زمان و وجه فعل در شمار زیادی از زبانها، جزو مقولات دستوری هستند، صورت فعل در زبانهایی که دارای این مقولات هستند معمولاً دو نوع مهم از اطلاعات را نشان میدهد: روابط زمانی و تفاوتهای وجه فعل. روابط زمانی مربوط به مشخص کردن واقعه/ رویدادی در زمان هستند، تمایز معمول نشته، حال و آینده است.
تفاوتهای مربوط به وجه فعل مربوط به توزیع زمانی که واقعه رویداد هستند، برای مثال، کامل شدن، کامل نشدن، استمرار. یا آنی بودن یک واقعه / رویداد.
در برخی از زبانها، نظام زبان و وجه فعل، یا بخشی از آن، میتواند بسیار توسعه بافته باشد و تمایزات ظریف گوناگون در جایگاه با توزیع زمانی به وجود آمده باشد،
زمان و وجه فعل در زبان بالی
برای مثال، زبان بالی (Bali) دارای یک نظام بسیار دقیقی از ارجاعات زمانی است. علاوه بر مشخص کردن ارجاع به گذشته، حال آینده، هر ارجاع به گذشته یا آینده به نحوی مشخصشده تا نشان دهد که آیا واقعه موردنظر بلافاصله مربوط به زمان حال میشود، یا بافاصله زمانی از زمان حال جدا میشود ولی در همان روز حادث میشود، با از زمان حال و حداقل بافاصله یکشبه جدا میشود.
تمایزات ویشرام
ويشرام (Wishram) – که زبان سرخپوستان آمریکایی است- در مبحث مربوط به ارجاعات زمانی فقط برای وقایع گذشته، دارای چهار تمایز است که هر تمایزی پیانگر میزان خاصی از فاصله داشتن زمانی از لحظه صحبت کردن میباشد (ساپیر و سوادش ۱۹۶۴). در بعضی از زبانها مشخص کردن انواع غیرمعمولتر روابط زمانی و وجه فعلی اجباری است.

برای نمونه، در گویش ويلا آلتا (Vila Alta) که گوشی از زبان زاپوتک (Zapotec) (در مکزیک) است، لازم است تا بین وقایعی که برای اولین بار و با در نظر گرفتن طرفین گفتگو رخ میدهد با آنهایی که تکراری هستند، تفاوت قائل شد (نایدا ۱۹۵۹).
زبانهایی بدون وجه فعل
بعضی از زبانها مانند زبانهای چینی، مالایی (Malay)، و یوروک (Yurok)، هیچ مقوله صورتی برای زمان يا وجه فعل ندارند. شکل فعل در این زبانها برای بیان تمایزات زمانی و وجهی هیچ تغییری نمیکند و اگر لازم باشد، ارجاع زمانی را میتوان بهوسیله قيود و ادات گوناگون نشان داد.
مثالهای زیر نشان میدهند که چگونه روابط زمانی معمولاً در زبان چینی (البته اگر متن نیاز داشته باشد که چنین اطلاعاتی تصریح شوند) مشخص میشوند:
Ta xian-zai zai bei-jing gong- zuo (lit.: ‘he now in Peking work’, i.e. ‘he is working in Peking’)
ta dang- shi zai bei- jing gong- zuo (lit.: ‘he at that time in Peking work’, i.e. ‘he was working in Peking’)
(برگرفته از تان 111: 1980)
به علت اینکه زمان و وجه فعل در زبان چینی جزء مقولات دستوری نیستند، تعیین و تصریح آنها عمدتاً اختیاری است. در زبان چینی (در مقایسه با زبان انگلیسی یا بالی) متن است که ارجاع زمانی را مشخص میکند.
اگر در مثالهای بالا، قیود و عبارات قیدی در جملهها وجود نداشت، شخص برای مشخص کردن زمان واقعه کاملاً متکی به متن بود.
مثالهایی در زبان چینی
مثالهای زیر برگرفته از «مناطق حفاظتشده پاندای چینی» نشان میدهد که (الف) کاربرد قیود و عبارات قیدی برای مشخص کردن ارجاع زمانی در موقع لزوم در ترجمه زبان چینی چگونه میتواند باشد، و (ب) میتوان ارجاع زمانی را بهطور کل وقتی حذف کرد که بتوان آن را از متن استنباط کرد، با حذف آن میتواند به علت بیاهمیت دانستن وجود ارجاع زمانی صورت بگیرد.
مثال الفThis attractive black and white mammal has widespeard human appeal and has become a symbol for conservation efforts both within China and internationally as the symbol of The World Wide Fund for Nature (WWF). متن مقصد (چینی): [ترجمه معکوس به انگلیسی:] This attractive black-white mammal widely liked by people and already become a symbol of conservation efforts … |
توضیح: قید yi-jing به معنی ‘already’ به معادل کلمه become اضافه میشود تا مفهوم زمان حال کامل در زبان انگلیسی (یعنی has become) را برساند.
مثال بSpecies like this mountain rhododendron were collected by 19th century botanists and then transported back to Europe for horticultural collections. متن مقصد (چینی): [ترجمه معکوس به انگلیسی:] Decies like this mountain rhododendron collect by 19th ca tanists and then transport back to Europe for horticult. |
توضیح: مفاهیم ضمنی زمان گذشته در قطعه بالا را میتوان از متن استنباط کرد، چراکه این متن اشاره به گیاهشناسان قرن نوزدهم دارد. بنابراین هیچ نیازی برای نشان دادن زمان گذشته بهصورت صریح در متن چینی وجود ندارد.
آیا زمان و وجه فعل در همه زبانها نقش یکسان دارد؟
اگرچه کاربرد اصلی مقولات دستوری زمان و وجه، همانا نشان دادن روابط زمانی و وجه فعلی است، ولی الزاماً این مقولات در همه زبانها عملکرد و نقش یکسانی را ایفا نمیکنند.
برای مثال، نقش نظام زمان در زبان هوپی (Hopi) نشان دادن معانی وجهی مثل حتمیت، عدم تحتمیت، احتمال، و اجبار است. هاکت (1958) زبان هوپی را جزء زبانهایی میداند که دارای سه «زمان» اصلی هستند: اولین زمان برای بیان حقایق مسلم (که بدون زمان هستند) به کار میرود (برای مثال، The sun is round)؛ دومین زمان در رابطه با وقایعی به کار میرود که یا شناختهشده هستند یا فرض بر این است که شناخته شدهاند (برای مثال، paris is the capital of France)؛ و سومین زمان برای وقایعی به کار میرود که در قلمرو عدم حتمیت و عدم قطعیت قرار دارند (برای مثال، they will arrive tomorrow).
مقاله جانز
تمایزات مربوط به زمان و وجه فعل میتواند معانی ظریفتر و بیشتری در کلمات داشته باشند. در مبحث کوتاهی راجع به کاربرد زمان در زبانهای انگلیسی و برزیلی در چکیدههای علمی و تحقیقاتی، جانز (1991) خاطرنشان میسازد که برخی از افعال دلالت بر چیزی دارند که در خود مقالات علمی و تحقیقی بیان شده است.
(او این افعال را افعال اخباری (indicative verbs) مینامد)، درصورتیکه افعال دیگر اشاره به چیزی دارند که در عمل در تحقیقاتی که مقالات درباره آنها گزارش میدهد، صورت گرفته است (و اینها افعالی هستند که جانز آنها را افعال اطلاعاتی (informative verbs) مینامد). جانز چنین اظهار میدارد که هم در مقالات علمی زبان انگلیسی و هم در مقالات علمی زبان برزیلی، تمایز اخباری/ اطلاعاتی همبسته است بهگزینش زمان: یعنی زمان حال برای جملات اخباری و زمان گذشته برای جملات اطلاعاتی به کار میرود.
افعالی نظیر propose, mention, present و refer to (که مربوط به اعمالی هستند که نویسنده در نوشتن مقاله انجام داده است) معمولاً به زمان حال میباشند، درصورتیکه افعالی از قبیل detect, select, record, letermine (که مرتبط با خود تحقیق در عمل هستند) معمولاً به زمان گذشته هستند. این ارتباط و همبستگی نظاممند بر نحوه تفسیر ما از جملات در مقالات علمی تأثیر میگذارد.
جانز همچنین پیشنهاد میکند که در چکیدههای تحقیقاتی مربوط به علوم و مهندسی به زبان انگلیسی، زمان حال کامل مشخصاً برای عطف به آثار دانشمندان دیگر مورداستفاده قرار میگیرد.
مثالی از مقاله جانز:
برای مثال، It is proposed that… چنین میرساند که نویسنده چکیده عمل پیشنهاد دادن را انجام میدهد، درصورتیکه It has been proposed that … چنین میرساند که پیشنهاد توسط کسی بهغیراز نویسنده چکیده داده میشود. این نظام علامتدهی آشکارا و کموبیش در زبان پرتغالی برزیلی یکسان است.
بااینوجود، جایز دریافت که چکیدههای برزیلی ترجمهشده از قواعد دستوری کتابهای درسی پیروی میکنند که در آنها کاربرد یکدست» زمان و وجه فعل موردتوجه است. برای مثال بسیاری از مترجمان از زمان حال کامل بازمان گذشته ساده در چکیدهها استفاده میکنند تا به «یکدستی و هماهنگی» دست یابند و بدین طریق نظام طبیعی علامتدهی زبان مقصد را از بین میبرند.
نظامهای علامتدهی مانند آنچه در بالا مطرح شد، میتواند در زبانهای مبدأ و مقصد باهم کاملاً متفاوت باشند، حتی در موردی که نظامهای اصلی زمان و وجه فعل بسیار به هم شبیه باشند.
زمان و وجه فعل در زبان ژاپنی
زبان ژاپنی دارای یک مقوله دستوری مربوط به زمان است که خیلی متفاوت از زبان انگلیسی نیست. در زبان ژاپنی پسوندهای –ru و –ta میکر را به فعل اضافه میشوند تا به ترتیب نشاندهنده زمان غیر گذشته و زمان گذشته باشند. بااینوجود، این بدان معنی نیست که هر زمان گذشته در یک متن زبان انگلیسی را بتوان با پسوند -ru یا زمان حال را با استفاده از پسوند –ru به زبان ژاپنی ترجمه کرد.
مترجم باید به خاطر داشته باشد که این پسوندها میتوانند معانی اضافی را در متن ژاپنی داشته باشند، در مثال زیر، زمان گذشته در متن انگلیسی با صورت غیر گذشته در زبان ژاپنی ترجمهشده است و علت آن نیز این است که زمان غیر گذشته غالباً در زبان ژاپنی برای بیان قضاوت شخصی به کار میرود:
متن مبدأ (کاخ و سیاست در ژاپن قبل از جنگ، تیتوس 17: 1974):
The heads of the ministries created in 1869 were not directly responsible for ‘advising assisting’ (hohitsu) the emperor, though they were to become so in 1889.
متن مقصد (ژاپنی):
[ترجمه معکوس به انگلیسی:]
The head of the various ministercies> which were created in Meiji 2nd lie erniperor. It was in Meiji 2nd are not directly responsible for “luehitsu that it became so.
در این مثال، کاربرد زمان بر گذشته چنین میرساند که جمله گفتهشده درباره نقش نخست وزیران قبل از سال 1889، بر اساس ارزیابی شخصی مؤلف از آن موقعیت است (در مقایسه با جملات مربوط به نقش آنها از سال 1889 به بعد) که با شواهد مسلمی نیز تائید میشود. (میجی دوم و میجی بیست و سوم به ترتیب اشاره به معادلهای ۱۸۶۹ و ۱۸۸۹ در سالنامه ژاپن دارند).