کاری سترگ در زمینه تعادل به وسیله ورنر کلر در دانشگاههای هایدلبرگ وبرن صورت گرفت. کلر در کتابش، «پژوهش در دانش ترجمه» مفهوم تعادل و اصطلاح تناظر مربوط به آن را به طور دقیقتر مورد ارزیابی قرارداد. این دو اصطلاح را همان طور که در جدول 3.2 نشان داده شدهاند، میتوان متمایز کرد.
جدول 3.2: تمایز میان تعادل و تناظر
| حوزه | زبانشناسی تقابلی | علم ترجمه |
| عرصة تحقیق | شرایط و پدیدههای تناظر که به توضیح جملات و ساختارهای متناظر در نظامهای زبان مبداء و زبان مقصد میپردازد. | پدیدة تعادل که سلسله مراتب گفتار و متون را در زبانهای مبداء و مقصد بر اساس معیار تعادل، توضیح میدهد. |
| دانش | زبان سبکی | سخن |
| توانش | توانش زبان بیگانه | توانش ترجمه |
تناظر از دیدگاه ورنر کلر
بدین ترتیب، تناظر (correspondence) در حوزه زبان شناسی تقابلی (contrastive linguistics) قرار میگیرد که دو نظام زبانی را با هم مقایسه میکند و تفاوتها و تشابهات دو زبان را به شکل تقابلی شرح میدهد.
شاخصهای (parameter) تناظر، همان شاخصهای «زبان» متعلق به سوسور هستند.
نمونههایی که ورنر کلر ارائه نموده، عبارتند از شناسایی واژههای فریبکار (false friends (این اصطلاح که false cognate [همریشه فریبکار یا کاذب] نیز نامیده میشود، در «زبانشناسی تطبیقی» به کار میرود و به توصیف واژههایی در دو زبان مختلف میپردازد که صورت مشابه، اما معنی متفاوتی دارند.

مانند demander فرانسوی که در زبان انگلیسی به to request ترجمه میشود نه به to demand و یا caldo ایتالیایی در زبان انگلیسی به warm ترجمه میشوند نه به cold- م) و تداخل نحوی، واژگانی، و صرفی.
شاخص “گفته” سوسور
از سویی تعادل است که به واحدهای معادل در بافتها و متون معین مبداء و مقصد ارتباط پیدا میکند. این شاخص، همان شاخص «گفته» (parole) سوسور است. در حالی که دانش تناظرها گویای توانش (competence) زبان بیگانه است.
ورنر کلر اساساً خاطرنشان میکند که دانش و توانایی تعادلهاست که حکایت از توانش ترجمه دارد. با وجود این، اینکه چه چیزی دقیقا باید معادل باشد، پرسشی است که هنوز بیپاسخ مانده است. کُلر که سعی داشت به پرسش فوق پاسخ دهد. پنج نوع تعادل مختلف را مطرح نمود:
معرفی پنج نوع تعادل ورنر کلر
- تعادل وجه صریح (denotative)
که به تعادل محتوای برون زبانی (extralinguistic) متن مربوط است. کُلر میگوید که نوشتههایی دیگر، تعادل مذکور را «پایایی (invariance) محتوا» نامیدهاند.
- تعادل وجه ضمنی (connotative)
که به انتخابهای واژگانی، به ویژه میان واژگان تقریبا مترادف مربوط است. کلر این نوع تعادل را همان طور که در جایی دیگر اشاره کرده به عنوان، «تعادل سبکی» تعبیر میکند.
- تعادل متن تجویزی (normative)
که به انواع متن با متون مختلفی که به طرق گوناگون عمل میکند، ارتباط دارد. این مسئله با کارکاتارینا رایس کاملاً مرتبط است.
- تعادل منظور شناختی (pragmatio)
یا «تعادل ارتباطی» که برای دریافت کنندة پیام یا متن طراحی شده است. این مورد، همان «تعادل پویای» نایدا می باشد.
