مبتدا و خبر، ارزیابی هالیدی در رابطه با آن

مبتدا و خبر، ارزیابی هالیدی در رابطه با آن

هر رویکردی به توصیف جریان اطلاعات در زبان طبیعی معمولاً به این آگاهی می‌رسد که جملات به‌صورت مبتدا و خبر سازمان‌دهی شده‌اند، ولی همچنان چه قبلاً ذکر شد، زبان شناسان مختلف، توجيهات متفاوتی را در نحوه نمود مبتدا و خبر در کلام مطرح می‌سازند.

هر توجیهی طبیعتاً به‌واسطه زبان بومی زبان‌شناس مورد نظر و زبان‌های دیگری که او آن‌ها را بلد است، سوگیری می‌شود. یکی از تفاوت‌های اصلی بین رویکردهای هالیدی‌ای و رویکردهای دیگر این است که هالیدی همواره اصرار داشت (حداقل در زبان انگلیسی) که تمایز مبتدا – خبر توسط ترتیب‌بندی متوالی عناصر جمله نمود پیدا می‌کند، یعنی مبتدا آن عنصری است که متکلم در جایگاه اول در جمله می‌آورد، و خير آن چیزی است که پس از مبتدا می‌آید.

بنابراین یک توالی خبر – مبتدا هیچ جایگاهی در نظام هالیدی ندارد. این وضعیت به‌شدت در تقابل با وضعیتی قرار دارد که توسط زبان شناسان پراگ (مثل فیرباس) اتخاذشده است. او حالت جمله را به‌عنوان تنها ملاک برای تشخیص مبتدا و خبر قبول ندارد.

مبتدا از دیدگاه هالیدی

گیرایی دیدگاه هالیدی این است که برخلاف توضیحات نسبتاً پیچیده مکتب پراگ، تبعیت از آن و اعمال آن بسیار ساده است، تا حدودی نیز به لحاظ شمی خشنودکننده است که چنین مطرح سازیم که آنچه شخص درباره‌اش صحبت می‌کند همیشه قبل از آن چیزی می‌آید که شخص، می‌خواهد راجع به آن بگوید.

مبتدا

از سوی دیگر، معایب آن عبارت‌اند از: (الف) دوری بودی (circularity) نسبی آن: یعنی مبتدا آن چیزی است که در جایگاه اول جمله می‌آید و هر آنچه در اول جمله می‌آید، مبتدا است؛ و (ب) ناتوانی آن به ربط دادن توصیفات در مورد زبان‌هایی با ترتیب کلمه فاعل + فعل + مفعول، به‌ویژه آن‌هایی که ترتیب کلمه نسبتاً ثابتی دارند (مثل زبان انگلیسی با توصیفات زبان‌هایی با ترتیب کلمه نسبتاً آزادتر است که برای مثال در آن‌ها فعل اغلب در جایگاه آغازین می‌آید.

فرآیند مبتداسازی

اگر مبتدا هر آنچه باشد که در جایگاه آغازین می‌آید، باید اذعان کرد که برخی زبان‌ها ترجیح می‌دهند تا مشاركين گفتگو را (که به‌صورت فاعل در زبان‌های فاعل + فعل + مفعول و فاعل + مفعول + فعل بیان می‌گردد) مکرراً مبتداسازی کنند در صورتی‌که زبان‌ها ترجیح می‌دهند تا فرآیندها را مبتداسازی نمایند که به‌صورت فعل در زبان‌های فعل + فاعلِ بیان می‌شود.

ولى هالیدی سعی نمی‌کند تا این ترجیحات را مدنظر قرار دهد و همچنین ویژگی‌های زبانی نمی‌پردازد که انتخاب عناصر مبتلا ساز را از طرف متکلم محدود می‌سازد. برای مثال، در زبان هاروی (یک زبان پاپوای گینه نو) فعل همواره در آخر می‌آید و گوینده یا نویسنده اختیار مبتداسازی فرایندها را ندارد.

