مقوله شخص مربوط به مفهوم نقشهای طرفین گفتگو است. در اکثر زیانها، نقشهای طرف گفتگو بهطور نظاممند از طریق یک نظام بسته ضمیری که میتوان آنها را با بعدهای گوناگون سازماندهی کرد، تعریف میکنند.
عمدهترین تمایز همان تمایز بین اولشخص (نمایانگر متکلم یا گروهی که متکلم در آن است: در زبان انگلیسی l/we)، دومشخص (نمایانگر شخص یا اشخاصی که مورد خطاب قرار میگیرد/ میگیرند: در زبان انگلیسی you) و سوم شخص (نمایانگر اشخاص یا چیزهایی بهغیراز متکلم و مخاطب: در زبان انگلیسی he/ she/ it/ they) است.
شماری از زبانهایی که در امریکای شمالی به آنها صحبت میشود دارای چهار تمایز (در مقابل سه تمایز در مقوله شخص) هستند. در این زبانها، چهارم شخص به «شخص یا چیزی اشاره دارد که متمایز از شخص یا چیزی است که قبلاً بهصورت سوم شخص به آن اشارهشده است.» (رابینز 264: 1964).
زبان روسی نیز به طرز مشابهی از صورتی از صفات ضمیری svoj (مذکر)، svoja (مؤنث)، svojo (خنثی) و svoi (جمع) برای اشاره به کسی استفاده میکند که قبلاً در همان متن به آن اشارهشده است، ولی در زبان روسی این مورد محدود به صورتهای سوم شخص نیست.
بهعبارتدیگر، شخصی که توسط صفت ضمیری اشارهشده میتواند اول، دوم یا سوم شخص باشد. برای مثال، در جمله my, I’m meeting my teacher را میتوان به svoj یا svoja (بسته به جنسیت دستوری اسم بعدازآن) ترجمه کرد. به همین منوال، his, He’s meeting his teacher را میتوان به صورتهای svoj/ svoja بسته به اینکه مدلول his همان مدلول he است، ترجمه کرد، در غیر این صورت، ضمیری که به کار میرود jego میباشد. (هالیدی 1964).
افزون بر تمایز عمده اساس نقشهای طرفین گفتگو، نظام شخص را میتوان به موازات تنوع جنبههای دیگر نیز سازماندهی کرد.
همچنان چه قبلاً نیز ذکر شد، نظام شخص در برخی از زبانها میتواند دارای یک بعد جنسیت دستوری یا شمار باشد که در مورد همه نظام یا بخشی از آن اعمال میشود.
اگرچه، شمار یک مقوله دستوری در زبان چینی نیست (به بخش 4.2.1 در بالا رجوع کنید)، ولی نظام ضمیری در زبان چینی یک تمایز مربوط به شمار را از خود نشان میدهد (برای مثال، wo (= ‘I’) در برابر Wo-men (= ‘we’)؛ Ni (= ‘you’ مفرد) در برابر Ni- men (= ‘you’ جمع). از سوی دیگر، این نظام هیچ تمایز جنسیت دستوری را در گفتار ایجاد نمیکند (برای مثال، Ta (= ‘he/ she/ it’) در برابر Ta-men (= ‘they’)؛ البته این تمایز در نوشتار وجود دارد، یعنی جایی که شخصیتهای متفاوت برای ‘it’, ‘she’, ‘he’ و صورتهای جمع آنها به کار میرود.
در زبان ژاپنی، نظام شخص تمایزاتی در جنسیت دستوری و همچنین موقعیت اجتماعی و میزان صمیمیت را نشان میدهد (لوینسون 1983). برخی از زبانها دارای نظامهای شخص نسبتاً مفصلتری هستند. کتفورد (1965) چنین اظهار میدارد که زبان باهاسا (Bahasa) ی اندونزیایی دارای یک نظام ضمیری نهتایی است درصورتیکه زبان انگلیسی دارای نظام ضمیری هفتتایی است. بعد جنسیت دستوری در زبان باهاسای اندونزیایی وجود ندارد، ولی دو بعد دیگر در این نظام زبانی وجود دارد:
1- بعد انضمامی (inclusive)/ انحصاری (exclusive): we انگلیسی دارای دو ترجمه در زبان باهاسای اندونزیایی و حاوی انتخابی بین kami و kita (بسته به اینکه مخاطب بهحساب آورده شده یا بهحساب آورده نشده است.) است؛
2- بعد آشنا (familiar)/ ناآشنا (non-familiar)، که باعث انتخاب بین، برای مثال، aku و saja برای I انگلیسی میشود (بستگی به ارتباط موجود بین متکلم و شنونده دارد).
تعداد بسیاری از زبانهای جدید اروپایی (که شامل زبان انگلیسی نمیشود.) در نظام شخص خودشان دارای یک بعد رسمی بودن/ ادب هستند.
