سایر الگوهای مطالعات ترجمة توصیفی: لامبرت و فون گورپ و مکتب دخل و تصرف (Manipulation School)
بر اثر تأثیر کار اولین توری و اون زوهر بر نظریة چند نظامی، «انجمن بینالمللی ادبیات تطبیقی» چندین همایش و هم اندیشی راجع به مضمون اثار ترجمهای برگزار نمود. مراکز مهم این انجمن در بلژیک، اسرائیل، و هلند مستقر بود و اولین هم اندیشی ها در لوون (1976) تل آویو (1987) و انت ورپ (1980) برگزار گردید.
کتاب مهم این گروه از صاحبنظران که به گروه یا مکتب دخل تصرف شهرت داشتند، مجموعه مقالاتی بود با عنوان «دخل و تصرف در ادبیات: مطالعاتی در ترجمه ادبی» (1985)، ویراسته تئوهرمنز، او در مقدمهاش، مطالعات ترجمه و سرمشقات نو نظر این گروه را در مورد ادبیات ترجمهای خلاصه کرده است:
«نقطة مشترک این گروه، دربر داشت آنان از ادبیات به منزله نظامی پیچیده و پویاست، و معتقند که میان الگوهای نظری و مطالعات موردی عملی تأثیر متقابل دائمی وجود دارد. رویکردشان به ترجمةادبی به صورت توصیفی، مقصد سامان (target- organized)، نقشمند، و منظم است. و این که این گروه به هنجارها و محدودیتهای حاکم بر محصول و به دریافت ترجمهها و به رابطة میان ترجمه و سایر انواع متن پردازی (text- processing) و به جایگاه و نقش ترجمهها هم در آثاری خاص و هم در تعامل میان اثار علاقهمندند.»
(هرمنز، 11-10: 1985)
در اینجا میتوان دید که پیوند میان نظریة چند نظامی و مطالعات ترجمة توصیفی بسیار قوی و مستحک است و مکتب دخل و تصرف بر مبنای «تأثیر متقابل دائمی میان الگوهای نظری و مطالعات موردی عملی» ادامه یافته است.
مسئله مهم در آن زمان، اسلوب شناسی دقیق در مطالعات موردی بود. مقالة در توصیف ترجمهها (1985) اثر خوسه لامبرت و هندریک فون گورپ از کار اولیه توری و اون زوهر استفاده میکند و طرحی برای مقایسة نظامهای ادبی متن مبداء و متن مقصد و نیز طرحی برای توصیف روابط میان آنها پیشنهاد میکند. هر نظام متشکل است از توصیف نویسنده، متن، و خواننده لامبرت و فون گورپ این طرح را به چهار بخش تقسیم میکنند (لامبرت و فون گورپ، 3- 52: 1985):
1- دادههای مقدماتی (preliminary data): حاوی اطلاعات موجود در صفحة عنوان کتاب، فرامنتها (metatext) (مقدمه و غیره) و راهبرد کل (ایا ترجمه کامل است یا ناقص) است. نتایج حاصل باید به فرضیههای مربوط به سطوح 2 و 3 منجر شوند.
2- کلان سطح (macro- level): مشتمل است بر تقسیمبندی متن، عناوین، و معرفی فصول، ساختار روایی (narrative) درونی داستان، و هر نظر علنی متعلق به نویسنده این مورد باید فرضیههایی در مورد ریزسطح (سطح 3) تبیین نماید.
3- ریز سطح (micro-level): شناسایی دگرگونیها در سطوح زبانی مختلف است. این سطوح شامل سطح واژگانی، طرحهای دستوری،روایی متن، دیدگاه و خصوصیات دستوری هستند. نتایج حاصل باید با کلان سطح (سطح 2) رابطه و تأثیر متقابلی داشته باشد و به توجه به انها بر حسب بافت منظم گستردهتر منجر گردد.
4- بافت منتظم (systemic context): در اینجا سطوح ریز و لان و متن و نظریه، مقایسه میشوند تا هنجارها شناخته شوند. روابط بین متنی (یعنی، روابط با سایر متون از جمله ترجمهها) و روابط میان نظامی (یعنی رابطه با سنخها و رمزهای دیگر) نیز شرح داده میشوند.
لامبرت و فون گورپ میپذیرند که «خلاصه نمودن تمام رابطههایی که درگیر فعالیت ترجمه هستند، ناممکن است» اما طرحی پیشنهاد میکنند تا از شرح و تفسیرهای سطح و حدسی و پیشداوریها و پیش باورها پرهیز شود. آنان، مانند هرمنز، بر پیوند میان مطالعه موردی منفرد و چارچوب نظری گستردهتر تأکید میکنند:
بررسی یک متن ترجمه شده یا کاریک مترجم به تنهایی به هیچ وجه نامعقول و بیهوده نیست، اما نادیده گرفت این حقیقت که همان ترجمه یا همان مترجم روابطی (مثبت یا منفی) با سایر ترجمهها یا مترجمان دارند، کاری نامعقول و نابخردانه است.
