دیدگاههای رفتاری پاسخ بنیاد در ترجمه
هدف در این دیدگاه در مورد ترجمه چیست؟
هدف طرفداران این دیدگاهها، یافتن راههای معتبرتر و اثباتپذیرتری است در راستای تعیین این که چه وقت و چرا یک ترجمه خوب است. این افراد تحت تأثیر نحلة روان شناختی رفتارگرایی هستند. دیدگاههای رفتاری پاسخ بنیاد در ارزیابی ترجمه به ویژه با اثر پیشرو یوجین نایدا در ترجمه، و ایدة او مبنی بر استفاده از عکسالعملهای گیرندگان یک اثرِ ترجمه شده به منزلة اساس اصلی ارزیابی ترجمه، تداعی میشوند. پس ارزیابی ترجمه مرتبط است با تأثیری که ترجمه مفروض است داشته باشد. چنین ادعا میشود که زمانی یک ترجمه خوب است که همان تأثیری را که متن اصلی در خواننده ایجاد کرده، در خوانندة ترجمه ایجاد کند- و این خواستهای است که در یک نگاه برای اثبات به صورت تجربی فوقالعاده سخت است.
سه ملاک برای ارزیابی مطرح شده است:
کارایی عام فرایند ارتباط؛ درکِ نیت و مقصود؛ و تعادلِ پاسخ.
ملاک اول
عطف به حداکثر دریافت با حداقل کوشش دارد.
ملاک دوم
عطف به دقتی دارد که با آن معنای متن اصلی در ترجمه بازنمایی شده است- که بر حسب قابلیت فهم آن در فرهنگ مقصد مورد ارزیابی قرار میگیرد.
ملاک سوم
مربوط است به اصل تعادل پویای معروف نایدا در ترجمه (به فصل سوم رجوع کنید)؛ یعنی این که چگونگی پاسخ (= عکس العمل) گیرندگان متن ترجمه شده باید یکسان باشد با چگونگی پاسخ گیرندگان متن اصلی. حال سؤال این است که آیا میتوان این موضوع را به صورت تجربی آزمود؟ اگر نتوان چنین کرد، پس به نظر میسد بیفایده باشد تا چنین خواستهای مطرح شود، و گرایش به یک «پاسخ معادل» واقعا هیچ ارزش بیشتر از ملاکهای بیپایهای مثلِ «لذت و شادی خواننده» ندارد. در نتیجه ملاکهای رفتاری تعدیل شدهای برای ارزیابی ترجمه، از قبیل «صحتی که با آن گیرندگان، پیام متن اصلی را میگیرند»، «سهولت درک»، و «تعامل شخص که منتج از بسندگی صوری ترجمه است» همگی مشکل آفرین هستند چرا که اینها را نیز نمیتوان آزمود.
آزمونهای تجربی دربارهی کیفیت ترجمه
با وجود این هنوز برخی از آزمونهای تجربی دربارة کیفیت ترجمه در واقع بر اساس چنین ملاکهایی انجام میشود. بیایید به برخی از آنها در زیر نگاهی بیاندازیم.
آزمون اول: آزمون بندش یا close
یکی از این آزمونها همان آزمون بندش (cloze) است یعنی آزمونی که در آن میزان قابلیت فهم یک ترجمه مرتبط است با «میزان قابلیت پیش بینی» آن. به خوانندگان متن ترجمه شدهای میدهند که در آن، برای مثال، هر پنج کلمه، یا اولین نیمه هر کلمة دوم حذف شده است، و از آنها خواسته میشود تا کلمات حذف شده را خودشان بنویسند. هر چه شمار بیشتری از حدسهای درست صورت بگیرد، در آن صورت درک آن متن سادهتر است. ولی سؤال این است که آیا سهولت قابلیت فهم را میتوان مساوی با مسئلهای به دشواری کیفیت کلی یک متن ترجمه شده دانست. افزون بر این، ارتباط بین متن ترجمه شده و متن اصلی حذف میشود:
یعنی آزمون بندش برای دستیابی به قابلیت درک متن ترجمه شده فقط ملاکی نسبی باقی میماند یعنی فقط به یک متن اِعمال میشود، و هیچ نکتهای به عنوان «هنجار درک» وجود ندارد، که در مورد هر دو متن معتبر باشد. با عنایت به عدم اشاره به متن اصلی، فرضیة «هر چه میزان پیشبینی بیشتر باشد در آن صورت سهولت درک نسبی بیشتر است و این مساوی است با کیفیت بهتر ترجمه» الزاماً صحیح نیست: یعنی خود متن اصلی ممکن است قابلیت پیش بینی نسبی کم و قابلیت درک کمی داشته باشد. البته آنچه مورد نیاز است، تطبیق سهولت نسبی درک متن اصلی و متن ترجمه شده است. در غیر این صورت ما فقط آزمونی داریم که به ارزیابی قابلیت فهم متن در انزوا و به تنهایی میپردازد و نه آزمونی مربوط به تعادل ترجمهای.
