مثال‌ها، ترجمه‌های معکوس (back-translations) و زبان‌های مورداستفاده

مثال‌ها، ترجمه‌های معکوس (back-translations) و زبان‌های مورداستفاده

در هر فصل سعی شده است تا منابع بالقوه معضلات ترجمه که مربوط به موضوع زبانی تحت بحث است، شناخته شود و سپس استراتژی‌های ممکن برای حل این مشکلات را ارائه دهیم.

 این استراتژی‌ها از قبل برنامه‌ریزی نشده‌اند و همچنین به‌عنوان راه‌حل‌های ایده‌ال پیشنهاد نمی‌شوند؛ این استراتژی‌ها صرفاً از طریق تحلیل مثال‌های معتبر در متون ترجمه‌شده در زبان‌های مختلف، شناسایی شده‌اند و به‌عنوان استراتژی‌های «عملی» مورداستفاده، ارائه شده‌اند و نه به‌عنوان استراتژی‌های «صحیح» رای استفاده. مثال‌های کتاب یک‌به‌یک ارائه شده‌اند و برخی اوقات درباره آن‌ها به‌تفصیل بحث شده‌ است تا از این طریق استراتژی‌های مختلف به کار گرفته شده را تشخیص دهیم و نقاط ضعف و قوت هر استراتژی را بررسی نماییم. 

اگرچه بعضی اوقات بحث در مورد برخی از ترجمه‌ها به صورت انتقاد است، ولی ایراد گرفتن از آثار ترجمه‌ای منتشره به‌هیچ‌عنوان هدف این‌گونه تمرین نیست. به‌استثنای موارد بسیار خاص، ترسیم خط مرزی بین ترجمه‌ای که خوب محسوب می‌شود با ترجمه‌ای که بد محسوب می‌شود، عملاً غیرممکن است. هر ترجمه‌ای نقاط قوت و نقاط ضعف خاص خود را دارد، و می‌توان هر ترجمه‌ای را بهتر کرد.

زبان مبدأ اکثر مثال‌ها، زبان انگلیسی است. دلیل نیز این است که امروزه در ترجمه ادبی و غیرادبی، زبان انگلیسی احتمالاً زبانی است که بیش از زبان‌های دیگر در دنیا از آن ترجمه شده است. و چون زبان انگلیسی‌زبانی است که این کتاب به آن زبان نگاشته شده است، من چنین مفروض می‌دارم که تمامی خوانندگان این کتاب تسلط کافی به زبان انگلیسی داشته باشند. من بیشتر مایل بودم تا مثال‌ها و تمرین‌هایی از ترجمه به زبان انگلیسی در کتاب بیاورم، ولی باید اذعان کنم که نمی‌توان کتاب درسی عمومی درباره ترجمه نوشت مگر این‌که زبان مبدأ در آن کتاب ثابت باشد. 

به‌جز استثناهای معدودی، جهت ترجمه از زبان انگلیسی به زبان‌های مقصد مختلف فرض شده است. بااین‌وجود، از خوانندگان- به‌ویژه اساتید رشته ترجمه- درخواست می‌شود تا مثال‌ها و تمرین‌هایی را اختیار کنند که مناسب اهداف خودشان است. وقتی یک موضوع خاص موردبحث قرار می‌گیرد و فهمیده می‌شود، متون مشابهی را در زبان‌های دیگر برای جایگزین کردن مثال‌ها و تمرینات می‌توان به‌راحتی یافت که در آن‌ها زبان انگلیسی به‌عنوان زبان مبدأ در نظر گرفته شده است.

زبان‌های مقصدی که در مثال‌ها به کار برده شده‌اند، همگی از زبان‌های اروپایی نیستند. این زبان‌ها شامل زبان‌های عمده غیراروپایی نیستند. 

این زبان‌ها شامل زبان‌های عمده غیراروپایی، از قبیل عربی، ژاپنی، و چینی هستند. امیدوارم تأکید بر روی زبان‌های اروپایی به ظنر غیرمعمول نرسد، اگرچه وقتی اولین ویراست این کتاب در سال 1992 چاپ شد، این‌گونه به نظر می‌رسید. از آن زمان به بعد کارهای بسیار زیادی توسط صاحب‌نظرانی مانند دیریکر (2004)، هیونگ و واکابایاشی (2005)، هرمانز 2006، کاکریل (2006)، چیونگ (2009، 2006)، گنتزلر (2008)، باندیا (2008)، کوران (2008)، واکابایاشی و کوتهاری (2009) و سلیم (2009) و دیگران انجام شده است تا تعادلی با دل‌مشغولی سنتی با زبان‌های اروپایی در مطالعات ترجمه ایجاد گردد. 