(لامبرت و فون گورپ، 51: 1985)
از زمانی که مقالة یاد شده نوشته شد، مطالعات ترجمة توصیفی، خصوصا با چاپ اثر توری در 1995 تکانی خورده است. صاحبنظرانی همچون آندره لوفِوِر از اصطلاحات چند نظامی دوری کردند تا نقش ایدئولوژی و سروری (patronage) در نظام آثار ترجمهای را بررسی کنند. هرمنز نکات مفیدی را برای کارهای آتی در نظریة مطالعات توصیفی ارائه کرده است:
«این رشته به طور کلی، اما مکتب توصیفی به طور خاص، به شدت نیازمند آن است که تحولات پارهای از نهضتهای فعالتر روشنفکری و اجتماعی عصر حاضر را مدنظر قرار دهند که مشتملاند بر مطالعات جنسیت، پساساختگرایی (poststructuralism)، پسامستعمراتی (postcolonial) و مطالعات فرهنگی، و مطالعات میان رشتهای جدید علوم بشری.»
(هومنز، 60-159/1999)
در فصل 8 و 9 کار لوفِوِر و نقش نهضتهای دیگر در مطالعات ترجمه را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
مطالعة موردی
متن مورد استفاده در این بخش، کتاب بسیار موفق کودکان، یعنی «هری پاتر و سنگ جادو» (این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمه گردید که با استقبال در خور توجهی روبرو شد- م) اثر ج.ک رولینگ و ترجمه آن به زبانهای ایتالیایی (Harry Potter e la pietra filosofale) و اسپانیایی (Harry Potter y la piedra filosofal) میباشد. با پیروی از اسلوب شناسی سه مرحلهای توری:
1- متون مقصد (یعنی ترجمهها) را در نظامهای فرهنگ متن مقصد قرار میدهیم.
2- قطعاتی از متن مقصد را بر معادلهای متن مبداء «منطبق» میکنیم.
3- با توجه به راهبردهای مورد استفاده در ترجمه و هنجارهای دخیل در آن، سعی میکنیم نتیجههایی کلی به دست آوریم.
مقایسه دو ترجمه از یک متن مبداء، ولو این که این دو ترجمه زبانهایی متفاوت داشته باشند، این امکان را فراهم میسازد که یافتهها بررسی شوند، و ضمناً کمک میکند تا شتابزده به نتیجهگیری از یک مطالعة مجزا نپردازیم.
1- هم متن مقصد ایتالیایی و هم متن مقصد اسپانیایی به عنوان ترجمه ارائه، و مورد قبول واقع شدهاند و نام مترجمان و عناوین اصلی کتاب در صفحة شناسنامه آمده است. نسخة ایتالیایی نیز حاوی نام مترجم در صفحة عنوان کتاب است. هر دو متن مقصد (یعنی کتب ترجمه شده) مستقیما از زبان انگلیسی ترجمه شدهاند. با وجود آن که هر دو فرهنگ مقصد، خود، از سنتهای کهن و غنی ادبیات کودکانه برخوردارند، با توجه به این مسئله که این کتاب در بریتانیا و آمریکا موفقیتی عظیم کسب کرده و در زمرة پرفروشترین کتابها در میان نوجوانان و کودکان این کشورها بوده، انتخاب آن برای ترجمه جای تعجب ندارد.
با این همه، بر این حقیقت که کتابهای مذکور ترجمه هستند، تأکیدی نمیکنیم. مثلا، معرفی پشت جلد متن مقصد ایتالیایی به نقل نظرهایی ساز منتقدان بریتانیایی و ایتالیایی میپردازد و تأکید میکند که این کتاب به «همه کودکان و در هر سنی» تعلق دارد. متن مقصد ایتالیایی همچنین حاوی تصاویری است اثر سرنا ریگلیتی، نقاش ایتالیایی، که نامش همراه نام مترجم در صفحة عنوان آمده است. در همین صفحه، کتاب با عنوان «رمان» (romanzo) معرفی شده است. به کار گرفتن این لغت نشان میدهد که چگونه این کتاب همانند یک اثر ادبی بزرگسالان، به بازار کتاب ایتالیا عرضه شده است. بنابراین، نشانههای روشنی وجود دارد دال بر این که ناشران اسپانیایی و ایتالیایی خود را اماده می سازند تا جرح و تعدیلهایی در این کتاب انجام دهند که شاید حتی جرح و تعدیل گونة قصة کتاب را نیز دربر گیرد تا پذیرش آن را کاملا تضمین کنند و بدین ترتیب بزرگسالان فرهیختهتر را نیز به خوانندگان پیشین کتاب بیفزاید.
