جنسیت (دستوری) یک تمایز دستوری است که بنا به آن، یک اسم با ضمیر در بعضی از زبانها مونت با مذکر طبقهبندی میشوند. این تمایز در مورد اسامی جاندار و همچنین اسمهایی که به اشیاء بیجان اشاره دارند، به کار میرود.
برای مثال، زبان فرانسه بين جنس دستوری مؤنث و مذکر در کلماتی مانند fits /file («فرزند پسر»/ «فرزند دختر ») و chat/ chatte («گربه نر»/ «گربه ماده») تمایز قائل میشود. افزون بر این، اسمهایی مثل magazine («مجله») و construction («ساختن، ساختمان») به ترتیب بهصورت مذکر و مونت طبقهبندی میشوند.
وابستههای پیشرو (determiners) صفات، و بعضیاوقات هم افعال (مثل مورد زبانهای عربی و سواحیلی) معمولاً ازنظر جنسیت دستوری و همچنین شمار با اسم در تطابق هستند.
زبان انگلیسی دارای یک مقوله دستوری به این صورت در مورد جنسیت دستوری نیست. بهعبارتدیگر. اسمهای زبان انگلیسی بهصورت نظاممندی صرف نمیشوند تا بین مؤنث و مذکر تمایز ایجاد شود باوجوداین، تمایز جنسیت در برخی حوزههای معنایی در نظام شخص (person) وجود دارد.
بعضیاوقات اسمهای مختلف برای اشاره به اعضای مؤنث و مذکر یکگونه به کار میرود: sow/, cow/ bull ewe/ ram, mare/ stallion, doe/ stag, boar شمار کوچکی از اسمها که به حرفههای مختلف اشاره دارند، دارای صورتهای مؤنث و مذکر هستند، که در این صورت پسوند ess- نشاندهنده جنسیت دستوری مؤنث است.
برای مثال، host / hostess, manager/ manageress, actor/ actress steward/ stewardess بااینوجود، این موارد همیشه منعکسکننده صریح و روشنی برای تمایز جنسیت دستوری که در مورد زبانهای اروپایی دیگر مشاهده میکنیم، نیست. برای مثال، تمایز بین author و authoress ممکن است محمول بار معنایی القایی بیشتری باشد تا بار معنای منطقی؛ یعنی کلمه authoress تمایل دارد که لحن توهینآمیز بیشتری داشته باشد؛ درصورتیکه atthoor كلمههای است که در مورد هر دو جنس به کار میرود و صورت بینشان («بینشان» در اینجا به معنی آن است که این صورت همانی است که معمولاً به کار میرود، مگر آنکه متکلم مخصوصاً بخواهد تمایزی را مشخص کند. م) است.
افزون بر تمایز جنسیت دستوری در حوزههای معنایی خاص، زبان انگلیسی همچنین دارای یک مقوله شخص است (به بخش 4.2.3 در زیر رجوع کنید که در سوم شخص مفرد، بین مذکر، مؤنث، و شیء بیجان (he/ she/ it) تفاوت قائل میشود، ولی این تمایز در مورد سوم شخص جمع (یعنی they) اعمال نمیشود.
زبانهای روسی و آلمانی تمایز جنسیتی مشابهی را در ضمایر سوم شخص مفردشان قائل میشوند و این تمایز (مانند زبان انگلیسی در مورد سوم شخص جمع بهکاربرده نمیشود.
از سوی دیگر، زبانهایی مانند فرانسوی و ایتالیایی تمایزی برای سوم شخص جمع دارند؛ برای مثال، در زبان فرانسه این تمایز در ells در برابر ils مشخص است. در برخی از زبانها از قبیل زبان عربی، تمایزات مربوط به جنسیت دستوری در مورد ضمایر دوم و سوم شخص به کار میرود.
