نهضت ترجمه عربی در امپراطوری عباسیان

نهضت ترجمه عربی در امپراطوری عباسیان

شرایط مادی مشخصی که زمینه را برای تحقق و شکوفایی نهضت ترجمه عربی فراهم کرد توسط دو واقعه پرشتاب تاریخی ایجاد شد: فتوحات اولیه اعراب در دوره امویان و پس از آن انقلاب عباسیان که در 134/750 به اوج خود رسید.

  1.  زمینه نهضت ترجمه منابع مادی، انسانی و فرهنگی
  2. اهمیت تاریخی، اقتصادی و فرهنگی فتوحات اعراب

گسترش امپراطوری عباسیان و نهضت ترجمه عربی

کمتر از سی‌سال پس از وفات پیغمبر [حضرت] محمد [ص] در سال 10/632 سپاهیان عرب آسیای جنوب غربی و شمال آفریقا را که قبلاً هم به‌دست اسکندر کبیر فتح شده بود، فتح کردند.

این فتوحات هم به کار امپراطوری ساسانیان ایران (651-224)، جانشینان ماد‌ها و پارت‌ها که سرزمین‌های شرق رود فرات را از امپراطوری اسکندر پس گرفته بودند، خاتمه داد و هم فتوحات اسکندر در هلال سبز و مصر را، که بعد از مرگ او به‌ ترتیب تحت حاکمیت جانشینان او، رومی‌ها و بیزانسی‌ها قرار گرفته بود، به‌طور کامل و دائم معکوس کرد.

این امپراطوری تازه که بر طبق دین محمد [ص]، اسلام، تأسیس و سازماندهی شده بود تا قبل از سال 732 بسیار پهناور شد- از آسیای میانه و شبه‌قاره هند تا اسپانیا و سلسله جبال پیرنه- اما قلب تمدن تازه‌ای که ایجاد کرده بود در مراکز تمدن قدیم، از ایران گرفته تا بین‌النهرین و شام- فلسطین و تا مصر، می‌طپید.

نهضت ترجمه عربی

اهمیت فتوحات عرب قبل از نهضت ترجمه

جای هیچ‌گونه مبالغه در مورد اهمیت تاریخی فتوحات اعراب نیست. مصر و هلال سبز برای اولین مرتبه بعد از اسکندر کبیر از نظر سیاسی، اداری و مهمتر از همه اقتصادی، با ایران و هند دوباره و به‌مدت بسیار طولانی‌تر از عمر کوتاه اسکندر متحد شد.

مرز اقتصادی و فرهنگی بزرگی که جهان متمدن را در طول یک هزار سال قابل از ظهور اسلام تقسیم کرده بود و مرزی که توسط دو رودخانه بزگ بین شرق و غرب ایجاد شده بود و باعث می‌شد قدرت‌های متخاصم در دو سوی آنها به وجود آیند، دیگر وجود نداشت.

همین امر باعث تسهیل جریان مواد خام و کالاهای ساخته شده، محصولات کشاورزی و اقلام تجملی، مردم و خدمات، فنون و مهارت‌ها، اندیشه‌ها، روش‌ها و نحوه تفکر می‌شد.

 تاثیر فرح‌بخش این واقعه با توجه به وقوع آن پس از جنگ‌های فاجعه‌آمیز بیزانس- ایران در طی سال‌های 630 – 570 که تمام منطقه را به ویرانی کشیده، مردم را قتل‌عام و تجارت را مختلف نموده بود، دو‌چندان بوده است.

علت این جنگ‌ها، همانند علت همه‌ درگیری‌های پی‌در‌پی بین یونانیان، رومی‌ها و بیزانسی‌ها از یک‌سو و ایرانی‌ها در سوی دیگر، موانع اقتصادی ناشی از تقسیم سیاسی خاور نزدیک به شرق و غرب بود. به‌طور مشخص، دسترسی سهل به راه‌های تجاری شرق- غرب ظاهراً اصل مسأله ناقشه بوده است.

قبل از شروع دوباره مخاصمات در پی مرگ ژوستینین در سال 565 جانشین او ژوستین دوم (حکومت 78-565) که کاملا از تاثیر نهایی جنگ بر تجارت آگاه بود، به منظور فراهم کردن دسترسی بیزانس به جاده ابریشم شمالی واقع در شمال دریای خزر با ترکان غز آسیای میانه وارد مذاکره شد.