می‌توان دیدگاه هالیدی را نسبت به مبتدا – به‌عنوان آنچه در جایگاه آغازین جمله می‌آید – عنوان بازتابی از (الف) ماهیت انگلیسی به‌عنوان زبانی با ترتیب کلمه نسبتاً ثابت، و (ب) مطالعه‌ای و مورد زبان چینی مشاهده کرد. زبان چینی‌زبانی با مقوله خاصی از نهاد (topic) است که همواره در آغاز حمل می‌آید.

همچنین در این مقطع مفيد است تا احتمال ارتباط بین مفهوم هالیدی‌ای از مبتدا و مقوله نهاد در زبان چینی و زبان‌های دیگر نهاد محور را موردنظر قرار داد. مبحث نهاد علاوه بر فراهم آوردن بینشی به دیدگاه هالیدی از چگونگی نمود یافتن هیتدا در کلام، همچنین در اینجا از اهمیت خاصی برخوردار است چون باعث روشنگری حیطه‌ای از اغتشاش بالقوه برای مترجمی می‌شود که علاقه‌مند به تحلیل مبتدایی زبان‌های نهاد محور است.

نهاد به سبک چینی

زبان چینی توسط لی (۱۹۷۶) به‌عنوان زبانی نهاد محور (topic- prominent) مشخص شده است. زبان‌های نهاد محور پر خلاف زبان‌های فاعل محور(subject-prominent)ی مثل زبان‌های انگلیسی، فرانسه، آلماني، به نظر می‌رسد که دو فاعل دارند. لي مثال‌های زیر را از انواع زبان‌های نهاد محور ارائه می‌دهد. در هر جمله زیر نهاد خط کشیده شده است.

Animals, I advocated a conservation policy.                   (زبان ماندارین)

This field], the rice is very good.                               (زبان لاهو)

The present time, there are many schools.                  (زبان کره‌ای)

Fisl, red anlapper is delicious                                   (زبان ژاپنی)

در اینجا باید به چند سؤال پاسخ داد تا ارتباط بین مبتدا و نهاد را مشخص کرد، البته اگر ارتباطی بین آن‌ها وجود داشته باشد.

برای مثال، نهاد چگونه به مبتدا مربوط می‌شود؟ آیا نهاد به لحاظ نحوی با مبتدا یکسان عمل می‌کنند و یا دقیق‌تر بگوییم آیا نهاد شبیه مبتدا، دارای نقش نحوی نیست؟ آیا نهاد همان معنای مبتدا را محمول است، یعنی آنچه پیام راجع به آن است؟ آیا نهاد را در زبان‌هایی که نهاد محور نیستند می‌تواند ترجمه کرد؟

نهاد در زبان‌های نهاد محور

نهاد یک جمله در زبان‌های نهاد محور همواره در جایگاه آغازین می‌آید (لی 1976). از این لحاظ، در الگوی هالیدی نهاد با مبتدا با هم منطبق می‌شوند. اگر جایگاه آغازین برای مبتدا در نظر گرفته شود و اگر نهاد همواره در جایگاه آغازین بیاید، پس چنین مفروض است که مبتدا و نهاد، چیز یکسانی باشند.

در برخی از زبان‌ها مثل زبان‌های لیسو، ژاپنی و کره‌ای، نهاد به‌واسطه اضافه کردن یک تکواژ (برای مثال، پسوند nya- همواره نهاد یک جمله در زبان لیسو اضافه می‌شود) بیشتر مشخص می‌شود.

مثالی در زبان ژاپنی

زبان ژاپنی دارای دو پسوند –wa و –ga است که عملکرد آن‌ها به طرق مختلف توسط زبان شناسان گوناگون توصیف می‌شود، ولی گفته می‌شود که علاوه بر کارهای دیگر، عملکرد آن‌ها سه ترتیب مشخص کردن نهاد و غیر نهاد (non- topic) است.

ویژگی نحوی دیگر نهاد این است که نهاد ارجاع به ماقبل (anaphoric reference) را کنترل می‌کند و درنتیجه (الف) وقتی عنصری، نهاد خوانده می‌شود، این عنصر را می‌توان در جملات بعدی حذف رد، چون‌که ازدیاد جملات بدون فاعل در زبان‌هایی مثل چینی و ژاپنی را می‌بینیم و (ب) عنصری که نهاد نامیده می‌شود، پیوند‌های هم مرجع (co- referential) احتمالی با عناصر دیگر در جمله را نادیده می‌گیرد. لی مثال زیر را از زبان ماندارین چینی (469: 1976) ارائه می‌دهد.