امروزه مترجمان و همچنین اساتید و صاحب‌نظران ترجمه بیشتری اذعان دارند که زندگی و حیات- و درواقع ترجمه- در خارج از اروپا وجود دارد و مترجمان حرفه‌ای غیراروپایی از گستره‌ای از استراتژی‌ها بهره می‌جویند که حداقل به جذابیت و مفید بودن استراتژی‌هایی است که مترجمان اروپایی به کار می‌برند. استقبال از ویراست اول این کتاب در دو دهه گذشته ثابت کرده که برای مترجمان با هر پیشینه زبانی آموزنده است تا معضلات ترجمه در زبان‌های غیراروپایی را بیابند، با عنایت به این موضوع که ساخت این زبان‌ها و محیط‌های فرهنگی آن‌ها موضوعات مهمی را می‌نمایانند که در غیر این صورت در بحث‌های مربوط به زبان و ترجمه به‌سادگی نادیده گرفته خواهند شد.

اکثریت خوانندگان این کتاب با همه زبان‌هایی که در مثال‌ها آورده شده‌اند، آشنایی نخواهند داشت، ولی آن‌ها بازهم می‌توانند از مبحث موردنظر آن مثال با استفاده از ترجمه‌های معکوسی که داده‌شده، بهره‌جویند. ترجمه معکوس که در این کتاب به کار برده شده است، عبارت است از انتخاب یک متن (اصل یا ترجمه‌شده) که به زبانی نوشته‌شده که فرض بر این است که خواننده با آن ناآشنا باشد به همراه ترجمه تا حد امکان تحت‌اللفظی (مهم است تأکید کنیم که اکثر ترجمه‌های معکوس که در این کتاب ارائه شده‌اند، بسیار تحت‌اللفظی هستند. 

کیفیت زبان انگلیسی که در یک ترجمه معکوس آورده شده است، بدین معنی نیست که منعکس‌کننده کیفیت خود ترجمه باشد. خوانندگان، به‌ویژه آنانی که زبان انگلیسی‌زبان بومی آن‌ها نیست، باید آگاه باشند که زبان انگلیسی در ترجمه معکوس لزوماً صحیح نیست و نباید با زبان انگلیسی طبیعی اشتباه گرفته شود.) آن به زبان انگلیسی (البته میزان تحت‌اللفظی بودن آن بستگی به موردی دارد که در مثال می‌خواهیم راجع به آن صحبت کنیم، برای مثال این‌که آن ساخت‌واژه، نحوی یا واژگانی است). من از اصطلاح ترجمه معکوس استفاده می‌کنم چون ازآنجایی‌که زبان مبدأ اغلب زبان انگلیسی است، پس این کار نیاز به ترجمه معکوس کردن متن مقصد به زبان مبدایی دارد که از آن زبان مبدأ متن در اول ترجمه شده است. ترجمه معکوس می‌تواند بینش‌هایی راجع به وجوه ساختاری، اگر نگوییم معنای متن اصلی، به دست دهد ولی هرگز همانند متن اصلی نخواهد بود. 

به‌کارگیری ترجمه معکوس مصالحه‌ای الزامی است؛ به‌عبارت‌دیگر ترجمه معکوس به لحاظ نظری غیرطبیعی و غیر آرمانی است (ولی ازآنجایی‌که ما در دنیایی ایده‌ال زندگی نمی‌کنیم پس تعداد اندکی از ما می‌توانیم به هشت یا نه زبان صحبت کنیم) و چون ملاک‌های نظری برای بحث مفید مانعی محسوب می‌شوند پس دیگر به درد نمی‌خورند.

