جایگزینی و حذف برخلاف ارجاع، روابط دستوری هستند تا معنایی. در جایگزینی یک واژه (یا چند واژه) جایگزین واژه (یا واژههای) دیگری میشود:
I like movies.
And I do.
در مثال بالا، do یک جایگزین برای like movies است. آن واژههایی که متداولا در زبان انگلیسی بهعنوان جایگزین مورداستفاده قرار میگیرند، عبارتاند از one, do و the same این موضوع را در مثالهای زیر که برگرفته از کتاب هالیدی و حسن (۱۰۵ و ۱۹۷۶۰۸۹) هستند، مشاهده کنید:
Yout think Joan already knows? – I think everybody does.
(does جایگزین knows میشود)
My axe is too blunt. I trust get a sharper one.
(one جایگزین axe میشود)
A: I’ll have two poached egges on toast, please.
B;’Il lave the sale.
(the same جایگزین two poached eggs on toast میشود)
جایگزینی و حذف چیست؟
حذف شامل از قلم انداختن یک واژه میشود. بهعبارتدیگر، در حذف. صفر جایگزین واژه شود. این موردی از حذف چیزی نگفته است که در هر حال فهمیده میشود.

این نوع حذف شامل هر موردی نمیشود که در آن شنونده یا خواننده باید اطلاعات حذفشده را ارائه دهد، بلکه فقط در مورد آن مواردی به کار میرود که در آن خود ساخت دستوری به واژه با واژههایی اشاره دارد که میتواند جای خالی مورد بحث را پر کنند. در زیر چند مثال از حذف وجود دارد:
Joan brought some camations and Catherine some sweet peas.
(واژهی حذفشده: brought در جملهی دوم)
Here are thirteen cards. Take ally. Nowy give me any three.
(واژهی حذفشده: card پس از any در جملۀ دوم و card پس از any three در جملهی سوم)
Have you been swimming – Yes, I have.
(واژههای حذفشده: been swimming در جملۀ دوم).
(هالیدی و حسن 167، 158، 143: 1976)
مثالی از حذف از مقاله “جنگ گرگ”
مثال زیر نمونهای از حذف است که برگرفته از مقالهای تحت عنوان «جنگهای گرگ» نوشته داگلاس اچ چادویک است که در ماه مارس ۲۰۱۰ در نسخه مجله نشنال جغرافیا (ص ۳۸) چاپ شد:
In 1995 and 1996, 1lie U.S. Fish and Wildlife Service captuired Wolves in Canada and released them into 2.2-million-acre Yellowstore National Park and central Idaho’s wilderness areas. The unprecedented federal action | trigered such an eruption of hope, fear, resetittient, lawsuits, and lieadline news that most people assume the whole return of the wolf to the West began that way. It didn’t, but those reintroductions worked like a rocket booster; Populations grew, and the war escalated.
انواع جایگزینی و حذف
هالیدی و حسن توصیف مفصلی از انواع گوناگون جایگزینی و حذف در زبان انگلیسی ارائه میدهند. . چون جایگزینی و حذف روابط صرفاً دستوری هستند که بین صورتهای زبانی ایجاد میشوند و نه بین صورتهای زبانی و معانی آنها، پس جزئیات فوقالعاده خاص زبان بوده و درنتیجه آوردن آنها در اینجا مناسب نیست توجه داشته باشید که خطوط مرزی بین این سه نوع علائم پیوستگی (یعنی ارجاع، جایگزینی، و حذف) بهخوبی مشخص نیست.
هوی (1991) مثال زیر را ارائه میدهد. یک جملهی سؤالی مثل Does Agatha sing in the bath? میتواند سه پاسخ داشته باشد که عبارتاند از: پاسخ (a) مثالی از جایگزینی، پاسخ (b) مثالی از حذف، و پاسخ (c) نمونهای از ارجاع:
(a) No, Full lo.
(b) Yes, she does,
(c) Yes, she does it to annoy us, I think.
پاسخ (b)نمونهای از حذف است چون does را نمیتوان جایگزینی برای Silg در جمله سؤالی بالا پنداشت.
