آغاز تأملاتی در ادبیات جهان و ترجمه
باید[کار را] از جایی شروع کرد و «تأملاتی در ادبیات جهان» تلاش داشت با تمرکز بر پدیدار شدن رمان مدرن از چگونگی کارکرد سامانه جهان ادبی طرحی بزند: [رمان] پدیدهای که میتوان بهراحتی [از سایر پدیدهها] جدایش کرد، در همۀ جهان مطالعه شده و درنتیجه موضوع بسیار مناسبی برای کار تطبیقی است. من همچنین اضافه کردم که رمان «یک مثال است نه یک مدل و البته مثال من بر اساس زمینهای [رشتهای] که میشناسم (در جای دیگر چیزها ممکن است متفاوت باشد).» و البته درجاهای دیگر چیزها متفاوت هم هست. پرندر گست میپرسد: «[حتی] اگر بتوان رمان را تماماٌ دارای بار سیاسی دید این موضوع درباره دیگر ژانرها صدق نمیکند. نمایشنامه با اضطراب [وتنش] کمتری [بین زبانها] جابهجا میشود… . فرمول [مورتی] درباره شعر غنایی چطور جواب خواهد داد؟«و کریستال میپرسد:» چرا شعر از قوانین رمان پیروی نمیکند؟»
تردید دارم! پترارکسیم3چه میشود؟ پترارکسیم با سنن غنایی فرم گرفتهاش پیش رفت، و (حداقل) به اسپانیا، پرتغال، فرانسه، انگلستان، ولز، کشورهای پست [هلند، بلژیک و لوکزامبورگ] قلمروهای آلمانی، لهستان، اسکاندیناوی، دالماتیا (و بهنظر رولاند گرین، جهان جدید[آمریکا]) گسترش یافت. تا آنجا که به عمق و مدتزمان [تأثیر] پترارکسیم مربوط است، نسبت به این ادعای قدیمی ایتالیایی تردید دارم که پیش از پایان قرن شانزدهم، بیش از دو هزار غزل در اروپا به تقلید از پترارک نوشتهشده بود. اما باز بهنظر میرسد اختلافنظر اصلی نه بر سر حجم کلان واقعیات مسلم بلکه کلان بودن کلانیت آنهاست که از یک قرن (طبق نظر ناواراته و قوچیلا) تا دو قرن (به گفته مانرو سورولا، کندی) سه قرن (در نظر هافمایستر و خود کریستال) یا پنج قرن (گرین)متغیر است. در مقایسه با بسط موجگونه این بهقول هافمایستر، «زبان رابط شاعران عشق» [درباره شعر پترارک] «واقعگرایی» رمان غربی [و گسترش آن در جهان] همچون مدی زودگذر است4.
درهرحال تصور میکنم که در شرایط برابر جنبشهای ادبی بر سه متغیر کلی بازار بالقوه یک ژانر فرمگیری کلی آن و استفاده آن از زبان استوار است و بین چند حالت قرار دارد: از انتشار موجگونه فرمها با بازاری بزرگ تا فرمولهای سفتوسخت و سبک سادهشده (مثلاً در رمانهای ماجراجویانه) تا ثبات نسبی ژانرهایی که ویژگیشان بازاری کوچک منحصربهفردی تعمدی و غلظت زبانی است(همچون شعر تجرب). در این الگو، رمان نمایندۀ تمام سامانه [ادبی] نیست بلکه نماینده بخشی از آن است که قابلیت جابهجایی ادبیات جهان خواهد شد. اگر «تأملاتی در ادبیات جهان» در این مورد خطا کرده اشتباه بوده و هرچه بیشتر در مورد انتشار بینالمللی نمایشنامه، شعر و غیره میآموزیم (در اینجا پژوهش دونالد ساسون روی بازارهای فرهنگی بسیار ارزشمند است) این اشتباه بهراحتی تصحیح خواهدشد5. راستش اگر مشخص شود تمام ادبیات « پیرو قوانین رمان» است بسیار ناامید خواهم شد اینکه یک شرح همهجا درست از آب دربیاید به نظر غیرواقعی و بهطرز خارقالعادهای ملالآور است. اما پیش از پرداختن به گمانهایی انتزاعی باید بیاموزیم که واقعیتهای مسلم و مهم تاریخ ادبی را در حوزههای تخصصیمان به اشتراک بگذاریم. بدون کار جمعی ادبیات جهان همواره سرابی باقی خواهد ماند.