معنای قراردادی کلمات و ساخت‌ها در متن

معنای قراردادی کلمات و ساخت‌ها در متن

این نکته‌ای واضح است. اگر معنای قراردادی کلمات و ساخت‌های به‌کار رفته در یک متن را ندانیم، نمی‌توانیم معانی آن متن را بفهمیم. دانش نظام زبانی ممکن است کافی نباشد، ولی دانشی ضروری برای درک گفته در هر نوع ارتباط کلامی است.

این بدان معنی است که هر ترجمه‌ی غلطی از کلمات یا ساخت‌ها در متن مبدأ می‌تواند در برآورد کردن معانی ضمنی در متن مقصد تأثیر بگذارد. یک مثال از این نوع برای راحتی خواننده آورده می‌شود. این مثال برگرفته از داستان قهرمانی از صفر (ص 59) است:

All this represents only a part of all that Forbes Magazine reported on Fayed in the March issue mentioned before. In 1983, be had approacher industrialist Robert O. Anderson under the cover of a commission agent in industrialist had been struck by his appearance as someone with mod means. Mr. Anderson was therefore astonished by his sudden acquisition a considerable fortune.

ترجمه‌ی غلط توصیف ظاهر محمد فاید در متن عربی، یعنی جایی که modest means به‌صورت ‘his appearance suggests modesty and simplicity’، معنی ضمنی متن اصلی را کاملاً غیرقابل محاسبه می‌سازد.

معنای قراردادی کلمات

خواننده هر دو متن مبدأ و مقصد باید چنین فرض کنند که توصیف نویسنده از ظاهر فاید، مرتبط به موضوع است و این‌که به همان مقدار ضروری آگاهی‌دهنده برای مقاصد ارتباطی است. نویسنده نمی‌تواند اصول ارتباط و کمیت را نادیده بگیرد، مگر این‌که از اصل همکاری تبعیت نشده باشد و دلیلی نیست که چنین فرض کنیم که از این اصول همکاری تبعیت نشده است.

معنای قراردادی کلمات و معنای ضمنی

بنابراین، نویسنده با توصیف ظاهر فاید، معنی ضمنی‌ای در نظر داشته است. با عنایت به متن و هم بافت قطعه‌ی بالا و دانش زمینه‌ای مربوط به آن، اکثر خوانندگان متن مبدأ چنین استنباط می‌کنند که فاید به‌سرعت متمول شده (کاملاً محتمل است که) از طریق انجام دادن کارهای غیر مشروع.

رسیدن به این معنی ضمنی در متن عربی دشوار است، چون ترجمه‌ی غلطی از modest means صورت گرفته است. خواننده‌ی متن عربی در مورد این احساس نامطمئن است که چگونه فاید را به‌عنوان شخصی ساده و متواضع در بافتی که به نظر می‌رسد چنین مطرح می‌کند که «آدم خوبی» نیست، تعبیر نماید.

علاوه بر معنی قراردادی کلمات، هر زبانی از عبارات و الگوهای قراردادی شده نیز برای انتقال معانی ضمنی بهره می‌جوید. به‌عبارت‌دیگر، در هر زبانی، تداعی‌های قراردادی بین الگوهای زبانی خاص و معانی قابل استنباط ویژه وجود دارد. این الگوها قابل شناخت بوده و بعضی‌اوقات در دستور زبان ضبط‌شده است. آن‌ها الزاماً تداعی‌کننده همان گستره‌ معنایی در زبان‌های دیگر نیستند.

مثالهایی برای شفاف شدن موضوع

برای مثال، سؤالات بلاغی از قبیل Isn’t that an ugly building? (به‌جای «آن‌یک ساختمان زشت است») یا How can you be so cruel? (به‌جای «تو خیلی ظالم هستی») مکرراً در زبان انگلیسی برای بیان طیفی از معانی عاطفی از قبیل خشم،‌ تعجب و خوشی به کار می‌رود (دستور زبان انگلیسی کوبیلد، سینکر 206- 205: 1990)، عبارات ثابتی که به تقلید از سؤالات بلاغی از قبیل Haven’t you done well?، یا Don’t I know it? ساخته‌شده‌اند، اغلب طنزآلود و طعنه‌آمیز هستند.

به همین شکل، جمله‌ی Correct me if I’m wrong که درخواستی تحت‌اللفظی برای فیدبک نیست، این نکته را مطرح می‌کند که «من می‌دانم که درست می‌گویم» (داف 1990) و درنتیجه می‌تواند کاملاً عصبانی کننده باشد.

لو (2000، 1993) و سینکلر (1999) یک ویژگی جالب الگوبندی زبانی را موردبحث قرار می‌دهند که نخست توسط سینکلر (1991، الف 1987) شناخته شد (البته نام‌گذاری آن در اول چنین نبود).

عروض معناشناختی چیست؟

حال این ویژگی را عروض معناشناختی (semantic prosody) می‌نامند. این ویژگی باعث ایجاد معانی ضمنی بسیار ظریفی می‌شود که اغلب به‌طور پنهانی پردازش می‌شود، و لازم نیست که متکلم یا شنونده ضرورتاً از نگرش بیان‌شده توسط این موارد آگاهی داشته باشند.

لو (157: 1993) عروض معناشناختی را به‌منزله «محیطی پایدار از معنی که با آن صورتی به واسط هم آیند‌هایش ملهم می‌شود» تعریف می‌کند. این «محیط پر از معنا» می‌تواند مثبت یا منفی باشد، ولی بیشتر منفی است (لو 2000). سینکلر (1999) آن را جنبه‌ای از «معنای نگرشی یا کاربردشناختی» می‌داند و مثال happen را در زبان انگلیسی ارائه می‌کند.