2- متون مقصد مورد بحث، ترجمههای کاملی هستند و هیچ افزایش، حذف یا پانوشت عمدهای در آنها وجود ندارد. انتخاب زوجهای متن مبداء- مقصد برای آزمایش با الگوی توری به طور بالبداهه صورت گرفته است. یکی از درخور توجهترین مشخصههای کتاب هری پاتر (و در واقع یکی از بارزترین مشخصههای اکثر آثار ادبی) نام شخصیتها و اصول مرتبط با مدرسه شعبده بازی و جادوگری است که هری پاتر دانش آموز آنجاست. خود این مدرسه از نام خوش آهنگ و ظاهرا آنگلوساکسونی هاگ وارتز (Hogwaters) برخوردار است. این مدرسه با الگوی قدیمی دبیرستانهای بریتانیایی، به بخشهایی با اسامی پرمعنی مثل اسلایترین (slyterin) و گریفندور (Gryffindor) و ریون کلا (Ravenclow) تقسیم شده است. اسامی شخصیتها نیز خوشاهنگ و پرمعنی هستند، مانند: هاگرید (Hagrid)، هدویگ (Hedwig)، اسنیپ (Snape)، دراکو (Draco)، مالفوی (Malfoy)، آرگوس فیلچ (Argus Filch)، و رئیس مدرسه، آلبوس دامبلدور (Albus Dumbledore).
دو ترجمة مورد بحث به روشهایی بسیار متفاوت در مورد این اسامی به بحث میپردازند. متن مقصد اسپانیایی تقریبا بیاستثناء اسامی یاد شده را در ترجمه حفظ میکند، هر چند وقتی برای اولین مرتبه نام Draco Malfoy ظاهر می شود، مترجم توضیحی این گونه را در پرانتز به آن میافزاید: Malfoy (dragon) Draco. از سوی دیگر، اگرچه نامهایی مانند Hagrid Hogwarts و Headwing مستقیماً به متن مقصد وارد میشوند، متن مقصد ایتالیایی تلاش می کند نامهای دیگر را ترجمه کند، مانند: slytherin به Serpeverde ، و Ranenclow به Pecoranera ، و Snape به Piton ، و Argus Flich به Argus Gazza و به همین ترتیب. آنجا که آوای نام اهمیت بیشتری دارد و نام اصلی را خوانندگان متن مقصد به دشواری میتوانند تلفظ کنند (مثل نام Gryffindor) مترجم ایتالیایی به اقتباس دست می زند (مانند Grifondor).
خانم مترجم در مورد رئیس مدرسه، پا را از این هم فراتر میگذارد، زیرا نام رئیس به Albus Silento تبدیل می شود، و یکی از القابش، یعنی Supreme Mugwamp را به نام محاورهای و مضحک Supremo Pezzo Grosso بر میگرداند. با وجود آنکه این لغت، نوواژه محسوب نمیشود، با لغت اسپانیایی خنثی و صوری Jefe Supremo تفاوت دارد.
نامهای بسیار مهم مخصوص زندگی در مدرسه- نظیر توپ بازی Quidditch و اصطلاح Muggles برای غیرجادوگران- در متن اسپانیایی حفظ شدهاند، اگر چه با حروف ایتالیک (کج) چاپ شدهاند تا بر بیگانگی آنها تأکید شود. در متن ایتالیایی، لغت Quidditch حفظ گردیده، اما به جای Muggles نوواژة Babbani نشسته است. بعضی از شوخی آمیزترین اسمها، نام نویسندگان در فهرست کتب درسی است که کودکان پیش از آغاز سال تحصیلی آنها را دریافت میکنند و نمونة بارز آن Magical Theory by Adalbert Waffling است. در ترجمة اسپانیایی نام نویسنده تغییر نکرده، در حالی که مترجم ایتالیایی برای بازی با کلمات نام Adalbert Incant را پیشنهاد کند. مسئله ابتکاری تراینکه متن مقصد ایتالیایی نام نویسنده در The Dark Forces by Quentin Trimble را به Dante Tremante تغییر میدهد و برای این کار از قافیه ایتالیایی و مفهوم Tremante (به معنی Trembling) و البته اشاره به دانته (دانته آلیگیری (1265- 1221، م) بزرگترین شاعر ایتالیایی سراینده منظورمة مشهور «کمدی الهی»- م) و دوزخ او (منظور بخش «دوزخ» از کتاب کمدی الهی است- م) استفاده میکند.