- تعادل صوری
که به صورت و زیبایی شناسی متن مربوط است و شامل بازی با کلمات و مشخصههای نحوی متن مبداء میباشد. جایی دیگر به این مورد تحت عنوان «تعادل عاطفی» اشاره شده و نباید آن را با اصطلاح نایدا اشتباه گرفت.
کُلر به شناسایی تعادلهای مختلف، بر حسب اهداف پژوهشی آنها، میپردازد.
نقش تعادل در کمک به مترجم
ورنر کلر پس از شناسایی تعادلهای مختلف و پدیدههای مربوط به آنها، اساسا توجه همگان را به این مسئله جلب میکند که چگونه تعادل میتواند به مترجم کمک کند و نقش نظریه ترجمه در این میان چیست:
«مترجمی که هوشیارانه هر متنی را به طول کلی، و هر بخش از متن را این چنین انتخاب میکند باید سلسله مراتب ارزشهایی را به وجود بیاورد که قرار است در ترجمه حفظ شوند، او از این طریق میتواند سلسله مراتبی از الزامات معادل برای متن یا قسمتی از ان استنتاج نماید.
این مسئله را باید به کمک تحلیل ترجمهای متن مربوط در اولویت قرار داد. وظیفه مبرم نظریه ترجمه- و نظریهای که فقط پارهای کارهای مقدماتی در مورد آن صورت گرفته- آن است که برای این نوع تحلیل متن، اسلوب شناسی (methodology) و لوازم ادراکی لازم را به وجود بیاورد و این تحلیلها را بر حسب نوع شناسیهای ترجمهای مربوط به مشخصههای متنی، در یک جا گردآوری و سپس منظم کند.»
| انواع تعادل | چگونگی دست یافتن | کانون تحقیق |
| وجه صریح | با تحلیل تناظرها و تأثیر متقابلشان بر عوامل متنی | واژگان |
| وجه ضمنی | «یکی از دشوارترین مسائل ترجمه و عملا اغلب فقط تقریبی بودن آن است» (کلر، 189: 89/ 1979) به نظریة شناخت ابعاد وجه ضمنی زبانهای مختلف نیاز دارد. | ابعاد اضافی: رعایت آداب (شعر، زبان عامیانه، و غیره) کاربرد اجتماعی، منشاء جغرافیایی، تأثیر نحوی (کهن، «نثر ساده»، و غیره)، کثرت، دامنه (عام، فنی، غیره)، ارزشیابی، هیجان |
| متن هنجار مدار | از طریق توصیف و همبستگی الگوهای کاربرد زبانها با استفاده از تحلیل متن نقشمند | به نحوه کاربرد موقعیتهای ارتباطی مختلف توجه کنید |
| عملی | ترجمة متن برای مخاطبانی خاص که به الزامات سایر تعادلها توجه ندارند. | شرایط ارتباطی را تحلیل و بررسی کنید که برای گروههای مخاطبان مختلف با زوجهای زبانی و متون گوناگون اعتبار دارند. |
| صوری | از طریق قیاس صورت در زبان مقصد که از امکانات زبان مقصد استفاده میکند و حتی قیاسی تازه به وجود میآورد. | تحلیل و بررسی توان بالقوه تعادل در قافیه، استعاره و سایر صورتها نحوی. |
تحلیل متن ترجمه:
باز هم نکته حساس آن است که تعادلها را باید بر اساس موقعیت ارتباطی، به طریق سلسله مراتبی مرتب نمود. با این وصف، اینکه چگونه چنین کاری باید انجام شود، جای بحث دارد. خود ورنر کلر فهرست کاملی با عناوین زیر برای تحلیل متن ترجمهای پیشنهاد میکند:
نقش زبان،
مشخصههای محتوا،
مشخصههای زبانی- سبکی،
مشخصه های صوری- زیبایی شناسی،
مشخصههای منظور شناختی