مفهوم شمارش احتمالاً از این نظر همگانی است که بهآسانی برای همه مردم قابلفهم است و در ساختواژگانی همه زبانها وجود دارد. بااینوجود، همه زبانها یک مقوله دستوری تحت عنوان مقوله شمار ندارند و آن زبانهایی هم که این مقوله دستوری رادارند، الزاماً این شمارشپذیری را بهصورت یکسانی در نظر نمیگیرند، همچنان چه در بالا نیز ذکر شد، زبان انگلیسی تفاوتی بین یک و بیش از یک (مفرد و جمع) را قائل میشود.
این تمایز را باید به لحاظ ساختواژی و با اضافه کردن یک پسوند به یک اسم و یا تغییر صورت آن برای نشان دادن اینکه اشاره به یک یا بیش از یک دارد، بیان کرد: child/ children, man./ men fox/ foexes, student/ students بعضی از زبانها مانند و ژاپنی، و ويتنامی، ترجیح میدهند که همین مفهوم را به طریق واژگانی بیان کند و پا دارد اما بیان نکنند، صورت اسم در این زبانها معمولاً مشخص نمیکند که آن اسم مفرد است با جمع: برای مثال، هم my book و هم my books در زبان چینی wo- de- shu میشود (تان 1980).
برخلاف زبانهای ژاپنی، چینی و ویتنامی، اکثر زبانها دارای یک مقوله دستوری سیار هستند که اولی نه الزاماً یکسان با) به مقوله دستوری شمار زبان انگلیسی است.
زبانهای خربی، اینبوت (Inuit) و برخی زبانهای اسلاونی ازنظر صورتبین یک، دو، و بیش از دو تمایز قائل میشوند. این زبانها دارای صورت تثنيه، علاوه بر صورتهای مفرد و جمع، هستند، امروزه در اکثر زبانهای جدید، تثنیه بیشتری مقوله واژگانی است تا یک مقوله دستوری و فقط با استفاده از یک عدد میتوان آن را نشان داد و به این دلیل است که زبان انگلیسی مرتباً تقابل معنایی بین یک و بیش از یک را با house و houses نشان میدهد.
درصورتیکه زبان اینیوت معمولاً تقابل معنایی را بین کلمات igluk glut و glut (*یک/ دو/ بیش از دو خانه») نشان میدهد. تعداد اندکی از زبانها، مانند زبان فیجی (Fijian)، حتی تمایزی بین مفرد، تثنیه، تثلیث (مشتمل بر سه یا عددی کوچک) و جمع قائل میشوند (رابینی ۱۹۶۴) چنین مقولات اضافی در یک نظام بعضی اوقات میتواند مشکلاتی در ترجمه ایجاد کند
مترجمی که از یکزبانی ترجمه میکند که دارای تمایز شمار است و به زبانی ترجمه میکند که هیچ مقولهای از شمار ندارد، دو راه در پیش رو دارد. او میتواند (الف) اطلاعات مربوط به شمار را حذف کند، یا (ب) این اطلاعات را بهصورت واژگانی نشان دهد.
مثالهای ارائهشده در زیر نشان میدهند که چگونه اطلاعات مربوط به شمار غالباً در زبانهایی مثل چینی و ژاپنی حذف میشوند. زبان مبدا در هر دو مثال زیر زبان انگلیسی است.
مقولاتی که در داخل علامت <> فرار گرفتهاند، در متن مقصد مشخصاً ترجمه نشدهاند، ولی بهکلی هم کنار گذارده نشدهاند، چراکه زبانهای چینی و ژاپنی مقوله شمار ندارند. اولین مثال برگرفته از «مناطق حفاظتشده پاندای چینی» (متن صندوق جهانی برای طبیعت به همراه یک اسلاید شو) است:
مناطق حفاظتشده پاندای چینی.
متن مقصد (چینی):
[ترجمه معکوس به انگلیسی:]
China’s Panda Protection- zone<s>.
توضیح: کلمه مرکب ‘protection-zone’ ترجمه تحتاللفظی موردقبول چینی برای reserve است. [همچنان چه مشاهده میکنید] هیچ نشانهای از شمار در آن دیده نمیشود. خواننده متن چینی هیچ راهی ندارد که از این تیتر بفهمد که آیا چین دارای یک یا بیش از یک محل حفاظتشده برای خرس پاندا است.
مثال زیر برگرفته از The Fix: The Inside Story of the World Drug Trade (نوشته فری مانتل 142: 1985) است:
Enforcement officials – particularly the front-linc US Customs Service – have produced a series of recognisable profiles in order to identify and intercept drug runners. It is a system that works particularly well with the akuza because of the bizarre but rigid code of cthics by which the Japanese Mafia conducts itself, quite different from any other criminal society in the orld. It concerns fingers, or rahtcr the lack of them. And tattoos.
متن مقصد (ژاپنی):
[ترجمه معکوس به انگلیسی:]
… This concerns finger<s>, or rather the lck of finger<s>. And tattoo<s>.
توضیح: در اینجا نیز اسمهای که سیاه نوشتهشدهاند، هیچ نشانهای از شمار ندارند و خواننده ژاپنیزبان فقط میتواند از روی حدس بگوید که نویسنده درباره یک یا بیش از یک «انگشت» و «خالکوبی» صحبت میکند. این عدم وجود علاقه در نشان دادن تفاوت بین یک و بیش از یک، همانقدر تعجبآور است که زبان انگلیسی و اکثر زبانهای اروپایی هیچ علاقهای به نشان دادن تثنیه در زبانشان ندارند. برای متکلمین زبانهای چینی، ژاپنی چندان مهم نیست که مورداشاره ا به یک یا بیش از یک تقسیمبندی کنند، همانطوری که متکلمین انگلیسیزبان علاقه خاصی به ذکر این مورد ندارند که مورداشاره دو یا بیش از دو شخص یا شیء است.
ممکن است بعضیاوقات لازم یا مناسب باشد که در برخی متون جمع بودن یا تثنیه را در زبانهایی که معمولاً چنین اطلاعاتی را مشخص نمیکنند، ذکر کرد و دلیل نیز آن است که آن زبانها مقوله شمار یا یک صورت تثنیه ندارند. در این مورد، مترجم ممکن است تصمیم بگیرد تا اطلاعات مربوط به شمار را بهصورت واژگانی بیاورد (همچنان چه در مثالهای زیر میبینیم) مثال اول برگرفته از Palace and Politics in Prewar Japan (تیتوس 17: 1974) است و زبان مبدأ زبان انگلیسی میباشد:
The heads of the ministries created in 1869 were not directly responsible for ‘advising and assisting’ (hohitsu) the emperor, though they were to become so in 1889.
متن مقصد (ژاپنی):
[ترجمه معکوس به انگلیسی:]
The head <s> of various ministry<ies> created in Meiji 2nd are not directly nsponsible for ‘hoshitsu’ the emper,
توضیح: یک کلمه ژاپنی به معنی ‘various’ به ترجمه اضافهشده تا نشان بدهد که مورداشاره به بیش از یک ministry دلالت دارد، و درنتیجه در معنای ضمنی به بیش از یک head of ministry اشاره دارد.
مثال دوم برگرفته از یک سند منتشرنشده درباره رویههای قضایی در قاهره است. زبان مبدأ این متن، عربی است.
عندما یراد تعیین ثلاثه محکمین، یختار کل طرف محکما واحدا، و یختار المحکمان المعینان علی هذا النحو المحکم الثالث و هو الذی یتولی رئاسه هینه التحکیم.
When the appointment of three arbitrators is required, each party chooses one arbitrator, and the arbitrators-dual appointed-dual in this way choose the third arbitrator and it is he who takes on the presidency of the arbitration authority.
متن مقصد انگلیسی
When the appointment of three arbitrators is required, each party selects one arbitrator, and the two arbitrators thus appointed select the third arbitrator who then heads the Arbitration Committee.
پس در هرجایی که احساس میشود مهم است، اطلاعات راجع به شمار را میتوان بهصورت واژگانی آورد. بااینوجود، مترجم همچنان چه از زبانی که دارای یک مقوله شمار است به زبانی ترجمه میکند که دارای مقوله شمار نیست، باید دقت کند (مثل بقیه موارد مربوط به مقوله دستوری) که اینگونه اطلاعات را در متن مقصد بیشازاندازه تصریح نکند.
ارجاع مرتب به اطلاعاتی که در یکزبان معمولاً تصریح نمیشوند (مگر متن واقعاً نیاز به اینگونه تصریح داشته باشد) باعث میشود که ترجمه ناشیانه و غیرطبیعی به نظر برسد و دلیل نیز آن است که این کار، روش معمول و عادی گزارش تجربه در زبان مقصد نیست.