زبان عربی، افزون بر تمایزات خاص مربوط به جنسیت دستوری در سوم شخص مفرد و سوم شخص جمع، صورتهای گوناگونی برای ‘you’ دارد. (البته بسته به اینکه شخص/ اشخاص مخاطب مذکر یا مؤنث باشد/ باشند). بعضی از زبانهای دیگر مثل زبان چینی و اندونزیایی در ظام زبانی خودشان اصلاً هیچ تمایزی برای جنسیت دستوری ندارند.
در اکثر زبانهایی که دارای مقوله جنسیت دستوری هستند، معمولاً صورت مذکر «غالب» یا «بینشان» است. در زبان فرانسه، کلمه elles فقط زمانی به کار میرود که همه اشخاص یا اشیایی که مورداشاره قرارگرفتهاند، مؤنث باشند و اگر یک یا بیش از یکی از آنها در گروه، مذکر باشد، در آن صورت، ils به کار میرود، حتی اگر تعداد مدلولهای مؤنث بیشتر از تعداد مدلولهای مذکر باشد.
به همین منوال، اگر جنسیت مدلول شناختهشده نباشد، صورت مذکر (و نه صورت مؤنث) به کار میرود. این موضوع بدان معنی است که کاربرد صورتهای مؤنث اطلاعات مشخصتری را در مقایسه یا کاربرد صورتهای مذکر، ارائه میدهد. بهعبارتدیگر، کاربرد مورت مؤنث احتمال وجود مدلول مذکر را از بین میبرد، درصورتیکه کاربرد صورت مذکر، احتمال وجود مدلول مؤنث را از بین نمیبرد.
امروزه تلاشی آگاهانه برای جایگزین کردن صورت مذکر بینشان he در زبان انگلیسی یا صورتهایی مانند he or she, s/he و him or her به وجود آمده است.
البته این موضوع بهویژه در مورد نوشتار علمی صدق میکند. ولی حتی در میان عامه مردم نیز اسمهای مذکر از قبیل chairman, spokesman و businessman بهطور نظاممند و آگاهانه با اسمهای خنثیتری مثل spokesperson, chairperson بهطور نظاممند و آگاهانه یا اسمهای خنثیتری مثل spokesperson, chairperson جایگزین میشود، و حتی اگر مدلول مؤنث باشد بهجای اسم آخری از اسم مؤنث businesswoman استفاده میشود.
ویاگیو (189: 1996) موردی از مناقشه درباره جنسیت گرایی زبانی در سازمان ملل را گزارش میکند که در آن نمایندگان بهطور گوناگونی، رئیس زن بریتانیایی را با القاب Madam Chairwoman, Madam Chairperson, Madam Chairman و Madam Chairlady مورد خطاب قرارداد، او چنین پاسخ داد که: «من ترجیح میدهم شما مرا یک مرد بخوانید تا یکتکه اثاثیه.» ویاگیو (همانجا) چند استراتژی برای حلوفصل این نوع از طنز را که بر اساس جنسیت دستوری در بافت ترجمه شفاهی همزمان است، ارائه میدهد که عبارتاند از: نگهداشتن اسمهای کلیدی انگلیسی بهعنوان کلمات قرضی و احتمالاً اضافه کردن توضیحی به آن، در زبان اسپانیولی، نتیجه این خواهد بود:
Llámeme man pero no chair, que no soy un meuble.
Call me man but not chuir: I’m no piece of furniture.
اگر طنز و بازیهایی را که بر اساس جنسیت دستوری صورت میگیرد کنار بگذاریم، چالش دیگر از گرایش فزاینده در کاربرد صورت مؤنث بهعنوان صورت بینشان (بهویژه در نگارش علمی) حاصل میشود. برای مثال، (دیان بلیک مور از she و her) استفاده میکند تا به هر شخص (چه مذکر، چه مؤنث) اشاره کند:
It is clear thiat because of the role of the context in all aspects of utterance interpretation, a speaker who intends her utterance to be taken in a particular way must expect it to be interpreted in a context that yields that interpretation.
