در ارزیابی ترجمه، مهم است تا از تفاوت بین تحلیل زبان شناختی و داوری اجتماعی آگاه باشیم. این بدان معنی است که نیاز است تمایزی بین توصیف و توضیح ویژگیهای زبان شناختی متن اصلی و مقایسۀ آنها با ویژگیهای مرتبط متن ترجمه شده از یک سو، و داوری در مورد «چقدر یک ترجمه خوب است» از سوی دیگر، ایجاد کنیم.
به جای در نظر گرفتن مقولات روان شناختی پیچیده از قبیل شم، احساسات، و باورهای گیرندگان یک ترجمه یا تأثیر ترجمه بر روی خواننده (که آن هم مبهم است) به عنوان شالودهای برای ارزیابی ترجمه، رویکرد مطرح شده در طرح بالا تأکید بر روی متن، چگونگی درک آن در مقام ژانر، و چگونگی عملکرد کاربرد شناختی آن دارد. ولی چنین رویکردی نمیتواند به صورت غایی ارزیاب را قادر سازد تا داویهایی نسبت به «خوب» یا «بد» بودن ترجمه بکند.
تحلیل زبان شناختی چیست؟
داوریهای مربوط به کیفیت ترجمه بستگی به عوامل بسیار متنوعی دارد که وارد حوزۀ ملاکهای ارزیابانۀ اجتماعی میشوند. آنچه در مورد ارزیابی ترجمه بسیار مهم است، این است که داوریهای ارزیابانه باید بر اساس فرایند تحلیل مقابلهای نقد ترجمه صورت بگیرد: یعنی همان تحلیل زبان شناختی که شالودههایی را برای استدلال یک داوری ارزیابانه مهیا میسازد.

انتخاب یک ترجمۀ آشکار یا نهان فقط بستگی به متن، یا تفسیر آن توسط مترجم ندارد، بلکه همچنین متکی بر دلایل ترجمه، خوانندۀ مورد نظر، و انواع خط مشیهای مربوط به چاپ و بازاریابی است- عواملی که هیچ ربطی به ترجمه به عنوان یک روش زبان شناختی ندارند. اینهادر واقع عوامل اجتماعی هستند. این عوامل مربوط به انسان و همچنین محدودیتهای اجتماعی- فرهنگی، سیاسی، یا ایدئولوژیک هستند.
توجه نقد ترجمه بر چیست؟
در واقعیتِ عمل ترجمه، اغلب این عوامل اساسیتر از ملاحظات زبان شناختی یا توانش حرفهای مترجم میشوند. با وجود این و به رغم چنین تأثیرات «خارجی»، ترجمه در هستهاش یک پدیدۀ زبان شناختی- متنی است، و در نتیجه میتوان آن را به این صورت تحلیل کد. به همین دلیل است که توجه اصلی نقد ترجمه (translation criticism)، همان تحلیل زبان شناختی- متنی و مقایسه است. ملاحظات مربوط به عوامل اجتماعی- اگر از تحلیل متنی جدا شود- از اهمیت ثانوی در مطالعات ترجمه به عنوان رشتهای علمی برخودا هستند.
توصیف و توضیح زبان شناختی را نباید با داوریهای ارزیابانه که فقط بر اساس شالودههای اجتماعی، سیاسی، اخلاقی یا فردی صورت میگیرد، اشتباه گرفت. به نظر ضروری میرسد که بر روی این تمایز با عنایت به جو حاکم که در آن ملاکهای اعتبار و پایایی علمی اغلب تحت تأثیر ملاکهایی از قبیل مقبولیت اجتماعی، صحت سیاسی، تعهد مبهم عاطفی، یا حال و هوای زودگذر روح زمانه قرار میگیرند، تأکید کرد. اگر ترجمه خودش به عنوان پدیده در نظر گرفته شود، ارزیابی آن نباید با مواردی از قبیل «ترجمه چیست»، «ترجمه چه باید باشد»، «ترجمه برای چه باید باشد» اشتباه گرفته شود.
ارزیابی و کیفیت ترجمه
کیفیت ترجمه زمانی مفهومی مشکلساز میشود که فقط داوریهای ارزش فردی و خارجیرا در آن دخیل کنیم. و «حکم دادن نهایی» دربارۀ کیفیت ترجمهای که مقتضیات انصاف علمی را برآورده میسازد، در واقع بسیار مشکل است. ارزیابان همواره باید انعطافپذیر از ملاحظات مربوط به ایدئولوژی، نقش، ژانر، و سیاق سخن به ارزش ارتباطی مقولات فردی زبان شناختی در حرکت باشند.
یک منتقد ترجمۀ متعهد به لحظهای خواهد رسید که فقط میتواند بازسازی احتمالی از انتخابهای مترجم به دست دهد. ولی این موضوع نباید از کارآمدی منتقد ترجمه بکاهد. وظیفۀ منتقد ترجمه این است که در هر موردی و تا آنجایی که امکان داشته باشد کار کند و به دقت مدنظر داشته باشد که در رابطه با متون مبدأ، متون ترجمه شده بنا به کدام دلایل، و با چه نوع تبعاتی ترجمه شدهاند و در کجا قرار دارند. چنین هدف معمولیای میتواند ارزیاب ترجمه را در برابر داوریهای توصیفی، و همگانی که فقط در راستای توصیف «ترجمۀ خوب» در برابر «ترجمۀ بد» هستند، مصون بدارد.