تمامی مثال‌ها به زبان‌اصلی و همچنین ترجمه معکوس در کتاب داده‌شده‌اند. برای مثال، پس از یک مثال انگلیسی بلافاصله ترجمه آلمانی یا عربی آن ارائه‌شده و پس‌ازآن ترجمه معکوس از زبان آلمانی یا عربی آورده شده است. امروزه پیشرفت فناوری ما را قادر می‌سازد تا از فونت‌ها و زبان‌های گوناگونی بدون مشکل زیادی استفاده کنیم و این کاری بود که ورای توانایی‌های فنی من در سال 1992 قرار داشت. بنابراین من در این ویراست ضمایمی رضه کرده‌ام و تمامی مثال‌ها را در داخل متن در آنجا قرار داده‌ام. این مثال‌ها نه‌تنها از زبان‌های فرانسوی، آلمانی، اسپانیولی، پرتغالی، و ایتالیایی، بلکه همچنین از زبان‌های روسی، یونانی، عربی، چینی، و ژاپنی هستند.

درنهایت درباره نقاط ضعف و اشتباه‌های ترجمه در مقام ابزار زبانی برای ارتباط بین فرهنگ‌ها، کمبودی وجود ندارد. نوشته‌های مربوط به ترجمه زیادی وجود دارند که به این مباحث نظری می‌پردازند و مطرح می‌کنند که ترجمه کاری محال است، و این‌که ترجمه محکوم به شکست است چرا که (الف) زبان‌ها هرگز آن‌قدر به هم شبیه نیستند که واقعیت‌های یکسانی را بیان کنند و (ب) که حتی بدتر از نکته اول است این است که «واقعیت» را نمی‌توان مستقلاً بدون زبان محقق کرد. 

ولی ترجمه به‌رغم این مشکلات، امروزه شاید بیش از هرزمانی درگذشته عملی الزامی در زندگی ما باقی می‌ماند. حتی در این روزهای جهانی‌سازی پیش‌رونده و درگیری‌های فراگیر وحشیانه، ترجمه باعث شده تا مردم با پیشینه‌های فرهنگی و زبانی مختلف به هم نزدیک‌تر شده و این کار ادامه هم بیابد؛ ترجمه بسیاری را قادر ساخته تا دیدگاهی هماهنگ‌تر نسبت به دنیا داشته باشند؛ و به مثابه پلی برای تفاهم و درک متقابل در میان جوامع مختلف عمل کرده است. 

همچنین باید آگاه باشیم که ترجمه کتبی و شفاهی می‌تواند برای کاشتن بذر جنگ، حمایت از دستور کار نژادپرستی، خلع ید جماعت بومی و تحریک گروه‌ها و افراد آسیب‌پذیر به کار رود (رک. فنتون و مون 2003، بیکر 2006، ب 2010، اینگهیلری 2008). 

البته همین موارد را می‌توان در مورد همه حرفه‌ها به کاربرد. پزشکی به معالجه مردم می‌پردازد ولی برخی از پزشکان همچنین از مهارت‌های خود برای حمایت از شکنجه بهره می‌جویند. امیدوارم ان فصلی که در این ویراست به این کتاب اضافه‌شده و مربوط به اخلاقیات است، به مترجمان کتبی و شفاهی که متعهدند تا از مهارتشان در راه‌های مثبت و نه منفی کمک کند تا در مورد تأثیر تصمیماتشان بر روی بقیه افراد تأمل نمایند و سعی نمایند تا از دخالت در کارهای غیراخلاقی خودداری نمایند.

کتاب‌های پیشنهادی برای مطالعه بیشتر

Baker, Mona (2000) ‘Limguistic Perspectives on Translation’, in Peter France (ed.) The Oxford Guide to Literature in English Translation, Oxford: Oxford University Press, 20-26.

Baker, Mona (ed.) (2010) Oritical Readimags in Translation Studies London: Roucledge.

Baker, Mona and Luis Pere- Goezilez (2011) ‘Tranlsation and Interpecting’, Hamubook of Appliend Linguisticis, London: Routledge, 39-52.

Baker, Mona and Gabriela Saldanhu (eds) (2009) Roatledge Eneyclopedia of Translation Stuedies, seccend edition, London: Routledge.

Memdny, Jeremy (2001/2008) Introducing Translation Studies: Theories and Applications, second edition, London: Rcutledge.

Pichhacker, Franz (2004) Inrodacing Interreting Studies, London: Rounledge.

Venuti, Leuvence (2004) The Tanslation Studies Reader, second edition, London: Recledge.


می خواهم فهرست کامل کتاب را ببینم و بعد ادامه بدم


می خواهم بخش بعدی کتاب یعنی فصل دوم را بخوانم

جدیدترین ها

مطالب مرتبط