این طرز برخورد مسکی چیزی است که انتقال آن را به زبانهای دیگری که در آنها تمایزات جنسیت دستوری در نظام دستورشان وجود دارد، مشکل میسازد.
این کار نسبتاً ساده است که در زبان انگلیسی he را به s/he یا him/ her تبدیل کنیم و دلیل نیز آن است که تغییر فقط این کلمات را دربر میگیرد، ولی در زبانی مثل زبان عربی (که تمایزات جنسیت دستوری نهتنها در اسم و ضمیر بلکه همچنین در تطابق بین این اسمی/ ضمایر و افعال و صفتهایی که با آنها میآیند نیز بازتاب مییابد) ساختهای حاصله بهطور کاملاً روشنی بسیار پیچیدهتر از زبان انگلیسی خواهند بود.
یک نویسنده یا مترجم عربزبان با تمام حسن نیتش نمیتواند این موضوع را در نظر بگیرد و خوانایی متن مقصد را فدای آن کند. در مقایسه، نو زبانهای دیگر، روشهای منعطفتری برای اجتناب از زبان جنسیت گرا دارند. برای مثال، در تجدیدنظر نسخههای انگلیسی و ایرلندی قانون اساسی ایرلند، برای از بین بردن رگههای زبان جنسیت گرا، متن ایرلندی مشکلات کمتری را در مقایسه با متن انگلیسی ایجاد کرد (او کریولی 47: 1999):
While the clausc ‘such resolution shall operate to remove the President from his office’ in Article 12.10.7′ is gender-proofed in the version published by the All-Party Oireachtas Committee on the Constitution to ‘such resolution shall operate to remove the President from his or her office’, … the Irish text needs no gender-proffing, reading ‘… is é is seidhm don rún sin an (Uachtarán a chur as oifig’, literally ‘such resolution shall operate to remove the President from office’.
پس او کریولی چنین نتیجهگیری میکند که: «ضد جنسیت کردن متن انگلیسی با تغییر ‘from his office’ به ‘from office’» (با تبعیت از متن ایرلندی) به نظر روشی بهتر باشد تا تصحیح کردن آن بهصورت ‘from his or her office’ (همانجا: 48- 47).
تمایزات جنسیت دستوری در ترجمه وقتیکه مدلول اسم یا ضمیر انسان است، بیشتر مهم میشود. تمایزات جنسیت دستوری در اشیاء بیجان مثال «اتومبیل» یا «کشتی» و در حیوانات مثل «سگ» و «گربه» بعضیاوقات در زبان انگلیسی مورد دستکاری قرار میگیرد تا معنای القایی را منتقل کند.
این عمل بهویژه در ادبیات صورت میگیرد ولی معمولاً در ترجمه غیرادبی مشکلی ایجاد نمیکند. با انجام تعدیلهای مناسب، برای مثال، اضافه کردن بعد دستوری در متن مقصد (در انگلیسی table: در فرانسه la/ une table) معمولاً راحت و ناخودآگاه صورت میگیرد، چراکه این تمایزات عمدتاً اختیاری و دلبخواهی هستند.
ولی تمایزات جنسیتی در مورد مدلولهای انسانی، اختیاری و دلبخواهی نیستند و به همین دلیل است که لاینز (1968) چنین مطرح میکند که آن چه در برقراری ارتباط اهمیت دارد، نقش ضمیری (pronominal function) جنسیت دستوری است تا مقوله جنسیت دستوری بهصورت عام، نقش ضمیری جنسیت دستوری، بازتابی است از تمایزی ناب و غیر اختیاری بین مذکر و مؤنث، اگرچه زبانها در میزان مشخص کردن نظاممند جنسیت مدلولهای انسانی باهم متفاوتاند (they در زبان انگلیسی و ils/ elles در زبان فرانسه را باهم مقایسه کنید)، ولی همه ما بهآسانی این تمایز را میفهمیم و انتظار داریم که آن منعکسکننده یک وجه مهم از تجربه باشد.
