ارجاع واژه در معناشناسی چیست و چطور استفاده می‌شود؟

ارجاع واژه در معناشناسی چیست و چطور استفاده می‌شود؟

اصطلاح ارجاع به‌ طور سنتی در معناشناسی برای ارتباطی که بین یک واژه و به آنچه آن واژه در دنیای واقعی اشاره دارد، مورد استفاده قرار می‌گیرد. پس ارجاع chair به میزی خاص است که در یک موقعیت خاص مشخص شده است.

در الگوی پیوستگی هالیدی و حسن، ارجاع نیز به همین شکل مشابه موقعیت خاص ولی محدودتر به کار رفته است. ارجاع به‌ جای دلالت داشتن بر ارتباطی مستقیم بین کلمات و اشياء فرازبانی، در اینجا محدود به ارتباط همانندی است که بین دو عبارت زبانی برقرار است.

برای مثال، در Mrs Thatcher has resigned . She announced her decision this morning ضمیر she دلالت بر خانم تاچر در درون خود دنیای متنی دارد. ارجاع در مفهوم متنی و نه معناشناختی، وقتی حادث می‌شود که خواننده باید هویت آنچه را درباره‌اش صحبت شده با عطف به عبارت دیگری در بافت بلافصل پیدا کند. پیوستگی منتجه «در تداوم ارجاع قرار دارد، جایی که همان چیز برای بار دوم در کلام حادث می‌شود» (هالیدی و حسن 31: 1976).

ارجاع و مقولات آن

هر زبانی، مقولات خاصی دارد که ویژگی ارجاع را به مفهوم متنی داراست. این مقولات ارجاعی دارای پتانسیل برای هدایت خوانندگان به نگاه کردن به‌جایی دیگر برای گرفتن معنا هستند.

متداول‌ترین مقولات ارجاعی در زبان انگلیسی و شمار زیادی از زبان‌های دیگر، ضمایر هستند. ضمایر سوم شخص مکرراً برای عطف به قبل و بعضی‌اوقات به بعد) و به چیزی دارند که قبلاً در کلام ذکرشده‌اند (یا در حال ذکر شدن هستند. به‌غیراز ارجاع شخص، زبان انگلیسی همچنین از مقولاتی مانند this thie و those برای برقراری ارتباطهای مشایی بین عبارات در یک متن بهره می جوید.

در Mrs Thatcher has resigned , This delighted her opponents خواننده باید برای مشخص کردن اینکه tflis به چه چیز دلالت دارد باید به حمله قبلی برگردد.

ارجاع

پس ارجاع وسیله‌ای است که خواننده یا شنونده را قادر می‌سازد تا مشارکین، موجودات، رویدادها و غیره را در یک متن ردیابی کند. یکی از متداول‌ترین الگوهای برقراری زنجيره ارجاع در زبان انگلیسی و از زبان‌های دیگر ذکر کردن آشکار شرکت‌کننده در گفتگو در وهله نخست، برای مثال با نام یا لقب، و سپس به کار بردن ضمیری برای علف به آن شرکت‌کننده در گفتگو در آن بافت بلافصل است.

چگونگی استفاده در زبانهای دارای جنسیت

زبان‌هایی که دارای تمایزات شمار و جنسیت دستوری در نظام خمیری خود هستند، محدودیت کمتری در کاربرد این وسیله پیوستگی دارند، و دلیل آن‌هم این است که ضمایر مختلف را می‌توان برای عطف و ارجاع به اشخاص و چیزهای متفاوت در داخل متن بدون ایجاد ابهام و گیجی به کار برد.

مثال زیر برگرفته از داستان Triangle at Rhodes نوشته آگاتا کریستی (۱۹۳۶) شبکه‌های ارجاع شخصی در یک پاراگراف کوتاه را نشان می‌دهد.

Hercule Poirot sat on the white sand and looked out across the sparkling blue water. He was carefully dressed in a dandified fashion in white flannels and a large panama hat protected his head. He belonged to the old-fashioned generation which believed in covering itself carefully from the sun Miss Pamela Lvall) who sat beside him and talked carelessly, represented the modem school of thought in that she was wearing the barest minimum of clothing on her sur-browned person.

(کریستی 196: 1936)

ضمایر در محدوده ارجاع

اگرچه هالیدی و حسن از مفهوم محدودتری از ارجاع بر اساس روابطی و نه روابط فرازبانی بهره می‌جویند، ولی هنوز هم اذعان دارند که این ارتباط ارجاعی می‌تواند به‌طور موقعیتی برقرار گردد برای مثال، یک ضمير خاص می‌تواند به چیزی اداره کند که در بافت موقعیت وجود دارد و نه در متن مجاور.

ضمایر اول و دوم‌شخص (we, you, I در زبان انگلیسی) مثال‌های معمول هستند، بدین معنی که آن‌ها به عبارت اسمی قبلی در متن عطف نمی‌کنند، بلکه به ترتیب به متکلم و شنونده (یا نویسنده و خواننده) اشاره دارند.

ضمایر سوم شخص معمولاً به عقب (يا جلو) و به عبارت اسمی در آن عطف می‌کنند ولی می‌تواند برای اشاره و عطف به موجود با چیزی که در بافت موقعیتی فیزیکی یا ذهنی بلافصل وجود دارنده به کار روند. گفته‌ای مانند He’s not back yet کاملاً امکان‌پذیر است و نشان می‌دهد که متکلم و شنونده درباره‌ی موجودیت ‘he’ کاملاً آگاه هستند، برای مثال در مورد زوجی که به پسرشان عطف می‌کنند.

نوع دیگری از پیوند ارجاعی که کاملاً متنی نیست، همان هم مرجع بودن (co- reference) است. مثالی از یک زنجیره از مقولات هم مرجع این است:

Mrs Thatcher – The Prime Minister – The Iron Lady – Maggie

مرز بین زبان متنی و فرازبانی

هالیدی و حسن این نوع از ارتباط ارجاعی را مورد بحث قرار نمی‌دهند، و هوی (162: 1988) خاطر نشان می‌سازد که هر مرجع بودن «اصلاً یک ویژگی زبانی محسوب نمی‌شود، بلکه موضوعی است مربوط به آگاهی از دنیای واقعی.» البته درست است که، برای مثال، شناختن پیوند بین Mrs Thatcher و The Iron Lady بستگی به دانش مربوط به دنیای واقعی دارد و نه به توانش متنی.

ولی معمولاً تلاش برای ترسیم مرزی بین آنچه زبانی یا متنی و آنچه فرازبانی یا موقعیتی است، دشوار هست و برای منظور ترجمه به‌ویژه مفید نیست. برای مثال، در قطعه‌ی منتخب زیر از مقاله‌ای تحت عنوان «انقلابی فرهنگی» (اکونومیست، شماره‌ی 12- 6، فوریه 2010، ص 66)  شناختن پیوند هم مرجع بین Google و The silicon valley firm بر اساس هم دانش زبانی است و هم دانش موقعیتی:

Now Mr Lu faces a new challenge. His job at Microsoft, where he moved a year ago, is to take on Google in the online scarch and advertising business, where the Silicon Valley firm rules supreme.

در اینجا ما Google را بخشی به خاطر این به‌عنوان firm می‌شناسیم. چون از تجربه دانش واقعی‌مان می‌دانیم که آن چنین است، و بخشی نیز به خاطر این حقیقت است که حرف اول آن بزرگ نوشته شده و در نتیجه کاندیدای خوبی برای آنچه نشان داده می‌شود، است؛ همچنین به‌واسطه کاربرد حرف معرفه قبل از Silicon در مقام چیزی که قبلاً در متن به آن اشاره شده است. از طرف دیگر، ارجاع به Silicon Valley شدیداً متکی به دانش ما از دنیای واقعی است.

استفاده از ارجاعات با اتکا بر دنیای واقعی

در این مقطع مفید خواهد بود چنین پیشنهاد کنیم، با تبعیت از هالیدی و حسن، که یک پیوستار از عناصر پیوستگی وجود دارد که می‌توان برای ارجاع به قبل به چیزی که قبلاً در کلام ذکر شده، از آن استفاده کرد. یکسر این پیوستار از تکرار دقیق همان مقوله است تا ارجاع خمیری در سر دیگرش، مثال زیر برگرفته از هالیدی و حسن (283: 1976) نمایانگر این نکته است:

There’s a boy climbing that tree.

(تکرار (repetition)) a. The boy ‘ s going to fall if he doesn ‘ t take care

        (مترادف (synonym)) b. The boy ‘ s going to fall if he doesn ‘ t take care

        (واژه‌ی فراگیر (superordinate)) c. Thie decl ‘ s going to fall if he doesn ‘ t

    (واژه‌ی عام (general word)) s to fall if he doesn ‘ t take care. d.The idiot’s going

     (ارجاع ضمیری (proniminal reference))e. The idiot ‘ s going to fall if he doesn ‘ t take care

هم مرجع بودن می‌تواند جایی حدود سطح تکرار/ مترادف این پیوستار باشد، البته اگر قرار اشد که مفهوم انعطاف‌پذیری از ارجاع را برای مقصد کنونی خود اتخاذ کنیم.

الگوهای ارجاعات در درون زبان و بین زبان

الگوهای ارجاع (که واژه‌ی مرجعی (anaphora) نیز نامیده می‌شوند) می‌تواند هم در درون زبان‌ها و هم در بین زبان‌ها بسیار متفاوت باشند. در درون یک زبان، به نظر می‌رسد نوع متن عامل مهمی در تعیین انتخاب الگو باشد.

فاکس (1986) الگوهای ارجاع را در سه ژانر انگلیسی آمریکایی موردبررسی قرار دارد: این سه ژانر عبارت بودند از: مکالمه‌ی خودجوش، نثر نوشتاری توضیحی، و روایت‌های نوشتاری عامه‌پسند. او دریافت که «توزیع ضمیر در مقابل گروه اسمی کامل به‌شدت از یک نوع ژانر به نوع دیگر متفاوت بود.»

بر اساس مطالعه‌ی گسترده‌ای بر روی زبان تبلیغات در انگلیسی، برتری تکرار اسم محصول را در تبلیغات به‌جای استفاده از ارجاع ضمیری مثل it در زیر توضیح می‌دهد:

یک نقش مسلّم تکرار همانا حک کردن اسم محصول در ذهن است، درنتیجه اسم محصول برای خریداری که اسم این نوع محصول را نداند، به زبان می‌آید. ولی ارجاع اسمی نیز شاخص مرتبه، اعتبار، صمیمیت یا اعتمادبه‌نفس است: تکرار اسم را در جشن‌ها، عبادت‌ها، بین عاشقان، یا افراد متخاصم با یکدیگر که فقط «صوت اسم خودشان را دوست دارند» در نظر بگیرید.

پس هر زبانی برتری‌های عام خودش را برای الگوهای خاصی از ارجاع دارد و همچنین رجحان‌های ویژه‌ای را دارد که حساس به نوع متن هستند.

تفاوت ارجاعات در زبانهای مختلف

کالو (1974) برحسب رجحان‌های وسیع و خاص زبان، چنین توضیح می‌دهد که زبان عبری (برخلاف زبان انگلیسی) ارجح می‌شمارد که از اسم خاص برای ردگیری مشارکین در خلال گفتگو بهره بجود. پس درجایی که زبان انگلیسی به‌طورمعمول از یک ضمیر برای عطف به یک شرکت‌کننده در گفتگو که قبلاً ذکر شده بهره می‌جوید و بدین‌ وسیله هیچ امکان قاطی کردن ارجاع وجود ندارد، زبان عبری به‌ احتمال‌ زیاد اسم شرکت‌کننده در گفتگو را تکرار می‌کند.

به همین منوال، کالو توضیح می‌دهد که برای زبان بوروروس برزیلی، الگوی معمول برای ارجاع به یک شرکت‌کننده در گفتگو استفاده از یک اسم برای چندین بار به‌صورت متوالی و قبل از تغییر آن به‌صورت ضمیری است.

به نظر می‌رسد زبان پرتغالی برزیلی (برخلاف زبان انگلیسی که گرایش دارد به‌شدت در ردگیری مشارکین در گفتگو متکی به ارجاع ضمیری باشد) بیشتر برای ارجاع، به تکرار واژگانی متکی باشد. افزون بر این، زبان پرتغالی، فعل را به لحاظ شخص و شمار تصریف می‌کند. این ویژگی دستوری وسیله‌ی اضافی برای فرایند‌های پیونددهنده و اعمالی برای مشارکین بدون استفاده از ضمایر مستقل، عرضه می‌کند.

