یکی از موارد مورد توجه در تحلیل گفتمان سیاسی و نیز تحلیل گفتمان انتقادی، تأمل نقادانه دربارهی استفادهی راهبردی از مفاهیم یا کلیدواژههای سیاسی برای رسیدن به اهداف سیاسی موردنظر است. امروزه در زبانشناسی جدید به طور کلی برسر این موضوع که واژهها معانی ذاتی و ثابت ندارند، اتفاقنظر وجود دارد. کاربران زبان معنی را در بافت ارتباطی تعیین میکنند و در این فرآیند معناسازی، اطلاعات موجود در متن با دانش و مدلهای ذهنی قبلی کاربران، در تعامل قرار میگیرد (قس. ون دایک 2002). مفاهیم سیاسی نیز متناسب با گفتمان یک گروه سیاسی یا فرهنگی هستند و بنابراین محل مجادلهاند. زمینهی تجربی و اجتماعی ـ فرهنگی کاربران زبان نیز در بررسی ترجمه باید در نظرگرفته شود. قسمت زیر که از یک مقالهی روزنامهای برگرفته شده است نشان میدهد که چگونه انتخاب یک واژهی خاص در ترجمه، به اتهامزنی به یک سیاستمدار منجر شده است.
(3)
“Hungarian Prime Minister Viktor Orban has been accused of breaching EU entry criteria by using a term synonymous with Nazi-era Germany. […] he used the word Lebensraum (living space’) in a debate about granting preferential treatment to ethnic Hungarians from neighbouring states. The term was notoriously used by Adolf Hitler, when he talked about providing Germany with ‘living space’ in the east.
`This language is distasteful,’ said Watson. ‘The sentiments it betrays are incompatible with the Copenhagen criteria for entry into the EU.’ […] But a spokeswoman for Orban said he had actually used the Hungarian word eletter.While this could be translated as lebensraum in German, it also corresponds to the English term ‘room for manoeuvre’, the spokeswoman added.» (The European Voice 14-20 February 2002)
[نخست وزیر مجارستان ویکتور اوربان متهم شده است که با به کاربردن اصطلاحی مترادف با یک اصطلاح آلمان دورهی نازیسم، ضوابط مربوط به عضویت در اتحادیهی اروپا را نقض کرده است. […] او در بحثی دربارهی اعطای امتیازات ویژه به مجار تبارهای کشورهای همسایه از واژهی Lebensraum «فضای زندگی» استفاده کرده است. این اصطلاح را آدولف هیتلر زمانی که از فراهم آوردن «فضای زندگی» برای آلمان در شرق سخن میگفت آشکارا به کار برده است.]
واتسن گفت: این شیوهی بیان زننده است. احساساتی را بر میانگیزد که با معیارهای کپنهاک برای ورود به اتحادیهی اروپا در تضاد است. اما خانمی که سخنگوی اوربان است گفته که او در حقیقت از واژهی eletter استفاده کرده است. این سخنگو افزود با وجود این که میتوان این واژه را در زبان آلمانی به lebensraum ترجمه کرد، با اصطلاح «فضای مانور» در زبان انگلیسی نیز برابر است (صدای اروپا 14- 20 فوریه. 2002)
این مثال میانجیگری چندگانهی ترجمه را بازتاب میدهد. یک سیاستمدار انگلیسی با اشاره به واژهای که در ترجمه به آلمانی ظاهر شده از یک سیاستمدار مجارستانی انتقاد میکند. اوربان در سخنرانیاش توصیه کرده بود که فضای زندگی (eletter) اقتصادی مجارستانیهای آن سوی مرز با فضای زندگی اقتصادی مجارستانیهای مقیم مجارستان پیوند بخورد، تا اقتصاد ملی بهتر بتواند عمل کند. گرچه (eletter) به سیاستهای هیتلر اشاره دارد، این واژه منحصراً به واژگان حزب نازی تعلق ندارد. این واژه در مورد دیگری نیز در زبان مجاری به کار برده میشود مثلاً در زمینهی رفتار حیوانات یا در اسم برخی بنیادها ( Magyar Eletter Alaptivany ـ بنیاد فضای زندگی مجارستان) دیده میشود که در هیچیک از این موارد بار معنایی منفی ندارد. در پی انتقادهایی که از خارج از کشور صورت گرفت، در مجارستان هم مفهوم سیاسی این واژه موجب عکسالعملهایی گردید. بدین معنا که این مجادله براساس یک ترجمه و انتخاب واژگانی مترجم (که شاید عمدی نبوده، یا به دلیل ناآگاهی از تداعی معانی، یا تحت فشار زمان صورت گرفته است)، مورد سوءاستفادهی سیاستمدارانی قرار گرفت که مخالف پیوست کشورهای کمونیستی سابق به اتحادیهی اروپا هستند.
با این حال، در مواردی به مترجمان کتبی و شفاهی توصیه میشود که از واژههایی استفاده کنند واز واژههای دیگری بپرهیزند. ترجمهی کتبی و ترجمهی شفاهی به عنوان دو روش ارتباطی در مشخصههایی با هم مشترکند، اما دارای ویژگیهای متفاوتی نیز هستند. مترجمان شفاهی برخلاف مترجمان کتبی در رویداد ارتباطی حضور دارند و خود قابل رویتاند. اما به هر حال هم مترجمان کتبی و هم مترجمان شفاهی در موقعیتی کار میکنند که با اهداف اجتماعی و ایدئولوژیک شکل گرفته، که به خصوص در زمینهی مسائل سیاسی بسیار واضح است. برای مثال هرمان کوسترر، مترجم همزمان اولین صدراعظم آلمان، کنراد آدنویر، و رئیس جمهور فرانسه شارل دوگل، میگوید در سال 1962 یکی از وزرای آلمانی به او توصیه کرده هر وقت کلمهی union در زبان فرانسه به معنی روابط دوجانبه مطرح شد از به کارگیری کلمهی Union (آلمانی) بپرهیزد. به او توصیه شده بود که به جای این واژه از واژهی مترادف آن یعنی Zusammenschluss استفاده کند، که از نظر سیاسی حساسیت کمتری ایجاد میکند. علت این بوده که دولت آلمان در آن زمان به خاطر بحران تسلیحاتی کوبا تأکید بیشتری بر برقراری روابط با آمریکا نسبت به فرانسه داشته است.
انگیزههای سیاسی دیگری موجب به دستآمدن دو ترجمهی آلمانی از موافقتنامهی چهار جانبه در برلین غربی در سال 1971 شد. متنهای اصلی به زبانهای انگلیسی، فرانسه و روسی بود. در پاراگرافی از این موافقتنامه که به روابط بین برلین غربی و جمهوری فدرال آلمان اشاره شد، از رو به گسترش بودن ties سخن به میان آمده است. واژهی انگلیسی ites (که در نسخهی فرانسوی موافقتنامه liens آمده است) در نسخهی آلمانی شرقی به verbindung و در نسخهی آلمان غربی به Bindungen ترجمه شد. واژهی verbindung درمقایسه با Bindungenبه روباطی نه چندان محکم اشاره دارد. (نک. کاده 579: 1980) اگرچه هیچکدام ازاین دو نسخهی آلمانی سند رسمی سیاسی معتبری به حساب نمیآمد، تصمیمهای سیاسی و گامهای عملی با ارجاع به همین عبارت پردازی توجیه شدهاند. (یعنی Bindungen یا verbindunge). انتخاب واژگانی در بافتهای سیاسی فقط مربوط به زمان گذشته نیست بلکه در مثالهای زیر نیز قابل مشاهده است. به مثال زیر توجه کنید: مجلهی آلمانی اشپیگل در گزارشی در آوریل 2002 در مورد خاورمیانه، با موشه کاتزاو، رئیس جمهور اسرائیل، مصاحبهای انجام داد. روز بعد روزنامهی انگلیسی زبان تایمز با نقل قسمتهایی گزیده از این مصاحبه گزارشی ارائه کرد. همین جنبهی گزینش اطلاعات نیز خود در تحلیل گفتمان سیاسی مورد توجه قرار میگیرد (چه قسمتی انتخاب شده و چرا؟) تحلیل گفتمان سیاسی همچنین به کاربرد گفتمانی اطلاعات انتخاب شده توجه نشان میدهد (مفهوم فرمولسازی مجدد، بافتسازی مجدد، بینامتنیت؛ مثلاً نک. سائر 1996، فرکلاف 1995). بافتسازی مجدد از دیدگاه مطالعات ترجمه از حوزههای مورد علاقه ی نگارندهی این مقاله است.
(4) a
Der Spiegel: In Europa wird inzwischen Handelssanktionen debattiert.
Kazaw: Europa macht einen Fehler. Ich habe keine Angst vor Okonomischem Schaden. Aber Europa vergisst, dass wir gegen Terror kampfen. Dem sollten sich die Europaer anschlief3en. Doch ihre Position ermutigt Terror. Sie haben das falsche Ziel im Visier. […] Der Spiegel: Deutschland denkt sogar fiber eine Teilnahme an einerintemationalen Nahost-Schutztruppe nach. Konnen Sie sich deutsche Soldaten in Israel vorstellen?
Kazaw: Unsere Erfahrung mit Uno-Truppen ist nicht gut. Im Sildlibanon marschieren die Hisbollah-Kampfer einfach an den Blauhelmen vorbei and greifen uns an. Uno-Truppen konnen keinenTerror stoppen. (Der Spiegel 15 April 2002)
[اشپیگل: در این اثنا حتی در اروپا هم درباره ی تحریمهای تجاری بحث می شود.
کتزاو: اروپا اشتباه میکند. من هیچ ترسی از ضرورهای اقتصادی ندارم. اما اروپا فراموش میکند که ما علیه تروریسم مبارزه میکنیم. خوب است که اروپاییها به این مبارزه ملحق میشوند، چراکه موضع آنها به ترور دامن میزند. اروپاییان هدف نادرستی در ذهن دارند.
اشپیگل: آلمان حتی به شرکت در یک قوای نظامی محفاظ فکر میکند. آیا میتوانید وجود سربازان آلمانی را در اسرائیل تصور کنید؟
کتزاو: ما تجربهی خوبی با قوای نظامی سازمان ملل متحد نداریم. جنگجویان حزبالله با کلاهخودهای آبی در جنوب لبنان بدون مشکل رفت و آمد میکنند و ما را مورد حمله قرار میدهند. نیروهای سازمان ملل نمیتوانند جلوی تروریسم را بگیرند. (اشپیگل 15 آوریل 2002)]
در نسخهی آلمانی میتوان طرح پرسش و پاسخ را مشاهده کرد که در تایمز به صورت گزارش خبری درآمده اما بعضی از جوابهای کتزاو به صورت نقل قول مستقیم آورده شده است.
«Europe is making a mistake,» Mr Katzav told the German news magaZine Der Spiegel. «Europe forgets that we are fighting a war against terror which they should be part of. Yet their position encourages terror, they have the false target in their sights.» […] President Katzav said yesterday: «Our experience with United Nations troops is not good.» He added that in southern Lebanon «Hizbollah fighter’s simply marched past the peacekeepers and attacked us. UN troePs cannot stop terror.» (The Times 15 April 2002)
[آقای کتزاو به مجلهی خبری اشپیگل گفت: اروپا اشتباه میکند. اروپا فراموش کرده که ما علیه تروریسم میجنگیم و آنها باید بخشی از این مبارزه باشند. با اینحال وضعیت آن ها ترور را تشویق میکند. آنها هدفی اشتباه را دنبال میکنند. رئیس جمهور کتزاو دیروز گفت: تجربهی ما از نیروهای سازمان ملل خوب نیست. وی افزود که در جنوب لبنان جنگجویان حزبالله به راحتی قدم رو از کنار صلحبانان گذشتند و به ما حمله کردند. نیروهای سازمان ملل نمیتوانند ترور را متوقف کنند.]
در هیچیک از دو متن، به زبان اصلی مصاحبه (که احتمالاً زبان عبری بوده) اشارهای نشده است اما از آنجایی که متن انگلیسی از روی متن آلمانی ترجمه شده است، نسخهی آلمانی در جایگاه متن مبداء قرار میگیرد. با مقایسهی این دو متن به نکات قابل توجهی پی میبریم. در متن آلمانی از زبان حال افعال استفاده شده (مانند “marshieren… vorbei, greifen …an” که نشاندهندهی استمرار و رفتار معمول است اما در متن انگلیسی گذشتهی ساده به کار رفته که به وقوع یک حادثه در گذشته اشاره دارد (“marched past, attacked” همچنین اضافه کردن واژهی war در نسخهی انگلیسی نشاندهندهی ملاحظات ایدئولوژیکی است.