صلح اسلامی و تأثیر آن بر نهضت ترجمه عربی

یکی از جوانب خاص رونق اقتصادی ناشی از وحدت شرق و غرب شایسته است به‌طور خاص مورد اشاره قرار گیرد. اگر چه، همان‌طور که انتظار می‌رود، تجارت بهره فراوانی از اوضاع تازه ناشی از «صلح اسلامی» برد اما در کشاورزی انقلابی رخ داد.

با از میان رفتن موانع موجود بین هند و مدیترانه شرقی، واردات منظم انواع سبزیجات، حبوبات و میوه‌ها به آسیای جنوب غربی و منطقه مدیترانه و پرورش انواع تازه‌ای از آن‌ها رواج یافت. علاوه بر آن فنون کشاورزی و دانش زراعت مضاعف و استفاده کامل از زمین‌های کشت نشده نیز منتقل شد.

بنابراین، انقلاب کشاورزی قرون اولیه بعد از فتوحات اعراب بیش از تجارت، که شاهد تداومی بی‌سابقه و گسترشی متناسب بود اما منافع آن اجباراً به طبقات بازرگان محدود می‌شد، ثروت امپراطوری را در اوایل تولید می‌کرد و به همه اقشار اجتماعی یعنی طبقات بالای مالک زمین‌ها و محصولات، کشاورزان فلاحت‌کننده، و طبقات پایین مصرف‌کننده که بالطبع وضعیت خوراکشان بهتر می‌شد، نفع می‌رسانید.

سرشناس ترین حامیان نهضت ترجمه

یکی دیگر از نتایج مهم فتوحات اعراب و شاید هم مهمترین عامل انتشار دانش به‌طورکلی، ورود فن کاغذسازی به دنیای اسلامی توسط اسرای جنگی چینی در سال 134/751 بود.

کاغذ در اولین دهه‌های عصر عباسی به‌علت تشویق و حتی دستور نخبگان حاکمه در استفاده از آن به‌سرعت جایگزین سایر مواد شد. جالب توجه است که اسامی برخی از انواع کاغذ‌هایی که در آن زمان ساخته می‌شد به‌نام برخی از سرشناس‌ترین حامیان نهضت ترجمه عربی نامگذاری شده بود، مانند جعفری که به نام جعفر برمکی و طلحه‌ای و طاهری و که به‌نام دو تن از افراد خاندان طاهریان نامگذاری شده بودند.

علاوه‌بر کاغذ، از میان رفتن موانع موجود بین شرق و غرب بین‌النهرین در پی فتوحات اعراب نیز منفعت فرهنگی شایانی را به‌طور ناخواسته به همراه داشت.

این‌کار باعث وحدت مناطق و مردمی شد که در طول هزارسال بعد از اسکندر کبیر در معرض یونانی‌مآبی قرار گرفته بودند اما موجب انزوای سیاسی و جغرافیایی بیزانسی‌ها و به‌عبارت دیگر مسیحیان ارتدکس خالسیسی Chalcedonian یونانی‌زبان شد. این مطلب از دو جهت دارای اهمیت است.

اول این که سیاست‌ها و اعمال انحصار طلبانه مذهبی «ارتدکسی» قسطنطنیه‌نشین در اصل موجب تفرقه دینی شد و باعث گردید که مسیحیان سریانی‌زبان به تفرقه مذهبی دچار شوند و این به انتقال نسطوریان به ایران انجامید. انتقال مؤثر این منبع مناقشه و تفرّق فرهنگی از مرکز سیاست اسلامی (دارالاسلام)، و متحدسازی ایشان تحت یک حاکمیت بی‌طرف، یعنی حکومت اسلامی، راه را برای همکاری و همنشینی فرهنگی بیشتر هموار کرد.

ثانیاً انزوای سیاسی و جغرافیایی بیزانسی‌ها موجب محفوظ ماندن جوامع مسیحی تحت حاکمیت دولت اسلامی و سایر ملل یونانی‌مآب اماکن بلاد اسلامی از دست قرون وسطی و رجعت بیزانس به یونانی‌مآبی در طی قرون هفت و هشت شد.

مسیر فرهنگی متفاوت قبل از نهضت

در حالی‌ که مسیحیان خالسیسی در رد سنت‌های مشترکان بر سر نقاشی‌ها و تصاویر با یکدیگر مناقشه و رقابت می‌کردند، مسیحیان سریانی‌زبان که در پی فتوحات اعراب علاوه بر جدایی اعتقادی از خالسیسی‌ها از نظر سیاسی هم از آن‌ها جدا شده بودند، در مسیر فرهنگی متفاوتی پیش می‌رفتند.

سریانی‌زبان‌ها تا این زمان مطالب غیرمذهبی یونانی را به‌خوبی قرار گرفته و آن‌را در مراکز اصلی مسیحیت شرقی در تمام هلال سبز، از الرها Edessa و قنسرین Qinnasrin در غرب گرفته تا نصیبین Nisibis و موصل در شمال بین‌النهرین و تا جندی‌شاپور در غرب ایران- اگر فقط به بعضی از مشهورترین مراکز اشاره کنیم- استوار کرده بودند.

اگر بخواهیم براساس ظهور عالمان دارای زمینه قوی آموزش یونانی در اوایل عهد عباسی قضاوت کنیم، همین جو بی‌تردید بر مجامع مونوفیزی Monophysite [مسیحیان قائل به وحدت طبیعت واحد مسیح. وم نسطوری هم حاکم بوده است. 

شاهد آن هم دیر قنی Dayr Qunna در جنوب بغداد و در کنار دجله [EI II, 197]، محل یک دیر بزرگ و پررونق نسطوری بوده است که ابوبشر متی‌بن‌یونس [EI VI, 844-5]، بنیانگذار مکتب ارسطویی در بغداد در اوایل قرن ده، در آن درس می‌خواند و درس می‌داد. غیر از مراکز مذهبی، شهرهای بزرگ ماقبل اسلامی نیز دارای سنت آموزشی یونانی بودند.

الحیره در نزدیکی فرات در جنوب عراق و مرکز لخمیان [EI III, 578-81] معرف باشد. حداقل دو مرکز دیگر را هم می‌توان به این مراکز عمده آموزش علوم یونانی افزود که در دو نقطه مقابل یکدیگر در دو انتهای این منطقه مشتمل بر جهان یونانی‌مآب و زادگاه بعدی نهضت ترجمه عربی – یونانی عباسیان قرار داشتند که یکی حران Harran (Carrhae) در شمال بین‌النهرین و جنوب الرها [EI III, 227-30] و دیگری مرو در دورترین نقطه شمال شرق ایران و بر دروازه‌های آسیای میانه[EI VI, 618-21] بود.

مرکز اولی حتی تا اواسط قرن ده هم غیرمذهبی بود و بسیاری از آراء،عقاید و اعمال یونانی را، که ظاهراً در مراکز دیگر به‌دست فراموشی سپرده شده بود، زنده نگه می‌داشت در‌حالی‌که مرکز دوم، یونانی‌مآبی غلیظی را، همانند نسخه زرتشتی‌گری آن که نقش بسیار مهم در اوایل عهد عباسی ایفا نمود (به فصل 2 بخش 5 رجوع کنید)، با نسطوریت به همان اندازه یونانی‌مآب شده، درآمیخته بود.

ما در مورد نحوه آموزش و مطالعه علوم غیردینی یونانی در این مراکز اطلاع مستقیم زیادی نداریم اما می‌توان تصوری از اعمال این مدارس در زمان حنین‌بن‌اسحاق به قلم خود او که روش‌های آموزش اواخر عهد باستان در اسکندریه را با زمان خود مقایسه می‌کند به‌دست آورد:

[اعضاء مدرسه طب در اسکندریه] هر روز برای خواندن و مطالعه یکی از متن‌های اصلی [در کتاب‌های الینوس] جمع می‌شدند، درست همان‌طور که امروزه همکاران مسیحی ما هر روزه برای [مطالعه] یک متن اصلی از قدما در مراکز تعلیم به نام اسخوله skhole جمع می‌شوند. بقیه کتابها را به‌طور انفرادی می‌خواندند- هر کس به‌تنهایی برای خود و بعد از تمرین با کتاب‌هایی که ذکر کردم- درست همان‌طور که همکاران ما امروزه شرح و تفاسیر کتب قدما را می‌خوانند.

