تعادل ترجمه و یافته‌های یالوپ در ساخت تعادل

تعادل ترجمه و یافته‌های یالوپ در ساخت تعادل

در بحث تعادل ترجمه میتوانیم اینگونه آغاز کنیم: کالین یالوپ: «ساختن تعادل» در کتاب ویراستۀ اریش استینر و کالین یالوپ: کاوش در ترجمه و خلق متن چندزبانه: ورای محتوا. یالوپ چنین مطرح می‌کند که دنیایی که به لحاظ اجتماعی به صورت بین‌المللی اشتراکات روزافزونی پیدا می‌کند، نه تنها تعادل را ممکن می‌سازد بلکه همچنین این تعادل از طریق ارجاع به واقعیات بافت اجتماعی- اقتصادی موجود در یک متن به آسانی قابل دسترسی است. تعادل ترجمه در جایی که دنیایی که به صورت روزافزون به سمت بین‌المللی شدن پیش می‌رود، ترجمه را ترغیب می‌کند- با وجود وسایل حمل و نقل یکسان و تلفن و کامپیوتر اداره، و بانک و مراکز خرید در سرتاسر دنیا- دشوار نیست تا تعادل را به عنوان هدف روشن در ترجمه مدنظر داشت.

داوری تعادل ترجمه

بدون کم کردن چالش‌ها و مشکلات باقیمانده، تعادل را می‌توان با عطف به اشیاء و فرایند‌ها و ساخته‌های تقریبا عالمگیر، مورد داوری قرار داد. در مورد متونی مانند آلیس در سرزمین عجایب، پانکاسیلا [بیانیه‌ای فلسفی مشتمل از پنج اصل که بر پایۀ آن ملت اندونزی بنیان گذاشته شد] یا انجیل، نقطۀ تکیه‌گاه مسلماً کمتر مشخص است و ترجمه می‌تواند فوق‌العاده خلاق و خیالی باشد. ولی هنوز هم می‌توان ترجمه‌ای ارائه داد که به مفهومی وفادار به متن اصل باشد، ترجمه‌ای که نکاتی از تناظر با متن اصلی را، حتی اگر برخی از این تناظرها غیرطبیعی باشد، از خود نشان دهد و این تناظر به حدی است که در بافت‌های دیگر غیرقابل قبول است. مباحث جدی راجع به مزایای چنین ترجمه‌ای را باید با عطف به درک وسیع انسان‌ها، عملکرد ترجمه، و بافت در نظر گرفت.

تعادل همیشگی و ثابت است؟

در جهانی که در آن هر چیزی منحصر به فرد است، مسلما ضمانت صد در صدی برای تعادل وجود ندارد، چه در ترجمۀ دستنامه‌های فنی، قرارداد‌ها یا مکاتبات تجاری، یا در ترجمۀ متون منحصر به فردتر. آنچه با آن روبرو می‌شویم، تشابهات است، یعنی نقاطی که در آن به عنوان انسان، می‌توانیم ارتباط‌ها و تماس‌هایمان را تمیز دهیم. تعادل رابطه‌ای نیست که ثابت و همیشگی باشد، و سوال این است که چه نوع تشابهی را می‌توانیم در یک بافت خاص برای منظوری خاص به عنوان یک تعادل حساب کنیم. تعادل نه از پوچ بلکه از تنوع مختلف تشابهات ساخته می‌شود. می‌توانید مثال‌هایی از «اشیاء و فرایند‌ها و ساخته‌های تقریبا عالمگیر» از کامپیوتر اداره یا بانک که توسط مؤلف متن ذکر شد، ارائه دهید؟ فکر می‌کنید تا چه اندازه‌ای دیدگاه یالوپ نسبت به ترجمه در این متن در تضاد با دیدگاه ارائه شده در متن شماره 9 باشد؟ آیا دیدگاه خوشبینانه مبنی بر امکان دستیابی به تعادل در ترجمه، در مورد زبان‌هایی که به لحاظ زبان شناختی و فرهنگی از هم متفاوت هستند (برای مثال، زبان‌های پرتغالی برزیلی، ژاپنی، یا زولو) نیز صدق می‌کند؟

جدیدترین ها

مطالب مرتبط