3- از این یافتهها، نتایج کلی معینی در مورد هنجارهای موجود در ترجمه میتوان به دست آورد: متن اسپانیایی راهبرد متن مبداء مدار را در ترجمه میپذیرد، واحدهای واژگانی متن انگلیسی را حفظ میکند حتی با وجود آنکه خواننده متن مقصد به دشواری آنها را تلفظ میکند و یا کنایة این واژهها را نمیفهمد، متن ایتالیایی راهبرد متن مقصد مدار را در ترجمه میپذیرد، بسیاری از نامها را تغییر میدهد تا آواهای بامزه و جدیدی بیافریند، و به بازی با کلمات و کنایات میپردازد. موردی مضحک و خندهدار در بازی با کلمات، تغییر نام مترجم ایتالیایی است که در صفحه عنوان کتاب به صورت Marina Astrologo نوشته شده است. (نظر به اینکه کتاب یاد شده به فارسی نیز ترجمه شده، خوانندگان میتوانند موارد فوق را در ترجمه فارسی آن بررسی کنند- م)
این مقایسه توصیفی دو ترجمه حکایت از آن دارد که در دو فرهنگ جگوناگون هنجارهای متفاوتی (یا دست کم، در ترجمهها) دخیل هستند. مقایسة مذکور پرسشهایی پژوهشی را به دست میدهد که در مطالعات آتی میتوان آن را مورد توجه قرارداد، مثلاً، آیا ترجمههای ادبیات نوین کودکان به زبان اسپانیایی به طور کلی میخواهد طرحهای واژگانی متن مبداء را تقویت کند؟ راهبرد ترجمه به کدام وابسته است؛ مترجم، ناشر یا زبان مبداء؟ آیا ترجمة این نوع ادبیات به زبان ایتالیایی معمولا جهتگیری زبان مقصد را نشان میدهد؟ اگر چنین است، آیا این مطلب حکایت از آن دارد که فرهنگ ایتالیایی جایگاه اصلی را (در ترجمه) به خودش اختصاص میدهد و عناصر (فرهنگی) وارداتی را وادار می سازد تا ان را بپذیرند؟ این مسئله در طول زمان چگونه تغییر کرده است؟ آیا سایر سنخها نیز همین گرایش را نشان میدهند؟
بحث راجع به مطالعة موردی
مزایای اسلوب شناسی توری آن است که سعی میکند ترجمه در بافت فرهنگ مقصد خودش قرار بگیرد و این کار به نحوی نسبتا آسان انجام شود و در عین حال قابل تکرار نیز باشد. بدین ترتیب، سایر مطالعات و بررسیها از این یافتهها پیروی میکنند و به تدریج نمایی بهتر از ترجمة ادبیات نوین کودکان، روش تغییر ان در گذر زمان، راهبردهای ترجمة متون به زبان های اسپانیایی و ایتالیایی و رابطهشان با مسئلة غالب بودن فرهنگ انگلیسی و غیره ترسیم میگردد. در نتیجه، چارچوبی به دست آمده که پژوهشگران تقریباً با هر زمینة کاری میتوانند به روشی قابل فهم، در دانش ما از ترجمه سهیم باشند. با این وصف، ایراداتی میتوان مطرح ساخت. انتخاب زوج های متن مبداء- مقصد به هم پیوسته هنوز به هیچ وجه نظاممند نیستند. ترجمة اسامی خاص در عین حال که یافتههای در خور توجهی ارائه میکند، میتوان گفت که به لحاظ فرهنگی، این اسامی مقیدترین اقلام شمرده میشوند، اما این مطلب لزوماً بدان معنی نیست که کل راهبرد ترجمه باید یکسان باشد. چنان که هولمز پیشنهاد کرده، ارجح آن است که فهرستی کامل از ویژگیها(ی متن) تهیه نماییم و آن را بیازماییم، ولو اینکه فهرست مذکور به اندازه برخی طبقهبندیهایی که در فصول 4 و 5 مورد بررسی قرار دادیم، جامع و مبسوط نباشد. قرار گرفتن در بافت فرهنگ مقصد نیز الزاما محدودیت دارد. توجهمان را میتوانیم به بررسی عمیقتر تعامل میان فرهنگ، ایدئولوژی، و متن معطوف کنیم و به خود مترجمان و صنعت نشر نگاهی بیاندازیم. این موضوعات در دو فصل بعد مورد بحث قرار خواهند گرفت.
میتوانید به ابتدای فصل هفتم بروید و بقیهی قسمتهای آن را ببینید و برای مطالعه دوباره قسمتی از آن را انتخاب کنید:
میتوانید به فهرست عناوین کتاب مطالعات ترجمه جرمی ماندی برگردید و بقیهی فصول کتاب را ببینید: