نظریههای پست مدرنیستی در سیاست ترجمه بر این باور استوارند که تلاقی فضاهای زبانی، جغرافیایی و سیاسی و برخورد با دیگری به زمینههای فکری، احساسی و تجربی جدیدی منتج میشود. در حقیقت فرهنگها به کمک ترجمه به مقدار زیادی دربارهی یکدیگر آموختهاند.
در طی قرنها ایدهها و مفاهیم، از جمله عقاید و مفاهیم سیاسی، بین فرهنگها و ملتها در سفر بودهاند. اما در همهی موارد تجربهکردن دیگری منجر به درک متقابل نشده است. همانطور که پیم (124: 1998) اشاره میکند، کار مترجمان ممکن است «به جای اینکه بین فرهنگها پلی بزند، بین آنها جدایی بیفکند، به جای اینکه تصویر دیگری را تکثر بخشد، آن را از بین ببرد و به جای حرکت دادن به سمت درک مشترک به سوی بیاعتمادی فرافرهنگی پیش ببرد».

برای درک این پدیده لازم است که دربارهی سیاست ترجمه و پرسشهای مربوط به آن بیشتر تأمل کنیم: چه کسی تصمیم میگیرد چه متنی ترجمه شود؟ مترجمان را چه کسانی انتخاب میکنند و تعلیم میدهند؟ چه تعداد مترجم برای چه ترکیبهایی زبانی؟
مثالی برای روشن شدن مطلب “سیاست ترجمه”
برای مثال، بعد از 11 سپتامبر، رابرت اس مولر، رئیس اف بی آی، اعلام کرد که اف بی آی به مترجمان، به خصوص مترجمان عربی، نیاز مبرم دارد. اف بی آی «ناگهان» متوجه شده بود که برای ترجمهی اسناد به تعداد کافی مترجم ندارد. چنانکه واشنگتن پست (24 سپتامبر 2001) اشاره میکند به مترجمهایی نیاز بود که از لحاظ زبانی و جنبههای فرهنگی و ایدئولوژیکی زیربنای توانمند باشند.
این مطلب روزنامهها در اوایل سال 2003 که آمریکا مخالفان عراقی را در اردوگاهی در مجارستان به عنوان مترجم و مترجم شفاهی تربیت میکند تا بعد از پایان جنگ (یا طبق گفتمان رسمی دولت بوش «وقتی که کشور آزاد شود») به عراق اعزام شوند را میتوان به مثابهی تغییر در سیاست ترجمهی این کشور تعبیر کرد.
نقش گفتمان سیاسی در ترجمه
در ابتدای این مقاله، در تعریف گفتمان سیاسی به چهار نقش راهبردی اشاره کردیم (1- اجبار 2- مقاومت، مخالفت و اعتراض 3- پنهانسازی 4- مشروعیت بخشی یا مشروعیتزدایی) که با اتکا به آنها میتوان موقعیتها و فرآیندهای سیاسی را به انواع گفتمان و سطوح ساخت گفتمان ربط داد.
این نقشها را میتوان در ترجمه نیز، هم در سطح کلان و هم در سطح خرد، به صورت زیر به کار برد:
اجبار: قدرت میتواند به روشهای زیر اعمال شود: کنترل دست یابی به اطلاعات، برای مثال انتخاب متنهای مبداء برای ترجمه در دسترس قرارگرفتن در فرهنگ بومی (در مورد موضوعها، نویسندگان و فرهنگها)، کنترل محصول نهایی، استفاده از ترجمهها در خدمت مسائل بومی (یعنی سیاست ترجمه، مناسبات قدرت، راهبردهای نشر، سانسور)
مقاومت، مخالفت و اعتراض:
بسیاری از راهبردهای گفتمانی را که قدرتمندان برای اعمال اجبار مورد استفاده قرار میدهند ممکن است کسانی که خودشان را قدرت مخالفت میدانند، در جهت خلاف به کار گیرند.
مترجمان خودشان میتوانند در انتخاب متنهای مبداء برای ترجمه و دردسترس قرار دادن آنها فعال باشند. در نتیجه میتوانند کاری کنند که مخاطب بوی «دیگری» را درک کند، و میتوانند به اقلیت فراموش شده و ستمدیده «صدایی» بدهند (سیاست ترجمه). مقاومت همینطور میتواند به معنی مقاومت در برابر رفتارها و راهبردهای غالب ترجمهی و نوآور بودن باشد (قس. بیگانهسازی، مقاومت، هنجارها و تعهد).
پنهان سازی
کنترل اطلاعات به لحاظ کمی و کیفی، یعنی جلوگیری از رسیدن اطلاعات به مردم با در دسترس نگذاشتن متنها برای ترجمه، یا انتخاب و استخراج تنها بخشهایی از متنهای مبداء برای ترجمه، یا مثلاً انتشار عمدی ترجمههای بیدقت (سیاست ترجمه، اخلاق و نیز ترجمهی سیاست، زیرا ممکن است صاحبان قدرت نخواهند که مردم از آرای سیاسی متعلق به خارج از مرزها اطلاع داشته باشند)؛ نیز نک. به بحث دربارهی ترجمهپذیری قرآن، که در صورت ترجمه شدن بیشتر به عنوان «تفسیر» مطرح میشود تا ترجمه، هلیدی 2001.
مشروعیت بخشی و مشروعیت زدایی
مثبت جلوهدادن خود ومنفی جلوهدادن دیگری، چه به صورت آشکار و چه پنهان، با استفاده از راهبردهای خاص ترجمه و نیز با استفاده و سوءاستفاده از متنها برای هدفهای ایدئولوژی ملی.
برای مثال کادریک و کایندل (1997) نشان دادند که چگونه ترجمههای مجموعه کتابهای مصور آستریکس[1] به زبان کروات احساسات منفی را نسبت به صربها، یعنی دشمنان جنگ قبلی، قوت بخشید (سیاست ترجمه، اخلاق).
ترجمهها به مثابهی محصول و به مثابهی فرآیند، میتوانند رفتارها، هنجارها و محدودیتهای اجتماعی ـ فرهنگی و سیاسی را که در حوزهی گفتمان سیاسی اهمیت دارند، برجسته سازند. از این رو، ترکیب مفاهیم و روشهای مطالعات مدرن ترجمه و تحلیل گفتمان سیاسی به مطالعهی جامعتر گفتمان سیاسی میانجامد.
در ادامه بخوانید: نقش ترجمه در روابط دیپلماتیک