پژوهشگران حوزهی تحلیل گفتمان سیاسی در تحلیل متن به عنوان محصول کنش گفتمانی، یا از متنهای اصلی یا از متنهای ترجمه شده استفاده میکنند. در صورت استفاده از متنهای ترجمه شده باید به ماهیت آن متنها توجه جدی شود، به عبارتی باید آنها را به صورت همان چیزی که هستند، یعنی ترجمه پذیرفت، متنهای مقصدی که در یک موقعیت اجتماعی ـ فرهنگی جدید عمل میکنند و براساس متن مبدایی قرار گرفتهاند که موقعیت اجتماعی ـ فرهنگی خاص خودش را داشته است. این متنهای ترجمهای پروفایل متنی خود را دارند که از تصمیمهای شخص مترجم که تحت شرایط خاص کار میکند پدید آمده است (قس. ترجمه در مقام رفتاری تحت کنترل هنجارها). ما نمیتوانیم متن مقصد را نسخهی دقیقی از متن مبداء فرض کنیم و نمیتوانیم تصور کنیم که متن مبداء نقش یکسانی ایفا کرده است. مترجم ممکن است از راهبردهایی استفاده کرده باشد که متن را با سنتهای ژانر موجود در فرهنگ مقصد وفق دهد، یا ممکن است اطلاعات زمینهای یا حساسیتهای مخاطبان جدید را جبران کند، با این حال، مثالهایی که ارائه شده مثالهایی افراطی هستند و تمام ترجمهها این تفاوتها را نسبت به متن مبداء نشان نمیدهند، اما در اینجا به عمد از چنین مثالهایی استفاده شد تا به افزایش آگاهی دربارهی انواع عوامل دخیل در ترجمه کمک کند.
قبل از اینکه بخواهیم ترجمهای را تحلیل کنیم ابتدا باید بدانیم با چه متنی سر و کار داریم. متنی که به صورت آشکار یا پنهان، مستند یا ابزاری، یا مثلاً با استفاده از راهبرد بومیسازی یا بیگانهسازی تولید شده است. اظهارنظر دربارة ویژگیهای متنی یا تأثیرهای گفتمانی یا اجتماعی ـ سیاسی، اگر تنها به متن مقصد اتکا شود، بدون توجه به شرایط تولید این متن یا بدون مقاسهی آن با متن مبداء، کاری پر خطر انجام گرفته است (این جاست که تخصص پژوهشگران مطالعات ترجمه به کار میآید). پرخطرتر از آن این است که تحلیل با هدف نشان دادن ویژگیهای متنی یا زبانی، رفتارهای گفتمانی یا نمودهای ساختارهای قدرت و ایدئولوژیهای مورد استفاده در فرهنگ و زبان مبداء صورت گیرد. برای مثال اگر بخواهیم به تحلیل استعارههای وزیر امور خارجهی وقت آلمان، یوشکا فیشر، در سخنرانیاش در دانشگاه هومبولت برلین در 12 می سال 2000 دربارهی قطعیت یک پارچگی اروپا بپردازیم، چنانچه فقط به ترجمهی انگلیسی اکتفا کنیم ممکن است به نتایج متفاوتی برسیم. مقایسهی دو متن مبداء و مقصد نشان میدهد که در مواردی عبارات استعاری متن مبداء جای خود را به عبارتهای کلیتری در متن مقصد دادهاند. (استعاره زدایی به عنوان یک راهبرد ترجمهای موجه). در مثال زیر استعارهی ساختمانسازی موجود در متن آلمانی، در ترجمهی انگلیسی به عنوان ابزار انسجامی اهمیت کمتری یافته است.