Neike              shù         yèzi            da,       suðyi            wė       bu       xihuan

that                 tree         leaves         big        so                   I           not      like

‘That tree (topic), the leaves are big, so I don’t like <it>.’

like

ساخت نهاد-گزاره

ساخت‌های نهاد – گزاره مثل آن‌هایی که در بالا ارائه شدند، بعضی‌اوقات در زبان انگلیسی، برای مثال، به As for fish … , About this field … , Concerning animals … و ازاین‌دست ترجمه می‌شوند. البته محدودیتی بر تعداد تکرار این کار در زبان انگلیسی وجود دارد. این ساخت به لحاظ عدم تداول نسبی‌اش،

ساختی نشان‌دار است. استفاده مفرط از این ساخته توسط افراد ژاپنی و چینی که زبان انگلیسی را یاد می‌گیرند، بلافاصله مشخص می‌شود.

ساخت مبتدا و نهاد به طرق مختلف

کینگ (۱۹۹۰) به طرز مشابهی چنین مطرح می‌سازد که نهادسازی همچنان چه در کاربرد عباراتی مانند oson afora , os pros و oso ya  مشخص است. تمامی این‌ها به معنی چیزی شبیه به ‘as for’  یا with regard to’ ‘ است) در زبان یونانی در مقایسه با زبان انگلیسی متداول‌تر است و اینکه افراد انگلیسی‌زبان که زبان یونانی را یاد می‌گیرند گرایش دارند تا از این ساخت استفاده بیش‌ازحد بکنند، مترجمان به لحاظی در جایگاهی مشابهی با یادگیرنده پیشرفته یک‌زبان قرار دارند و مشکلاتی ازاین‌دست وقتی رواج بیشتری می‌یابد که جهت ترجمه به زبان غیر‌بومی است تا زبان مادری خود مترجم.

الى (484: 1976) ساخت‌های طبیعی‌تری را برای دستیابی به چیزی شبیه به نهادسازی در زبان انگلیسی پیشنهاد می‌کند:

Renniember Toin?

Well, he fell off his bike yesterday

   ?You know Tom

این ساخت‌ها ممکن است در برخی موقعیت‌ها طبیعی باشند (به‌ویژه در مکالمات گفتاری غیررسمی)، ولی بدون شک در بسیاری از بافت‌ها غير مناسب می‌باشند. این ساخت‌ها همانند تمامی ساخت‌های انگلیسی ارائه‌شده در بالا برای بیان نهادهای سبک چینی، بسیار محدودتر از ساخت نهاد – گزاره در زبان‌هایی مثل کره‌ای و چینی هستند. در زبان‌های نهاد محور، این ساخت‌ها هنجار محسوب می‌شوند و به استثنا.

نظر چفه

چفه (Chafe) (۱۹۷۶) چنین مطرح می‌کند که صحیح نیست که یک‌نهاد سبک چینی را با عبارتی انگلیسی مانند As for ترجمه کرد. دلیل نیز این است که این عبارت انگلیسی بیانگر تقابل است. جمله‌ای مثل As for animals, I advocate a conservation policy تلویحاً بدین معنی است که حیوانات با چیزی دیگر که برای آن شاید متکلم سیاست محافظه‌کارانه‌ای را تبلیغ نمی‌کند، در تقابل است. از سوی دیگر، این ساخت چینی ممکن است محمول هیچ تقابلی نباشد و درنتیجه چفه چنین نتیجه‌گیری می‌کند:

به نظر می‌رسد زبان چینی اطلاعات را در این موارد به شیوه‌ای بیان کند که با هیچ مورد موجود در زبان انگلیسی تطابق ندارد. به‌عبارت‌دیگر، هیچ وسيله بسته‌بندی‌شده در زبان انگلیسی که مطابق با وسیله نهاد در زبان چینی باشند وجود ندارد، و درنتیجه هیچ ترجمه کاملاً بسنده‌ای صورت نمی‌گیرد.