(“dass wir gegen Terror kampfen- we are fighting a war against terror”)
بعد از 11 سپتامبر، بوش رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که در مقابل تروریسم جهانی «جنگ»ی را آغاز میکند. این جمله با انتقاد گستردهای در کشورهای اروپایی روبهرو شد. مثلا در آلمان اکثر سیاستمداران و رسانهها به استفاده از واژهی “Krieg” («جنگ») اعتراض کردند و به جای آن، ترجیح دادند که از واژهی معتدلتر “Kampf” (به معنای fight / مبارزه) استفاده کنند. در سال 2002 خشونت در خاورمیانه از سر گرفته شد و همزمان با آن بار دیگر این بحث مطرح شد که آیا درست است عملیات انتحاری فلسطینیان را «تروریسم» و عملیات ارتش اسرائیل را در کرانهی باختری «جنگ علیه تروریسم» بنامند. دولت اسرائیل این حق را برای خود قائل است که از «جنگ علیه تروریسم» سخن بگوید، که یعنی نسخهی انگلیسی، گفتمان کتزاو را همارز با گفتمان رسمی دولت این کشور قرار داده است. از طرفی اگر متن آلمانی از متن عبری پیروی کرده باشد، از آوردن واژهی “Krieg” خودداری کرده و به همان نسبت نشاندهندهی ملاحظات ایدئولوژیکی است.
این مثال ممکن است ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد. علاوه بر این، موضع هر سیاستمدار، معمولاً به طور شفاف در کل متن مشخص میشود، حتی اگر به نظر برسد که در برخی از ریزساختارها مبالغه شده یا این که ناچیز شمرده شدهاند. اما متنها، که شامل ترجمهها نیز میشوند، نقش خود را در بافت اجتماعیشان ایفا میکنند و در متنهای دیگر به صورت نقل قول یا ارجاع آروده میشوند و در مورد آنها اظهارنظر میشود. در بافتهای بینامتنی و بیناگفتمانی براساس همین ترجمههاست که تفسیرها و تحلیلها صورت میگیرد. سیاستمداران و تحلیلگران سیاسی معمولاً به متنهای مبداء کاری ندراند و به تحلیلهای مقایسهای متن مبداء و متن ترجمه نیز توجهی نمیکنند. ترجمه در مقام متن، آنگاه که تولید میشود، حیات مستقل خود را آغاز میکند و پایه و مبدایی میشود که مردم براساس آن دانش و اطلاعات کسب میکنند.
در اینجا با مثالی نشان می دهیم که چگونه در نتیجهی ترجمه، مناقشهای سیاسی بین آلمان و انگلستان در مورد آیندهی اتحادیهی اروپا در سال 1994 درگرفت. در ترجمهی متن انگلیسی از متن آلمانی، واژهی “hard core” معادل “fester Kern” قرار داده شده بود. این سند مربوط به گروه پارلمانی حزب دموکرات مسیحی (CDU)/ حزب سوسیال مسیحی آلمان (CSU) بود و ولفگانگ شابل (رهبر وقت نمایندگان حزب CDU) و کارل لامرز آن را نوشته بودند. در بخشی از این سند از اعضای اتحادیه درخواست شده بود که کشورهای متحد و یکپارچهی عضو، یک گروه داخلی تشکیل دهند، تا این گروه در آینده به یکپارچگی بیشتر اروپا کمک کند. در متن آلمانی این گروه داخلی “ein fester Kern” معرفی بوده بود.
(5)a
“Daher muB sich […] der feste Kern von integrationsorienterten and kooperationswilligen Landern, […] weiter festigen. Der feste Kern hat die Aufgabe, den zentrifugalen Kraften in der immer grolier werdenden Union ein starkes Zentrum entgegenzustellen and damit die Auseinanderentwicklung […] zu verhindem.”
(Uberlegungen zur Europaischen Politik, 1 September 1994, p. 7)
[بنابراین، باید هستهی مستحکم کشورهای مایل به همکاری محکمتر شود. این هستهی مستحکم موظف است که از طریق ایجاد یک مرکز قوی با قوای گریز از مرکز اتحادیه در حال گسترش مقابله کند و از روند از هم پاشیدگی جلوگیری بکند.]
این سند را مترجمان درون سازمانی در کشور آلمان ترجمه کردند و در دسترس خارجیان قرار دادند. یک روز بعد از انتشار خبر در آلمان گزیدهای از آن در روزنامهی گاردین با استفاده از همان ترجمهی آلمانی چاپ شد
b.
