تعادل در سطح کلمه
اگر زبان صرفاً مجموعهای از اسامی بود که برای نامگذاری مجموعهای از مفاهیم جهانی به کار میرفت، در این صورت ترجمه کردن از یکزبان به زبان دیگر راحت میبود. شخص میتوانست فقط اسم فرانسوی را بهجای یک اسم انگلیسی که مفهومی را میرساند، جایگزین کند. اگر زبان شبیه به چیزی بود که در بالا گفته شد، عمل یادگیری یکزبان جدید بسیار آسانتر از چیزی میشد که الآن هست. ولی هرکسی که ترجمه کرده و یا زبانی را یاد گرفته است، متأسفانه دریافته که شواهد بسیار زیادی وجود دارد که زبانها فقط مجموعهای از اسامی نیستند، و اینکه مفاهیم یکزبان… میتواند اساساً متفاوت از مفاهیم زبان دیگر باشد… هر زبانی، جهان را بهصورت متفاوتی میبیند یا سازماندهی میکند. زبانها صرفاً مقولات موجود را نامگذاری نمیکنند، بلکه مقولات خودشان را به وجود میآورند.
(کولر (Culler) 22- 21: 1967)
این فصل مشکلات ترجمهای را که از فقدان تعادل در سطح کلمه نشئت میگیرد، موردبحث قرا میدهد. بهعبارتدیگر، مترجم درزمانی که هیچ کلمهای در زبان مقصد برای بیان معنای یکسانی با کلمۀ زبان مبدأ نمییابد، چه میکند؟ ولی قبل ا بررسی انواع خاص عدم تعادل و استراتژیهای مختلفی که میتوان برای پشت سر گذاشتن این مشکلات به کاربرد، مهم ات بدانیم که کلمه چیست. آیا کلمه واحد اصلی معنا در زبان است یا نه؟ کلمه چه نوع معانی را میتواند منتقل سازد؟ و تفاوت زبانها در شیوۀ انتقال معانی با انتخاب کلمات خاص در چیست؟
کلمه در زبانهای مختلف
2.1.1. کلمه چیست؟
ما در مقام مترجم اصولاً با انتقال معنای کلی یک قطعه از زبان سروکار داریم. برای نیل به این هدف، باید با رمزگشایی واحدها و ساختارهایی که آن معنی را انتقال میدهند، کار خود را شروع کنیم. کوچکترین واحدی که انتظار داریم معنی مستقلی داشته باشد کلمه است. تعریف کلمه به طول غیردقیق بدینصورت است: «کوچکترین واحد زبانی که بهتنهایی و بهطور مستقل میتوان آن را به کاربرد» (بولینگر و سیرز 43: 1968). برای هدف حال حاضر، میتوانیم کلمۀ نوشتاری را با دقت بیشتری بهعنوان «توالی حروفی که در دو طرف آن فاصله باشد»، تعریف کنیم
معنای واژگانی
معنای واژگانی یک کلمه یا واحد واژگانی را به مثابه ارزش خاصی که آن معنا در نظام زبانی خاصی دارد و «شخصیتی» که آن کلمه به علت کاربرد در آن نظام زبانی کسب میکند، میتوان تعریف کرد. بهندرت میتوان یک کلمه، الگو یا ساختی را به مؤلفههای ممیز معنایی تقسیم کرد و علت نیز آن است که کارکرد زبان بسیار پیچیدهتر از آن است که به ما اجازۀ این کار را بدهد. باوجوداین، بعضیاوقات مفید خواهد بود تا پیچیدگیهای زبان را موقتاً نادیده بگیریم، تا از این طریق هم این پیچیدگی را درک کنیم و هم در درازمدت بتوانیم از پس این پیچیدگیها برآییم. حال با به یاد داشتن
ادامه مطلب
معضلِ عدم تعادل
حال بر اساس بحث بالا، میتوانیم طرحی از برخی از انواع متداولتر عدم تعادل را که اغلب باعث مشکلاتی برای مترجم میشود و همچنین بعضی از استراتژیها را برای برطرف کردن آنها ارائه دهیم. اول این هشدار را به خاطر داشته باشید: انتخاب یک معادل مناسب در یک بافت خاص بستگی به عوامل بسیار زیادی دارد. بعضی از این عوامل میتوانند کاملاً زبانی باشند (برای مثال، به بحث مربوط به همآیندها و اصطلاحات در فصل سوم رجوع کنید). عوامل دیگر میتوانند فرازبانی باشند (به فصول هفتم و هشتم مراجعه کنید). تقریباً غیرممکن است که خطمشیهایی مطلق برای دست و آنجه نرم
ادامه مطلب
استراتژیهای مورداستفادۀ مترجمان حرفهای
با به خاطر داشتن مطالب ذکرشده در بالا، حال میتوانیم به مثالهایی از استراتژیهایی که توسط مترجمان حرفهای برای از بین بردن مشکلات مربوط به انواع عدم تعادل به کار میرود، نظری بی افکنیم. در هر مثال، زیر کلمۀ زبان مبدأ که منشأ و خاستگاه مشکل در ترجمه است، خط کشیده شده است. استراتژی بهکاربرده شده توسط مترجم، چه در ترجمۀ اصلی و چه در نسخۀ ترجمۀ معکوس، سیاه نوشته شده است. فقط در مود استراتژیهای به کار برده شده برای حلوفصل مشکل عدم تعادل در سطح کلمه است که اظهارنظر شده است. استراتژیها و تفاوتهای دیگر بین متون مبدأ و مقصد
ادامه مطلب
تمرینات
1- در مورد تفاوتهای معنی بین کلمات در هر مجموعة زیر، اظهارنظر کنید. این تفاوتها میتوانند مربوط به معنای القایی یا معنای برانگیخته باشد. برای مثال، برخی از این کلمات میتوانند مختص یک سیاق سخن یا مختص به یک گویش باشند؛ بعضی دیگر میتوانند توهین آمیز یا خنثی باشند. اگر کلمه یا عبارت خاصی را بلد نیستید، قبل از نوشتن اظهار نظرتان دربارة معنای آن کلمه، میتوانید به یک فرهنگ لغت خوب مراجعه کنید.
car, auto, automobile, motor, limousine, limo, banger, jalopy
comfortable, comfy, homely, cosy, snug (of a place)
dad, daddy, pa, papa, pop, father, Pater, sire, old man
حال تمامی کلمات و عباراتی را که فکر میکنید در زبان مقصد شما برای کلمات comfortable, car و father وجود دارند، فهرست کنید. نظر خود را در مورد هر تفاوت معنایی بین (الف) هر کلمه در هر دسته از کلمات، و (ب) کلمات انگلیسی داده شده در بالا و کلماتی که معادل آن دستهها در زبان مقصد شما هستند، بنویسید.
کتابهای پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
درباره کلمه و تکواژ
Bauer. Laurie (2001) Morphological Productivity, Cambridge: Cambridge University Press.
Bolinger. Dwight and Donald Sears (1968) Aspects ofLanguage, New York: Harcourt Brace Jovanovich. Chapter 4: ‘Words and Their Make-up’.
Carter, Roland (1987) Vocabulary: Applied Linguistic Perspectives, London: Allen & Unwin. Chapter l : ‘What’s in a Word?’.
Fawcett, Peter (1997) Translation and Language, Manchester: St. Jerome Publishing. Chapter 2: ‘Sub-Word Components’.
Katamba, Francis ( 1993) Morphology. Basingstoke: Macmillan Press.
Katamba. Francis ( 1994) English Words, London: Routledge.
Palmer. Frank Robert (1976) Semantics, Cambridge: Cambridge University Press. Chapter 4, section 4.4: ‘The Word’.
درباره معنای واژگانی و حوزههای معنایی
Bolinger. Dwight and Donald Sears (1968) Aspecls ofLanguage. Chapter 6: ‘Meaning’.
Carter, Ronald and Michael McCarthy (1988) Vocabulary and Language Teng, London: Longman.
Chapter 2: ‘Lexis and Structure’.
Cruse, D. A. (1986) Lexica/ Semantics, Cambridge: Cambridge University Press. Chapter 12: ‘Synonymy’,
sections 12.1 and 12.2.
Fawcett, Peter (1997) Translation and Language, Chapter 3; ‘Semantics’.
Palmer, Frank Robert (1976) Semamtics. Chapter 4: ‘Lexical Semantics:
Fields and Collocation’, sections 4.1-4.3
.
درباره گویش و سیاق سخن
Assis Rosa, Alexandra (2001 ) ‘Features of Oral and Written Communication in subtitling’, in Yves Gambier and Henrik Gottlieb (cds) (Multiv Medio Translation, Amsterdam: John Benjamins, 213-221.
Findlay. Bill (2000) ‘Translating Standard into Dialect: Missing the Target”. in Carole-Anne Upton (ed.) Moving Target: Theatre Translation and cultural Relocation, Manchester: St. Jerome Publishing. 35-46.
Hale, Sandra ( 1997) ‘The Treatment of Register Variation in Court Interpreting’, The Translator 3(1):39-54.
Basil and Ian Mason (1990) Discourse and the Translator. London: Longman. Chapter 3: ‘Context in Translating: Register Analysis.
Leppihalme, Ritva (2000) ‘The Two Faces of Standardization: On the Translation of Regionalisms in Literary Dialogue’. The Translator 6(2):247-269.
Miller, Katrina R. and Vernon McCay (2001) ‘Linguistic Diversity in Deaf Defendants and Due Process Rights’, Journal of Deaf Studies and Deaf Education 6(3): 226-234.
Pettit, Zoë (2005) ‘Translating Register, Style and Tone in Dubbing and Subtitling’, Jos Trans: The Journal of Specialised Translation 4. Available at www.jostrans.org/issue04/art_pettit.php.
Queen, Robin (2004) ‘ “Du hast jar keine Ahnung”: African American Enolish Dubbed into German’, Journal ofSociolinguislics 8(4): 515-537; reprinted in Mona Baker (ed.) (2009) Translation Studies, Volume Ill, London: Routlege, 169-192.
درباره مفهوم تعادل
Hatim, Basil (2001) Teaching and Researching Translation, Harlow: Pearson Education. Chapter 2: ‘From Linguistic Systems to Cultures in Contact’, and Chapter 3: Equivalence: Pragmatic and Textual Criteria’. Kenny Dorothy (2009) ‘Equivalence’, in Mona Baker and Gabriela Saldanha (eds) Routledge Encyclopedia of Translation Studies, London: Routledge, 96-99.
Munday, Jeremy (2001) Introducing Translation Studies: Theories and Applications, London: Routledge.. Chapter 3; ‘Equivalence and Equivalent Effect’.
درباره عدم تعادل و استراتژیهای ترجمه
Bamnwell, Katherine (1974) Internition to Semuunties and Translation, High Wyromhe: Summer Institute of Linguistics. Chapter 9: Transferring Lexical Meaning from One Language to Another’.
Beckman, John and John Callow (1974) Translating the Word of God, Michigan: Zonden an. Chapters 12 and 13: ‘Lexical Equivalence across Languages’.
Chesterman. Andres (1997) Adentes of Translation, Arnsterdam: John
می خواهم فهرست کامل کتاب را ببینم و بعد ادامه بدم
می خواهم بخش بعدی کتاب یعنی فصل سوم را بخوانم