova etapa no processo de criacao de uma uniao cada vez mais estrita entre os povos da Europa, em que as decisoes serao omada de uma forma tao aberta quanto possivel e ao nivel mais proximo possivel do cidadaos. |
بحث راجع به مطالعة موردی
دو مجموعة متونی که در خانههای 3.2 و 3.3 ارائه شدند، بدیهی است از قالبی متفاوت دارند. الگوی نایدا، نسبت به تحلیلهایی که از نظریههای قدیمیتر به دست میآمد، تحلیل مفصلتری ارائه میدهد و به نوع تأثیری اشاره میکند که متون بر مخاطبان دارند. با وجود این هنوز هم سنجش و ارزیابی تأثیر یاد شده «به گونهای علمی»، ناممکن است و در شناخت هویت دقیق گیرندگان پیام، مسئله همچنان باقی است. با توجه به پیمان اتحادیة اروپا، گیرندة پیام ممکن است یک کارشناس حقوقی در فرهنگ متن مقصد باشد. با وجود این، مترجم چگونه میتواند تضمین کند که تأثیر یاد شده بر کارشناسان حقوقی پرتغالی یا انگلیسی و یا بر کارشناسان فرانسوی یکسان خواهد بود؟ وقتی پای ترجمه متنی مذهبی، مانند انجیل، در میان باشد، تردیدها چند برابر خواهد شد.
سرانجام باید به یاد داشته باشیم که کار نایدا خصوصا متوجه تربیت مترجمانی بوده که هیچ تخصصی در زبان شناسی نداشته، اما با فرهنگهای بسیار مختلف سر و کار داشتهاند. بنابراین، شاید اکنون پذیرش الگوی نایدا مفید و سودمند باشد، البته نه برای تحلیل ترجمههای موجود (که بر شناسایی کار مترجم و بر تأثیری که بر مخاطبی شناخته دارد، تأکید میورزند* بلکه برای تحلیل متن مبدائی که قرار است ترجمه شود.
میتوانید به فصل سوم بروید و قسمتهای مختلف آن را ببینید و در صورت تمایل آن را مطالعه کنید:
میتوانید به فهرست اصلی کتاب برگردید و بقیه ی فصول کتاب را ببینید و در صورت تمایل آن را مطالعه کنید: