ریشهیابی نهضت ترجمه یونانی – عربی
سیاستهای اولین خلفای عباسی و بهویژه المنصور (حکومت 75-754) و پسرش المهدی (حکومت 85-775) در ریشهیابی نهضت ترجمه یونانی- عربی دارای اهمیت فراوان است. درواقع اینها بودند که این نهضت را به این شکل بهراه انداختند. فعالیتهای ترجمه در عهد بنیامیه، همانطورکه در فصل 3. 1- به آن اشاره شد، از نقش اجتماعی مهم نهضت ترجمهای که عباسیان بهراه انداختند، برخوردار نبود. در تلاش برای فهم انگیزههای آنان، بررسی نقش ایدئولوژی حکومتی اوایل عهد عباسیان و یا بهطور مشخصتر، نقش عنصر زرتشتی ساسانی در شکلگیری این ایدئولوژی ضروری است.
وضعیت سیاسی قبل از نهضت ترجمه
در ابتدا باید یادآوری شود که سلسله عباسیان درنتیجه جنگهای داخلی بین جناحهای رقیب در خاندان پیغمبر [حضرت] محمد [ص] به قدرت رسید و معمولاً از آن بهعنوان انقلاب عباسیان یاد میشود. وظیفهای که حکام اولیه عباسی با آن مواجه بودند، و المنصور با تلاشی مضاعف به آن پرداخت، بالطبع مصالحه گروههای رقیب قبلی و گروههای ذینفوذ مختلفی بود که هر یک با اهداف خاص خود، به نیابت از سلسله عباسی، در انقلاب شرکت کرده بودند. این مصالحه باید در هر دو سطح سیاسی و ایدئولوژیکی صورت میپذیرفت. تحقیقات تاریخی فراوانی که درباره انقلاب عباسیان بهعملآمده کاملاً نشان میدهد که موفقیت المنصور و جانشینان وی در حفظ وحدت حکومت تازه تأسیس مرهون توان فوقالعاده آنان در ایجاد ائتلاف سیاسی با جناحهای اصلی مختلف، متقاعد کردن این جناحها به نهفته بودن منافعشان در حفظ حکومت عباسی، و بیاعتبار کردن عناصر بیاهمیت یا افراطی در نظر آنان از نظر سیاسی و ایدئولوژیکی است.
وضعیت ایدئولوژیک در دوران شروع ترجمه
همراه با این مصالحه سیاسی، المنصور و جانشینان وی مجبور به ایجاد مشروعیت سلسله عباسی بعد از جنگ داخلی در نظر جناحهای مختلف بودند و بنابراین باید ملاحظات ایدئولوژیکی آنان را نیز لحاظ میکردند. در این رابطه جناحی که بیش از همه باید راضی نگهداشته میشد، ائتلافی بود که در بهقدرت رساندن عباسیان نقش کلیدی داشت و آن جناح بهاصطلاح «پارسی» بود. قبایل عربی که در زمان فتوحات اولیه به خراسان نقلمکان کرده و متعاقباً در زمره جمعیت بومی درآمده بودند، اعراب پارسیشده و آرامیانی که قبل از ظهور اسلام در امپراطوری ساسانیان زندگی کرده بودند، پارسیان مسلمان شده، و پارسیان زرتشتی – که در زمان المنصور هنوز اکثریت پارسیان را تشکیل میدادند- که نهایتاً مجبور به قبول غیرقابلبازگشتبودن فتوحات اعراب شدند، عناصر اصلی این جناح بودند.
تغییر فرهنگ با ترجمه پس از ساسانیان
اکنون بیشازپیش روشن شده است که شیوهای که اولین خلفای عباسی برای مشروعیت بخشیدن به حاکمیت سلسله خود در نظر جناحهای مختلف امپراطوری در پیش گرفتند، گستردهتر کردن ایدئولوژی حکومتی برای ملحوظ کردن ملاحظات جناح «پارسی» بوده است. اینکار با اشاعه این دیدگاه صورت پذیرفت که سلسله عباسی علاوهبر آنکه از خاندان پیغمبر است- که خواسته مسلمانان سنی و شیعه را تأمین میکرد- وارث سلسلههای امپراطوری باستانی در عراق و ایران، از بالیان تا ساسانیان، یعنی سلف بلافصل خود، نیز هست. به این طریق آنها توانستند فرهنگ ساسانی را، که هنوز فرهنگ غالب جمعیتهای عظیمی در شرق عراق بود، در فرهنگ اصلی عباسیان ادغام کنند. المنصور طراح این سیاست بود.
فصل دوم کتاب تفکر یونانی فرهنگ عربی
بخش اول کتاب تفکر یونانی، فرهنگ عربی