واژههای حذفشده در Yes , she does واژههای Sirag in the bath هستند. ابهام و گنگی خطوط مرزی و تفاوتهای فنی بین این سه نوع علائم پیوستگی، نباید ذهن ما را در اینجا مشغول کند مهمتر اینکه ممکن است آنها در زبانهای دیگر به همین شکل عمل نکنند.
در این برهه، مترجم نیاز دارد فقط آگاه باشد که علائم متفاوتی در زبانهای گوناگون برای خلق «بافتار» وجود دارد، و اینکه متن با عنایت به روابط معنایی و ساختی که بین عناصر آن است، به هم متصل میشود.
روشهای ایجاد پیوند بین عناصر متنی
این نکته، کاربردهای واضحی در عمل دارد. هر زبانی دارای وسایل خاص خودش برای ایجاد پیوند بین عناصر متنی است تحت شرایط عادی آنچه موردنیاز است شبکهبندی روشهای برقراری پیوندها برای مناسبسازی هنجارهای متنی زبان مقصد است.
خود نظام دستوری هر زبانی، کاربرد شیوههای خاصی را نسبت به زبان دیگر ترجیح میدهد. هنجارهای متنی هر ژانری نیز بیشتر گزینههای خاصی را مطرح میسازد و بقیه را که به لحاظ دستوری قابلقبول است و ممکن است در ژانرهای دیگر نیز به لحاظ متنی قابلقبول باشد، نادیده میگیرد.
مثالها:
در زیر مثالی از نحوه معمول برآمدن از پس تغییرات در این سطح متنی، چه خودآگاه یا ناخودآگاه توسط مترجمی حرفهای ارائهشده است. متن اصلی به زبان عربی و متن مقصد به زبان انگلیسی است. این متن بخشی از سندی است که فرایندهای حکمیت در مرکز بینالمللی حکمیت در قاهره را توضیح میدهد.
متن عربی اصلی:
اذا انقضى ثلاثون يوما من تاريخ تسلم أحد الطرفين اقتراحة قدم وفقا للفقرة الأولى دون أن يتفق الطرفان على تعيين المحكم الواحد تولت تعيينه سلطة التعيين التي اتفق الطرفان على تسميتها، فإذا لم يكن الطرفان قد اتفقا على تسمية سلطة تعيين، أو اذا امتنعت السلطة التي اتفقا على تسميتها عن تعيين المحكم، أو لم تتمكن من اتمام تعيينه خلال ستين يوما من تاريخ تسلم الطلب الذي قدمه لها أحد الطرفين في هذا الشأن، جاز لكل من الطرفين أن يطلب من الأمين العام المحكمة التحكيم الدائمة تسمية سلطة تعیین.
ترجمۀ معکوس از عربی:
unirty days elapse from the date on which one of the parties received a proposal submitted according to the first item without the parties agreeing to appoint the one arbitrator, his appointment is done by the appointing aouthority which the parties agreed to name. If the parties had not agreed on the naming of the appointing authority, or if the authority which they on nominating declines to appoint the arbitrator or is unable to nominate within sixty days of the date of receiving the request which onc of the par presented to it in this regard, each of the parties may ask the Secretar General of the Permanent Arbitration Court to nominate an appoi authority.
ترجمهی انگلیسی:
If thirty days elapse from the date on which either party received a proposal – sbumitted according to the first item [(a)] – without the two parties agreeing on appointing one arbitrator, the authority nominated by the two parties undertakes to appoint the arbitrator. If the parties had not agreed on nominating such authority, or if the nominated authority declines to appoint an arbitrator or is unable to nominate one within sixty days of its receipt of either party’s request to that effect, bot parties may ask the Secretary-General of the Permanent Arbitration Court to nominate an appointing authority.
طولانی بودن و پیچیدگی جملات در متنهای بالا و نتیجه دشواری بالقوه در ردگیری مشارکین و گفتگو، کاربرد انواعی از وسایل را برای برقراری روابط پیوستگی در هر دو متن ضروری میسازد، سطح پیوستگی در هر دو قطعه فوقالعاده زیاد است، ولی تفاوتهای فاحشی در انتخاب علائم پیوستگی مورداستفاده در هر مورد وجود دارد.