در چنین زبانهایی، یک ضمیر غیر از دومشخص مفرد (معمولاً دوم یا سوم شخص جمع) در گفتگو با یک مخاطب مفرد به کار میرود تا احترام و/ یا عدم آشنایی را برساند: برای مثال، کلمه فرانسوی vous در برابر ;tu کلمه ایتالیایی lei (سوم شخص مفرد) و در برخی مناطق، اقشار و گروههای سنی voi (دومشخص جمع) در برابر ;tu کلمه اسپانیولی usted در مقابل ,tu کلمه آلمانی Sie در مقابل ;du کلمه یونانی esi در برابر ;esis و کلمه روسی vy در برابر ,ty بعضی از زبانها همچنین دارای صورتهای متفاوتی از ضمیر جمع هستند که برای بیان سطوح مختلف آشنایی یا احترام در گفتگو با مخاطبین گوناگون به کار میرود.
همه زبانها دارای شیوههای مورد خطاب قرار دادن هستند که میتوان برای بیان آشنایی یا احترام به همین شکل از آنها بهره جست: تفاوت بین darling, dear, mate, you و Sir, Mr Smith Madam, Ms Jones, Professor Brown را باهم مقایسه کنید.
تفاوت بین شیوههای مورد خطاب قرار دادن و ضمایر این است که استفاده از ضمایر اجتنابناپذیر است، بهویژه وقتیکه مدلول ضمیری به شکل تصریف فعلی در بسیاری از زبانها مشخص میشود، در صوتی که اغلب میتوان از مخاطب قرار دادن شخص بهصورت مستقیم اجتناب کرد (براون و جیلمن 1972/ 1960).
چیزی که در بیان نکات دیگر مهم است این است که در ترجمه کردن ضمایر از انگلیسی، برای مثال به فرانسوی، ایتالیایی، یونانی، اسپانیولی، روسی، آلمانی یا باهاسای اندونزیایی تصمیمهایی باید برای ابعادی از قبیل جنسيت دستوری، میزان صمیمیت بین طرفین حاضر در گفتگو بااینکه آیا ضمیر باید مخاطب را در خود انضمام کند یا مخاطب در آن ضمیر نباشد، گرفته شود.
این اطلاعات میتواند نمیتواند بهآسانی از متن قابل بازیافت باشد. ترجمه کردن از سوی دیگر یعنی از یکی از زبانهای بالا به زبان انگلیسی، مکرراً تأمل حذف اطلاعات به لحاظ ابعادی خواهد بود که درباره آنها بحث کردیم.
در نظریه میتوان تمامی اطلاعات مربوطه را در یک ترجمه انگلیسی رمزگشایی کرد، برای مثال، با بهرهجویی از اطنابی مثل he and I but not you’ ‘ برای ضمیر انحصاری we”، ولی این نوع از آوردن جزئیات در بسیاری از متون بسیار خستهکننده و دستوپا گیر خواهد بود.
مثالهای ذکرشده در زیر، موقعیتهای مشکلآفرینی را نشان میدهد که مترجم مجبور است در زبان مقصد تصمیمهایی در مورد ابعادی بگیرد که در متن مبدأ بهروشنی مشخص نیست.
این مثالها برگرفته از ترجمه فرانسوی یکی از رمانهای پلیسی آگاتا کریستی تحت عنوان Crooded House (۱۹۸۹/ ۱۹۴۹) است. وقایع این رمان شخصیتهای کلیدی مختلفی را میطلبد که به نحوی با یکدیگر در ارتباط هستند.
در ترجمه فرانسوی، ماهیت هر یک از این روابط باید با گزینش ضمایری که این شخصیتهای گوناگون در مخاطب قرار دادن همدیگر استفاده میکنند، بازتاب یابد. شخصیتها در گفتگوی زیر: یک فرد جوان، چارلز و یک خانم جوان (سوفيا) میباشند. آنها مدتی باهم کارکردهاند و باهم دوست بودهاند. چارلز تازه از سوفیا درخواست ازدواجکرده است:
متن مبدأ انگلی (ص ۹):
‘Darling – don’t you understand? I’ve tried not to say I love you – She stopped me. ‘I do understand Charles And I like your funny way of doing things ،
ترجمه فرانسوی (ص ۹)
– Mais vous ne comprenez donc pas? Vous ne voyez donc pas que je fais tout ce que je peux pour ne pas vous dire que je vous aime et … Elle m’interrompit.
– J’ai parfaitement compris. Charles, et votre façon comique de presenter les choses m’est très sympathique …
به کاربرد صورت vous در ترجيه ادب است که در زبان انگلیسی آشکار میزان رسمی بودن گفتگو در متن زیر در ترجمه فرانسوي توجه کنید. این صورت نمایانگر میزانی از رسمی بودن و در زبان انگلیسی آشکارا مشخص نشده است. میزان رسمی بودن در گفتگویی بالا را با بودن گفتگو در متن زیر که برگرفته از دیالوگ دیگری است و گفتگوی چارلز با پدرش را که کمیسر دوم اسکاتلندیارد است، نشان میدهد، با هم مقایسه کنید:
متن مبدأ انگلیسی (ص ۱۶):
‘But your police force is fully efficient,” I said, ‘A nice An tracked her to Mario’s. I shall figure in the reports you get.’
ترجمه فرانسوی (ص ۹۶):
– Mais ta police a l’oeil et un de tes hommes l’a suivie jusqu’au restaurant. Je serai mentionné dans le rapport qui te sera remis.
کاربرد گزینشی صورتهای vous و tu در این گفتگوها که شخصیتهای متفاوتی در آن دخیل هستند نشان میدهد که مترجم فرانسوی مجبور بوده تا تصمیماتی آگاهانه درباره ماهیت روابط بین شخصیتهای مختلف در این داستان و همچنین درباره موقعیت اجتماعی این شخصیتها که در نحوه گفتگوهای آنها که مربوط به بیان صحیح / غير صحيح ابعاد آشنایی و با احترام میشود، اتخاذ نماید ممکن است با این تصمیمها موافق یا مخالف باشید، ولی نکته مهم این است که ما یاد میگیریم تا تأثیری را که نظام دستوری یک زبان بر روی نحوه ارائه وقایع در آن زبان میگذارد درک کنیم. پس مشکلاتی که برخاسته از نیازهای مختلف نظامهای دستوری زیانهای متفاوت در ترجمه است، نباید توسط مترجم دستکم گرفته شود.
جنبه آشنایی/ احترام در نظام ضمیری یکی از وجوه بسیار جالب دستور زبان است و به همان اندازه نیز در ترجمه مشکلساز میباشد، این مورد، بازتابی از رابطه بین مشارکین در کلام است (فصل دوم را ببینید) و میتواند طیف وسیعی از معانی ظریف را منتقل سازد.
این گزینشهای ظریف مربوط به کاربرد ضمیر در زبانها که بین ضمایر آشنا و ناآشنا تمایز قائل میشوند، بعدها با این واقعیت پیچیدهتر میشود که این کاربرد از یک گروه اجتماعی تا گروه دیگر متفاوت است و اینکه در تمامی اوقات به شکلی تغییر میکند که نمایانگر تغییرات در ارزشها و نگرشهای اجتماعی است.
براون و جیلمن چنین اظهار میدارند که زبانهای گجراتی و هندی دارای هنجارهای بسیار سختی درباره کاربرد ضمیر هستند که نمایانگر روابط غیرمتقارن قدرت بین، برای مثال، زن و شوهر است. و همچنین بیان میکنند که: هندیهای مترقی جوان با زنانشان T (براون و جیلمن از T برای عطف بهصورت آشنا و از V برای عطف بهصورت مؤدبانه در هر زبانی بهره میجویند) دوجانبه را به کار میبرد» (269: 1972/1960).
تبدیل ضمیر در ترجمه کتبی و شفاهی میتواند معانی ضمنی ایدئولوژیک، برای مثال به لحاظ تقویت حضور نهادینهشده و ایجاد هویتهای درونگروهی و برون گروهی، داشته باشد.
برخی مترجمان شفاهی همزمان که به زبانهای انگلیسی و آلمانی در پارلمان اروپا ترجمه می کننده نشان داد که از we انضمامی درجایی که این ضمیر توسط متکلم به کار نرفته بود استفاده کردهاند، و بخشی کار بهواسطه تبدیل ساختهای مجهول به ساختهای معلوم صورت گرفته است، میتوان این موضوع را در مثال زیر مشاهده کرد (بیتون- توم 133: 2010):
متکلم انگلیسی:
However, it was agreed last weck that a common political response would be sirable and that the possibility of coordinated European action could be explored fruther.
ترجمه شفاهی آلمانی:
Aber letzte Woche haben wirgesagt, dass en natürlich wünschenswert wäre. eine gemeinschaftlich politische Antwort zu finden, und, dass wir uns überlegen können, wie wir handeln wollen.
[ترجمه معکوس به انگلیسی:]
But last week we said that it would of course be desirable to find a common political answer and that we could think about how we want to act.
همچنین آنان گرایش دارند تا بعضی مواقع we را جایگزین they نمایند، همچنان چه در مثال زیر میبینید (همانجا: 133):
متکلم انگلیسی:
Ministers at last week’s Council discussed ways in which the member states might be able to offer practical assistance to the US and, in particular. whether they might accept former detainees.
ترجمه شفاهی آلمانی:
Die Frage ist natürlich, sind wir bereit ehemalige Häftlinge zu übernehmen?
[ترجمه معکوس به انگلیسی:]
The question is of course, are we prepared to take on former detainces?
این گزینشها به طرز فزایندهای میخواهند حضور نهادینهشده پارلمان اروپا را تحکیم نمایند و هویت درونگروهی آن را تقویت کنند.
این مثالهای دیگر نشان میدهند که مترجمان کتبی و شفاهی علاوه برساختن استراتژیهایی برای مقابله با چالشهای ایجادشده توسط تفاوتها در نظامهای ضمیری، باید همچنین نسبت به تأثیر کلی گزینشهای خودشان آگاه باشند و بدانند که آیا این گزینشها در واکنش به چالشهای محلی زبانی صورت گرفته یا نه.
می خواهم فهرست کامل کتاب را ببینم و بعد ادامه بدم
می خواهم بخش بعدی کتاب یعنی زمان دستوری و وجه (فعل) را بخوانم