این عبارت حنین به‌طور مشخص به‌شرح نحوه تعلیمات در طب می‌پردازد و معلوم نیست که فرض صحت این توصیف در مورد سایر رشته‌ها به‌طور کلی صحیح باشد اما تقریباً اطمینان داریم که منطق به شکل سه یا چهار کتاب اول ارغنون ارسطو جزو تعلیمات رسمی بوده است. نجوم وستاره‌شناسی بطلمیوسی هم شاید تعلیم داده می‌شد هر چند که این رشته‌ها بیشتر توسط عالمان ایرانی، که برای مبادله اطلاعات در زمینه تحولات آن با همتایان هندی خود هم در تماس بودند، ترویج می‌شد.

تسلط به زبان های مختلف برای ترجمه در دنیای عرب

با طلوع اسلام همه این مراکز از نظر سیاسی و اداری متحد شدند و مهمتر از هر چیز این بود که عالمان این مراکز می‌توانستند بدون نیاز به التزام به نسخه رسمی «سنت»، صرفنظر از مذهب رسمی، مطالعات خود را انجام داده و با یکدیگر ارتباط داشته باشند. به همین علت این منطقه در طول قرن هفتم و هشتم شاهد ظهور عالمان «بین‌المللی» متعددی بود که در رشته خود کاملاً فعال و به زبان‌های مختلف مسلط بودند.

سوروس نصیبینی Severus of Nisibis (م. 7/666)، که به زبان‌های فارسی، یونانی و سریانی کاملاً مسلط بود و شاگردش یعقوب الرهاوی Jacob of Edessa (م.708)، نماینده اصلی «یونانی‌مآبی مسیحی»، نمونه‌هایی از این عالمان در قرن هفتم هستند.

تیوفیل الرهاوی (م. 785) و استفانوس فیلسوف (بعد از 800 م.) دو تن از این عالمان در قرن بعد هستند که کاملاً با منابع یونانی، سریانی، پهلوی و ( از طریق پهلوی با) هندی آشنا بودند و علی‌رغم شهرت کمترشان در انتقال ستاره‌شناسی به‌اندازه آن دو مهم هستند. 

تیوفیل منجم و مشاور نظامی دربار المهدی عباسی بود و تألیف کتابی درباره ستاره‌شناسی نظامی از جمله کارهای اوست درحالی‌که استفانوس، شاگرد یا همشاگردی او، در بین‌النهرین کار می‌کرد و در دهه 790 به قسطنطنیه سفر کرد و در آن‌جا رساله‌ای در مدح ستاره‌شناسی نوشت که به‌نظر می‌آید علوم ریاضی را دوباره در بیزانس رواج داده باشد.

ماشاء‌الله و نوبخت، همکار و معاصران بین‌المللی آنها، از طریق منابع عربی شناخته‌شده‌تر هستند. این دو، که اولی یک یهودی ظاهرا    ایرانی‌الاصل از اهالی بصره و دومی یک ایرانی بود، زیج تعیین‌کننده تاریخ شروع بنای بغداد (30 ژوئیه 762) را برای المنصور عباسی محاسبه کرده بودند.

آنچه که لازم است در مورد این عالمان در شرایط جدید ناشی از فتوحات اعراب و از میان رفتن موانع سیاسی و دینی مورد توجه قرار گیرد این است که آن‌ها نماینده سنتهای زنده علمی و متخصصان رشته‌های خاص خود بودند.

شبکه مترجمین چند زبانه

آنها به چند زبان مسلط بودند و در نتیجه می‌توانستند به مطالب علمی تألیف‌شده به زبان‌های دیگر، غیر از یونانی، هم دسترسی داشته باشند. آن‌ها به‌صورت حضوری از طریق سفر و یا از طریق مکاتبه با یکدیگر ارتباط داشتند و بالاخره و از همه مهمتر این‌که آن‌ها به علت همین چندزبانه بودن مسئولیت انتقال دانش، بدون ترجمه آن، را به‌عهده داشتند. این مطلب، حضور ظاهراً یک‌شبه متخصصان متعدد در دربار عباسی را پس از تصمیم سیاسی آن‌ها برای متمرکز ساختن تلاش‌های عالمان موجود و پشتیبانی از ترجمه منابع مکتوب، توجیه می‌کند.

بخش قبل – مقدمه کتاب

 

جدیدترین ها

مطالب مرتبط