وظیفهی ناشر! مترجم! ویراستار!
همینطور است که میفرمایید. این سنخ ناشران مسئولیت را به جامعه و خوانندگان واگذار میکنند. شماری از آنها حتی بر این باورند که ناشر چنین وظیفهای ندارد. بدتر و زیانبارتر اینکه ویراستاران خودخوانده هم هستند و ناشران نام آنها را روی جلد و در صفحه عنوان درج میکنند. درج نام ویراستار قاعدتاً باید این تصور را به جامعه منتقل کند که ناشر بهقصد اعمال دقتهای ناشرانه، ویرایش را در کتاب اعمال کرده است.
عامل بلبشوی ترجمه و ویرایش و نشر
در سالهای اخیر با انبوهی نام روبهرو شدهایم که بهعنوان ویراستار روی جلد کتابها یا در صفحههای عنوان و حقوق قید شده است، اما از هر استاد، پیشکسوت، آشنا با نشر، ویرایش و ویراستار آن که بپرسید اینها کیستند و ویرایش را کجا، چگونه، نزد چه کسی، در چه مدرسه و مکتبی آموختهاند، پاسخی نخواهید گرفت. این هم از عاملهای اصلی و دیگرِ بلبشوی ترجمه ویرایش و نشر است.
یک مثال مهم از خرابکاری ویراستار در کار ترجمه
اجازه بدهید ماجرایی حقیقی را برایتان نقل کنم که از این موضوع هم دور نیست. یکی از ناشران معروف، ترجمه یکی از دوستان را برای ویرایش به ویراستاری «مدعی» سپرده بود. پس از ویرایش، ترجمه مقابله و ویرایششده را ناشر برای رؤیت نهایی مترجم فرستاد البته همینجا باید عرض کنم که ناشر لطف کرد، یا جانب احتیاط را نگه داشت و دوراندیشی به خرج داد، چون میتوانست بر اساس قرارداد، ترجمه ویرایششده را مستقیماً برای چاپ بفرستد و نظری هم از مترجم نخواهد. مترجم، ویرایشها را دید و به دخالتهای مکرر سلیقهای و تغییراتی نابهجا پی برد. نکته را با ناشر در میان گذاشت. ناشر این پاسخ را داد: «هیچ اشکالی ندارد، همه تغییرات را خط بزنید و ترجمه را بفرستید تا عین ترجمه شما چاپ شود». مترجم میگفت: این چه انتخابی و چه نوع تصمیمی است؟ اگر قرار باشد ناشر به همین سادگی ویرایشی را کنار بگذارد، آنهم ویرایشی که با تصمیم او، و انتخاب ویراستار هم با نظر مستقیم او بوده است، پس این زمان و سرمایهای که صرف میشود برای چیست؟ از اینها گذشته، چون نظیر این مورد یا تقریباً مشابه آن زیاد دیده شده است، پایههای منطق ناشرانی که اینگونه عمل میکنند، یا میخواهند از برخورد و تنش بپرهیزند، فرو میریزد.
مدرک دکترا و نام ویراستار یا مترجم!
ماجرای دیگری را خدمتتان عرض کنم؛ ناشری نام مترجم و ویراستار کتابی را با عنوان «دکتر» آورده بود. به او گفته بودند اینها که دکتر نیستند، مدرک دکترا ندارند. در پاسخ گفته بود همین عنوانها باعث میشود که فروش کتاب بالا برود، چون اینگونه عنوانها برای عدهای از خوانندگان مهم است. این خودسری و بیمسئولیتی تنی چند از ناشران، واکنشهایی برانگیخت و به صدور دستورالعملی دولتی هم انجامید و جلوی اعطای خودسرانه لقب و عنوان گرفته شد، اما این فقط یک مورد است. مواردی که به قانون، ضابطه، مقررات، و نیز نظارتهای پیگیر بر آنها، بهویژه از سوی خود ناشران و اتحادیههای صنفیشان نیاز دارد، خیلی بیشتر از اینهاست.