(50: 1976)

به‌غیراز رفتار نحوی و تقابلی بودن، آن سعی می‌کند تا یک‌نهاد سبک چینی را به همان صورت مبتدا تفسیر نماید. یعنی به معنی چیزی شبیه این نقطه شروع صحبت من است؛ این چیزی است که من درباره‌اش صحبت می‌کنم.» ولی دامنه نهاد محدود به جمله نیست.

کارایی نهاد

نهاد فقط ارجاع را در درون مرز جمله کنترل می‌کند، بلکه ارجاع بیرون از مرز جمله را نیز کنترل می‌کند. به همین دلیل است که وقتی نهادی رأی اولین بار آورده شد می‌توان فاعل (های) جملات بعدی را حذف کرد. همچنین برخلاف مبتدا (و فاعل) که می‌توانند معرفه یا نکره باشند، ولی نهاد همیشه معرفه است (لی 1976) این نکته نمایانگر تفاوت احتمالی در معنا یا عملکرد بین این دو است.

چفه (51: 1976) چنین پیشنهاد می‌کند که عملکرد نهاد همانا مشخص کردن نوعی چارچوب است. برای مثال به لحاظ زمان، مکان، یا ارجاع شخصی، که در آن چارچوب جمله اصلی اعمال می‌شود و این‌که آن نهاد «واقعی» (در زبان‌های نهاد محور) دیگر «آن چیزی نیست که جمله درباره آن است» بلکه «چارچوبی است که در داخل آن جمله قرار می‌گیرد» لی با تفسیر چفه از نهاد موافق است و این را با عنایت به این‌که نهاد همواره معرفه است. پیوند می‌دهد. یک‌نهاد باید معرفه باشد چون نقش و عملکرد آن در ایجاد چهارچوبی است برای تعبیر جمله به‌عنوان یک کل.

رابطه بین نهاد و مبتدا

تا آنجایی که من می‌دانم هنوز کسی به رابطه بین نهاد و مبتدا در زبان‌های نهاد محور، به شکلی یکدست دست نیافته است. این زبان‌ها دارای مبتدا‌های جمله‌ای و همچنین نهاد‌های جمله‌ای هستند.

سازمان‌دهی آن‌ها به ساخت‌های نهاد- گزاره باید به پیچیدگی تحلیل مبتدایی و مشکل نشانگرهای شناساننده مبتدایی بی افزاید. برای مثال، ادعاهای متناقض چندی وجود دارد که نقش پسوند –wa ژاپنی را مدنظر دارند: برخی چنین مطرح می‌کنند که آن‌یک شاخص اجباری مربوط به نهاد است (این ادعا در کتاب لی 465: 1976 به‌صورت تلویحی آمده است): برخی دیگر چنین پیشنهاد می‌دهند که این پسوند بیانگر اطلاعات معلوم است. می‌نارد (124: 1981) چنین مطرح می‌کند که –wa نمایانگر نهاد است، اگرچه خود او از اصطلاح «مبتدا» استفاده می‌کند:

-wa برای خلق مبتدا از طریق گروه اسمی شناساننده عمل می‌کند که باید بر روی آن چیزی قرار گیرد که ما آن را «مرحله مبتدایی» می‌نامیم. این مرحله مبتدایی را می‌توان به‌عنوان چارچوب مفهومی تعریف کرد که در درون آن داستان گفته، ارائه و عمل می‌شود. انتخاب کاربرد –wa بازتابی از انتخاب مبتدایی نویسنده است.

واضح است که این حوزه‌ای است که برای مترجمی که از یک‌زبان نهاد محور مثل کره‌ای، ژاپنی با چینی ترجمه می‌کند یا به این زبان‌های نهاد محور ترجمه می‌نماید، ایجاد مشکل می‌نماید.

بحث بالا تمامی وجوه ساخت مبتدایی را دربر گرفت، ولی به نظر می‌رسد برای تیت فعلی ما ، حال توجه خود را به جنبه دومی از سازمان‌دهی تعاملی پیام یعنی ساخت اطلاعاتی معطوف می‌کنیم.

بخش بعدی: ساخت اطلاعاتی- معلوم در برابر جدید

جدیدترین ها

مطالب مرتبط