متن زیر آن نوع از مشکلی را که نقش ضمیری جنسیت دستوری میتواند در ترجمه ایجاد کند، نشان میدهد. در اینجا نیز مانند مثالهای قبلی، زیر مقولات مشکلآفرین در متن مبدأ خط کشیده شده و آن کلماتی که جایگزین آنها در متن مقصد شدهاند بهصورت سیاه چاپشدهاند. فقط آن استراتژیهایی که برای برطرف کردن مشکلات ایجادشده از تمایزات جنسیتی به کار گرفتهشدهاند، موردبحث قرار میگیرند.
متن مبدأ (انگلیسی: کلسترال سوپر- بروشور همراه یک محصول حالتدهنده مو):
: Instructions for usc
– Shampoo the hair with a mild WELLA-SHAMPOO and lightly towel dry.
– Apply KOLESTRAL-SUPER directly onto the hair and massage gently.
– For maximum effect, cover the hair with a plastic cap or towel.
KOLESTRAL-SUPER can be left on the hair for 10-20 minutes. – After the developing time rinse off thoroughly before styling – no shampooing required. -Style the hair as usual.
متن مقصد (عربی):
تعلیمات و ارشادات الاستعمال:
یغسل الشعر بشامبو من در بالا، على أن يكون من نوع الشامبو الملطف، ثم يجفف النا بواسطة المئة و ذلک تجفیقاً بسیطاً لِیُترک الشعر رطباً
– یوضع کرلسترال سوبر مباشرة على الشعر و بدلک بنعرمة و برقة.
– للحصول على فعالية مطلقة. يعطى الشعر بواسطة «كاب» أي قبعة بلاستيكية ثُغطی الشعر، أو بواسطة منشفة
– یترک کولسترال سوپر مدة 10 دقائق الی ۲۰ دقيقة.
– بعد انتهاء مده التفاعل. يجب أن يشطف (فرح) الشعر جيدة و بعمق قبل البدأ بالتسريحة المرغوبه، لا حاجة للشامبر في هذه المرحلة النهائية
– یُسرّح الشعر و يُشطف كالعاده و بالأسلوب المرغوب و تكون النتيجه مثاليه و رائعه.
[ترجمه معکوس به انگلیسی:]
nstructions and guide to use
– The hair is washed with ‘۱۷ella shampoo, provided that it is a mild shampoo. Then the hair is dried by means of a towel, a simple drying so that the hair is left damp.
– Kolestral-Super is put directly on the hair and massaged with softness and gentleness.
– For obtaining maximum effectiveness, the hair is covered by means of a cap, that is a plastic hat which covers the hair, or by means of a towel.
– Kolestral – Suiper is left for a period of 10 – 20 minutes .
– After the end of the reaction period, the hair should be rinsed well and in depth before starting on the desired hair-do. No necd for shampoo in this final stage.
– The hair is styled and combed as usual and in the desired fashion and the result is ideal and marvellous.
توضیح: من قبلاً ذکر کردم که تمایز جنسیتی در زبان عربی، در مورد دومشخص و همچنین سوم شخص اعمال میگردد. یک متکلم با نویسنده عربزبان باید در مورد دومشخص مفرد بین «تو، مذكر» (anta) و «تو، مؤنث» (anti)، انتخابی انجام دهد.
افزون بر این، این نوع از اطلاعات باید در خود فعل هم مشنود باشد؛ بهعبارتدیگر، فعل در زبان عربی دارای صورتهای مختلفی بسته به نوع فاعل (برای مثال، دومشخص مفرد مؤنث یا سوم شخص جمع مذکر) است. در حقیقت، ضمایری مانند ‘she’ و T معمولاً در زبان عربی حشو هستند و عمدتاً برای تأكید به کار میروند و دلیل نیز آن است که همه اطلاعاتی را که آنها محمول هستند، به نحوی در فعل نشان داده شده است
در ترجمه کردن افعال امری به عربی در متن بالا، مترجم معمولاً نیازمند انتخاب کردن بین یک صورت مذکر وی ک صورت مؤنث برای هر فعل است، چراکه جنسیت دستوری مهم است.