چطور دو زبان بسیتر متفاوت از هم را ترجمه کنیم؟
متن عربی از شماری از وسایل و علائم بهره میجوید که نمیتوان در ترجمه معکوس آنها را بهراحتی نشان داد. برای مثال، تمامی افعال با فاعلهایشان برحسب جنسیت دستوری و شمار تطابق دارند که بدین معنی است که پیوندهای بین این دو حتی وقتی با شماری ازجمله های درونه گیری شده با فاعلها و افعال خودشان از هم جدا شدهاند.
واضح است، افزون بر بهکارگیری معادل ‘which برای برقراری پیوند، برای مثال در ‘receiving the request which one of the parties presented to it’ فعلی که بعد میآید دارای پسوند برای نشان دادن ارجاع ضمیری است (تحتاللفظی: ‘which one of the parties presented- it- maseuline to it- feminine’) با دانستن اینکه ‘request’ در زبان عربی یک اسم مذکر و ‘authority’ در این زبان یک اسم مؤنث است، زنجیرههای ارجاعی باهم قاطی نمیشوند.
پس ساخت دستوری زبان عربی ارجاع ضمیری را بهعنوان وسیلهای متداول برای ردگیری مشارکین در گفتگو و برقراری روابط پیوستگی بهطور عام، ترجیح میدهد. ولی افزون بر این، این نوع از متن گرایش به داشتن سطح بالایی از تکرار واژگانی دارد و درنتیجه اسم عربی برای ‘parties’ که برای ثنویت نشاندار شده است، حتی در مواردی تکرار شده که هیچ ابهامی از کاربرد ضمیر یا پسوند ضمیری ایجاد نمیشود.
جایگزینی و حذف چارهساز
زبان انگلیسی همانند اکثر زبانها، عموماً از هر وسیلهی موردنیاز برای کاهش دادن ابهام در ردگیری مشارکین در گفتگو بهره میجوید. نظام دستوری انگلیسی، برخلاف نظام دستوری عربی، تمایزات بسیار کمتری را برحسب شمار، جنسیت دستوری و تطابق فعل قائل میشود.
بنابراین تکرار واژگانی در مواردی که ابهام ارجاع ممکن است ایجاد شود و در بافتهایی که کلاً ابهام و بهویژه ابهام ارجاع را برنمیتابند، انتخاب مطمئنتری است. در متون حقوقی و نیمه حقوقی، هنجار این است تا از تکرار واژگانی حتی در موادی که هیچ ابهامی با استفاده از ارجاع ضمیری نیز ایجاد نمیشود، استفاده گردد.
اگرچه متن عربی کاربرد زیادی از ارجاع ضمیری میکند ولی هیچ موردی از ارجاع ضمیری ابداً در متن انگلیسی دیده نمیشود. امکانپذیر ولی به لحاظ متنی عجیب، است که بهجای چند تکرار واژگانی در متن انگلیسی، ضمایر مناسب را جایگزین کرد.
نسخهی انگلیسی افزون بر تکرار واژگانی همچنین از جایگزینی برای ایجاد پیوندها و ارتباطهای پیوستگی بهره میجوید:
(if the nominated authority declines to appoint an arbitrator or is unable nominate one).
همچنین چند مورد از حذف نیز وجود دارد. در مثالی که برای نشان دادن جایگزینی نقل شد، فاعل/ نهاد جملهی دوم یعنی ‘the nominated authority/ it’ حذف میشود.
دوباره ذکر میکنیم: هر زبانی وسایل (= یا شیوههای) خاص خودش را برای برقراری روابط پیوستگی دارد. ترجیحات زبانی و نوع متن باید در فرایند ترجمه هر دو مدنظر قرار داده شوند. با به خاطر داشتن این نکته، بیایید به بررسی انواع دیگری از وسایل/ علائم پیوستگی بپردازیم که اغلب نیازمند نحوۀ برخورد دقیق در ترجمه است.
در ادامه بخوانید: همپایگی چیست؟