فرض این موضوع آسان است که به خاطر آنکه در مواردی میتوان همآیندی را در زبان مقصد یافت که معنای یکسان یا مشابهی را با همآیند زبان مبدأ منتقل میکند، مترجم در آن مورد با تفاوتهایی که در الگوبندی ظاهری بین دو زبان وجود دارد، گیج نخواهد شد [و اشتباه ترجمه نخواهد کرد].
برای مثال، معنی تحتاللفظی همآیند انگلیسی strong tea (= چای غلیظ)، در زبان ژاپنی ‘dense tea’ است: break the law (= شکستن قانون) در زبان انگلیسی، همآیندی غیرقابلقبول در زبان عربی است و متداولترین همآیند برای این ترکیب در زبان عربی contradict the law (= نقض قانون) است.
به همین منوال، همآیند keep a dog/ cat در زبان دانمارکی ترکیب غیرقابلقبول و hold a dog/ cat همآیندی مقبول در این زبان است. به نظر میرسد که مترجم زبان ژاپنی، عربی یا دانمارکی بدون هیچ درنگی تعدیلهای لازم را انجام میدهند، چرا که این همآیندهای انگلیسی/ ژاپنی، انگلیسی/ عربی، و انگلیسی/ دانمارکی به ترتیب دارای معانی یکسانی هستند.
بااینوجود، ترجمهای منتشرشده بسیاری وجود دارد که برخلاف این موضوع شهادت میدهند. یعنی مترجمان بعضی اوقات کاملاً مجذوب متن مبدأ میشوند و ممکن است عجیبترین همآیندها را در زبان مقصد (بدون هیچ دلیل خاصی) ارائه دهند. در زیر مثالی از A Hero from Zero (قهرمانی از صفر) (صفحه 17) را خواهید دید:
Back at the dull mahogany lables of the Commission, I found myself again seated opposite the familiar, tall, languid figure of Sir Godfray Le Quesne, rocking gently on his chair, with his hands clasped behind his bead, and his eyes closed as he listened or slept through the hearings. He’d been looking into us for four years, and knew our business backwards. What am I doing here, I thought, as I gazed by the hour and by the month at the hole in the sole of his leather shoe, and wondered why Lonrho’s bid was in the hands of a man who couldn’t organise his own shoe repairs.
مترجم فرانسوی A Hero from Zero (نوشته لونرهو درباره برداشت محمد فائض از خانه فریزر)، عبارت shoe repairs را به reparer ses chaussures (به معنای «تعمیر کردن کفشهایش») ترجمه کرده است که این ترجمه، ترجمهای تحتاللفظی از زبان انگلیسی است.
در زبان فرانسوی، repare با اشیاء و وسایلی مانند «یخچال»، «اتومبیل» و در کل دستگاه و ماشین همآیی دارد، ولی با chaussures همآیی ندارد، این مترجم میبایست از ترکیب ressemeler ses chaussures (به معنی «دوباره تخت انداختن به کفشهایش») استفاده میکرد که همآیندی طبیعیتر در زبان فرانسه است.
اشتباه گرفتن و خلط الگوهای زبانهای مبدأ و مقصد، دامی است که بهراحتی میتوان از آن اجتناب کرد و آن زمانی امکانپذیر است که مترجم از تأثیر بالقوه الگوبندی همآیندهای زبان مبدأ که میتواند بر او اثر بگذارد، آگاه باشد.
یک روش خوب برای جدا شدن از متن مبدأ این است که دستنویس ترجمه را چندساعتی کنار بگذاریم. سپس سروقت متن مقصد (= ترجمه) برویم و آن را با احتمال واکنش بهتری که خواننده متن مقصد درنهایت به الگوبندی آن نشان خواهد داد، بخوانیم و در این صورت است که در معرض الگوبندی متن مبدأ و درنتیجه تحت تأثیر قرار گرفتن آن قرار نخواهیم گرفت.
به هر صورت، به مترجمان توصیه میشود تا از الگوهای همآیندی زبان مبدأ که سنخیتی با زبان مقصد ندارند، اجتناب کنند مگر آنکه دلیل موجهی برای انجام دادن این کار داشته باشند.