همچنان چه در اکثر زبانهایی که دارای مقوله جنسیت دستوری هستند مشاهده میگردد، در زبان عربی نیز صورت بینشان همان صورت مذکر است و ازاینرو است که معمولاً در اکثر آگهیها، بروشورها و نگارش دستورالعملهای عام به کار میرود.
باوجوداین، متن کلسترال سوپر بروشوری است که درباره حالتدهنده مو است (یعنی محصولی که عمدتاً توسط خانمها استفاده میشود تا آقایان). در متن عربی فوق، احتمال میرود که این محصول فقط و منحصراً توسط خانمها استفاده شود و ازاینرو است که استفاده از صورت مذکر در این متن فوقالعاده نشاندار خواهد بود.
مترجم مذکور صورت مؤنث فعلی را میتوانست به کار ببرد، ولی او احتمالاً احساس کرده است که این کار باعث نشانهدار شدن متن میشود یا ممکن است کاربران مذکر بالقوه را بدون دلیل ندیده بگیرد. میتوان با استفاده از ساخت کاملاً متفاوتی تمایز جنسیتی را در سرتاسر این دستورالعمل از بین برد. استفاده از صیغه مجهول (passive voice) (به بخش 4.2.5 در زیر رجوع کنید) بهجای صورت امری فعل، مترجم را قادر میسازد تا از مشخص کردن فاعل فعل بهطورکلی اجتناب کند.
اگرچه جنسيت دستوری یک مقوله. دستوری در زبان فرانسه است، ولی تمایزات مربوط به جنسیت دستوری فقط از طریق اسم، حرف تعریف، و صفت، و ضمير سوم شخص بیان میشوند.
بهعبارتدیگر، این تمایزات مربوط به جنسیت دستوری هیچ تأثیری بر روی صورت فعل ندارند. بنابراین، ترجمه فرانسوی بروشور کلسترال سوپر در مقایسه با ترجمه عربی، میتواند دقیقتر از متن مبدأ پیروی کند. در اینجا صورت مصدری فعل استفاده میشود، یعنی هنجاری که برای نگارش دستورالعمل در زبان فرانسه وجود دارد، برای نشان دادن این موضوع، چند سطر اول این بخش دستورالعمل در زیر آورده شده است:
Laver le cheveux avec un shampooing doux Wella et bien les essorer: Appliquer KOLESTRAL-SUPER directement sur les cheveux et bien faire pénétrer.
درنهایت، فون فلوتو (75: 1991) نمونهای بسیار جالب از یک ترجمه انگلیسی توسط هوارد اسکات را که از رمان L’Euguelione نوشته لوکی پرسیاتیک فمینیست، انجامگرفته موردبحث قرار میدهد پرسیانیک با اشاره به زنی که به خاطر سقطجنین محکومشده چنین مینویسد:
Le ou la coupable doit être punie.
تحتاللفظی:
Tlie masculine or feminine [le or la] guilty party iust be punisher-feminine.
همچنان چه فوم فلوتو (همانجا) توضیح میدهد. ‘c’ در انتهای فعل puni (=’punished’) روشن میسازد که بدون در نظر گرفتن اینکه شخص متهم، مذکر است یا مؤنث، این زن است که درنهایت به خاط سقطجنین محکوم شود.
با عنایت به اینکه زبان انگلیسی تمایز جنسیتی را توسط فعل نشان نمیدهد پس این اطلاعات را نمیتوان به همان شکل در زبان انگلیسی نشان داد. راهحل خلاقانه اسکات همانا اضافه کردن ضمیر سوم شخص مؤنث she و آوردن آن در یک جملهواره نامتناسب به لحاظ معنایی است که بیشتر انتقاد برسیانیک را از سیاست سقطجنین در جامعهای که مردسالار است نشان میدهد.
The guilty one must be punished, whicther she is a man or a woman.