مثال از کشف‌الغات

در زیر برخی از سطرهای کشف‌الغات (concordance) را که او برای نشان دادن این موضوع به کار می‌برد که به‌رغم معنای معیار، رگه‌ی معنایی «رخ دادن» برای این کلمه، happen اغلب سرشار از معنی منفی است، ارائه‌شده‌اند:

Something is going to happen to him unless he pulls himself together.

I knew something terrible would happen.

Accidents can happen in spite of rules and regulations.

What I had feared might happen was happening.

I was worried about what would happen when the public realized this.

I’m always expecting something calamitous to happen.

عروض معناشناختی در معنای قراردادی کلمات

عروض معناشناختی، محدود به کلمات منفردی مثل افعال یا اسم‌ها نیست. برای مثال، عبارت with/ to/ by the naked eye دارای یک عروض معناشناختی مبنی بر دشواری است (سینکلر 1991)،‌ همچنان چه از مثال‌های زیر که برگرفته از پیکره‌ی زبانی ترجمه‌ای انگلیسی هستند، آشکار است:

In painting, as in music and literature, what is often termed abstract strikes me as being simply representative of a more delicate and elusive reality which is barely visible to the naked eve. (Source: Discovering the World, by Clarice Lisepetor, translated from Brazilian Portuguese by Giovanni Pontiero)

Her eyesight was so strong that she was able to extract a tiny piece of glass.. hardly visible to the naked eve, from Aziza’s fingertip using a pair of eyebrow tweezers. (Source: The Golden Churior, by Salwa Bakr; translafed from Arabic by Dinah manisty)

… the dislocation could not be observed, at this altitude a speed of seven hundred and fifty metres per hour cannot be captured by the naked eye, … (Source: The Stone Raft, by José Saramago; translated from Portuguese by Giovanni Pontiero)

ایجاد طنز یا کنایه با دور شدن از عروض

آنچه به‌ویژه درباره‌ی این ویژگی الگوبندی زبانی جالب است این است که دور شدن از عروض معمول یک کلمه می‌تواند باعث تمسخر و طنز یا طعنه شود که در مثال زیر از with the noked eye که این مثال هم برگرفته از پیکره‌ی زبانی ترجمه‌ای انگلیسی است، ملموس است:

I was confronted with bags and boxes of provisions, and my mother is bit of rice and saying, ‘They’re obviously mean. God help us! You can the cardamou pods and cumin seeds with the naked eye.’ (Source: Women Sund und myrrh. by Hanan Al-Shaykh; translated from Arabic by Catherine Cobham)

انتقال معنای قراردادی کلمات با استفاده از عروض

مترجمان باید از معانی ضمنی ظریف که توسط عروض معناشناختی انتقال می‌یابند و همچنین آن معانی ضمنی که وقتی یک عروض برای تأثیر بلاغی مورداستفاده می‌شود، آگاه باشند. کنی (520: 1998) دلیل این موضوع را چنین توضیح می‌دهد:

برای مثال، مواردی وجود دارد که خواننده‌ی متن اصلی و ترجمه‌ی آن ممکن است احساس کند که آن ترجمه کمی بی‌روح‌تر از متن اصلی است، یا این‌که تصویری ساده‌تر از موقعیتی ترسیم می‌کند که در متن اصلی است. ولی اغلب دشوار است که دقیقاً گفت چرا فرد چنین احساسی دارد.

ممکن است فرد بتواند انگشتش را روی نکات خاصی در متن برای نشان دادن این‌که برخی از قطعات ملایم‌تر شده، بگذارد ….،‌ولی شخص با شک مبهمی باقی می‌ماند مبنی بر این‌که موارد یا نکات بیشتری از آن وجود دارد؛ و این‌که نگرشی تا حدودی متفاوت بر روی صفحات متن مقصد سایه گسترانده است.

انتقال معنا توسط ویژگی‌های چاپ

درنهایت، ویژگی‌ها مربوط به چاپ نیز نقشی در انتقال برخی از معنای قراردادی کلمات و ضمنی‌ بازی می‌کنند. در زبان انگلیسی، کاربرد گیومه در دو طرف یک کلمه یا عبارت در داخل یک متن می‌تواند گستره‌ای از معانی تلویحی را دربر داشته باشد. آن می‌تواند عدم سازگار با نحوه‌ی کاربرد یک کلمه یا عبارت؛ تأکید؛ طنز یا عدم قطعیت را درباره‌ی مناسب بودن یا قابلیت اعمال یک عبارت، مطرح کند.

ممکن است زبان‌های دیگر برای انتقال معانی مشابه به‌صورت واژگانی یا دستوری عمل کنند. مشکلات زمانی در ترجمه حادث می‌شود که نقش چنین الگوبندی‌هایی شناخته‌نشده و انتقال تحت‌اللفظی یا شبه تحت‌اللفظی صورت باعث تحریف و خدشه در معنی ضمنی متن اصلی شود یا متن ضمنی متفاوتی را منتقل سازد.

برای مثال، لاودی (364: ب 1982) چنین توصیف می‌کند که در زبان ژاپنی «نشان دادن صریح پایان هر گفته معمولاً صحیح نیست، و درنتیجه پایان گفته با کلمه‌ای مانند ‘nevertheless’ معلق می‌ماند.» ترجمه‌ی تحت‌اللفظی چنین حالتی به زبان انگلیسی بدون شک باعث گیجی خواننده شده و ممکن است آن گفته را بیشتر ازآنچه مدنظر است، تعبیر و تفسیر کند.

ادامه مطلب

جدیدترین ها

مطالب مرتبط