مثالها:

مثال زیر برگرفته از مقاله‌ای راجع به آکیو موریتا، رئیس شرکت سونی، است. این مقاله به زبان‌های انگلیسی و پرتغالی در روزنامه‌ی پلی بوی چاپ شد. ارجاعات به آکیو موریتا در هر دو متن (و همچنین در ترجمه‌ی معکوس)، سیاه نوشته شده‌اند، به‌استثنای تصریف افعال در زبان پرتغالی. کلماتی که داخل < >  آورده شده‌اند در متن پرتغالی وجود ندارند یعنی آن‌ها در ترجمه‌ی معکوس اضافه‌شده‌اند تا آن را خوانش پذیرتر کنند.

متن انگلیسی:

Sirrounded by the toys and the gadgets of his calling — tape recorders, mini television sets, world-band radios – he is the quintessential Japanese combination that has conqtlered the world: a tinkerer turned businessman.

As the eldest son of a wealthy sake and soy sauce producer in woulservative Nagoya, he was expected to take over the family business – and perhaps become the 15th generation of Morita. Mayors in the local community. Instead, he spent his time taking apart clocks and listening to Western classical music and preferred the study of physics to business. During World War Two, he went into. naval research as a lieutenant, working on a thermal-guided missile and other projects, and it was there that he met his future partner, Ibuka. After the war, the two set up a business after a false start in the home appliance market – manufacturing rice cookers. Total production: 100 Total sales: 0.

متن پرتغالی:

Produto de uma cultura que valoriza a sutileza e as manieras indirefas, Morita, com seu jeito franco, é a ponte ideal entre o Japão e o Ocidente.

Filho inais velho de um próspero produtor de óleo de soja e de saquê, em Nagoya, os pais de Morita esperavam que ele assumisse o controle dos negócios da famlia. Ao invés disso, Morita passava o tempo desmontando relógios, ouvindo música clássica ocidental e preferindo estudar Fisica a se meter em negócios. Durante a Segunda Guerra Mundial dedicou – se å pesquisa naval, como civil, c foi nessa época que fez a sociedade numa fabrica de panelas de cozinhar arroz. Produção total: 100 panelas. Total de vendas: 0.

ترجمه معکوس به انگلیسی

Product of a culture that values subtlety and indirect manners, Morita, with his frank way, is an ideal bridge between Japan and the West:

The eldest son of a prosperous producer of soya oil and saki, in Nagoya, the parents of Morita expected that he should take over the control of the family business. Instead of this, Morita spent the time taking clocks apart. listening to Western classical music and preferring to study physics to putting himself into business. During the Second World War <he> dedicated himself to naval research, as a civilian, and it was in this period that <he> made a partnership in a factory of rice cooking pots. Total production: 100 pots. Total sales: 0.

بله در هر یک از متن‌های بالا در انتهای پاراگراف و بلافاصله قبل از آن می‌آیند که ما در حال مطالعه‌اش هستیم.

تفاوت ارجاع در زبان انگلیسی و پرتغالی

این دو جمله باهم «معادل» نیستند، ولی در اینجا نقل‌ شده‌اند تا نشان دهیم (به‌رغم وی که ذكر آخرین شرکت‌کننده در گفتگو توسط ارجاع ضمیری در نسخۀ انگلیسی ردگیری‌شده و با اسم خاص در نسخۀ پرتغالی) که زبان انگلیسی ترجیح می‌دهد تا ارجاع در پاراگراف جدید را توسط یک ضمیر انجام دهد، درصورتی‌که زبان پرتغالی تکرار واژگانی را ترجیح می‌دهد.

در داخل همین ای اف اصلی که مورد بررسی قرار می‌دهیم، زبان پرتغالی واژه Morita را دو بار تکرار می‌کند، در متن پرتغالی ارتباط پیوندی بیشتری با Morita  برقرار می‌کنند و دلیل آن هم این است که کاربرد آن‌ها برای شخص، نشان‌دار هستند.

