در سالیان اخیر اقداماتی در جهت ایجاد ارتباط میان رشتههای مختلف صورت گرفته است. این قبیل رویکردهای میان رشتهای، موانع را از سر راه بر میدارند و تبادل سریع دانش را در جامعه سریعا جهانی شده و سرشار از اطلاعات، منعکس میسازند.
مطالعات ترجمه نمونه بینظیر رشتهای است که میتواند رویکردهای مطالعات زبانی و فرهنگی متنوع و گوناگونی را یکجا گرد آورد و به دلیل کاربرد ویژهای که دارد، رویکردهای مذکور را اصلاح نماید و الگوهای جدید خاصی برای احتیاجات خود به وجود آورد.
معرفی میان رشته
رشد این میان رشتهها را بر صفحه نمایشگر رایانه میتوان دید: نمونههایی که از طریق جستجوی اصطلاح «میان رشته» (interdiscipline) در موتورهای جستجوی شبکه جهانی (اینترنت) ارائه شدهاند، مشتملاند بر کهن اخترشناسی (archaeastronomy) (مطالعه اخترشناسی در دورههایی از گذشته که با پایگاههای باستانشناسی و اقوام خاص ارتباط دارد)، تاریخ، پزشکی، زبان شناسی دیوانی (forensic linguistics) (مانند پدیدآوردن متون دیوانی یا احکامی که از فنون زبانی در آنها استفاده شده و اکنون به طور فزایندهای در دادگاهها مورد استفاده قرار میگیرند) مطالعه ارتباطات و برآوردهای انسانی.

مقاله مک کارتی در این زمینه
ویلارد مک کارتی در مقالهاش برآورد انسانی به منزله دانشی میان رشته (1999) در توصیف زیر نشان میدهد که نقش میان رشته را در جامعه دانشگاهی چگونه تلقی میکند:
«میان رشته واقعی را… به رغم وجود پرهیزکاریهای استاندارد نمیتوان در دنیایی که اکنون به خطوط مختلف تقسیم شده، به سادگی فهمید، بنا نهاد، و اداره نمود… دقیقتر بگویم، میان رشته در حقیقت عنصری است که در شکاف میان رشتههای معاصر حضور دارد و با بعضی یا بسیاری، یا همه آنها سرو کار پیدا میکند. میان رشته، مانند تاجری فنیقی در میان ملل اسکان یافته میباشد. وجودش در چنین دنیایی، مبهم و رازگونه است، این رازما را به مبارزه فرا میخواند تا دوباره بیندیشیم که چگونه دانش را سازماندهی و نهادینه کنیم.»
پیوند میان رشته ای
بنابراین، میان رشته با ترویج پیوندهای جدید میان دانشها و فناوریهای مختلف و واکنش نشان دادن به آنها، شیوه تفکر رایج را به چالش فرا میخواند. افزایش شناخت در محیطهای دانشگاهی احتمالا به سرمایه گذاری بیشتر و اعتبار اجتماعی چشمگیرتر میانجامد و میان رشته را با عرصه موضوعات تثبیت شدهتر میتوان با شک و تردید مورد توجه قرار داد.
اصلا میشود میان رشته را خواند و آموخت و با آن همیاری متقابل رشتهها را ترویج داد. مک کارتی که سلسله مراتب رشتهها را به صورت ترتیب منتظمی تلقی میکند، معتقد است که رشتههای «متداول» با میان رشته جدید، یا رابطهای «اصلی» دارند و یا رابطهای فرعی. این نوع رویکرد را که مک کارتی برای برآورد علوم انسانی مطرح میکند، برای ترجمه و مطالعات ترجمه نیز میتواند مناسب و معتبر باشد.
جایگاه مطالعات ترجمه در میان رشته
مطالعات ترجمه، خود، همانند تاجری فنیقی در میان رشتههای قدیمیتر است که با رشتههایی مانند زبان شناسی (به ویژه عنی شناسی (semantics)) منظورشناسی و زبان شناسی تقابلی و کاربردی) زبانهای نوین و مطالعات زبانی، ادبیات تطبیقی، مطالعات فرهنگی و فلسفه رابطهای اصلی و عمده برقرار کرده است.
با وجود این، شایان ذکر است که رابطه مطالعات ترجمه با سایر رشتهها، رابطهای ثابت نیست. رابطه مذکور به شرح تغییراتی میپردازد که طی سالها، از پیوندی محکم با زبان شناسی تقابلی در دهه 1960 تا برتری و اولویت مطالعات فرهنگی امروز، را دربر میگیرد.
هنگام بحث در مورد مطالعات ترجمه کاربردی، نظیر تربیت مترجم، دیگر روابط فرعی بر سر زبان ها افتادند.
مثلا، دورههای ویژه ترجمه باید حاوی اساس آموزش رشتههایی باشند که کارآموزان در این رشتهها برای کار ترجمه- نظیر ترجمه متون حقوقی، سیاسی، پزشکی، و اقتصاد- در نظر گرفته میشوند و علاوه بر آن مقداری دادههای حاصل از فناوری اطلاعات به این مطالب اضافه شوند تا موضوعات موضوعات و مسائل ترجمه ماشینی را دربر بگیرد.
در ادامه بخوانید: رویکرد منسجم مری اسنل هوربنای