حال بیایید مفصلتر به عوامل بالا نظری بی اندازیم. خود گرایس چنین میگوید که آنها (طبق گفتهی خودش) «دادههایی» هستند که برحسب آن «شنونده» در فهمیدن اینکه یک معنی محاورهای خاص وجود دارد یا نه «جواب خواهد داد» (50: 1975). ولی همچنین آنها پایهای خوب را برای کشف کل موضوع انسجام به دست میدهند.
پس بحث زیر به این میپردازد که چگونه این عوامل نهتنها به کشف معنی ضمنی مربوط میشوند، بلکه به مسئلهی انسجام در کل و به مشکلات متداول و استراتژیهای بهکاررفته در ترجمه نیز ارتباط مییابند.
برای دیدگاهی دیگر در باب فرایندهای استنباطی در برقراری ارتباط به کتب نوشتهشده توسط اسپریو و ویلسون (1986) و گات (2005، 2000/ 1991) رجوع کنید.
می خواهم فهرست کامل کتاب را ببینم و بعد ادامه بدم
می خواهم بخش بعدی کتاب یعنی معانی قراردادی کلمات و ساختها را بخوانم