در این مقاله بحث مربوط به مشکلات و استراتژیهای ترجمه در سطح متن را با بررسی پیوستگی ادامه میدهیم که ویژگی دوم سازماندهی متن است قبلا هم به آن اشاره شده.
پیوستگی شبکه روابط واژگانی، دستوری و ارتباطهای دیگر است که باعث ایجاد ربط و ارتباط بین بخشهای مختلف یک متن میشود. این پیوندها یا ربطها متن را سازماندهی کرده و تا حدودیِ نیز آن را خلق میکنند (برای مثال با این شرط که خواننده واژهها و عبارتها را با علف به کلمات و عبارت دیگری که در جملات و پاراگرافهای مجاور است، تفسیر نماید).
پیوستگی یک پیوند صوری است؛ پیوستگی واژهها و عباراتی را که میتوانیم ببینیم یا بشنویم به هم متصل میکند.
این فصل مفصلاً به شناختهشدهترین و مفصلترین الگوی پیوستگی که موجود است یعنی مدل طرح شده توسط هالیدی و حسن در کتاب پیوستگی در زبان انگلیسی (۱۹۷۶) میپردازد ولی قابل ذکر است که مدلهای دیگری توسط زبان شناسان گوناگون مطرح شده است.
معرفی پنج علامت پیوستگی در زبان انگلیسی
هالیدی و حسن پنج علائم پیوستگی در زبان انگلیسی را مشخص میکنند: ارجاع (reference)، جایگزینی (substitution)، حذف (ellipsis)، همپایگی (conjunction)، و پیوستگی واژگانی (lexical cohesion). هر یک از اینها با جزئیات در زیر شرح داده شده است و سپس تلاش شده تا مربوط آن به ترجمه موردبررسی قرار گیرد.

هر زبانی الگوی خاص خودش را برای انتقال ارتباطهای انسانها و رویدادها را دارد؛ در هیچ زبانی نمیتوان این ارتباطها را نادیده گرفت. البته اگر قرار باشد که ترجمه توسط خوانندگانش فهميده شود.
(کالو 30: 1974)
موضوع پیوستگی … و همواره برای من مفیدترین سازه تحليل كلام يا زبانشناسی متن بوده که قابلاعمال به ترجمه بوده است.
(نیومارک 295: 1975)
ارجاع
اصطلاح ارجاع بهطور سنتی در معناشناسی برای ارتباطی که بین یک واژه و به آنچه آن واژه در دنیای واقعی اشاره دارد، مورد استفاده قرار میگیرد. پس ارجاع chair به میزی خاص است که در یک موقعیت خاص مشخص شده است.
در الگوی پیوستگی هالیدی و حسن، ارجاع نیز به همین شکل مشابه موقعیت خاص ولی محدودتر به کار رفته است. ارجاع بهجای ذلالت داشتن بر ارتباطی مستقیم بین کلمات و اشياء فرازیانی، در اینجا محدود به ارتباط همانندی است که بین دو عبارت زبانی برقرار است. برای مثال، در Mrs Thatcher has resigned
جایگزینی و حذف
جایگزینی و حذف، برخلاف ارجاع، روابط دستوری هستند تا معنایی. در جایگزینی یک واژه (یا چند واژه) جایگزین واژه (یا واژههای) دیگری میشود:
I like movies.
And I do.
در مثال بالا، do یک جایگزین برای like movies است. آن واژههایی که متداولا در زبان انگلیسی بهعنوان جایگزین مورداستفاده قرار میگیرند، عبارتاند از one, do و the same این موضوع را در مثالهای زیر که برگرفته از کتاب هالیدی و خسن (۱۰۵ و ۱۹۷۶۰۸۹) هستند.
همپایگی
همپایگی شامل استفاده از علائم صوری برای مرتبط کردن جملات، جملهوارهها و پاراگرافها به یکدیگر است. کاربرد همپایگی، برخلاف ارجاع، جایگزینی و حذف، به خواننده نشان نمیدهد که اطلاعات حذفشده را با جستجو کردن آن در جای دیگری در متن با پر کردن جاهای ساختی پیدا کند در عوض، همپایگی آن حالتی را که نویسنده با مشکلم مایلاند خواننده یا شنونده آنچه را گفته میشود به آنچه قبلاً گفتهشده مرتبط سازد، نشان میدهد.
همپایگی بیانکننده یکی از شمار کوچکی از روابط عام است. روابط عمده در زیر خلاصهشدهاند و مثالهایی از همپایگی و حروف ربط که هر رابطه را محقق میسازند، آورده شدهاند.
پیوستگی واژگانی
پیوستگی واژگانی اشاره به نقش ایفا شده توسط گزینش واژهها در سازماندهی روابط در داخل یک متن دارد. نمیتوان گفت یک مقولهی واژگانی فینفسه دارای نقش پیوستگی است (مقایسه کنید با ارجاع، حرف ربط)، ولی هر مقولهی واژگانی میتواند دارای یک رابطهی پیوستگی با واژههای دیگر در متن شود. درجایی که خواننده با مواجهه با ضمیری مثل he یا they بهطور اتوماتیک به متن مجاور برای یافتن مصداق آن نگاه میکند، او بهطور اتوماتیک دنبال پیوندی بین یک واژه مثل sdocialism و واژههای دیگر در مثال زیر نمیگردد (برگرفته از نوشتهی روی جلد کتاب طنز سیاسی عربی
تمرینات
1- یک وسیله/ علامت پیوستگی را انتخاب کنید و نقش و عملکرد آن را در زبان مبدأ خودتان و زبانهای مقصد، و ترجیحاً در یک ژانر خاص مورد بررسی قرار دهید. برای انجام این کار، با دیدن شماری از متون اصلی در دو زبان و مقایسهی کاربرد علائم پیوستگی خاص در آنها، کارتان را شروع کنید. برای مثال، اگر ارجاع را انتخاب میکنید، توجه کنید که چگونه مشارکین در گفتگو و چیزها در هر دو متن بهطورمعمول ردگیری میشوند: توسط ارجاع ضمیری، توسط تکرار، توسط هم مرجع بودن، و از این قبیل. سپس به تعدادی از متون ترجمهشده از همان ژانر نگاه کنید. الگوهای پیوستگی