(12)
- “[…] mussen wir den letzten Baustein in das Gebaude der europaischen Integration einfugen […] bei diesem letzten Bauabschnitt der Europaischen Union […]”
[باید آخرین سنگ را در بنای یک پارچگی اروپا بگذاریم […] این آخرین بخش از شکلگیری اتحادیهی اروپا […]
- “[…] we must put into place the last brick in the building of European
integration […] this latest stage of European Union […]”
[ما باید آخرین آجر را در ساختمان یکپارچگی اتحادیهی اروپا بگذاریم… این آخرین مرحلهی اتحادیهی اروپا…]
هرچیزی را که در متن اصلی آمده، نمیتوان لزوماً به همان اندازه با اطمینان در ترجمه آورد. این مسئله در مورد ترجمههایی که ما خودمان، یعنی صاحبنظران ترجمه، تولید میکنیم نیز صادق است، مثلاً به این دلیل که سیاست نشر مجله ایجاب میکند که مقالهها به زبان انگلیسی باشند. اغلب مواقع فقط نسخههای انگلیسی دادههای تحلیل شده در اختیار قرار داده میشود و مؤلفان تأکید میکنند که تا آنجا که امکان داشته در تولید ترجمهشان بسیار دقیق عمل کردهاند. اما حتی بازتولید بسیار نزدیک متن مبداء، ممکن است آن چیزی را که باید نشان بدهد، پنهان کند. برای مثال حتیم و میسون (1997) در مورد تفاوتهای فرهنگی سبک استدلالی دو زبان انگلیسی و عربی صحبت کردهاند، و گفتهاند انگلیسی استدلال متقابل و عربی استدلال مستقیم را ترجیح میدهد. بنابراین یک ترجمهی نزدیک از انگلیسی به عربی نمیتواند بلافاصله الگوی استدلالی را آشکار کند. برای این که ترجمه نقش یکسانی ایفا کند، ممکن است لازم باشد استدلال متقابل ضمین با استفاده از رابط، به استدلال متقابل صریح تبدیل شود. از نگاه مطالعات ترجمه گرایش به چاپ به زبان انگلیسی به این علت خطرناک است که بینش واقعی دربارهی نقشها و ساختارهای متنی را محدود میکند. بهتر است که متن اصلی (و در صورت نیاز ترجمهای لفظ به لفظ به انگلیسی) را در اختیار بگذاریم تا بتوانیم چیزی را که میخواهیم ثابت کنیم به اثبات برسانیم.
تحلیلهای محصول ـ مدار نیز میتوانند در جای خود تحلیلهای موجهی باشند و به بررسی این مسئله بپردازند که ترجمهها به عنوان متنهای متکی به خود و مستقل از متن مبداء چگونه متنهایی هستند. پروفایلهای متنهای ترجمه شده را میتوان با متنهای اصلی همان ژانر مقایسه کرد، تا معلوم شود تا چه حدی با سنتهای آن ژانر شباهت دارند یا با آن متفاوتاند. اغلب از طریق ترجمه است که ژانرهای جدید وارد فرهنگی میشوند یا سنتهای ژانر تغییر میکنند.
(برای مثال نک. زاوبرگا 2001 که نشان داد چگونه از طریق تبلیغات ترجمه شدهی انگلیسی ژانر جدید متون تبلیغاتی وارد فرهنگ لیتوانی پس از کمونیسم شده است). اگر به شرایط علی تولید ترجمههای خاصی بپردازیم، متوجه میشویم که چنین تغییراتی در زمانهایی روی میدهند که برای شکلگیری یک فرهنگ حیاتی هستند. طبق استدلال زاوبرگا، فرهنگی که در فرآیند رشد و انتقال قرار دارد برای پذیرش از خارج بیشتر آمادگی دارد. چنین فرهنگی هم چنین تمایل (یا تحمل) بیشتری برای پذیرش متنهایی (از جمله متن های ترجمه شده) دارد که طبق نظام زبانی و سنتهای گفتمانی فرهنگ گیرنده «عجیب» به نظر میرسند. بنابراین ترجمهها ممکن است در هنگام تغییرات اجتماعی از حاشیه به مرکز نظام چندگانهی اجتماعی ـ فرهنگی حرکت کنند.
سنتهای ژانر متعارض ممکن است به صورتهای دو رگه نیز بینجامد. برای مثال، تیرکنن کاندیت (2001)، این نکته را با تقاضاهای بورسی تشریح میکند که فنلاندیها، یا به صورت مستقل یا در نتیجهی فرآیند ترجمه، برای کمیسیون اتحادیهی اروپا نوشتهاند. او این متنها را چنین توصیف میکند: «متنهای دو رگهای که بین سه نوع هنجار در نوساناند: هنجار بلاغی فنلاندی، هنجار مقصد موردنظر (یعنی فن بلاغت انگلیسی ـ آمریکایی) و هنجار دورگهی مقصد» متعلق به اتحادیهی اروپا (تیرکنن کاندیت 2001: 263). این فن بلاغت اتحادیهی اروپا مشخصههایی را از جوامع زبانی مختلف که در کارکردهای آن مشارکت داشتهاند، در خود گنجانده است. توصیف چنین انواع متن و گفتان جدید، یا دورگه، در رابطه با شرایطی که در آن به وجود آمدهاند از حوزههای مورد علاقهی تحلیل گفتمان و مطالعات ترجمه است. و میتوان مفاهیم و ابزارهای تحلیلی هر دو رشته را برای این منظور با هم درآمیخت.
میتوانید به صفحه ی اصلی کتاب برگردید و به کل فهرست کتاب نگاهی بیاندازید.