«[…] that existing hard core of countries oriented to greater integration and closer cooperation must be further strengthened. […] The task of the hard core is, by giving the Union a strong centre, to counteract the centrifugal forces generated by constant enlargement
d, thereby, to prevent […] drifting apart.» (Reflections on European olicy, 1 September 1994, p. 7, also The Guardian, 7 September 994)
[هستهی اصلی موجود که متشکل از کشورهایی است که به یک پارچگی بیشتر و همکاری نزدیکتر گرایش دارند […] باید بیشتر تقویت شود… وظیفهی هستهی اصلی این است که با فراهم آوردن مرکزی قدرتمند برای اتحادیه (اروپا) با نیروهای گریز از مرکزی که براثر بزرگتر شدن اتحادیه ایجاد میشوند مقابله کند و به این وسیله از متلاشیشدن اتحادیه جلوگیری کند (تأمل دربارهی سیاست اروپایی 1 سپتامبر 1994: 7 ایضاً گاردین 7 سپتامبر 1994]
مسائل بسیاری در چهارده صفحهی تایپ شدهی این سند وجود دارد، اما برجستهترین و قابل بحثترین مسئلهی سیاسی این سند مفهوم “hard core” است که معادل “Fester Kern”قرار داده شده است. واژهی “Fester Kern” در زبان آلمانی دارای بار معنایی مثبت است و مشارکتی همه جانبه و تزلزل ناپذیر را برای یکپارچگی اروپا تداعی میکند. اما انتخاب “hard core” لحن سند را در نسخهی انگلیسی به شکلی اساسی تغییر می دهد. “hard core” معمولاً همراه با اسامی چیزها و افرادی میآید که خشن، غیراخلاقی و اصلاحناپذیر باشند. بنابراین حکومت انگلیس و رسانهها استدلالی علیه کشورهای هستهی مرکزی (core) (و به خصوص آلمان) داشتند و سعی کردند که ایدههای خود را به تمام کشورهای عضو تحمیل کنند. جان میجر، نخست وزیر سابق انگلستان، در یک سخنرانی مهم در هلند در تاریخ 7 سپتامبر 1994 در واکنش به سند گفت «او خطری جدی در بحث “hard core’ احساس میکند و همچنین معتقد است که نباید یک “hard core” انحصاری از کشورها و سیاستها تشکیل شود.» (تایمز 8 سپتامبر 1994).
در نتیجهی این بحثها در بریتانیا، مفهوم استعماری coreدرگفتمان سیاسی کشور آلمان به تفصیل مورد بحث قرار گرفت. وقتی که ایدهی “Kerneuropa” شابل را زیر سؤال بردند و گفتند که این ایده یعنی فقط تعداد مشخصی از اعضا در فرآیند تصمیمگیری شرکت داشته باشند و به معنی کنار گذاشتن اعضای دیگر خواهد بود، او ایدهی خود را به استعارهای دیگر، یعنی magnet (آهنربا)، پیوند داد:
(6)
“Wir haben immer das Bild des Magnetfelds gebraucht: Der Kern zieht an and stoBt nicht ab.» (Der Spiegel 12 February 1996)
[ما همیشه استعارهی میدان مغناطیسی را به کار میبستیم: هسته دارای قدرت جذب است و نه دفع. (اشپیگل 12 فوریهی 1996)].
ترجمه از آلمانی به انگلیسی (ترجمهی نویسنده):
[We have always used the image of the magnetic field: the magnetic core attracts, it does not repel.-my translation, CS]
[ما همیشه استعارهی میدان مغناطیسی را به کار برده ایم، هستهی مغناطیسی جذب میکند، دفع نمیکند.]
از دیدگاه مطالعات ترجمه میتوان گفت که مترجم فقط برای بیان استعاری ارزش قاول شده (Kern-core) بدون اینکه به مفهوم استعماری زیرساختی توجهی نشان دهد (لیکاف و جانسون، 1980؛ شیلتون، 1996). نتیجه آن که در این میان بحثی داغ در بریتانیای کبیر و در کشور آلمان درگرفت که انگیزههای سیاسی داشت. و سرانجام آن، تبدیل یک استعارهی جهتی یعنی «کنترل داشتن به معنی در مرکز بودن است» (HAVING CONTROL IS BEING AT THE CENTER) به یک استعارهی ساختاری یعنی «اتحادیهی اروپا یک آهنرباست» (EU IS A MAGNET THE) بود. این مثال نشان میدد که راهحلهای ترجمهای میتواند برگفتمان سیاسی بینالمللی و به همان اندازه در سیاستگذاری تأثیرات خاصی داشته باشد.
بخش دوم : گفتمان سیاسی در ترجمه
2-2- گزینش و انتقال اطلاعات
میتوانید به صفحه ی اصلی کتاب برگردید و به کل فهرست کتاب نگاهی بیاندازید.