آیا زبانهایی وجود دارند که در آن ارجاعات نباشند؟

در بعضی از زبان‌ها، مثل زبان ژاپنی و زبان چینی، الگوی کاملاً متفاوتی به کار می‌رود. ضمایر در این زبان‌ها به‌ ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرند و وقتی کسی در گفتگو برای بار اول ذکر می‌شود، تداوم ارجاع توسط حذف فاعل از جملات بعدی حفظ می‌گردد.

این‌یک مکانیسم از پیش‌فرض شده است که به خواننده می‌گوید که آن شرکت‌کننده گفتگو که بار آخر ذکر شد، یا آنی که در مرکز توجه قرار داد یا آنی که می‌توان بر اساس منطق یا برحسب بافت استنباط کرد، فاعل یا نهاد جملۀ بعدی است، مگر این‌که به‌غیراز این گفته شده باشد (به بحث مبتدا و نهاد در سبک چینی در فصل پنجم، بخش 5.1.1.4 رجوع کنید).

مثال ژاپنی

در مثال زیر که برگرفته از کاخ و سیاست در ژاپن قبل از جنگ است (تیتوس 23: 1974) ما از قبل می‌دانیم که شخص مخاطب، همان امپراطور‌ است. خواننده باید تمامی فاعل‌های حذف‌شده را خود پر کند و زنجیره‌های ارجاعی خودش را خلق نماید. فاعل‌های ممکن و ارجاعات ضمیری دیگر در اینجا در داخل < > برای خواننده آورده شده‌اند- یعنی آن‌ها در متن ژاپنی وجود ندارد:

The most blunt one was Komeda Torao who was the third Jiho. ‘If the <Emperor/ Your Majesty> pours <his/ your> wise consideration into politics as much as much as <he/ you> likes riding in <his/ your> daily life, I would not think that <he/ you/ the government> would have been said as ‘two three ministers’ politics’ by the public. So <I am> sincerely concerned.

ترجمه‌ی انگلیسی

طبیعتاً سعی دارد تا حد ممکن خود را به الگوهای پیوستگی در زبان انگلیسی نزدیک سازد:

Konica Torao, Jilio of the third rank, was the most blunt: ‘If in the past [Your Majesty] had shown as much care for politics as he had passion for horsemanship, no such criticism from the public as”politics by two or three Minisers” would have occurred.’

به عبارت بندی‌ها و حذف‌های مکرر در نسخه انگلیسی توجه کنید. این‌ها مترجم را قادر می‌سازد تا از زنجیره از ارجاع بهره بگیرد که مختص زبان انگلیسی است (Your Metjesty- he) و همچنین از ایجاد زنجیره‌های دیگری از ارجاع که بتوان فقط آن‌ها را از متن استنباط کرد، جلوگیری کرد، علائم در اطراف Your Majesty در ترجمه انگلیسی احتمالاً بدین معنی است که به خواننده این حقیقت هشدار دهد که این عبارت در متن اصلی نیامده است.

با اینکه مترجم آنچه را که جای فاعل در این مورد را پر می‌کند «حدس می‌زند». همچنین به کاربرد دو نقطه بعد از واژه blunt برای ارائه پیوستگی بیشتر توجه کنید.

مثال بالا نشان می‌دهد که ترجیح‌های متفاوتی بین زبان‌ها برای الگوهای عام ارجاع وجود داد. ولی این ترجیح‌ها همچنین می‌توانند خاص ژانر باشند. یک مثال خوب از الگویی که هم خاص زبان و هم خاص ژانر است در کتاب هتیم و میسون (97: 1990) توضیح داده شده است:

این یک عرف شناخته‌شده متنی است که بر حوزه کلام گزارش خبری ژورنالیسم تجسسی در زبان فرانسه حاکم است و آن اینکه یک مفهومی که به‌صورت گروه اسمی به آن‌ها عطف شده، به همان صورت دوباره در یک متن بیان نمی‌شود. پس le dollar american واژگانی شدن بعدی، به‌صورت le billet vert می‌آید؛ و le president de la republique (و همچنین ارجاع به ماقبل il) احتمالاً به‌صورت le chef de I’Etat یا حتی I’ Elyee see درخواهد آمد.

در ادامه بخوانید: جایگزینی و حذف

جدیدترین ها

مطالب مرتبط