آزمون دوم: مربوط به واکنشهای گیرندگان
آزمون دیگر بر اساس واکنشهای گیرندگان در مواجهه با چندین متن ترجمه شده است که پس از متن سوالاتی از قبیل «کدام ترجمه به نظر شما بهترین است؟» یا «کدام متن ترجمه شده را راحتتر میفهمید؟» از خواننده پرسیده میشود. در اینجا نیز هیچ داوری نسبت به ترجمه در مقابل متن اصلی وجود ندارد. سوالات امتحانی این چنینی که فوقالعاده عام هستند نمیتوانند تفاوتهای ظریف کیفی بین چند متن ترجمه شده را بنمایانند. به طور عام، اتکای محض به پاسخهای خوانندگان اعتبار کمی دارند چون شمار زیادی از متغیرهای غیرقابل محاسبه وجود دارد.
آزمون سوم: استفاده از دو مخاطب – مخاطبی با واسطهی مخاطب دیگر
در آزمون سوم، متن ترجمه شده را برای شخص دیگری میخوانند، سپس از آن شخص میخواهند تا محتوای متن را به شخص سومی که در هنگام خواندن متن وجود ندارد، توضیح دهد. ایده این است که ببینند تا چه حدی معنا منتقل میشود و این بسیار کلیتر از یک آزمون است. رگههای سبکی ظریفتر معنا را نمیتوان مشخص کرد، و اتکای این آزمون به یک «گیرنده» در مقایسه با خودِ ترجمه نیز مشکلساز است.
آزمون چهارم: آزمون خواندن با صدای بلند برای چند نفر
آزمون چهارم، همان آزمون «خواندن یک ترجمه توسط چند نفر به صورت بلند برای یک مخاطب» است. چنین مفروض است که هر جای مشکل آفرینی که خوانندگان در خواندن آن به صورت سلیس مشکل دارند، نمایانگر مواردی است که ترجمه در آن «اشکال» دارد. واضح است که در اینجا نیز متغیرهای بسیار زیادی وجود دارد و همچنین باید دانست که متن اصلی در هنگام خواندن به صورت بلند چگونه خواهد بود.
آزمون پنجم: پاسخ به سوالات متن توسط خوانندگان
یک آزمون دیگر که آن نیز مشکلساز است، آنی است که در آن از خوانندگان خواسته میشود تا به سؤالاتی دربارة متن (زمانی که فقط متن اصلی یا متن ترجمه شده را دیدهاند) پاسخ دهند. ایدة موجود در ورای این آزمون این است که اگر پاسخهای خوانندگان یکسان باشد، پس متن اصلی و متن ترجمه شده معادل هم هستند. این آزمون نیز فقط آزمونی خام از قابلیت درک متنِ ترجمه شده و همچنین تناظر محتوای متن اصلی و متن ترجمه شدهاش است.
نقطه ضعف همهی این آزمونها
با عنایت به تمامی این موارد، نقطه ضعف اصلی همة این آزمونهای پاسخ بنیاد همان عدم وجود هنجاری است که نسبت به آن نتایج را بتوان سنجید. با پیروی از ملاک پاسخِ «معادل» برای کیفیت ترجمه، این هنجار فقط میتواند توسط متن اصلی به دست آید. این نکته که متن اصلی در نظر گرفته نشود ممکن است از آشفتگی مربوط به این که ارزیابی ترجمه چیست، حاصل شده باشد: یعنی متون ترجمه شده را فقط میتوان به صورت نسبی و با عطف به متنهای اصلیشان ارزیابی کرد. به عبارت دیگر، تمامی روشهایی که متن اصلی را ندیده میگیرند، فقط ارزیابیهای کیفی یک متن هستند، حال این متن اصل باشد یا از دیگری مشتق شده باشد. این آزمونها نمیتوانند برای ارزیابی متن ترجمه شده عمل کنند، متن ترجمه شدهای که از متنی اصلی گرفته شده است.
عدم ارجاع به متن اصلی را میتوان در دیدگاههایی نیز دید که تأکیدشان بر روی فرایندهای تفسیر متغیر موجود در ترجمه است که در فصل دوم دیدیم. حال به این موضوع میپردازیم که این دیدگاهها چگونه ترجمه را مورد ارزیابی قرار میدهند. (به قسمت بعدی بروید)
شما در حال مطالعه قسمتی از فصل چهارم از بخش اول کتاب «مقدمهای بر مطالعات ترجمه» می باشید. میتوانید به بخش چهارم کتاب برگردید و بقیهی فصول این بخش را ببینید:
دیدگاههای مربوط به ارزیابی ترجمه
میتوانید به بخش اول کتاب بروید و بقیهی بخشهای کتاب را ببینید:
بخش اول کتاب مطالعات ترجمه – بررسی
میتوانید به فهرست کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه برگردید و بقیهی بخش ها را ببینید و بقیه قسمتها را مطالعه کنید:
بخش اول کتاب مطالعات ترجمه – بررسی