برخورد ویراستار به ترجمه‌های بدون ویراستاری

برخورد ویراستار به ترجمه‌های بدون ویراستاری

پاسخ چند لایه برای پرسش چندلایه در باب ویراستاری بعد از ترجمه

چون پرسش چندلایه است، اگر موافق هستید لایه‌ها را از هم جدا کنیم و یکی‌یکی به آن‌ها بپردازیم که رشته از دست خودمان و خوانندگان در نرود.

الف) همه‌ی ویراستاران مثل هم نیستند

الف) نمی‌توان دغدغه مشترک و مشابهی را در میان ترجمه ویرایان نشان داد. هیچ‌کسی سر خود سراغ ویرایش ترجمه نمی‌رود، مگر در مواردی استثنایی و به انگیزه‌های شخصی، که در این صورت او ترجمه ویرا نیست، بلکه ارزش‌یاب یا منتقد ترجمه است. ناشران هستند که با توجه به امکانات، نگرش، دانش فنّی، نیروهایی که به آن‌ها دسترسی دارند، برآوردهایشان از بازار پس از انتشار کتاب، کسی را به‌عنوان ترجمه ویرا انتخاب می‌کنند و به او سفارش می‌دهند. اگر بتوانیم ناشران را درست دسته‌بندی کنیم، می‌توانیم تفاوت روش ویرایش در کار آن‌ها را بازشناسی کنیم.

ب) رویکرد همه‌ی ویراستاران پس از ترجمه مثل هم نیست

ب) رویکرد ترجمه ویرایان به ترجمه ویرایی یکسان و مشابه نیست. این تفاوت هم علت‌های متعدد دارد، ازجمله: علاقه و انگیزه ترجمه ویرا، دانش زبانی، تسلط فنّی، مناسبات او با ناشر و عامل‌های دیگر. متأسفانه انجمن‌ها و اتحادیه‌های صنفی برای همه شاخه‌های نشر نداریم. اگر نویسندگان، مترجمان، ویراستاران، ناشران، نمایه‌سازان، نمونه‌خوانان، و سایر تولیدگران کتاب تشکّل‌های صنفی خود را به‌معنای واقعی داشته باشند، هیچ صنفی اجازه نمی‌دهد کسی خود را عضو آن صنف بداند، بدون آن‌که شرایط لازم حرفه‌ای را داشته باشد. اعضای رسمی صنفِ هنجارمند هستند که از اعتبار و اعتماد آن صنف برخوردار می‌شوند. 

ایجاد رویه و توافق بنیادی در ویراستاری بعد از ترجمه و زمان زیاد

صنف‌های جاافتاده اصول و آدابی دارند که طی زمان و با چانه‌زنی با صنف‌های دیگر هم‌جوار و مرتبط به‌دست می‌آید، شکل می‌گیرد، به سنّت و رویه تبدیل می‌شود، و به‌مرور تکلیف مناسبات جامعه را با صنف‌ها و اعضای آن‌ها معلوم می‌کند. آیین‌های فنّی، حرفه‌ای، اخلاقی، و سلوکی صنف‌های جاافتاده حاصل سال‌های متمادی تجربه و چانه‌زنی و کلنجار رفتن با مسائل مختلف است. بنابراین، حتی اگر امروز هم صنف‌های نداشته‌مان را متشکل و متحد کنیم، سالیان متمادی زمان می‌برد تا ذهنیت مشترک و توافق‌های بنیادی شکل بگیرد، اصول، مبانی کار روش‌ها، وحدت رویه‌ها، استانداردها، تعرفه‌ها و نظایر آن‌ها شناخته شود. ما اکنون گرفتار تصمیم‌های فردی، سلیقه‌ها و انتخاب‌های شخصی، و تفاوت‌هایی هستیم که نمی‌توان منطق مشترکی را از آن‌ها استخراج، یا حتی با صد ترفند و ارفاق، بر آن‌ها اعمال کرد.

پ) مقابله‌ی ترجمه با متن

پ) شمار مقابله‌گران ترجمه با متن کم نیست. این‌قدر دانشجو در زبان‌های خارجی از دانشگاه‌های ما فارغ‌التحصیل شده‌اند که اگر 95 درصد آن‌ها را هم در محاسبتمان به‌حساب نیاوریم، شمار 5 درصد باقی‌مانده به‌اندازه‌ای است که ناشران سراسر کشور می‌توانند به‌قدر نیازشان از آن‌ها برای مقابله ترجمه‌ها با متن اصلی کمک بگیرند. اگر سامانه و ترتیباتی می‌بود که اطلاعات لازم پایه را برای ویرایش زبانی و دستوری در اختیار همین 5 درصد قرار می‌داد، در زمینه مطابقت صوری ترجمه و متن اصلی تحولی بزرگ روی می‌داد، دست‌کم در لایه‌ای که اطمینان حاصل می‌شد ترجمه افتادگی ندارد، در معنای ظاهری از اصل دور نشده است، ضبط‌ها و نام‌ها و سنه‌ها و مانند آن‌ها نادرست نیست، و غیره و غیره. و این به سهم خود می‌تواند گام بلندی در مسیر سروسامان دادن به بخشی از روند ترجمه ویرایی باشد.

ویرایش ادبی به چه چیزهایی بستگی دارد؟

ما ویرایش ادبی به تسلط‌های بیشتر و شناخت و درک عمیق‌تری از متن اصلی و ترجمه نیاز دارد. ویراستار ادبی گذشته از تسلط‌های ویرایشی، باید آن‌قدر به متن، به فضا و فرهنگ حاکم بر اثر، به شگردهای نویسندگی نویسنده و به ظرایف زبان مبدأ و مقصد مسلط باشد که بتواند تشخیص بدهد ترجمه به روح متن اصلی نزدیک است یا دور. چنین تسلطی در جامعه ما بسیار کمیاب است. تا جایی که شخصاً اطلاع دارد و در جریان هستم، چون گاهی با بنده هم در این خصوص مشورت می‌شود، ناشرانی که ترجمه بعضی آثار ادبی مشهور را در برنامه انتشار دارند، دربه‌در دنبال ترجمه ویرایانی می‌گردند که تسلط آن‌ها به متن این‌گونه آثار بیش از مترجم باشد. دشوار بتوان شماری ویراستار ادبی واجد شرایط، بیش از شمار انگشتان یک یا دو دست یافت.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط